loading

از برگزیدگی تا جلال

نوشتۀ: ح.گ

من و شما بارها و بارها ازعبارت نجات سخن گفته ایم. ما آن را بشارت دادیم آن را درس دادیم از آن موعظه کرده و از آن دفاع کرده ایم. اما سوال اینجاست که چطور میتوان بعضی از اصول الهیات مسیحی را در راستای مبحث نجات درک کرد. بعنوان مثال: آیا خدا افراد خاصی را انتخاب میکند تا نجات دهد؟ آیا عیسای مسیح برای افرادی خاصی مصلوب شد، اگر نه، پس چرا خیلی ها به او ایمان نیاوردند و هنوز هم نمیاورند؟ چگونه میتوان نوشتۀ پولس رسول در رومیان را فهمید: “ و آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید ایشان را جلال داد“( رومیان ۸: ۳۰). این بی سبب نیست که وقتی عیسای مسیح فرمود که ورود شتر به سوراخ سوزن راحت تر است از ورود شخص دولتمند به بهشت. شاگردان در شگفتی و حیرت از او پرسیدند: ” پس که میتواند نجات یابد؟” او پاسخ داد،” نزد انسان این محالست لیکن نزد خدا همه چیز ممکن است“( متی ۱۹: ۲۶). این به ما میگوید که همه نجات نخواهند یافت و در ضمن به ما میگوید که نجات از جانب خداست و نه از انسان و چون از خداست با خود اسرار خود را دارد. پس باید اقرار کرد کسی هنوز قادر به درک تمامی اسرار الهی خدا در خصوص انتخاب و برگزیدگی کاملا نمیداند اما میتوان به قوت و صراحت کلام خداوند تا حدودی به حقایقی در این خصوص دست یافت.

نجات یعنی چه؟

عبارت نجات به معنای رهایی و فارغ شدن از یک درگیری از یک اختلال از یک فشار و خطر بزرگ است. برای درک این مقاله من واژۀ نجات را اینگونه تعبیر میکنم( که بر اساس تعالیم کتابمقدس است):

ما گناهکار بودیم و به این دلیل خشم و غضب خدا بر ما بود. ما از خدا دور بودیم. ما به مرگ ابدی محکوم شده بودیم، زیرا جریمه و مزد گناه ما مرگ ما بود. اما خود خدا به دلیل محبت خودش نه به دلیل خوبی ما، تدارک نجات ما را از این دوری و نهایتا مرگ ازلی میدهد: عیسای مسیح را بعنوان کفاره و جریمۀ گناهان ما به روی زمین میفرستد. او که خدا-انسان بود تنها کسی بود که وارسته و شایستۀ بود که گناهان ما را بیامرزد و او این را با مرگ خود، دفن شدن و رستاخیز خود در روز سوم انجام داد. او به جای ما مُرد تا حیات ازلی را برای ما بیاورد. و این نجات است. ما مرده بودیم( از حیث روحانی) امروز با ایمان به مسیح زنده خواهیم ماند( از حیث روحانی). این نجات است. و این تبدیل و این هدیۀ عظیم تنها زمانی به داده میشود که ما به عیسای مسیح ایمان قلبی بیاوریم. اما این چگونه میسر است؟ چگونه در زندگی ما عمل میکند؟ و چرا این نجات را همه دریافت نخواهند کرد؟

