loading

ترس مقدس از خدا

نوشتۀ: ح.گ

مقاله ایی در چند قسمت

” بلکه به شما نشان میدهم که از که باید ترسید از او بترسید که بعد از کشتن قدرت دارد که به جهنم بیفکند بلی به شما میگویم از او بترسید.”(لوقا ۱۲:۵)

” پس ای عزیزان چون این وعده ها را داریم خویشتن را از هر نجاست جسم و روح طاهر بسازیم و قدوسیت را در خدا ترسی به کمال رسانیم.” ( دوم قرنتیان ۷: ۱ )

” نجات خود را با ترس و لرز به عمل آورید.” ( فیلیپیان ۲: ۱۳ )

خدا در انسان ترس مقدس را خلق میکند. شیطان به انسان عدم باور را میدهد و ما گاها در فرق گذاشتن بین این دو اشتباه میکنیم.” ( چارلز ه. اسپورژن)

تمامی شرارتها از بی احترامی به خدا نشات میگیرد. از آنجایی که ترس از خدا مانند یک دهنه است که شرارتهای ما را به کنترل در میاورد، برداشتن آن ما را در انجام هر گونه غرق شدن در شهوات جسمانی آزاد میسازد.” ( جان کلوین)

من به این باور راسخ رسیده ام که امروزه( پس از عصر صنعت و تکلنوژی) به ندرت در کلیسای غرب شما مبحث و یا تعلیم یا موعظه ایی در بارۀ ترس از خدا میشنوید. من این را در رابطۀ مستقیم با فساد و گناه پوشیده در کلیساها میدانم در تعالیم غلط و نادرست و بی شرم بعضی از کشیشان و رهبران مسیحی که گویی هرگز مسیح قدرت آن را ندارد تا ریاکاران و فاسدان را در آتش خشم خود نابود سازد هر چند اگر چه آنها نام مسیح را بر خود و ساختمان و فرقۀ خود دارند و مدام خداوندا، خداوندا میگویند.

و در مقابل آن، من همچنین به این باور رسیده ام که در کلیسای شرق و در نوایمانان مسیحی که خصوصا از دین اسلام به مسیحیت روی میآورند، انتظار دارند که هرگز با انها از ترس از خدا سخن گفته نشود، چرا که برای سالها و قرنها اجداد و پدران و مادران آنها از ترس از الله حرف زده اند. از حوادث و وقایعی که پس از مرگ بر سر غیر مسلمانان میاید و از اینرو آنها باید از الله بترسند. مشکل اینجاست این ترس اگر مقدس و درست بود میبایست به تقدس و پاکی و تمامی خصایل پسندیدۀ الهی منجر میشد، در اجداد ما، در سرزمین ما و در خود ما، ایا شد؟ چرا نشد؟ زیرا ترس تعلیم داده شده در دین اسلام، نشات گرفته از عدم دانش و شناخت خدا میاید. این ترس تعلیم داده شده ترسی ناشناخته است این آن خوف و ارعاب است. از اینرو ارعاب و وحشت و ترور باقی مانده است. و سوال اینجاست که آیا ما باید از انسان بترسیم یا از خدا؟ اگر ترس ما فقط از انسان باشد، خوف و خودمختاری و اقتدار انسان بر انسان است، و این آن حکومتهایی فاسدی بودند که در طول تاریخ بشری، مانند امپراطوری آشور، کشورهای کمونیست روسیه و چین، فقط ترس خود را در دل مردم گذاشتند و بر آنها حکومت کردند، این آن بردگی و اسارت است. این مقاله از این ترس شما را برحذر داشته و بر عکس شما را تشویق میکند که خدایی را بشناسید که در کلام مقدس خود از ما، انهایی که دل و جانشان به فیض الهی او رستگار شده، خواسته است که خوف و ترس او را دایما در دل داشته باشند. این تنها زمانی میسر خواهد شد که فرق این دو را بدانیم.

