چه کسانی
وارد ملکوت خدا نخواهند شد؟
نمایی نزدیک به
آن!
نوشتۀ:
ح.گ
تضمین حیات جاودان و ورود به بهشت تنها در
مسیحیت به یقین رسیده است. هیچ دین و
آیین دیگری نه در گذشته و نه امروز و نه فردا
نمیتواند به شما این را تضمین کند. دین اسلام تنها
تضمین شما را برای بهشت، شهید شدن برای محمد و قرآن و
دین میداند. و شما خود میدانید ثمرات این
تعلیم چیست؟ از قرآن بپرسید که آیا پس از مرگ به بهشت
خواهم رفت؟ هر چند نماز و دعا و زیارات و خیرات من ترک نشده باشد، پاسخ
این است که:" انشاءالله!...اگر قسمت شما باشد و الله بخواهد!"
ما چه؟ در مسیحیت چگونه است؟ متاسفانه به
دلیل تعالیم نادرست برخی از معلمین مسیحی،
این افترا به مسیحیت وارد میشود که گویی هر
کس به عیسای مسیح ایمان آورد، حالا هر کاری پس از
ایمان خود انجام بدهد باز وارد بهشت میشود و نجات خود را از دست
نمیدهد. سپس این گروه به ما این افترا را میزنند
برای همین است که مسیحیان اینقدر لاقید
هستند! بماند از این که عزیزان به تیر چراغ برق چشمان خودشان
نگاه نمیکنند!!اما متاسفانه باید کمی به آن این حق را داد
آن هم به دلیل عدم تعلیم درستی که از معلمین
مسیحی میشنویم.
من قصد ندارم در خصوص ماهیت نجات و از دست دادن و
یا از دست ندادن آن صحبت کنم. من بر طبق سندیت کلام خود
عیسای خداوند ایمان دارم، آنانی که توبۀ
راستین کردهاند، تولد تازه را دریافت کردهاند، خود را مطیع
مسیح ساختهاند، آنها برگزیدگان هستند. آنها هرگز مسیح را ترک
نخواهند کرد و مسیح هرگز آنها را ترک نخواهد کرد. این به این
دلیل نیست که آنها دیگر وسوسه نشده و گناه نمیکنند. خدا
را شکر برای شاگرد عیسای مسیح، یوحنای رسول
که در رسالۀ اول خود به زیبایی در این خصوص سخن
گفته است. همۀ ما گناه میکنیم. حتی برگزیدگان.
قدوسیت در مسیحیت زادۀ حرف و اعتراف خالی به
مسیح نیست، میوۀ ایمان در مسیح است، اما
زادۀ تلاش و ایستادگی، پافشاری، مقاومت،
خداترسی،...میباشد. چنین ایماندارانی اگر هم خطا
کنند، ما میدانیم که چه بسا خیلی زود به گناه خود معترف
شده، به زانو درمیایند و از شفیع و کاهن اعظم خود،
عیسای مسیح، شفاعت و پاکی را میطلبند. و ما به خون
مسیح اطمینان داریم. خونی پرقدرت و پاک کننده. حتی
اگر گناهان ما به سرخی ارغوان باشد همواره به سفیدی برف در
میاید؛ و مسیح گناهان آنها را پاک میکند. این را
نیز میدانیم این ایمانداران هرگز از تکرار گناه لذت
نمیبرند. هرگز برای گناه میز و صندلی نمی
چینند! این درست آن فیض
عظیمی است که هرگز هیچ دین و باور و استدلال انسانی
قابل درک و هضم آن نخواهد بود. هرگز!
اما هستند
ایماندارانی که متاسفانه هرگز آن توبۀ راستین را نکردند.
هرگز گناهان خود را به زیر پای صلیب مسیح نیاوردند.
