loading

” بدنبال من بیا ” ۱
از خلقت دنیا تا تولد مسیح ( سفری در شش روز!” یک روز خداوند مثل هزار سال است.” (دوم پطرس ۳ : ۸ ) )
شما به دنبال کی هستید؟

او سه بار به شمعون ماهیگیر و یکبار به برادر او آندریاس گفت. برادران زبدی را نزد خود خواند و آنها به دنبال او رفتند.یکبار به متی باجگیر و یکبار به فیلیپس.او همچنین این را به جوانی دولتمند امر کرد و نیز به جوانی که تازه پدرش را از دست داده و قصد داشت تا برود او را دفن کند. وقتی انجیل خداوندمان عیسای مسیح را به قلم چهار راوی ثبت گشته به دقت می خوانید،این عبارت و مضمون شبیه به این را در تمام طول چهار انجیل می یابید.صدای مسیح را می شنوید که از ابتدا تا به آخر عمر زمینی خود بر روی زمین بر این جمله تاکید نمود.چه برای دعوت از دنبال کردن و شاگرد شدن او.چه زمانی که قصد داشت تا بها و قیمتی را که آنها باید بابت دنبال کردن از او بپردازند تاکید مینمود.چه زمانی که دنبال کردن او را تنها راه سعادت بشری خواند. و حتی زمانی که دنبال کردن او را کاملا انفرادی و شخصی دانست.” …به تو چه ربطی دارد؟تو به دنبال من بیا.” ( یوحنا ۲۱ : ۲۲ )
امروز ما تا چه اندازه از این فرمان روشن و واضح خداوندمان عیسای مسیح استفاده کرده و یا اجرا می کنیم؟ببینید!ایمان آوردن به مسیح ممکن است در آن واحد انجام گردد و حیات جاودان در آن واحد به تو ارزانی گردد اما دنبال کردن مسیح در تمام طول زندگی مسیحی ماست.از همان روزی که ما مسیح را بعنوان نجات دهندۀ خود قبول می کنیم تا زمان ترک این بدن فانی و به نزد او رفتن یک ایماندار مسیحی موظف است،همانطور که از او دعوت شده، به دنبال مسیح برود.شما ممکن است کشیش کلیسا باشید اما به دنبال مسیح میروید.شما ممکن است دکترای الهیات مسیحی را بگیرید اما شما به دنبال مسیح میروید.شما ممکن است پولس شوید یا پطرس و یا تمامی پدران ارزشمند و مبلغین بزرگ تاریخ مسیحیت؛ اما شما به دنبال مسیح می روید.پس باید این را نتیجه گیری کنید اگر می بینید فلان مسیحی و یا فلان کشیش کلیسا بر مبنای تعالیم مسیح و کتابمقدس عمل نمی کند به این دلیل است که او مسیح را دنبال نمی کند!اگر فلان مسیحی سقوط میکند و هرگز توبه نمی کند و باز سقوط میکند باید بر شما این یقین باشد که او به دنبال مسیح نمی رفته است.
چرا به دنبال مسیح ؟ ( ۱ )
چرا با این قدرت این را مدعی هستم. هوشع نبی در نامۀ خود می نویسد:” پس خداوند را بشناسیم و به جد و جهد معرفت او را تعاقب نمائیم،طلوع او مثل فجر یقین است و بر ما مثل باران و مانند بارانِ آخر که زمین را سیراب می کند خواهد آمد.” ( هوشع ۶ : ۳ از ترجمۀ قدیم) برای بیان اهمیت دنبال کردن مسیح کاغذ و جوهر دنیا کفایت نمی کند تا از آن بنویسم!اما همین قدر بدانید که اگر بدنبال او برویم،او ما را :” در چمنزار های سر سبز میخواباند .در کنار آبهای آرام ما را رهبری می کند.جان تازه ای به ما می بخشد و به خاطر نام خود ما را به راه راست هدایت می نماید.حتی هنگام گذشتن از درۀ تاریک مرگ از چیزی نمی ترسیم زیرا او همراه ماست.” ( مزمور ۲۳ : ۲-۴ )همانطور که خود خداوند بر روی زمین به انسان فرمود:” آنها به دنبال من می آیند و من به آنها حیات می بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هیچ کس نمی تواند آنها را از دست من بگیرد.” ( یوحنا ۱۰ : ۲۷-۲۸ ) وقتی پولس رسول به شاگرد و کشیش جوان ،تیموتائوس نوشت:” اما تو ای مرد خدا از همۀ این بگریز و نیکویی مطلق و خداپرستی و ایمان و محبت و بردباری و ملایمت را پیشه خود ساز.” ( اول تیموتی ۶ : ۱۱ ) و یا به او نوشت :” از شهواتی که مربوط به دوران جوانی است بگریز و به اتفاق همۀ کسانی که با قلبی پاک به پیشگاه خداوند دعا می کنند،نیکویی مطلق ،ایمان ،محبت و صلح و صفا را دنبال کن.” ( دوم تیموتی ۲ : ۲۲ ) تمام آنچه پولس از تیموتائوس خواست و به او فرمان داد که:” پیشه ساز ” یا ” دنبال کن ” بواسطۀ از پی مسیح و دنبال او رفتن به دست می آمد.
