loading

اسرائیل و درس عبرتی برای ما
نوشتۀ: ح.گ
ما که از دین اسلام به عیسای مسیح ایمان آورده ایم، با توجه به تبلیغات و تعالیم و برداشتهای نادرست در خصوص اسرائیل، شاید به اسرائیل فکر کرده باشیم اما به نظر میرسد که اسرائیل آن ریسمان سیاه و سفید است که ما را میترساند ما را به یاد ماری میاندازد که همیشه جایی در افکارمان ما را نیش زده است. (من از اسرائیل تاریخی سخن میگویم. اسرائیل کتابمقدس. اسرائیل وعده.) ما از مسلمانان و کمونیستها و اردوگاه جهانی آنها و پیروان صلح جهانی توقع و انتظار این را نداریم که دیدگاه کلی خود را نسبت به اسرائیل عوض کنند و اسرائیل کتابمقدس را بشناسند، این کار ما ایمانداران مسیحی است. ما که به مسیح ایمان آورده ایم، از اسرائیل چه میدانیم و چگونه او را میشناسیم؟ دیدگاه ما ایمانداران مسیحی بخصوص ایرانی، باید نسبت به اسرائیل عوض شود. من دیدگاه تازه ایی را پیشنهاد نمیکنم، بلکه هر آنچه از کتابمقدس برای ما باقی مانده است. آری، دیدگاه کهنه ما باید تماما تبدیل شود اگر میخواهیم از ثروت بیکران خداوند که به اسرائیل وعده شده بود، و امروز در مسیح به ما وعده داده شده است، تماما بهره بردار شویم.
ببینید پولس رسول چه نمایی از اسرائیل به ما میدهد ” که ایشان اسرائیلی‏اند و پسر خواندگی و جلال و عهدها و امانت شریعت و عبادت و وعده‏ها از آن ایشان است. که پدران از آن ایشانند و از ایشان مسیح به حسب جسم شد که فوق از همه است خدای متبارک تا ابدالاباد؛ آمین.” ( رومیان ۹: ۴- ۵ )
اینها را قید میکنم تا به شما این هشدار را بدهم، ایماندار عزیز ایرانی! اگر هنوز آن نفرت و آن تعصب را نسبت به اسرائیل داری و هنوز از نام اسرائیل حالت منقلب میشود و یا حساس هستی که از اسرائیل بشنوی؛ امروز در هدایت روح مقدس خدا از من بشنو، شیطان از گذشتۀ تو استفاده کرده است تا:
الف- از درک عمیق نقشۀ خدا برای دنیا بواسطۀ اسرائیل فاصله بگیری.
ب- از بخش عظیمی از تعالیم و دروس فراگیرنده و بنا کننده‏ایی که خدا توسط قوم اسرائیل و آنچه برای این قوم و به این قوم انجام داد و برای ما درست عبرتی میباشد غافل شوی.
پ- نهایتا طرح کامل خدا را در عیسای مسیح که یک ” اسرائیلی ” بود و برای تمام دنیا آمد و آنچه خدا در پهنای تاریخ اسرائیل برای نشان دادن کار مسیح موعود انجام داد کوتاهی کنی.
و شما میپرسید، ما ایرانی هستیم، چینی، اهل ترکیه، تاریخ اسرائیل چه سودی برای ما دارد؟ دوستان عزیز، نمای کلی برخورد ما با ایمان مسیحی ما باید برخوردی جامع در چهارچوب الهیات اساسی و ارتدکسی مسیحی باشد: در رشد ایمانی ما، در برخورد ما با کتابمقدس، در خانواده، در کلیسا، در جامعه. و وقتی به کتابمقدس میرسد، عزیزان، بخشی در کتابمقدس ما وجود دارد بنام ” عهد عتیق” این به معنا نیست که دیگر عتیقه است و به درد عمه‏اش میخورد!! خیر، هر چند برای ما نوشته نشده است و ما مخاطبین آنها نیستم( ضمنا در نوشتجات عهد جدید نیز مخاطبین ما نبودیم، بلکه ایمانداران اولیه که اکثر آنها اسرائیلی بودند) اما خود خداوند و روح مقدس او بعنوان درس عبرتی برای کلیسای خود باقی گذاشته است.
