loading

رازهای الهی ایمان مسیحی ما

نوشته: ح.گ

قبل از اینکه به بررسی این بخش از این نامه نفیس و آسمانی پولس رسول به کلیسای افسس بپردازیم جا دارد که کمی در خصوص این نامه و موارد مربوط به آن نگاهی بسیار خلاصه بیاندازیم. اما قبل از آن جا دارد به اهمیت خواندن و درک و فهم کلام مقدس خدا بار دیگر تاکید کنم.

مقدمه

یک روزهایی بود که چون امور و اوضاع و مصایب زندگی را درک نمیکردیم که چرا و به چه دلیل و اینکه چه خواهد شد، یا به نزد فالگیر محل میرفتیم یا اینکه قرآن را باز میکردیم تا خوب یا بد را ببینیم یا فال حافظ میگرفتیم یا اینکه هیچکدام از اینها را انجام نمیدادیم اما در سردرگمی و کلافگی روز را شب میکردیم. برای ایماندار مسیحی که به آب و خون زنده شده است، این دوران باید تمام شده باشد! ما دیگر از اینکه کتاب مقدس را مانند کتاب حافظ باز کنیم و ببینیم که دست راست ستون اول چه گفته است و همان پیام ما از خدا برای ما میشود، باید گذشته باشیم! و به شدت از آن دوری کنیم. کلام زنده خدای ما به مراتب ارزشی والا و آسمانی دارد که با آن اینچنین برخورد کنیم. چند نفر از ما امروز به چنین مهمی واقف هستند و آن را دنبال میکنند؟

 اگر بخواهم با یک جمله اهمیت و جدیت در پیگیری و خواندن کتابمقدس را قید کنم. به این فرمایش عیسای خداوند به رهبران دینی یهود باید اشاره کنم که فرمود: «کتب را تفتیش کنید زیرا شما گمان میبرید که در آنها حیات جاودانی دارید و آنها است که به من شهادت میدهد.»[۱] ( یوحنا ۵ : ۳۹ ) منظور از کتب، تمام نوشتجات عهد عتیق است: تورات، مزامیر و انبیاء. عیسای مسیح میفرماید تمام این نوشتجات( ما امروز تعداد ۳۹ آن را که به تایید کلیسای مسیح رسیده است در دستان خود داریم. یعنی از کتاب پیدایش تا کتاب ملاکی نبی.) به او در باره او در باره شخصیت او، تعالیم و کار او شهادت میدهند. سپس تمام نوشتجات عهد جدید، اناجیل و نامه های رسولان و شاگردان مسیح را داریم.( ما امروز ۲۷ آن را که به تایید کلیسای مسیح رسیده است در دستان خود داریم. یعنی از روایت متی تا کتاب مکاشفه.) که مجددا در باره مسیح در باره شخصیت و مقام و کار او و سپس در باره کلیسای مسیح و در باره گسترش انجیل و پادشاهی خدا در سراسر دنیا را داریم.

به همین دلیل ما مسیول گوشهای خودمان هستیم! همانطور که من مسیول قلم خودم هستم! تا نه شما هجویاتی که به نام تعلیم مسیحی گفته میشود را هضم کنید و نه من هجویاتی که از پری شکم است را بنویسم. زیرا هم من و هم شما باید در کلام خدا رشد کنیم و در هدایت روح القدس در تقدس و پاکی وعده داده شده در کلام مقدس خدا هر روز پیش برویم.

بررسی شهر افسس

قبل از بررسی این نامه اجازه بدهید کمی در باره خود شهر افسس بگوییم. شهر افسس در بخش غربی آسیای مرکزی قرار گرفته است[۲].( امروز این منطقه ترکیه خوانده میشود.) تقریبا ۵۰۰ کیلومتر با شهر قرنتس که در آنسوی آب است فاصله دارد. این شهر در دهنه رودخانه کایستر که به دریای اژه میریزد قرار گرفته است. موقعیت این شهر تا به این اندازه بر آن تاکید شده است که با دو شهر دیگر روم یعنی شهرهای انطاکیه( انطاکیه سوریه) و اسکندریه پر ارزش ترین و پررونق ترین شهرهای امپراطوری روم محسوب میگشته است. یکی از دلایل بارز آن موقعیت شهر افسس در امپراطوری روم قلمداد میشود. اولا یک شهر ازاد خوانده میشد. یعنی بطور مستقل عمل میکرد. زیر نظر روم بود اما بسیاری از تصمیمات را بدون اینکه با روم در میان بگذارد میگرفت. معبد دیانا که یکی از هفت عجایب دنیای قدیم به شمار میرفت در این شهر بود. معبدی که از سراسر دنیا برای دیدن آن میامدند.