هستۀ کلیدی در خصوص نجات

دانستن این اصل مهم و اساسی که آغاز درک عبارت نجات است بسیار به ما کمک میکند تا معنایی دقیق از شیرازۀ این عبارت در گفتگوهای پیرامون آن داشته باشیم. و آن این است که: “آنکس که نیاز به نجات دارد، قدر مسلم این است که خودش با قدرت خودش و توانایی خودش قادر به رهایی نبوده است.” چرا؟ زیرا اگر بود، دیگر نیازی به نجات نداشت! نکتۀ دیگر در دانستن این اعلانیه چنین است که، هستند افرادی که به شما میگویند آنها عقل و شعور و دانش کافی دارند پس نیازی به نجات از جانب کس خاصی ندارند؛ یا هستند کسانی که گمان میکنند تلاش مذهبی و دینی و شریعت آنها مسبب نجات آنها خواهد بود پس نیاز به نجات در مفهوم درماندگی و در خطر بودن ندارند زیرا خداوند کارها و تلاشهای مذهبی آنها را در نظر داشته و آنها را از خطرات رهایی میدهد. الهیات عهد جدید( پس از آمدن عیسای مسیح بر روی زمین) مضمون نجات و شایستگی آن را بدلیل خوبی و کار و اجرای اعمال شریعت و دینی ما، کاملا رد کرده است. نه تنها رد کرده است بلکه هشدار داده است که به “انجیل دیگری”(غلاطیان ۱:۶-۷ )، به جز انجیل فیض و رحمت عیسای مسیح خداوند ایمان نیاوریم.

سوال اینجاست: چگونه یک شخص نجات را دریافت میکند؟ کتابمقدس به ما میگوید که از طریق شنیدن کلام خدا، مژدۀ نجات(رومیان ۱۰: ۱۴ ) است. اما چگونه این مژدۀ نجات در شخص عمل میکند؟ همه آن را میشنوند اما همه به آن ایمان نمیاورند. وقتی این سوال را پاسخ دادیم، سوال دوم این خواهد بود که این شخص چگونه میتواند مطمئن شود که حیات جاودانی را که عیسای مسیح وعده داده است( یوحنا ۳: ۱۶- ۱۸ ) را دریافت خواهد کرد؟ در خلال پاسخ دادن این دو سوال موارد دیگری نیز وجود دارد که باید به آن پرداخت و من از این موارد در این مقاله سخن خواهم گفت.

شما دائما در نوشتجات عهد قدیم انتظار نجات را میخوانید یا شادمانی از نجات اما در نوشتجات عهد جدید از حضور و مهیا بودن و دسترسی یافتن به نجات میخوانید. در عهد عتیق دائما انتظار نجات بود و در عهد جدید نجات مهیا شده بود. و دلیل آن همانطور که میدانید برای وجود عیسای مسیح میباشد. برای تولد و مرگ و رستاخیز و نهایتا صعود او به آسمان.