جا دارد تا از شما سوال کنم که امروز شما به دنبال کی می روید؟آیا آن کسی که به دنبالش هستید تمام این صفات ارزنده و الهی را به شما می دهد؟
چرا به دنبال مسیح؟ ( ۲ )
اولین دعوت مسیح خداوند از ماهیگیران دریای جلیل اینگونه بود که :” دنبال من بیائید تا شما را صیاد مردم گردانم.” ( متی ۴ : ۱۹ )
” دنبال ” یعنی پشت سر او.جای پای ما در جای پای او.نگاه ما به پاهای او.سایۀ او سایۀ ما.صدای او صدای ما.نفس او نفس ما…
” من ” کی؟ تنها عیسای مسیح.نه اندیشه های فلسفی .نه خدایان.نه ادیان پدران ما.نه سنتها.نه مذهب.
” من ” عیسای مسیح.او که در ذات خدا با او یکسان بود.
” بیایید ” کی؟ شاگردان.همه.من و تو.آدم های عادی.از هر رنگ و هر پوست و هر نژاد و هر گذشته ای.
” تا ” از چه زمانی؟از همان زمانی که تورهای تان را به زمین انداختید و به دنبال من آمدید تا روز آخر زندگی اتان.
” تا ” یک تبدیل از پیش آماده شده وجود دارد.
” تا ” در این تا یک ماموریت نهفته است.
” شما را ” بدنبال مسیح رفتن میتواند انفرادی باشد .اما تبدیل شدن در مسیح عمومی ست.هر کسی.
” صیاد مردم ” شما مهارت به تور انداختن ماهی ها را دارید.شما مهارت به قلاب انداختن ماهی را دارید.اکنون من شما را تبدیل می کنم که گروه ،گروه مردم را برای من یا تک،تک آنها را برای من به نجات دعوت کنید.
” گردانم ” شما را از آنچه که بودید با آنچه که من برای شما در نظر داشتم و دارم،عوض میکنم.تبدیل می کنم.شما را به آدم تازه ای تبدیل میکنم.آدمی با قلب و روح و دلی تازه.انگیزه ای تازه.نگاهی تازه.امیدی تازه…
خلاصۀ این دعوت را میتوان اینگونه برداشت نمود:” ای ماهیگیران جلیلی!..ای زحمتکشان و ای داغ دیدگان!ای در گناه مانده و در زیر لعنت گناه شانه هایتان خم شده ،من برای شما قبل از تولّد تان پیروزی و یک تبدیل عظیم را در نظر داشته ام.به من ایمان بیاورید و مرا دنبال کنید تا شما ای صیادان ماهی نه تنها خودتان به این آرامش الهی و شادی بی پایان دست یابید بلکه دیگران را نیز به نزد من آورید و من آنها را به کسانی تبدیل می نمایم که ” به دنبال من بیایند تا آنها را نیز صیاد مردم گردانم.” یعنی شما با به دنبال من آمدن به نجات دهندگان و صیادان جانها تبدیل می شوید.” در واقع آنچه این فرمایش خداوند به ما می گوید این است که :” شما به دنبال من بیاید تا شما را به کسانی تبدیل نمایم که جانها را صید می نماید.گمشده گان را پیدا میکند.رنجوران و ستمدیدگان را در می یابد.و سال فرخندۀ خداوند را به آنان اعلام می کند.”.در واقع مسیح قصد نداشت تا به پطرس و آندریاس بگوید: ” شما به دنبال من بیاید و دیگر کاری به کار کسی نداشته باشید،و دیگران به شما ربطی ندارند.برای خودتان یک زندگی تازه در من پیدا کنید و لذت ببرید!! “هرگز!او به آنان فرمود :” تا الان برای خود زندگی میکردید الان برای من.تا الان به فکر خودتان بودید الان به فکر دیگران.تا الان بی تفاوت از کنار دیگران رد می شدید الان آنها را به نزد من می آورید تا آنان نیز حیات جاودان و شادی ابدی را دریافت نمایند.”