در این شهر یک سالن نمایشی وجود داشت که جمعیتی قریب به پنجاه هزار نفر را در خود جا میداد که در تمام آسیای مرکزی بینظیر بود. مرکز بزرگ تجارت انواع و اقسام کالاهای نفیس بود. ( مکاشفه ۱۸: ۱۰- ۱۳ ) در ضمن شهرت این شهر به اعمال جادوگری و اموری از این قبیل زبانزد دنیای آن روز بود. ( اعمال ۱۹ : ۱۳- ۱۹ ) هر چند شهر لاودیکیه شهر مهمی برای امپراطوری روم بود به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، اما افسس مادر شهرهای دیگر روم خوانده میشد. و نهایتا بر طبق اسناد تاریخی میخوانیم که در سال ۲۶۲ بعد از میلاد مسیح گاتها به این شهر هجوم آوردند و شهر را ویران کردند. پس از آن این شهر هرگز بار دیگر بنا نشد. تا حوالی سالهای ۷۵۰ بعد از میلاد که با گسترش اسلام این شهر تماما به دست خلفای عرب سقوط نمود.  

بررسی کلیسای افسس

کلیسای افسس چگونه آغاز شد؟ و ایمانداران چگونه به انجا رسیدند؟ شواهدی قوی در نوشته لوقا در نامه اعمال رسولان وجود دارد که نشان میدهد حتی قبل از ورود پولس رسول به شهر افسس، ایمانداران مسیحی در این شهر میزیستند. چگونه و چطور انجیل به این شهر رسید، دقیقا نمیدانیم. دلیل این ادعا این است که در نامه اعمال رسولان میخوانیم پولس رسول در سفر دوم بشارتی خود که پرسکیلا و اکیلا را که در شهر قرنتس با آنها اشنا شده و تقریبا یک سال و نیم با آنها در آن شهر میماند( اعمال ۱۸ : ۱- ۱۱ ) سپس این دو را با خود به شهر افسس میبرد. بلافاصله پس از ورود به این شهر وارد کنیسه شده( طبق رسمی که او داشت) و به انجیل مسیح موعظه میکند. سپس گویی مدتی کوتاه در آن توقف کرده، این دو نفر را در این شهر قرار میدهد و خود به سفر بشارتی خود ادامه میدهد.( اعمال رسولان ۱۸ : ۱۸- ۲۲ ) سپس میخوانیم پس از رفتن پولس رسول از شهر افسس، شخصی یهودی نام : « از اهل اسکندریه که مردی فصیح و در کتاب توانا بود به افسس رسید.» این شخص نامش آپلس بود، وارد شهر افسس میشود.( ۱۸ : ۲۴ ) سپس لوقا ادامه میدهد که پرسکیلا و اکیلا با آپلس آشنا میشنوند به او طریق درست تعلیم را یاد میدهند سپس لوقا میگوید وقتی آپلس شهر افسس را ترک میکرد، « برادران او را ترغیب نموده به شاگردان سفارش نامه نوشتند که او را بپذیرند.» ( ۱۸ : ۲۷ ) این برادران چگونه در افسس شکل یافته بودند؟ آیا از توقف کوتاه یا تعالیم پرسکیلا و اکیلا در یک زمان بسیار کوتاه کلیسایی تشکیل شده و اینچنین قوت یافته بود؟ یا اینکه پس از روز پنطیکاست گروهی از یهودیان توبه کرده و تعمید گرفته خبر انجیل را با خود به این شهر آورده و کلیسای خداوند را در آن حتی قبل از ورود پولس رسول در آن آغاز کرده بودند.