کتابمقدس مسیحی در بارۀ نجات چه میگوید؟

واژۀ نجات به کرات در نوشتجات عهد قدیم و جدید به چشم میخورد. جالب اینجاست این عبارت را در موارد متعدد و گوناگونی میخوانیم اما هر بار به ما گواه از ناامیدی و ناتوانی شخص طالب نجات را میدهد یا از انتظار غریب و شدید آن شخص برای رهایی و نجات:  یعقوب نوۀ ابراهیم در بستر مرگ خودش امید انتظار نجات از جانب یهوه را داشت( پیدایش ۴۹: ۱۸). موسی در سرود رهایی خود از دریای سرخ و ارتش فرعون از نجات خداوند میسراید( خروج ۱۵: ۲ ). داود از سپر نجاتی که خداوند به او داده( دوم سموئیل ۲۲:۳۶) و جایی از شادی نجاتی که خداوند به او داده او را پرستش میکند(مزمور ۵۱: ۱۲ ) اشعیاء نبی از جانب خداوند میگوید که چه زیباست پای آن کسی که در راه سخت و دشوار پیام نجات را منتشر میکند( اشعیاء نبی ۵۲: ۷ ) و در آیۀ ۱۰ میگوید که روزی تمام دنیا نجات خداوند را خواهند دید. این  زکریا پدر یحیای تعمید دهنده است که پیشگویی نجات خداوند را میکند( لوقا ۱:۶۹) و این شعمون پیر است چون عیسای نوزاد را میبیندد از خداوند قدردانی و سپاسگذاری میکند چون چشمانش نجات خداوند را دیده است( لوقا ۲: ۳۰ ). عیسای خداوند به زن سامری میفرماید که نجات از جانب یهود میاید( یوحنا ۴: ۲۲ ) و به نیقودیموس میفرماید تا کسی از روح تازه نشود قادر به دریافت نجات نیست( یوحنا ۳:۱۶-۱۷). پطرس رسول پس از سالها نهایتا پس از دریافت روح القدس  با شجاعت و دلیری اعتراف میکند که خداوند نام دیگری در زیر اسمان به کسی نداده است که در او نجات باشد مگر نام عیسای مسیح( اعمال رسولان ۴: ۱۲ ). پولس رسول اعتراف میکند که در پیام نجات قوت خداست(رومیان ۱:۱۶ ) و به سادگی میگوید که نجات بر لبان ماست چون به خداوندی مسیح، به گناهکار بودن خود اعتراف کرده و او را به عنوان خداوند خود بپذیریم که برای ما مُرد و برخاست( رومیان ۱۰: ۱۰ ) او میگوید که ما باید با زندگی بی عیب و نمونۀ مسیحی در رنجها و دردها و با ترس محترمانه و درست روحانی از خدای قدوس نجات خود را ثابت کنیم( فیلیپیان ۲: ۱۱- ۱۲ ) و یوحنای رسول، در کتاب مکاشفۀ عیسای مسیح به او، شادمانی و جشن را در بهشت برای ما ترسیم میکند که میلیونها، میلیونها نفر با صدای بلند خدا را پرستش میکنند و اعتراف میکنند که نجات و جلال و قدرت از آن خدای ماست( مکاشفه ۱۹: ۱-۲ )

چگونگی عمل کردن کردن نجات در زندگی ما و نتایج و ترتیب آن

گوردن ویین در کتاب خود، الهیات منظم ( چاپ گرند رپید سال ۱۹۹۴ صفحۀ ۶۷۰) ترتیب نجات را اینگونه میگوید که:

۱- انتخاب ، ۲- خواندگی انجیل، ۳- تولد تازه ، ۴- توبه و بازگشت، ۵- عادل شمرده شدن، ۶- فرزند خواندگی، ۷- تقدیس شدن، ۸- نجات پایدار، ۹- مرگ

و ۱۰- جلال یافتن.

چگونه این ترتیب عمل میکند؟( آیات مکرری در خصوص هر کدام از این ده مورد میتوان ارائه داد اما قصد من طولانی نکردن این مقاله بود و فقط به یک آیه بسنده کرده ام.)

۱- انتخاب: ما برگزیده شده ایم.

کلام مقدس در افسسیان ۱: ۴- ۶ به ما میگوید که خداوند افرادی را پیش از آفرینش هستی برای ایمان آوردن به عیسای مسیح انتخاب کرده است. الهیات مسیحی در بین فرقه های متعدد در این خصوص با هم تفاوق ندارند. خیلی از الهیدانان معتقد هستند که خدا همه را برگزیده است و نه افراد خاصی. مشکل من در قبول این باور بر این است که اگر خدا همه را برگزیده است، باید همه به خواندگی او لبیک گفته و به او و به فرامین او(در عهد عتیق) و به فرزند یگانۀ او (در عهد جدید) ایمان میاوردند. کلام خدا چنین به ما تعلیم نداده است. باور من بر این است، آنانی که خداوند آنان را برگزیده است مابقی این “ترتیب نجات” را باور داشته و مشمول آنها قرار میگیرد. اگر باور داریم ما انتخاب شدیم باید به انجیل مسیح پاسخ مثبت بدهیم، باید باور کنیم که گناهکاریم، توبه کنیم، به مسیح بعنوان خداوند و نجات دهنده ایمان بیاوریم و مابقی این ترتیب.