بیش از سیصد بار در طول کتابمقدس، عهد قدیم و عهد جدید از عبارت ترس از خدا سخن رفته است. ترس در زبان عبری چندین لغت دارد. ترسی که نشانۀ خوف و اضطراب از وقایع غیرقابل پیشگویی شده است. ترسی که ناشی از تهدید و وحشت از خطرات اطراف میباشد مثلا از تهدید دشمن و آن کسانی که قصد تاراج و غارت را دارند. این گونه ترس در طول عهد قدیم به قوت رد شده و خداوند بطور واضح و روشن از فرزندان اسرائیل میخواهد که در چنین مواقعی هیچ ترسی نداشته باشند و به او توکل کرده و به قوت و قدرت او ایمان داشته باشند، او که قادر است به آنها قوت دهد تا بر تمامی خوف و هراس فائق ایند. لیکن ترسی که به خدا ربط داده میشود در زبان عبری آن را ییرا میگویند. این ترس، ترس مقدس است. ترسی که از آن برکات الهی و ثمرات فراوان اسمانی در زندگی شخص جاری میسازد. کتابمقدس صریحا به ما فرمان داده شده است که ما هیچ ترسی نباید از انسان و قوتهای مخرب آسمانی داشته باشیم اما باید از خداوند بترسیم. این ترس، ترسی پر از احترام که مملو از قدوسیت و بزرگ کردن شخصیت خدای ماست میباشد.

در انجیل به قلم لوقا ما فرمایش عیسای مسیح را داریم که رو به شاگردان خود کرده و به آنها چنین تعلیم میدهد، ” لیکن ای دوستان من به شما میگویم از قاتلان جسم که قدرت ندارند بیشتر از این بکنند ترسان مباشید. بلکه به شما نشان میدهم که از که باید ترسید از او بترسید که بعد از کشتن قدرت دارد که به جهنم بیفکند بلی به شما میگویم از او بترسید.” ( لوقا ۱۲: ۴- ۵ ) لطفا دقت کنید که عیسای مسیح از شاگردان خود میخواهد که هرگز از کسانی که به دلیل ایمان آنها آنها را شکنجه و ازار داده و یا آنها را به شهادت میرسانند هرگز ترسی نداشته باشند. آنها فرزندان شیطان میباشند، به شیطان شاید قدرت داده شود که جسم ما را نابود سازد( مانند ایوب) اما به شیطان هرگز قدرت داده نشده که کسی را به جهنم بیاندازد. این قدرت مطلقا منحصر به خداست. عیسای مسیح از شاگردان خود میخواهد از این خدا ترس داشته باشند. و لطفا دقت کنید، نه یکبار بلکه سه بار از شاگردان میخواهد که از خدایی ترس داشته باشند که داور الهی و نهایی است. عبارت ترس در زبان یونانی فوبئو قید شده که کلمۀ انگلیسی فوبیا یا ترس از آن نشات گرفته است. ما بیش از هفتاد بار در طول کتابمقدس این عبارت ترس را که در رابطۀ مستقیم با خدا میباشد را میخوانیم.

 سفری در طول کتابمقدس در یافتن ترس مقدس از خدا

در فصل بیست و دوم کتاب پیدایش وقتی خداوند ایمان ابراهیم را به آزمایش درآورد و از او خواست تا اسحاق فرزند محبوب خود را که در سن پیری او و سارا برایش بدنیا آمده بود را در بالای کوه موریا قربانی کند، ابراهیم تماما از فرمان خدا اطاعت نمود. دلیل این اطاعت و سرسپردگی ابراهیم زمانی برای ما شکوفا میشود که در آیۀ دوازدهم میخوانیم، ” دست خود را بر پسر دراز مکن و بدو هیچ مکن زیرا که الان دانستم که تو از خدا میترسی چونکه پسر یگانۀ خود را از من دریغ نداشتی.” و وقتی که بار دیگر فرشتۀ خداوند از آسمان با ابراهیم سخن گفت به او چنین فرمود، “خداوند میگوید به ذات خود قسم میخورم چونکه این کار را کردی و پسر یگانۀ خود را دریغ نداشتی، هر اینه ترا برکت دهم وذریت ترا کثیر سازم مانند ستارگان آسمان و مثل ریگهایی که بر کنارۀ دریاست و ذریت تو دروازههای دشمنان خود را متصرف خواهند شد و از ذریت تو جمیع امتهای زمین برکت خواهند یافت چونکه قول مرا شنیدی.”( ایات ۱۶- ۱۷ )