دقیقا به همین دلیل وقتی پولس رسول قصد کرد تا با ایمانداران شهر قرنتس، که قریب زیادی از آنان یهودیانی بودند که به عیسای مسیح ایمان آوردند از نتایج زیستن در شرارتها و گناهان آنها بنویسد، از داستانهای اساطیر یونان مروج آن روز سخن نگفت. دست به خیال پردازی و داستان سرایی با افسانه های خدایان نزد. یا برای آنان سرافرازی و سقوط سرزمین دیگر، ملت دیگر را نمونه بیاورد، شرارتهای اقوام دیگر، و اینکه چگونه خداوند آنها را از صحنۀ هستی محو کرد و چگونه بعضی را تنبیه نمود تا درس عبرتی برای دیگران باشد. پولس رسول از نمونۀ زنده و واقعی خود قوم اسرائیل صحبت کرد. از هر آنچه که در تاریخ یک سرزمین برای آنها ثبت شده بود، نگه داشته شده بود، تعلیم داده شده بود تا آنها بدانند. از نیاکان خود، از پدران خود. پولس رسول برای آنها تاریخ اسرائیل را مثال زد. و او گویی تمام تاریخ اسرائیل را در این چند خط برای آنها تشریح میکند. “و این امور نمونه ها برای ما شد تا ما خواهشمند بدی نباشیم چنانکه ایشان بودند.” ( اول قر. ۱۰: ۶)
هر چند تفسیر و بررسی حوادث کتابمقدس از دیدگاه الهی خود مقوله ایی جدا میباشد که مستلزم فن و ذکاوت در درک، تجزیه و تحلیل و تفسیر درست آن است، اما میتوانم به جرات بگویم همۀ آنهایی که دانش آموز راستین کلام هستند، مشتاق دانستن بیشتر از کتابمقدس، پیگیر در مطالعات خود، نه تنها از منابع متعدد و مفیدی که در میان کتب منتشر شده موجود است استفاده خواهند کرد تا چنین جواهرات غنی‏ایی را از معدن کتابمقدس استخراج نمایند، بلکه خود آنها نیز قادر هستند با تلاش مستمر و وفادار بودن به آیات با هدایت روح القدس عزیز به درکی والا از آیات، از حوادث کتابمقدس، بخصوص عهد عتیق، نائل آیند.
قلم و وقت ما این را مقتضی نمیکند که به طور جامع در این خصوص بنویسم، اما دوست دارم در میان حوادث بیشمار و گوناگونی که در تاریخ اسرائیل در نوشتجات عهد عتیق ثبت شده است به واقعه ایی اشاره کنم که در آن، نه تنها تاریخ زنده و مرحلۀ دیگری از کار خدا در زندگی قوم اسرائیل روی داده است را داریم بلکه درس زنده و مفیدی برای ما ایمانداران مسیحی. با مثال زدن و بررسی این بخش هدف من این است که شما را تشویق کنم که همانطور که مطالعۀ عهد جدید را پیگیری میکنید، مطالعۀ عهد عتیق را نیز با همان جدیت دنبال کنید( اگر هنوز نکردید).
در کتاب یوشع نبی هستیم. باب ۵٫ موسی بندۀ خدا فوت کرده است. یوشع قوم اسرائیل را برای ورود به سرزمین موعود، همانطور که خدا از موسی خواسته بود، رهبری میکند. در فصل ۱ میخوانیم که خدا عهد خودش را با یوشع تجدید میکند و از او میخواهد تا با شجاعت پیش رفته و سرزمین وعده را تسخیر کند. فصل ۲ شناسایی اولین شهر مرزی بعد از رود اردن را داریم، ” اریحا”. فصل ۳ عبور پیروزمندانۀ و معجزه آسای قوم اسرائیل به رهبری یوشع را از رود اردن داریم. فصل ۴ یادآوری و تجدید عهد یوشع و قوم با خدا را داریم و یادآوری این کار عظیم خدا برای قوم که آنها را از اردن عبور داده است. فصل ۵ ورود به سرزمین موعود است، اما هنوز شهر اریحا تسخیر نشده است. چندین واقعه پس از عبور از اردن و ورود به سرزمین موعود برای قوم روی میدهد که بسیار حائز اهمیت و دقت ماست:
الف- تمام مردان اسرائیل ختنه شدند.( آیۀ ۲)
ب- اولین مراسم فصح در سرزمین وعده داده شده نیاکان قوم اسرائیل با یادبود خروج اسرائیل از مصر اجرا شد. ( ۱۰)