درک انتخاب و برگزیدگی ما مهم است، زیرا اینگونه باور مابقی ترتیب نجات معنایی را برای ما دارد که خداوند پیش از آفرینش هستی برای ما در نظر داشته تا درک کنیم: ابتدا ما را فروتن میسازد. سپس ما را بیشتر و بیشتر پرستندۀ خدا میسازد. آنگاه به ما میگوید که اعمال شریعت و دینی ما را نجات نداده اند، برنگزیده اند، زیرا خدا ما را قبل از تاسیس هر شریعت و هر مذهبی انتخاب کرده است. و نهایتا ما همه چیز را از دستان خالق و آفرینندۀ خود میبینیم که بر ما جاری میشود.

۲- خواندگی انجیل: ما به خبر خوش پاسخ مثبت میدهیم.

کلام مقدس در اشعیاء ۴۵: ۲۲ به ما میگوید که همۀ ما به نحوی خبر انجیل را خواهیم شنید این به ما بستگی دارد که چگونه به آن عکس العمل نشان میدهیم: آن را میپذیریم یا رد میکنیم. خداوند همه را به نجات ازلی دعوت کرده است(یوحنا ۳: ۱۶- ۱۸). عیسای مسیح بر روی صحن معبد ایستاد و فریاد زد که هر کس تشنه است به نزد او بیاید، و چون به او ایمان آورد، به انجیل او به خبر خوش او، از بطن او نهرهای آب روان جاری خواهد شد( یوحنا ۷: ۳۷- ۳۹ ).

۳- تولد تازه: ما در خواهیم یافت که گناهکاریم.

باور خیلی از ایمانداران مسیحی بر این است که چون ما به مسیح ایمان بیاوریم، تولد تازه دریافت خواهیم کرد. اما این آن چیزی نیست که عیسای مسیح به نیقودیموس در یوحنا ۳: ۳- ۸ میفرماید. نیقودیموس هنوز توبه نکرده و ایمان نیاورده است که مسیح به او میفرماید باید ابتدا از نو مولود شود. یعنی چه؟ باید ابتدا آن محکومیت گناهکار بودن توسط روح القدس خدا( که جهانیان را به آن ملزم میسازد) در ما اتفاق بیافتد. ابتدا باید چون خبر نجات را شنیدیم، به زانو افتاده و اعتراف کنیم که گناهکار هستیم. به من به تجربه ثابت شده است که آن ایماندارانی که از چنین نقطه ایی ایمان خود را به عیسای مسیح آغاز میکنند( شمعون ماهیگیر از اینجا آغاز کرد:خداوندا از من دور شو که گناهکارم. لوقا ۵: ۸ )، تابه جلال پیش خواهند رفت.

۴- توبه و بازگشت: ما از گناهان خود توبه میکنیم.

این اولین پیام هم یحیای تعمید دهنده و هم عیسای مسیح بود: ” توبه کنید زیرا پادشاهی آسمانی نزدیک است.” توبه کردن از گناهان و گفتن به خداوند که شما از آن بازخواهید گشت با نیت و قصدی که به آن عمل کنید: بازگشت کامل از مسیری که تاکنون برای سالها در آن میرفتید، برای نجات حقیقی ما بسیار حائز اهمیت است. در روز پنطیکاست پس از موعظۀ پطرس وقتی مردم از او پرسیدند که باید چه کنند. پطرس بسیار صریح و روشن به آنها گفت:” توبه کنید”( اعمال ۲: ۳۸).

۵- عادل شمرده شدن: نشان نجات یافتن ما.

بلافاصله پس از اعتراف ایمان خود به عیسای مسیح، ما نزد خدا عادل شمرده میشویم. رومیان ۵: ۱ ، یعنی تمامی گناهان ما نزد خدا پاک میشود. مهم این است که درک کنیم این عادل شمردگی در حقیقت از آن عیسای مسیح بوده که نصیب ما گشته است. عیسای مسیح عدالت ما شد و ما چون به او ایمان آوردیم، عدالت او نزد خدا از آن ما میگردد و خدا اینگونه ما را عادل محسوب کرده و نجات یافتن ما را تایید میکند.