سپس در همین باب نوزده پولس رسول به افسس برمیگردد و در این شهر تقریبا دو سال میماند.( ۱۹ : ۱۰ ) من دلیل آن را تشویق کردن پرسکیلا و اکیلا به پولس رسول برای آمدن و ماندن در این شهر میدانم. آنها در این شهر بودند و قدرت و نفوذ این شهر را دقیقا باخبر شده بودند. در این دو سال توقف پولس رسول در شهر افسس، تعالیم و رشد کلیسای افسس چنان قوی و عمیق روی داده بود که تمام شهر افسس گویی در برابر انجیل مسیح در حال زانو زدن بود. حتی جادوگران و شعبده بازان به مسیح ایمان آورده و کتابهای خود را که ارزشی بینهایت گزاف داشت را سوزاندند. ( اعمال ۱۹ : ۱۹- ۲۰ ) پرستش معبد دیانا از رونق میافتد و مردم کم کم این را یک بت پرستی قلمداد میکنند.( اعمال ۱۹ : ۲۶- ۲۷ )  این فعالیتهای کلیسایی نهایتا باعث شورش عظیم شهر افسس میشود که آن را در باب ۱۹ نامه اعمال رسولان میخوانیم که نهایتا پولس رسول مجبور میشود که این شهر را ترک کند. در باب بیستم اعمال رسولان، پولس رسول برای آخرین بار قبل از رفتن خود به اورشلیم که به بازداشت و نهایت زندانی شدن او ختم میگردد در شهر افسس توقفی کوتاه میکند. خادمان و رهبران را جمع کرده و به آنها آخرین هشدارها و تذکرات را میدهد و از آنها در میان اشکهای آنها خداحافظی میکند زیرا به آنها میگوید که دیگر روی او را نخواهند دید. ( ۲۰ : ۱۶- ۳۸ )

پس از این وداع، پولس رسول در اورشلیم بازداشت شده، زندانی شده به قیصریه منتقل و پس از دو سال به روم فرستاده میشود .( اعمال ۲۴: ۲۷ ) در روم برای مدتی زندانی میماند. احتمال بسیار زیاد نامه های  فلیمون و کولسیان و افسسیان و فیلیپیان را مینویسد. سپس گویی برای مدتی کوتاه از زندان آزاد میشود. در نامه اول تیموتایوس میخوانیم که پس از تقریبا هشت سال از آخرین وداع خود از ایمانداران افسس گویی برای مدتی کوتاه به شهر افسس برمیگردد. تیموتایوس را در این شهر بعنوان کشیش کلیسا قرار میدهد، تعالیم لازم را به او میدهد. ما نباید نکته اساسی و دلیل نوشتن نامه اول او به تیموتایوس را در همان ابتدای نامه نادیده بگیریم که پس از قریب به هشت سال که کلیسای افسس را ترک کرده و به آنها هشدار داده بود که مراقب معلمین دروغین باشند که از میان خود آنها مانند گرگانی برای دریدن گله برمیخیزند به تیموتایوس در باره همین معلمین هشدار میدهد.( اول تیموتی ۱ : ۳- ۴ )

آخرین مطلب در خصوص کلیسای افسس این است که بر طبق اسناد فراوان پدران کلیسا، یوحنای رسول در آخرین سالهای عمر خود شبانی کلیسای افسس را بعهده داشته است. تاثیر و اهمیت این شهر و کلیسای این شهر را میتوانیم در نامه مکاشفه عیسای مسیح به یوحنا در اولین نامه ایی که به کلیسای افسس فرستاده شده است را درک کنیم. ( مکاشفه ۲ : ۱- ۷ ) جالب اینجاست که در این نامه میخوانیم که خداوند به کلیسای افسس هشدار میدهد که آن محبت اولین خود را به مسیح از دست داده است. مسیح خداوند از کلیسا میخواهد که از این سقوط و گناه خود توبه نماید و اگر نه او آمده و چراغدان را از پیش روی او برخواهد داشت. و این باید بینهایت عجیب باشد و درک آن برای ما بدون هدایت روح القدس تقریبا غیرممکن که درست در همین نامه افسسیان که پولس رسول آن را تقریبا در حوالی ۶۰ میلاد مینویسد در پایان نامه با ایمانداران افسس چنین خداحافظی میکند: « با همه کسانی که به مسیح عیسی خداوند محبت در بی فسادی دارند فیض باد آمین.» ( افسسیان ۶ : ۲۴ )

دردناک است که میبینیم که این محبت به مسیح عیسی به طراوت و تازگی خود ادامه نداد. که خود عیسای خداوند رو به این کلیسا در مکاشفه میگوید که آن محبت اولین خود را از دست داده است. به نظر من پولس رسول برای بی فسادی همین محبت برای آنها دعا کرده بود. به هر حال به نظر میرسد که این چراغدان نهایتا برداشته شد زیرا پس از سقوط شهر توسط گاتها در سال ۲۶۲ بعد از میلاد و ویران کردن این شهر، کلیسای این شهر نیز با آن ویران شد و دیگر هرگز بنا نگشت.

