loading

۲۰- فصل سوم آیات ۵- ۸

” ۵لکن اگر ناراستی ما عدالت خدا را ثابت میکند چه گوئیم آیا خدا ظالم است وقتی که غضب مینماید؟۶ بطور انسان سخن میگویم. حاشا!در این صورت خدا چگونه عالم را داوری خواهد کرد. ۷زیرا اگر به دورغ من راستی خدا برای جلال او افزون شود پس چرا بر من نیز چون گناهکار حکم شود؟۸و چرا نگوییم چنانکه بعضی بر ما افترا میزنند و گمان میبرند که ما چنین میگوییم بدی بکنیم تا نیکویی حاصل شود که قصاص ایشان به انصاف است.”

در بالاتر پولس رسول بارها تکرار نمود که خشم و غضب خدا بر آنانی که خدا را شناختند و یا ادعای شناخت او را داشتند یا شریعت او را داشتند یا بدون شریعت او بودند اما دانش او را داشتند اما آنطور که شایستۀ او بود او را نستودند وارد خواهد آمد. خیلی از انسانها این تنبیه و این خشم خدا بر علیۀ گناه را نمیتوانند بپذیرند. خدا گناه را تنبیه میکند و این نشان عدالت اوست. کمااینکه نیکی را پاداش میدهد و این نیز نشان عدالت اوست. مزمور نویس میگوید:” عدالت و انصاف اساس تخت تو است.” ( مزمور ۸۹: ۱۴ و مزمور ۹۷: ۲ و ۹۹: ۴ ) بنظر من پولس در آیۀ ۵ سوال دو گروه را میپرسد: گروه اول که چون گناه میکنند و عدالت خدا بر آنها وارد میشود بر خدا گلایه میکنند( میتواند شامل من و شما هم باشد!) گروه دوم: کسانی که عدالت خدا را در خصوص تنبیه گناه به زیر سوال میبرند. در هر دو مورد این سوال یک سوال نفسانی و انسانی است( کمااینکه خود پولس این را میگوید) چرا؟ زیرا اگر خدا گناه را تنبیه کرده و خشم خود را بر گناهکار شرور و ناتوبه کار بریزد، او ظالم است؟ اگر هست، پس داوری جهان چگونه باید انجام شود؟ اما اگر گروهی میپرسند: ” اگر به دروغ من راستی خدا برای جلال او افزون شود پس چرا بر من نیز چون گناهکار حکم شود؟” کتابمقدس به ما نشان داده است که این افراد این سوال را نه برای جلال خدای حقیقی و زنده بلکه برای ارضاء شدن شهوات نفس خود میپرسند. و این سوال را نه به جهت خداشناسی خود بلکه به جهت به زیر سوال کشیدن عدالت خدا مطرح میکنند. در میان فرهنگ یونان و سپس روم، افرادی معتقد بودند که با گناه کردن و در شهوت نفس غرق شدن، جلال و عظمت خدا یا خدایان را بیشتر نشان میدهیم این گروه را ” نقولاویان ” میگفتند. یهودیان بسیاری وارد این فرقه شدند و بسیاری از ایمانداران اولیۀ این تعلیم نادرست را پذیرفته بودند؛ و خود خداوند در مکاشفۀ خود به یوحنای رسول این را هشدار میدهد( مکاشفه ۲: ۱۵ ) اینها میگفتند اگر گناه من فیض خدا را نشان میدهد پس چرا گناه نکنم؟ پس چرا خدا مرا تنبیه میکند؟ و همین اتهام را به تعالیم پولس رسول میزدند، وقتی پولس رسول از فیض خدا سخن میگفت که درست زمانی که ما گناهکار بودیم عیسای مسیح برای ما مرد تا به ما حیات جاودان بدهد( رومیان ۵: ۸ ) این افراد هرگز از قدوسیت خدا هیچ درک نکرده‏اند: ” خود را تقدیس نمایید و مقدس باشید زیرا من قدوس هستم.“( لاویان ۱۱: ۴۴ ) خدا نمیتواند گناه و شرارت را به هر نوع و به هر نام و به هر شهرتی و از جانب هر کسی تحمل کند. اگر شهر لوط و فرعون به دلیل سنگدلی خود و عدم ایمان خود به قدوسیت خدا گناه کردند و تنبیه شدند؛ سپس موسی و داود و یونس به رغم دانستن قدوسیت خدا وقتی گناه کردند، تنبیه شدند؛ و وقتی عیسای خداوند بر روی زمین آمد تا ” برای گناهان بسیاری بمیرد.” خدا از مرگ او بر صلیب ممانعت نکرد؟ اکنون فکر میکنید هیچ انسان زمینی، هیچ پیامبر زمینی، از تنبیه خدا به دلیل عدالت و قدوسیت او میتواند زیر سبیلی در برود؟! 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!