پ- بلافاصله پس از مراسم فصح صبح روز بعد، قوم اسرائیل که مدت چهل سال از ” مّن ” آسمانی میخورد، از محصول و فرآوردۀ زمین کنعان خورد.( ۱۱)
ت- نان ” مّن” قطع شد.( ۱۲)
ث- فرماندۀ لشکر خداوند با شمشیری در دست حاضر میشود و فرمان به تقدس و پاکی میدهد.(آیۀ ۱۳- ۱۵)
برای قوم اسرائیل فصل ۵ یوشع نبی یک تاریخ است. برای ما نیز هست. اما من ایماندار مسیحی ورای تاریخ ثبت شده در این بخش چه پیام و درس آموزنده ایی میتوانم دریافت کنم تا آن را در عهد جدید قادر به اجرا باشم؟ من با احتیاط زیاد در حالی که سعی نمیکنم تا برداشت خودم را از این فصل بیش از اندازه به عنوان تشبیهی بیان کنم و هر واقعه ایی را یک درس بزرگ الهیاتی معنا کنم و بیش از آنچه نویسندۀ آن قصد بیان آن را داشته است را بگویم، میتوانم یک نمایی کلی از این واقعه در زندگی مسیحی خودم دریافت کنم. من وقتی که این بخش را میخوانم از خودم میپرسم که:
بیابان سرگردانی من کجا بوده است؟ و سرزمین موعود مسیحی کجاست؟ میبینم که من در بیابان گناه و شرارت سالها سرگردان بودم و سرزمین موعود مسیحی من آنجاست که مسیح آنجاست. آنجایی که تعلیم مسیح اجرا میشود. آنجا که قلب و جان من برای پادشاهی خدا، برای زیستن در آن، برای بشارت دادن آن، برای دفاع کردن از آن روزانه میتپد. من از این سرزمین هیچ نمیدانستم. من سرگردان در بیابان گناه و نااطاعتی بودم. در این بیابان بود که مسیح مرا یافت. و مرا وعدۀ ورود به سرزمین خودش داد. و در ایمان به او در تعمید آب ( عبور از اردن) یکی شدم و من پای خودم را وارد سرزمین موعود گذاشتم و من امروز در آن هستم. پس اگر شده‏ام نشانه‏های من باید این باشد:
الف- در مسیح طبیعت و نفس انسانی من، دل من باید ختنه شده باشند.
ب- در رنجهای مسیح، در فصح مسیح بعنوان برۀ قربانی، با تمام جان و دل و فکر خودم سهیم باشم.
پ- برکات روحانی روح القدس برای من به فراوانی مهیاست. مسیح عیسی آن ” مّن” نیست. او ” مّن ” بود تا مرا به سرزمین موعود بیاورد، وقتی وارد سرزمین مسیح شدم، دیگر از ” مّن” جسمانی نمیخورم، از رفتارهای کودکانه، خام، بسنده شدن به خوبی اندک، نیکی اندک؛ من امروز از خود عیسای مسیح و خداوندی او تغذیه میشوم. از روح القدس خدا که در من سکونت یافته است. امروز از خود مسیح میخورم از خداوندی او.
ت- در ضمن من با عادتها و هر آنچه در سفرهای گمگشتی خود به سمت مسیح داشتم، رفتارها و طرز تفکرات، دور شده ام، با آن طبیعت قدیمی قطع رابطه کرده ام.
ث- فیض خدا مادر قدوسیت است و نه بهانه ایی برای گناه.( چ. اسپورژن) من در مسیح به این سرزمین مسیح فراخوانده شده ام که در تقدس و پاکی بسر ببرم. قدوسیت و پاکی فقط مخصوص نوایمانان نیست تا به آنها موعظه شود. مختص و نیاز الزامی بدنۀ مسیح است. از کشیش کلیسا، از خادمین کلیسا تا همۀ اعضاء.
ج- فرماندۀ لشکر خدا نه تنها از من حمایت میکند تا در برابر دشمنان و ضعفهایم پایدار بایستم بلکه به من این هشدار را میدهد که خدا قدوسیت خودش را دوست دارد و آن را با هیچ چیز تعویض نمیکند. حتی اگر این بها، به قیمت خون تنها فرزند یگانۀ خودش تمام شود. از اینرو زیستن در تقدس یک فرمان است اگر میخواهم خدا را ببینم.( متی ۵: ۸ و عبرانیان ۱۲: ۱۴ )

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!