بررسی نامه افسسیان

هر وقت نوشته ایی را در کتابمقدس میخوانید چند تا سوال از خودتان بپرسید: الف- چه کسی این را نوشته است؟ ب- چه زمانی آن را نوشته است؟ ت-به چه کسی نوشته است؟ ث- و چرا آن را نوشته است؟ هر چند پاسخ دادن به این سوالات میتواند صدها صفحه را به خود اختصاص دهد اما قصد من این است که بطور خلاصه این چهار سوال را در باره این نامه پاسخ بدهم.

چه کسی نوشته است؟

احتمال اینکه این نامه توسط پولس رسول نوشته شده باشد هم با شواهد موجود در خود نامه و هم با شهادت پدران کلیسای اولیه بسیار قوی میباشد. حتی مارسیون که یکی از منتقدین برجسته نوشتجات عهد جدید در حوالی سالهای ۱۴۰ بعد از میلاد بود در همان اوایل این نامه را مختص به پولس رسول میدانست[۳]. در ابتدای نامه افسسیان میخوانیم که : « پولس به اراده خدا رسول عیسی مسیح.»(۱: ۱ ) در باب ۲ آیه ۱ میخوانیم « از این سبب من که پولس هستم و اسیر مسیح عیسی » و در ۴ آیه ۱ میخوانیم : « لهذا من که در خداوند اسیر میباشم.» در طول تاریخ کلیسای مسیح هیچ شکی از اینکه پولس رسول نویسنده این رساله بوده است نمیباشد.[۴]

اما مواردی نیز هست که این تردید را برانگیخته است که نویسنده پولس نمیتوانسته باشد. زیرا اگر برطبق نوشته لوقا در اعمال رسولان او دو سال در افسس میماند، ( اعمال ۱۹ : ۱۰ ) میبایست به خوبی مخاطبین خود را میشناخته باشد. اما در ۱: ۱۵ میخوانیم که : « بنابر این من نیز چون خبر ایمان شما را در عیسی خداوند و محبت شما را با همه مقدسین شنیدم.» یا در باب ۳ آیه ۱ و ۲ و ۴ بطور خیلی غیر رسمی مخاطبین خود را صدا میکند که : « از این سبب من که پولس هست و اسیر مسیح عیسی برای شما امتها اگر شنیده باشید تدبیر فیض خدا را که به جهت شما به من عطا شده است.» و « از مطالعه آن میتوانید ادراک مرا در سـر مسیح بفهمید.» اما شواهد در خصوص اینکه پولس رسول این نامه را نوشته باشد با شهادت پدران کلیسا و شواهد خود نامه مطابقت فراوان دارد.

چه زمانی نوشته شده است؟

از آنجایی که این نامه تقریبا هم زمان با نامه های کولسیان و فلیمون نوشته شده است میتوانیم بگوییم در زمان اولین دوران زندانی بودن پولس رسول در روم یعنی حوالی سالهای ۶۲ بعد از میلاد آن را قید کنیم. که با خاتمه یافتن نامه اعمال رسولان و آغاز دوران زندانی بودن پولس میباشد.( اعمال ۲۸ : ۳۰ – ۳۱ )

به چه کسی نوشته است؟

خیلی ها معتقد هستند که این نامه مختص به ایمانداران شهر افسس نبوده است. هر چند در آیه ۱ باب ۱ میخوانیم که « مقدسینی که در افسس میباشند.» و هر چند مارسیون باور داشت که در حقیقت این نامه به کلیسای لاودیکیه نوشته شده است.[۵]( کولسیان ۴ : ۱۶ ) دلیل این گمان این بوده است که چون نامه به کولسیان که قبل از نامه افسسیان نوشته شده بود را شخصی بنام تیخیکس برای کلیسای ایمانداران کولسی میبرد. ( کولسیان ۴ : ۷ ) و در پایان این نامه پولس از ایمانداران کولسی میخواهد که نامه خود را برای ایمانداران لاودیکی بخوانند و نامه به کلیسای لاودیکی را بخوانند( کولسیان ۴ : ۱۶ ) و چون فرستنده نامه افسسیان نیز شخص تیخیکس بوده است.( افسسیان ۶ : ۲۱ ) پس این نامه، نامه افسسیان، در واقع با ایمانداران لاودیکی میباشد و نه افسسیان.

