چه باید او
را صدا کنیم :حضرت مسیح
یا "
عیسای مسیح "؟
اگر میخواهی نام و
شهرت شخص نیکوکاری را که تمام قلب و جانش را در راه سعادت مردم گذاشته
را در اذهان مردم کمرنگ و یا بی رنگ کنی ،و کاری کنی
که دیگر از آن اعمال و کارهای نیک او فقط افسانه و داستانی
باقی بماند ،و تو از آن طوری سوءاستفاده کنی که خودت میخواهی
،نامش را آنطور که بوده صدا نکن و آن را عوض کن!مثلا: نام " عیسای
مسیح " را به " حضرت مسیح " عوض کن! و نام و آوازۀ
" دانیال نبی " را به " شوش دانیال " !
اسم هر نفر قرینه ای مستقیم است با خود شخص.اشتباه نکنید
نمی گویم همۀ " بهروز " ها روزی خوب خواهند
داشت! و یا همۀ " صابر" ها صبر شان زیاد است.و یا
همۀ "شیرین " ها واقعاً شیرین هستند!اما
اگر " بهروز " نامی گیتارزن خوبی باشد ،شما بهروز را
با گیتارش میشناسی.و اگر " صابر" نامی قلب رئوفی
داشته باشد ،شما او را صابری می شناسید که قلب رئوفی
دارد.اگر بخواهیم جامع تر سخن بگوئیم : باغ خوب.زمین خشک.مردم
خونگرم .دریای طوفانی و ...تمام این اسامی به همراه
خود تعاریف مشخصی را از اسمی که به همراه خود دارند به یدک
می کشند.که شنونده اگر باغ خوب را می شنود،درذهن خود باغی را
تصور میکند که احتمالاً سرسبز،پر میوه،پرآب میباشد.(ما نمی خواهیم در اینجا
از موردی بگوئیم که خیلی ها تعریفی را با خود
به یدک می کشند اما آنگونه نیستند.این خود جای مقالی
دیگر دارد.اما شما می توانید هر درختی را از میوه هایش
بشناسی!)
خود من تا قبل از اینکه
انجیل را بخوانم از نام مسیح
فقط یک " حضرت " را می دانستم و می دانستم که یکی
از پیامبران اولوالعزم میباشد و یا می دانستم یکی
از پیامبران به نام دانیال ،قبرش در محلی بنام شوش در حوالی
جنوب ایران میباشد.آن دوران هرگز از خودم نپرسیدم که " این
حضرت مسیح " کیست؟ و یا این " دانیالی
که در شوش " خوابیده کی بوده؟.من از روشنفکرانی که سرشان
در کتابها بوده و بخوبی از تمام این ها خبر داشتند گلایه نمی
کنم که چرا هرگز سخن درستی را از این بقولناٌ " حضرت مسیح " به ما نداده اند؟ و یا از تاریخ غنی قوم اسراییل
در سرزمین پارس.هنگامی که " کوروش " نامی و "
داریوش " نامی در این
سرزمین پدری ما پادشاهی داشتند! آن موقعی که " دانیال
" این جوان با استعداد یهودی که توسط فوج اسیران به
سرزمین بابل آورده شده بود ، در زمان پادشاهی داریوش به نخست وزیری
سرزمین بزرگ پارس نائل می یابد و یا " استر "
نامی دختر جذاب یهودی از خانواده ای فقیر اما با
ارادۀ خدا و نقشۀ او به مقام ملکۀ ایران می
رسد؟...من از عالمان خدا پرستی شکایت دارم که خدا را و اراده و عظمت
او را مختص به یک نفر دیده و چنان خفقان و دیکتاتوری مذهبی
در سرزمینمان براه انداختند که اگر شخصی با خدای آنان موافق
نبود و می توانست از دست سپاه حزب الله!جان سالم بدر ببرد،بدست خانواده و
بستگان خود به سپاهیان حزب الله فروخته میشد تا درس عبرتش را دریافت
کند!از این رو امروز من بعید نمی دانم که چرا منابع اطلاعاتی
درست برای شناخت عیسای مسیح نه حضرت مسیح!در هیچ
کجا به آسانی پیدا نمی شود.
