loading

برای سال تازه، به تمام عزیزانم در مسیح، و آنانی که هنوز طعم انگور تاک حقیقی را نچشیده اند، باشد که امسال از شراب او مست شوی!
سالی گذشت و سالی تازه میشود!
سراینده: غلام مسیح ح.گ

سالی گذشت و سالی تازه میشود
جنجال و هیاهوی سال نو
پایکوبی و رقص و جشن
در هر کوچه و خیابان و شهر عیان میشود.
سالی گذشت و سالی تازه میشود
روزها و هفته ها گذشته است
یادمانهای بیشمار، روایات بسیار
گویی همۀ آنها خاطرات میشود.
سالی گذشت و سالی تازه میشود
به آینه نگر، به آنکس که پس پشت مانده است
به رنگ مو و چین های صورتت،
کجا این سیما بار دیگر تازه میشود؟
سالی گذشت و سالی تازه میشود
آنچه گذشته است، زمان من و ماست
آنچه کهنه گشته است، عمر من و ماست
چرا این فراموش میشود؟
سالی گذشت و سالی تازه میشود
موی سفیدی به موها اضافه میشود
گامکی به مرگ نزدیکتر میشود
و چسان این به بی قیدی تعبیر میشود؟
نازنین من! ای دوست ناآشنا و ای غریبۀ آشنا!
بیا و مگذار این سال چون سالهای پیش بگذرد!
بیا به کلبۀ ما، که در آن سالها و تازگی چه زیبا معنی میشود
در کلبۀ ما عیسای ناصری، مسیح، سالهای ما و تازگی ماست
کلامش نور تو و راهنمای تست
چون خلقت تازۀ او شوی، سال تازه، تازه برایت معنی میشود
در او گذشت سالها، شوق رسیدن، اشتیاق دیدن روی اوست
تازگی در او به روز و سال هرگز بسته نیست
این آرزوی و دعای من است، ای نازنین من!
با او آغاز کن این سال نو
دنیای تو یکبار برای همیشه دگرگون میشود!
در این دگرگونی است که هم سال و هم گذشت عمر
برایت زیبا میشود.
۱۲/۳۱/۲۰۱۴

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!