…چقدر خدای ما پر فیض است…چقدر خدای ما رحیم است…در برابر این خدا زانو بزنیم و نام قدوس او را از ته قلب خود ستایش نماییم که از خود و از هستی خود تماما برای دیگران گذاشت و خود را فدای آنان نمود. دقیقا به همین دلیل است که کتابمقدس می گوید:” ثمرۀ مرد عادل درخت حیات است و کسی که جانها را صید کند حکیم است.” ( امثال ۱۱ : ۳۰ ) دقیقا به همین دلیل است که می خوانیم :” شاهد امین جانها را نجات می بخشد.” ( امثال ۱۴ : ۲۵ ) و دانیال است که می نویسد:” و حکیمان مثل روشنایی افلاک خواند درخشید و آنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری می نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد.” ( دانیال ۱۲ : ۳ ) و یعقوب چه زیبا و چه عمیق در هدایت روح مقدس خدا نوشت:” یقین بدانید که هر کس گناهکاری را از راه نادرست بازگرداند ،جانی را از مرگ خواهد رهانید و گناهان بیشماری را خواهد پوشانید.” ( یعقوب ۵ : ۲۰ )
جا دارد تا از شما سوال کنم آیا از دنبال کردن مسیح به این جا رسیده اید که دیگران را بیاورید تا آنان نیز به دنبال مسیح بیایند؟تاکنون چند نفر را با نشان دادن مسیح به آنان و صید کردن جانهای آنان برای مسیح از مرگ رهانیده اید؟
بهای دنبال کردن مسیح
نمی دانم تا حالا با گروه زیادی به کوهنوردی رفته اید یا نه؟در این گروه همیشه یکنفر جلودار است.آن شخص در جلو حرکت میکند و مابقی افراد پا به پای او قدم بر میدارند.در بعضی از گذرگاهها برای اینکه سقوط نکنید یا برای افراد پشت سر خود مشکلی ایجاد نکنید شما دقیقا پای خود را در قالب پای شخص جلویی می گذارید و مسلما شخص جلویی از نفر جلویی خود تا اینکه به خود شخص جلودار ختم میگردد.در واقع قدم فرد جلودار قدم های گروه است.یعنی دقیقا همانطور که مسیح خداوند در بارۀ خودش فرمود:” وقتی گوسفندان خود را بیرون می برد خودش در جلوی آنها حرکت می کند و گوسفندان به دنبالش می روند.” ( یوحنا ۱۰ : ۴ ) خب! ببینیم این جلودار که در جلو حرکت کرد و گوسفندان را با خود برد و می برد چه راهی را رفته است؟
هم متی شاگرد مسیح در ( انجیل به قلم متی ۸ : ۱۸-۲۲ ) و هم لوقا در ( انجیل به قلم لوقا ۹ : ۵۷-۶۲ ) برای ما واقعۀ بسیار ارزنده ای را از بیان ” دنبال کردن ” مسیح ثبت نموده اند که ارزش بسیاری برای تمرکز بر آن دارد.من در اینجا از نوشتۀ لوقا استفاده می کنم:
” در بین راه مردی به او عرض کرد:” هر جا بروی من به دنبال تو می آیم.” عیسی جواب داد :” روباهان لانه و پرندگان آشیانه دارند اما پسر انسان هیچ جایی ندارد که در آن بیارامد.” عیسی به شخص دیگری فرمود:” با من بیا.” اما او جواب داد :” ای آقا ،بگذار اول بروم پدرم را به خاک بسپارم.” عیسی فرمود:” بگذار مردگان ،مردگان خود را به خاک بسپارند ،تو باید بروی و پادشاهی خدا را در هم جا اعلام نمایی.” شخص دیگری گفت:” ای آقا ،من با تو خواهم آمد اما اجازه بفرما اول با خانواده ام خداحافظی کنم.” عیسی به او فرمود:” کسی که مشغول شخم زدن باشد و به عقب نگاه کند لیاقت آن را ندارد که برای پادشاهی خدا خدمت کند.”
در زبانی ساده عیسای مسیح می فرماید :” آیا حاضرید مرا دنبال کنید؟ دنبال کردن من به قیمت از دست دادن همه چیز شماست ” آنچه از عیسای خداوند در این روایت ثبت گردیده تماما از جدیت و اهمیت حیاتی دنبال کردن او سخن گفته است.اکنون برای درک بیشتر این اهمیت با هم به فرمایشات دیگر خداوندمان نگاه می کنیم.باشد تا هرگز در این باور نبوده باشیم که دنبال کردن مسیح به روزهای یکشنبه و هدیه دادن و کتابمقدس را خواندن و صلیب مسیح را به گردن انداختن و نام او را با خود کشیدن ختم می گردد.در هیچ کدام این موارد اشکالی وجود ندارد اما دارد اگر به این باور هستیم که تمام دنبال کردن مسیح یعنی همین.