بیدار شو ای
ملت!
این ها افسانه نیست!واقعیت
است.تاریخ است.اما چرا ما از آن نمی دانیم ؟ زیرا آمدند و
تاریخ و ریشه های ما را از روی زمین کندند. نام مان
را از " اردشیر " و " بابک " و " داریوش
" به " تقی " و " نقی " و " میثم
" عوض کردند.وقتی که نام ما ن را عوض کردند ما تعاریفی را
با خود گرفتیم که با نام ما آمد
.رنگ ها عوض شد.افراد تاریخ ساز به انزوا رفتند.راست گویان ،خفه
شدند.و همه چیز به سیاق آنان در آمد.و روزی از " دانیالی
" که نام و شهرت ایمانش قلب
داریوش پادشاه ایران را تکان داد و او شیفتۀ خدای
دانیال شد.همان خدایی که دانیال را در میان شیرهای
گرسنه یک شبانه روز حفظ نمود و اجازه نداد تا آسیبی به او برسد
،یعنی همان داریوش پادشاه ایران که بعد از رهایی دانیال از میان
دندانهای گرسنۀ شیران اعتراف نمود: " از حضور من فرمانی صادر شده است
که در هر سلطنتی از ممالک من ( مردمان) بحضور خدای دانیال ( نویسنده:همان خدایی
که عیسای مسیح را به زمین فرستاد تا بر صلیب برای
گناهان ما بمیرد تا ما به تنها راه
نجات و رستگاری خود ایمان بیاوریم
) لرزان و ترسان باشند زیرا
که او خدای حی و تا ابدالآباد قیّوم است و ملکوت او بی
زوال و سلطنت او غیر متناهی است.او است که نجات میدهد و میرهاند
و آیات و عجایب را در آسمان و در زمین ظاهر میسازد و اوست
که دانیال را از چنگ شیران رهایی داده است." ( از کتاب دانیال فصل ششم)
برای ما فقط نام " شوش "
و مقبره اش باقی ماند.نه ایمان
و راست قامتیش به خداوند.نه اعتماد و دلگرمی اش به دست پرقدرت خدا.نه
دانش و درایتش که از برکات خدا به او بود نه شجاعتش و استواریش به
پرستش تنها و تنها خدای زنده نه
بتها.
و ما روزی
چشماهایمان را باز کردیم و دیدیم که " دانیال
نبی " را رنگ کرده اند و در موزۀ باورهای غلط پدران و پدر
بزرگهای ما جا دادند! آنگاه به ما " حضرت دانیال " را تحویل
دادند. که به یاد آوردن نام او تقدسی بی دلیل و احترامی
بی فکر یعنی فقط یک تکرار که دیگر باعث خمیازه
و کسالت میشد ، بود!نه استقامت و پایداری در پرستش خدای
زنده.نه اعتماد و آرامش نفس در اوج مرگ و فلاکت به خدای زنده.یعنی
همان یادگاری های زنده و پرشور " دانیال نبی
" نه " شوش دانیال "
! برای نسل ما. و نسل فردا.