۶- فرزند خواندگی: ما عضوی از خانوادۀ الهی خدا میشویم.

در نامۀ رومیان فصل ۸ پولس رسول به ایمانداران روم میگوید که چون با ایمان آوردن به عیسای مسیح روح خدا را دریافت کرده اند، روح خدا به ما شهادت میدهد که ما فرزندان خدا هستیم. در میان مزایای فراوان این فرزند خواندگی که نصیب ما میگردد، یکی از آنها شریک ارث  پدر شدن است: یعنی شراکت در جلال خدا، در زیستن ازلی با خدا. زیرا ما با مسیح هستیم: ما ” هم ارث” هستیم. نه اینکه خدا جلال خود را با ما میدهد، هرگز، اما ما این مزیت را خواهیم یافت که تا به ابد در این جلال او ساکن شویم و از تمامی عظمت آن برکت بگیریم و چون فرزندی که به دیگران خانۀ پدری خود که در آن ساکن است را نشان داده و میگوید: این خانۀ من است. ما نیز میتوانیم روزی اعتراف کنیم منزل ازلی و زیستن ازلی با خدا از آن من است؛ این جلال از آن من است.

۷- تقدیس شدن: ما به آن به پاک خواندگی خدا عمل میکنیم زیرا ما نجات یافته ایم.

پطرس رسول، به ایمانداران مسیحی مینویسد که انها باید به خواندگی خدای قدوس لبیک گفته و پاک و مقدس زندگی کنند. اول پطرس ۱: ۱۳- ۱۷ و پولس رسول مینویسد که ما باید نجات یافتن خود را با ترس و احترامی شدید به خدای قدوس که ما را وامیدارد که برای او مقدس بسر ببریم ثابت کنیم. فیلیپیان ۲: ۱۲- ۱۳٫ مرحلۀ پاک زیستن و تقدیس، مرحله ایی در ایمان مسیحی ماست که ما نقشی بسیار اساسی در آن خواهیم داشت. باید خودمان را به روح مقدس خدا بسپاریم. به دعا. به کلام خدا. به پرستش خدا. به مشارکت با ایمانداران. به خدمت انجیل.

۸- پایداری نجات: نجات ما از بین نخواهد رفت.

در بین الهیدانان مسیحی در این خصوص اختلاف بسیاری وجود دارد. خیلی ها معتقد هستند که ایمانداران مسیح نجات خود را از دست خواهند داد. اگر…عیسای مسیح به طور واضح و صریح فرموده است که آنانی که پدر به او عطا میکند را او حفظ خواهد کرد و هیچکدام آنها از بین نخواهند رفت. یوحنا ۶: ۳۷- ۳۹ . پولس رسول به ایمانداران قرنتس(!) میگوید که خداوند آنها را تا به آخر استوار خواهد ساخت. اول قرنتیان ۱: ۶- ۸٫ ایا اسخریوطی نجات خود را حفظ کرد؟ خیر! اما کلام خدا به ما میگوید که او از ابتدا قلب خود را به مسیح نداده بود. یعنی از ابتدا توبۀ حقیقی نداشت. یوحنای رسول میگوید، کسانی از بین خود آنها بیرون رفتند که بر ضد انجیل مسیح مقاومت کردند و تعلیم دادند، یوحنا میگوید که آنها از ابتدا با مسیح نبودند و به او ایمان نیاوردند. اول یوحنا ۲: ۱۹- ۲۰ .

مجددا، چون خشت اول را بنا درست گذاشت، دیوار تا آخر درست پیش خواهد رفت!

۹- مرگ. ما روزی بدن جسمانی خود را ترک میکنیم.

