loading

انار سرخ من!
در من جهالت قدیم هنوز طغیان میکند.
فساد و بوی گند آن مشمئز کننده است
در این طغیان نه رحم و مروتی ست
نه فرصتی به بقای دوباره ام،
عزمش نابودی و هلاکت من است
تمسخر خدای من
ریشخند ایمان من است.
من زانو میزنم
در میان خیزابها و لجن ها که مرا تا سر فرو گرفته اند
در دل تاریک و سرد مرگ
در میان بوی تعفنش
تنها امید من
دیدن دوبارۀ خورشید
بر باد میشود!…
در کنکاش هست و نیست جلجتا به یادم آورده میشود
آنجا که انار سرخ در زیر پاهای عدو لهیده میشود
کوبیده میشود!
مضحکۀ از ما بهتران
اسیر شغال مرگ میشود.
نگاه میکنم:
قطرات سرخ انار پاشیده میشود بر پچپچه های درمانده ام
بر قامتم، دستم، لبان خشک و صورت رنگ پریده ام
و آوای انار سرخ:” بر خیز! برخیز و برو!”
آه ای انار سرخ من!
آرام جان من!
جلجتا را هرگز از من نگیر!

ح.گ
۰۴/۰۶/۲۰۱۴

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!