در این خصوص، یکی از پدران کلیسای مسیح بنام ترتولیان در حوالی سالهای ۲۰۸ بعد از میلاد این ادعای مارسیون را رد کرده و او را متهم میسازد که او عمدتا نام نامه های ارسالی را عوض کرده است. و این نامه به ایمانداران افسس میباشد.[۶]

چرا نوشته شده است؟

تمام نوشته ها و نامه ها یک دلیل خاص را برای نوشتن دارند. یک دلیلی در کلیسا یک شخص یک موضوع مهم در باره وقایع موجود باعث میشد تا رسولان مسیح برای ایمانداران یا کلیسای خاص نامه ایی را در آن مورد خاص بنویسند و به طور واضح در طول نامه ما این دلیل را مشاهده میکنیم که نویسنده به آن اشاره کرده است. ما هیچ دلیل خاصی برای نوشته نامه افسسیان نداریم! این نامه بنا به دلیل خاصی که پولس بخاطر آن این نامه را نوشته باشد نوشته نشده یا حداقل اینکه در طول نامه این دلیل مشاهده نشده است. اما بنا به بررسی دقیق این نامه و نامه کولسیان که درست قبل از این نامه نوشته شده و ارسال شده بوده است، مشابهات زیادی در بین این دو نامه خواهیم دید.

نامه کولسیان را پولس در پاسخگویی به موج تعالیم نادرست و کاذبی که در بین ایمانداران رواج یافته بود و پولس به آنها تذکر و هشدار میدهد مینویسد. بنظر میرسد که پولس رسول هنوز در شور و فکر کردن به نامه خود به کولسیان و مهم نامه خود بوده است که اقدام به نوشتن این نامه میکند. اگر نامه کولسیان را باور کنیم که در پاسخگویی به مقید شدن به رسوم شرعی و دینی برای خود را مقدس نشان دادن و تاکید کردن بر رفتار درست مسیحی نوشته شده باشد. نامه افسسیان در پی یاد آوری شخصیت و مقام ایماندار مسیحی در مسیح میتوان نامید. که در همه آنهایی که در مسیح عیسی از پیش برگزیده شده اند باید خود را در زندگی مسیح خود نشان بدهد. در این نامه ما مبحث بزرگ فیض خدا را میخوانیم و به نظر میرسد که نامه افسسیان قصد دارد بگوید که بواسطه فیض خداوند از خطا و مرگ آزاد شده اید اکنون مانند یک بدن واحد یعنی در کلیسا برای خداوند بدرخشید و بر ضد تمامی شرارتها و حملات شیطانی بر ضد این ایمان خود و برای پایداری کلیسا بایستید.

نکاتی دیگر در خصوص این نامه

سبک منحصر به فرد این نامه تنها در نحوه نوشتار آن نیست بلکه در شیوه دستوری و نحوه بکار بردن کلمات خاص نیز میباشد. محققین مسیحی باور دارند که در این نامه بیش از ۴۲ کلمه وجود دارد که در هیچ نوشته عهد جدید ما پیدا نمیکنیم[۷]. و  بیش از ۸۰ کلمه که در هیچ نوشته دیگر پولس رسول آن را نمیخوانیم! در این نامه یک نظم نوشتاری و یک تاکید بارها و بارها به نحوه های گوناگون به چشم میخورد و آن عبارت کلیسا و بدن و در مسیح میباشد. عبارت در که بعنوان در مسیح بکار برده شده است بیش از ۱۲۰ بار تکرار شده و همین عبارت کوچک « در » بزرگترین تاثیر را در کل نامه در زندگی ایمانداران « در مسیح » به ما نشان میدهد. یعنی رابطه عیسای مسیح با کلیسای خود بر روی زمین.

شیوه نامه نگاری در قرون اولیه

آن موقع ها که نوجوانی بیش نبودم، پدرم از من میخواست که در کنارش بنشینم و برای او نامه به افرادی خاص بنویسم. هر وقت مرا صدا میکرد و از من میخواست که چنین کنم یک حالت ترس اما همراه با غرور به من دست میداد. ترس بخاطر اینکه پدرم خیلی جدی میشد و من نمیتوانستم غلط بنویسم، کاغذ عوض کنم یا پاک کنم. من هم گاها برای اینکه این اشتباهات را مرتکب نشوم از او میپرسیدم که تکرار کند آنچه که میخواهد من بنویسم و من تکرار میکردم که او بشنود و همینطور تا آخر نامه. دوست نداشتم ناگهان داد میزد یا پس گردنی میخوردم! اما غرور به من دست میداد چون میدانستم من مهم شدم.