به دلیل گناه و نااطاعتی آدم و حوا ما محکوم به مرگ روحانی و جسمانی شدیم. پیدایش ۳: ۱۹٫ خداوند مرگ روحانی ما را در وعدۀ مبارک خود که نهایتا در عیسای مسیح کامل گشت را برای ما مهیا ساخت اما مرگ جسمانی ما هنوز در حال روی دادن است( نتیجۀ گناه و ثمرات و عواقب آن). ما یکبار به دنیا آمدیم و یکبار از دنیا خواهیم رفت. عبرانیان ۹: ۲۷٫ این مرحلۀ برای ما لازم است! زیرا بدون آن ما به آن نهایت و ثمرۀ خواندگی خود که شراکت در جلال ازلی خدا میباشد نخواهیم رسید. بدن فانی ما التماس ازلیت را میکشد! زیرا این وعدۀ خود خداست. تا زمانی که در جسم هستیم این تبدیل روی نخواهد داد. نه اینکه ارزوی مرگ را داشته باشیم، هرگز! ما انتظار جلال را میکشیم، لیکن مانند شهیدان انجیل مسیح در این دنیا بسر میبریم و برای او زندگی میکنیم.

۱۰- جلال یافتن. این نهایت و ثمرۀ نجات ماست.

پولس رسول به ایمانداران قرنتس مینویسد که مادامی که در جسم هستیم ما برای روز جلال خود آه میکشیم. دوم قرنتیان ۵: ۱- ۵٫  این آن وعدۀ مبارک خود خداست. او که ما را برگزید، ما را خواند و آن کس که ما را خواند ما را تقدیس ساخت و آنکس که ما را تقدیس ساخت ما را حفظ کرد و آن کس که ما را حفظ کرد ما را به جلال رساند. رومیان ۸: ۲۹- ۳۰٫

نتیجه گیری

پطرس رسول در نامۀ خود به زیبایی مینویسد که ما باید با جد و جهد فراوان دعوت و برگزیدگی خود را ثابت کنیم. دوم پطرس ۱: ۱۰ – ۱۱؛  آیا او میگوید ما باید با انجام شریعت و قواعد کلیسایی این را ثابت کنیم؟ خیر! به نظر من پطرس رسول میگوید، آنهایی که خداوند آنها را برگزیده است به انجیل پاسخ مثبت میدهند، انها به گناهکار بودن خود پی میبرند، توبه میکنند، نجات می یابند. آنها نیک محسوب میشوند، این افراد برای خدا مقدس خواهند زیست و این افراد با تمام جان و فکر و روح خود خدا را پرستش میکنند و فرامین فرزند او را دنبال میکنند. پطرس میگوید ما با انجام دادن این، برگزیدگی خود را ثابت میکنیم.

پطرس نمیگوید، چون میدانیم ما برگزیده هستیم، دست روی دست بگذاریم و فقط به خودمان ببالیم! عیسای مسیح به غلامان خود سکه هایی داد تا با آن کار کنند و برای پادشاهی او ثمره بیاورند. برگزیدگی ما باید با ثمرات الهی همراه باشد. این دقیقا آن راهی است که ما برگزیدگی خود را ثابت خواهیم کرد. چون برگزیده شدیم، در جلال خدا شریک خواهیم شد، لیکن ما باید با زندگی نمونۀ مسیحی خود آن را به خودمان، به دنیا ثابت کنیم: نه به خدا، زیرا خدا قلب ما را میداند و میداند که ایا ایمان ما حقیقی است یا نه؛ او در انتظار بار آمدن ثمرۀ نیکوی برگزیدگی از جانب ماست.

ایا شما باور دارید که برگزیده شده است؟ ایا ثمرۀ برگزیدگی را به بار آورده اید؟

برای آنهایی که این مقاله غریب میباشد، باید باور به عدالت و محبت خدا داشته باشند که نجات او برای همه مهیا گشته است. اما همه به او ایمان نیاوردند اما به کسانی که به او ایمان آوردند آنها را در جلال خود شریک ساخت. شما چطور؟ ایا شما مشتاق این جلال هستید؟

 

 

 

 

 

 

 

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!