هرگز فیض مسیح را نچشیدند و هرگز اعتراف نکردند که نه به خاطر
اعمال بلکه بدلیل فیض مسیح امروز نجات را دارند. این
افراد همان پرهیزکاران هستند نه بیماران! و عیسای
مسیح هرگز برای پرهیزکاران نیامد. برای این
افراد مسیح حقیقتا بر صلیب برای گناهان آنها نمرد. اگر
مسیح هرگز نمرده باشد، نتیجتا مسیح برای آنها هرگز
قیام نکرده است. اگر مسیح نمرده و قیام نکرده است، هرگز روح
القدس را دریافت نکردهاند. اگر روح القدس را دریافت نکردهاند، هرگز
کلام خدا را درک نکردهاند. حالا شما برو یک گردنبند طلای 500 عیار
صلیب به گردنت بیانداز و صندلی کلیسای مسیح
را زودتر از هر کس دیگری اشغال کن و یک چک چاق و تپلی هم
هر یکشنبه بیانداز تو صندوق! اگر مسیح برای ما نمرده
باشد، ما هنوز در گناهان خود هستیم و اگر هنوز در گناهان خود باشیم،
تمامی اعمال مسیحی، تمام هدایای ما، هزاران تومان و
دلار و ییرو و پوند ما باد است! تمام اینها بیروح و خشک و
تهی و بی ارزش هستند؛ بقول اشعیاء نبی،
پارچههایی کثیف!
برای
اینکه این مرز کاملا برای ما روشن شود خود عیسای
مسیح به وضوح و روشنی میفرماید که چه کسانی،
یعنی از میان آنانی که خود را به اصطلاح
مسیحی میدانند، وارد ملکوت او نخواهند شد. عیسای
مسیح این را نمیگوید تا گروهی به خود ببالند و دست
برای دیگران تکان بدهند و برای آن گروهی که وارد
نمیشوند سر بجنبانند. ابدا! بلکه تا هر کس به جدیت و ارزش
گرانبهای خون عیسای مسیح خداوند، طرح الهی
خدای پدر و کار عظیم روح القدس پی ببرد.
بماند از اینکه در راس گروهی که به ملکوت
خدا وارد نخواهند شد، آنانی خواهند بود که به انجیل عیسای
مسیح پشت کردند. دل خود را سخت کردند. و هرگز در را بسوی
عیسای مسیح پس از شنیدن پیام صلح بخش انجیل
نجات بخش او باز نکردند. اما تاکید من نه این گروه، بلکه آنانی
که خود را مسیحی میدانند میباشد. عیسای
مسیح به چهار گروه از این ایمانداران اشاره میکند که هرگز
ملکوت خدا را نخواهند دید و به آن وارد نمیشوند.
1- آنانی که در پاکی و
قدوسیت در عیسای مسیح بسر نمیبرند و زندگی
نمیکنند:" خوشابحال پاک دلان زیرا ایشان خدا را خواهند
دید."( متی 5: 8) در رسالۀ عبرانیان همین
تاکید را اینگونه میخوانیم:" و در پی
سلامتی با همه بکوشید و تقدسی که به غیر از آن
هیچکس خداوند را نخواهد دید." ( عبرانیان 12: 14)
2- آنانی که تعالیم
مسیح را بخوبی میدانند. تمامی راه پاک زیستن را
میدانند. تمامی قوانین الهی را میدانند. اما هرگز
به آن عمل نمیکنند. فقط حرف میزنند:" زیرا به شما
میگویم تا عدالت شما بر عدالت کاتبان و فریسیان افزون
نشود به ملکوت آسمان هرگز داخل نخواهید شد." ( متی 5: 20)(
دقت کنید به تاکید" هرگز")
3- آنانی که ارادۀ
خدای پدر را در طول ایمان خود تشخیص نداند. بر طبق آن
زندگی نکردند نتیجتا هرگز در پی انجام ارادۀ او نبودند
بلکه فقط در پی انجام نقشهها و برنامه ریزی ها و تدارکات
خودشان بودند. به زبان مدام عیسای مسیح را خداوند خواندند. مدام
یهوه را خدای خالق خواندند، اما چون به عمل کردن رسیدند،
گویی هرگز خدایی نداشتند و خدایشان وجود
خارجی نداشت. گویی هرگز اراده و نقشۀ خدا معنی
نداشت. پس مسیح عیسی به آنان میگوید:" نه
هر که مرا خداوندا خداوندا گوید داخل ملکوت آسمان گردد بلکه آنکه
ارادۀ پدر مرا که در آسمان است بجا آورد." ( متی 7: 21)
4- آنانی که پس از ایمان
به عیسای مسیح در دنیا گم شدند. در دنیا به خواب
رفتند. هرگز منتظر آمدن عیسای مسیح نبودند. هرگز مشتاقانه در
پی ملاقات با او نبودند. هرگز به دلیل این اشتیاق با
جدیت و خویشتنداری و مسئولیت و وظیفه شناسی
برای انجیل مسیح خدمت نکردند. میوهایی حاصل
نکردند.( متی فصل 25: 1- 46)
برادران و خواهران عزیز من در مسیح!
