loading

استیفان
اولین شهید راه انجیل

از کتاب: یک صلیب و دوازده نفر
نوشتۀ: ح.گ

میتوانیم او را اولین شهید پیام انجیل مسیح بدانیم. از یهودیان اهل انطاکیه که از دین خود برگشته و قلب خود را به عیسای مسیح داد و قبل از اینکه حتی شاگردهای خود مسیح جانشان را تقدیم کنند او جانش را تقدیم عیسی میکند. لوقا نویسندۀ نامۀ اعمال برای اولین بار از استیفان اینچنین تعریف میکند:” مردی پر از ایمان و روح القدس.”( اعمال ۶: ۵ ) او را به همراه شش نفر دیگر بعنوان عضو هیئت هفت نفرۀ تقسیم خوراک در بین بیوه زنان یونانی میخوانیم؛ اما به مرور زمان نام او را در انجام معجزات بزرگ، بشارت آتشین و پر از حکمت او در کنیسه های یهود میبینیم. و پُری ایمان و پُری روح القدس در استیفان طوری عمل کرده و او را تبدیل نموده بود که با جانی افشان و قلبی درخشان و سینه ایی فراخ و صدایی رسا با شهامت به میان خصمان و دشمنان مسیح رفت. و دشمنان انجیل مسیح به همان اتهامی که نجات دهندۀ استیفان را به زنجیر کشیدند( اتهامی دروغین!) استیفان را به زنجیر کشیدند و همان شورای که نجات دهندۀ استیفان را به دروغ متهم ساخت، تلاش نمود تا شاگرد مسیح را نیز به دروغ متهم سازد؛ و اما استیفان آنچنان از آتش محبت مسیح و کلام خداوند منور گشته بود که حضار قادر بودند این نور همنشینی با عیسای مسیح را در سیمای او ببینند( اعمال ۶: ۱۵ ) و او با شهامت و جسارت عین سخنرانی آتشین پطرس را در معبد در مقابل شورای یهود میکند. و شورای یهود و یاغیانی که در آن شرکت داشتند چون نتوانستند با باورها و ایمان استیفان به جنگ درآیند و او را شکست دهند، پس به بدن استیفان یورش بردند تا بدنش را نابود سازند، گمان میبردند میتوانند آن روحی که استیفان را اینچنین تبدیل ساخته بود را نابود کنند! در حوالی سالهای ۳۴ پس از میلاد، تازه چندی از مصلوب شدن عیسای مسیح نگذشته بود که شورای یهود رای مرگ استیفان را صادر کرد. جالب اینجاست که هیچ کدام از سخنان استیفان شورای یهود را بر علیۀ مرگ او تحریک ننمود حتی وقتی او با شهامت اعمال و باورهای آنها را به زیر سوال برد و آنها را ” گردنکشان و یاغیان بر علیۀ روح القدس و آنها را قاتلان مسیح ” خواند؛ مگر وقتی استیفان آسمان را گشوده و عیسای مسیح را بر دست راست خدای زنده بر تخت نشسته دید( اعمال ۷: ۵۱- ۵۷) این اعتراف به خداوندی مسیح بود که سنگسار کردن او را مهر و موم نمود، دقیقا همان ادعای خداوند استیفان در مقابل همین شورای یهود که او را به صلیب فرستاد( متی ۲۶: ۶۴) پس استیفان را به خارج از شهر برده و او را سنگسار نمودند. و استیفان که مرگ شکوهمند عیسای خداوند را در بالای صلیب میدانست، او نیز چون استاد خودش خالی از هر کینه و نفرت از دشمنانش، در حالی که ضرب سخت و خشن سنگها را بر پوست و گوشت و استخوان خویش تحمل میکرد و طعم گرم و شور خون را در دهان خود داشت زانو زد و نزد خدایش با ناله ایی فریاد زد که:” خداوندا این گناه را بر اینها مگیر.” ( اعمال ۷: ۶۰) شهادت استیفان آنچنان تکان دهنده بود که کسی که شاهد زندۀ شهادت او بود، و این آخرین جملۀ قبل از شهادت استیفان را شنید، وقتی در راه دمشق، خداوند استیفان بر او ظاهر شد، تمام قلب خودش را به او تقدیم نمود و تمام عمر خودش را شهیدوار برای مسیح خداوند زندگی کرد

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!