نامه های پدرم یک مضمون خاص خودش را دنبال میکرد و وقتی امروز نامه های پولس رسول یا رسولان دیگر را در نوشتجات عهد جدید میخوانم تا حدود بسیار زیادی مرا به یاد نامه های پدرم میاندازد. نامه با احوالپرسی از خواننده اصلی نامه شروع میشد. سپس پدرم از خودش و از حال و هوای خودش و اعضای خانواده ما صحبت میکرد. بعد در باره موضوع خاصی که به دلیل آن نامه را میفرستاد. گاهی اوقات فقط احوالپرسی و جویای احوال شدن بود اما پیش میامد که یک علت خاصی در نوشتن نامه بود. در آخر نامه او از اعضای خانواده خواننده نامه احوالپرسی میکرد و سلام و سلامتی به همه میرساند حتی گاها به همسایه هایی که پدرم را میشناختند و در آخر نامه یا با امضاء او یا با مهر انگشت او تمام میشد.

امروز وقتی نامه های نوشته شده به اشخاص یا به کلیساهای خاصی را در نوشتجات عهد جدید میخوانم مرا به یاد نامه پدرم میاندازد و قرابت و شباهت آنها باعث تعجب من میشود! این نامه ها نه تنها اسناد تاریخی کلیسای مسیح هستند بلکه شهادتی بر ایمان مسیحی و حتی سایه ایی از شخصیت و مقام و کار مسیح. میگویم سایه ایی، زیرا آنچه مسیح گفت و انجام داد را در شرح حال زندگی زمینی او در نوشتجات انجیل میخوانیم. نامه های رسولان و پیروان مسیح در حقیقت مکمل و بازتاب فرمایشات و مقام و کار عیسای خداوند را برای خواننده گان خود در طول تاریخ کلیسای مسیح بازگو کرده اند. اجازه بدهید این را کمی بشکافم.

اگر یک نفر قصد کند تا در باره شخصیت مسیح، تعالیم مسیح و کارهای که انجام داد بداند، میتواند نامه های رسولان را بخواند اما پاسخ را کامل نمیکند. میتواند یک نمای کلی از اینکه مسیح چه گفت و چه کرد را درک کند اما نمیداند که مسیح در رفتار و گفتار و اعمال خود چه کرد. حالا بر عکس، اگر کسی بخواهد بداند برگزیدگی در مسیح یعنی چه یا اینکه قدوسیت در مسیح چگونه است یا اینکه چگونه عدالت خدا در مسیح اجرا شد یا اینکه چرا خون مسیح آمرزش گناه را به همراه دارد یا چرا روح القدس عامل تقدس و تعلیم ماست. پاسخ این سوالات را میتوان تاحدود بسیار زیادی در نوشتجات انجیل پیدا کرد اما بطور گسترده و جامع آن را نوشتجات بعد از زندگی مسیح پیدا میکنیم. یعنی در نوشتجات رسولان و شاگردان مسیح.

ما در حال بررسی یکی از آن نامه ها هستیم. در خصوص چگونگی این نامه، زمینه تاریخی و جغرافیایی و زمانی آن سخن گفتیم. اکنون قصد داریم تا وارد این نامه شده، آن را باز کنیم و آغاز به خواندن آن کنیم. همانطور که در ابتدا نوشتم هر نامه ایی دارای یک نظم خاص نوشتاری میباشد. در نامه هایی که در عهد جدید داریم همین نظم به نوعی خاص دنبال شده است:

۱-هر نامه ایی با معرفی نویسنده و دعا و شکرگزاری و قدردانی آغاز میشود.

۲-با متن اصلی و دلیل نامه ادامه پیدا میکند.

۳-در آخر با خداحافظی و احوالپرسی با آشنایان و دوستان تمام میشود.

نامه افسسیان از این اصل مستثنی نیست. هر چند نوع نوشتار آن تاحدودی با دیگر نامه ها فرق میکند اما اصول نگارش نامه به سیاق قرن اول میلادی در آن به خوبی رعایت شده است.


[۱] All The Scriptures are from The Farsi Old Bible Version

[۲] Hiebert D. Edmond   An Introduction to The New Testament Gabriel Pub. GA 2003 p.253

[۳] Ibid 256.

[۴] Longman III Tremper & Garland E. David The Expositor’s Bible Commentary Zondervan pub. MI. 2006. P 21.

[۵] Ibid 260.

[۶] Ibid. 261.

[۷] Ibid 257.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!