آنانی که ارزش خون ریختۀ
شدۀ عیسای مسیح را درک نکرده باشند، چرا باید وارد
بهشت شوند؟ مگر نه اینکه آنها وقتی هم وارد بهشت شوند و برۀ
سلاخی شده را ببینند که اکنون بر تخت داوری جهان نشسته است،
متعجب خواهند شد!؟( مکاشفه 5: 7)
بیاییم از ایمان
مسیحی خود آگاه شویم. بیاییم بدانیم که
چه بودیم و چه شدیم و چه خواهیم شد. بیایم فقط
دین و مراسم و نام و آیین عوض نکنیم. مسیحی
شدن، مُد نیست که حالا امروز درخت کریسمس را در خانۀ خودمان
بگذاریم و آن را تزیین کنیم و بگوییم بله من
مسیح را قبول دارم. وارد کلیسایی بشویم( اگر
برویم!) و خود را مسیحی بدانیم! خیر!
مسیحیت یک تبدیل است. یک پوست انداختن است.
یک تولد تازه یافتن است. یک تازه شدن است. آنچنان
تغییری است که دیگر خودتان را نیز نخواهید
شناخت. مسیحی شدن دنیا را بر علیۀ خودتان شوراندن
است! به دشمنان شما اضافه شدن، به جفاهای شما اضافه شدن، به طرد شدن،
سختی کشیدن شما اضافه شدن است. آری! مسیحیت
زیستن با خدایی زنده است که نه تنها مانند برهایی
مهربان و وفادار برای ما قربانی میشود، همچنین مانند
شیری غران و آتشی سوزنده بر ما داوری خواهد کرد.
مسیحی شدن حال و هوا عوض کردن نیست. حالا من از این
دین تنفر دارم بروم مسیحی شوم! ای عزیز من! گر
امروز قلب خودت را به مسیح دادی، خدا را شکر برای تو! فرشتگان
در آسمان برای تو در شادی هستند. افتخار و جلال را برای
مسیح آوردی و خدای پدر را شادمان ساختهایی! اما
عزیز من! چشمانت را باز کن! ببین به چه کسی ایمان آوردهایی
و در او پوست بیانداز. ریشه بزن. جوانه بزن. شکوفه بده و بارور شو! به
یک نام و به یک لقب و به یک حال خوب امروز و به یک
دعای فردا و به یک جلسۀ پس فردا و به یک آهنگ پرشور و به
یک ساز گیتار و به یک سرود مسیحی قناعت نکن: مقدسین
از زمان خود هابیل تا به امروز در انتظار تو هستند که ترا در بهشت ملاقات
کنند. در دورادور تو حضور آنان است. فرشتگان منتظر هستند تا ترا خدمت کنند. درهای
برکات بهشت و معجزات آسمانی و اسرار شگفت آسمانی و
پیروزیهای عظیم روحانی و افتخارات و سربلندیها
در انتظار تست! امروز آنها را تصاحب کن! ردای مسیح را بپوش و مفتخرانه
وارد ملکوت جاودانی بشو و با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بر سر
یک میز بنشین!