ترس مقدس ابراهیم از خدا، به اطاعت مطلق او از خدا انجامیده بود و این اطاعت به حدی عمیق و زنده بود که ابراهیم حتی از قربانی کردن تنها فرزند خودش و سارا دریغ نکرد. این ترسی است که کتابمقدس از ما میخواهد داشته باشیم و هرگز از آن کوتاهی نکنیم. و این ترس ابراهیم از خدا، ترسی پر از احترام و فروتنی به خدا بود که ثمرۀ برکات الهی را برای ابراهیم به بار آورد. در هیچ کجای کتابمقدس شما نخواهید خواند که خداوند به ذات مقدس خودش سوگند یاد کرده باشد جز در این بخش از پیدایش.

این آن ترسی است که قابله های اسرائیلی از خدا داشتند(در حالی که هیچ ترسی از تهدید فرعون و خطر کشته شدن خودشان نداشتند) و بخاطر آن فرزندان پسر را که فرعون فرمان داده بود تا بکشند را نکشتند، و به دلیل این ترس مقدس آنها از خدا بود که موسی زنده میماند( پیدایش ۱: ۱۷- ۲۱). موسی به ما میگوید که بدلیل این ترس قابله ها از خداوند از اینکه پسران اسرائیلی را نکشتند، خداوند به آنها احسان نمود و “خانه ها برای ایشان بساخت.”  و دیگر شما مابقی ماجرا را میدانید!

این آن ترسی است که موسی از قوم اسرائیل میخواهد از خدا داشته باشند تا تن به گناه و شرارت ندهند و قواعد و آیین فرمان داده شده را با تمام دل و جان و روح خود اطاعت کنند و از آن دور نشوند.( خروج ۲۰: ۱۹- ۲۰ و تثنیه ۶: ۱- ۲ )

وقتی نویسندۀ کتاب ایوب در پی این است تا از شخصیت ایوب به ما بگوید او را چنین معرفی میکند، “در زمین عوص مردی بود که ایوب نام داشت و آن مرد کامل و راست و خداترس بود و از بدی اجتناب مینمود.” ( ایوب ۱:۱ ) و وقتی فرشتگان از جمله شیطان نزد تخت خدا جمع شدند. خدا رو به شیطان کرده و از او در بارۀ ایوب سوال میکند. از او چنین میپرسد، ” ایا در بندۀ من ایوب تفکر کردی که مثل او در زمین نیست، مرد کامل و راست و خداترس که از گناه اجتناب میکند.”(آیۀ ۸) جالب اینجاست! شیطان در پاسخ به خدا، وقتی قصد داشت تا شخصیت ایوب را مسخ کرده و به او اتهام بزند، به کامل بودن ایوب توهین نکرد، درستکاری او را به زیر سوال نبرد بلکه به خداترس بودن ایوب حمله کرد، و چنین گفت، “ایا ایوب مجانا از خدا میترسد؟” این باید ما را به این سوال برانگیزد که چرا خداترسی ایوب برای شیطان اینقدر اهمیت داشت و قصد کرد تا از این جبهه به ایوب حمله کند؟ این خداترسی ایوب بیهوده نبود، کوتاه مدت نبود، سطحی هم نبود که با فشارها و بیماریها و مصیبتی که بر ایوب وارد شد آن را از دست بدهد، بلکه در باور و ایمان ایوب به خدا تنیده شده بود. دقیقا به همین دلیل است که ایوب در ادامۀ سخنان خود با دوستان خود چنین اعتراف میکند:” اینک ترس خداوند حکمت است و از بدی اجتناب نمودن فطانت میباشد.” ( ایوب ۲۸: ۲۸ )

 

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!