” پس عیسی مردم و همچنین شاگردانش را پیش خود خواند و به ایشان فرمود:” اگر کسی بخواهد از من پیروی کند،باید خود را فراموش کرده و صلیب خود را بردارد و به دنبال من بیاید.” ( مرقس ۸ : ۳۴ ) در انجیل به قلم لوقا می خوانیم که :” اگر کسی بخواهد پیرو من باشد باید دست از جان بشوید و همه روزه صلیب خود را بردارد و با من بیاید.” ( لوقا ۹ : ۲۳ ) او به جوان دولتمند فرمود:” یک چیز کم داری بر آنچه داری بفروش به فقرا بده که در عالم بالا گنجی خواهد داشت و بعد بیا و از من پیروی کن.” ( مرقس ۱۰ : ۲۱ ) و شمعون پسر یونا ،آن صخره چه زیبا در نامۀ خود نوشت:” مگر خدا شما را برای همین برنگزیده است؟خود مسیح با رنج هایی که به خاطر شما کشید برای شما نمونه شد تا به همان راهی که او رفت شما نیز بروید.” ( اول پطرس ۲ : ۲۱ ) و تاریخ مسیحیت با گستاخی و شجاعت تمام از یاران و ایماندارانی سخن گفته و ثبت شده که آنها مو به مو این را اجرا کرده و پاهای خود را دقیقا در جای پای جلودار خود گذاشتند که روزی در ساعت سه بعد از ظهر در تپه ای بنام جلجتا فریاد زد : ” تمام شد ” و برای فدیۀ گناهان بشر جان عزیز خود را تسلیم کرد.تاریخ کلیسای مسیح مملو از آنانی است که یک روز تور ماهیگیری خود،بیل کشاورزی خود،شغل خود ،مداد خود، یونیفورم خود،مقام خود،مال خود،شهرت خود را به کناری گذاشته و تا به قربانگاه جسم و روح او را دنبال نمودند.
سوال من از شما این است: شما امروز به چه قیمتی مسیح را دنبال می کنید؟تا به چه اندازه خود را به کنار گذاشته اید؟صلیب شما چیست و کجاست که باید آن را به همراه مسیح بکشید؟
این را به آن ایماندارانی در مسیح مینویسم که بدانند ،دنبال کردن مسیح تماما انفرادی ست.قطار ایمان به مسیح به سوی حیات جاودانی در حرکت است و هر کس در کوپۀ خود نشسته؛به من و یا به شما و یا به هیچ کس دیگر ربطی ندارد که خدا و خداوندمان در کوپۀ ما چه برای ما تهیه نموده است!لطفا این را به خود اجازه ندهیم که سفر دیگران به مسیح را بر مبنای سفر خود به مسیح بسنجیم .
یادتان می آید آن روز صبح در کنار دریاچۀ جلیل؟عیسای خداوند با بدن رستاخیز یافتۀ خود با دو شاگرد خود قدم می زد.یکی آن که بنا بود برایش جانش را بدهد اما او را سه بار انکار کرد.و آنی که عیسی او دوست می داشت،اما قیام او را باور نکرد.یوحنا به زیبایی برای ما از آن صبح می نویسد.او بخوبی آن روز را بیاد می آورد:
” …به این وسیله عیسی اشاره به نوع مرگی نمود که پطرس می بایست برای جلال خدا متحمل شود و بعد به او گفت:” به دنبال من بیا.” پطرس به اطراف نگاه کرد و دید آن شاگردی که عیسی او را دوست می داشت از عقب او می آید یعنی همان شاگردی که در وقت شام پهلوی عیسی نشسته و از او پرسیده بود : ” خداوندا کیست آنکس که تو را تسلیم خواهد کرد؟” وقتی پطرس چشمش به آن شاگرد افتاد از عیسی پرسد:” خداوندا،عاقبت او چه خواهد بود؟” عیسی به او گفت :”اگر میل من این باشد که تا وقت آمدن من او بماند به تو چه ربطی دارد؟ تو به دنبال من بیا.”( یوحنا ۲۱ : ۱۹-۲۲ ) صدای خرد شدن غرور و منیت و حسادت را شنیدید ؟پس حواسمان را جمع کنیم!
من به دنبال مسیح می روم.تو به دنبال مسیح می روی.ما به دنبال مسیح می رویم.

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!