و روزی آن کس که
برای رهایی و آزاد سازی انسان از تمامی قید و
بندهای مزخرف و پوسیده به زمین آمد.آن کس که جانش را برای
رسیدن به این هدف بر بالای صلیب داد.آن کس که پیروزمندانه
از مرگ قیام کرد.آن کس که نامش آرام کنندۀ دلهای ترسیده و
قدرتش از بین برندۀ تاریکی درون شد .آن کس که به ما یاد
داد که از انتقام ،انتقام حاصل می گردد و از دشمنی ، دشمنی.بخشش
و گذشت راه خاتمۀ تمامی انتقام ها و دشمنی ها ست. و برای
رسیدن به این منظور و برای رساندن ما به این منظور او باید
شرم و ننگ و لعنت گناه را از روی
شانه های ما و از روی پیشانی ما بر دارد تا ما بتوانیم
آغازی نوین داشته باشیم
تا ما بتوانیم با دلی تازه و روحی تازه و شخصیتی
تازه به حضور خداوندمان بیاییم ،تا ما بتوانیم از او قدرت
بگیریم تا بر اهریمن
تاریکی و دشمن دیرینۀ ما شیطان روزانه غلبه
کنیم.پس او برای رسیدن به این هدف به فرمان خدا گردن نهاد
و آن قربانی پاک و پسندیده ای گشت که باید یکبار ،
آن هم برای همیشه برای گناهان ما قربانی می شد تا
ما بتوانیم با اتکا به او و قدرت او مقدس زندگی کنیم.و در آخر لیاقت
آن را داشته باشیم که صاحب این هدیۀ رایگان یعنی
حیات جاودان گردیم.و این شخص کسی نبود و نامی نبود
به غیر از " عیسای ناصری " ملقب به " مسیح " نه " حضرت مسیح!" فرزند مریم.متولد
از روح القدس. شکنجه و عذاب شده و کشته شده در زمان حکومت " پیلاطس
" .دفن شده. قیام کرده در روز سوم.چهل روز با شاگردان بعد از قیام
مانده. به آسمان صعود کرده.در دست راست خدا نشسته. امروز شفیع ما بوده و به یقین
و بی هیچ شک و تردید نجات دهندۀ شما.
ای مردم ایران!
این افسانه نیست.داستان
نیست.واقعیت است.اما ما چشمهایمان را باز کردیم و دیدیم
او که خواست تا ما را خدا گونه سازد به
مقام " حضرت " بازنشسته شده است! و یکروز او هم به موزۀ فسیل
شدۀ مقدسات مذهبی اضافه گشت.جایی در آن گوشه های
موزه!آخر همه به نوبت آمدند ، اول " حضرت آدم " آمد " بعد "
حضرت نوح " و...بعد " حضرت مسیح "! همه باید نوبت را
رعایت میکردند!اما اگر امروز عیسای مسیح در بین
ما بود ترجیح میداد که ما او را تنها عیسای مسیح
خطاب کنیم و به او ایمان بیاوریم و با این ایمان خود خدا را خشنود سازیم تا اینکه
او را " حضرت مسیح "صدا کنیم و هرگز به او گوش نداده باشیم
و هرگز به او ایمان نیاورده باشیم و قلبمان را به او نداده باشیم.
عیسای مسیح لقب
حضرت را اول اسم خود نمی خواهد و نیازی به آن ندارد.همانطور
که در انجیل به قلم متی می
خوانیم :
" هنگامیکه
عیسی به نواحی قیصریۀ فیلیپس آمد
از شاگردان خود پرسیده گفت : " مردم مرا که پسر انسانم چه شخص می
گویند؟" گفتند بعضی یحیی تعمید دهنده (یک پیامبر) و بعضی الیاس (یک پیامبر دیگر یهود) و بعضی ارمیاء (یکی دیگر از پیامبر
یهود) یا
یکی از انبیاء( یا یکی از آن حضرات!) ایشان را گفت شما مرا که می
دانید؟(سوالی
از ملت ایران)شمعون پطرس در جواب گفت :" که تویی مسیح پسر
خدای زنده." عیسی در جواب وی گفت :" خوشا بحال
تو ای شمعون بن یونا زیرا جسم و خون این را بر تو کشف
نکرده بلکه پدر من که در آسمان ست." (متی 16 : 13-17 )
پس عیسای
مسیح دوست دارد نه تنها ملت ما او را نجات دهنده و چهرۀ نادیدۀ
خدا نام دهد بلکه تا شما و ملت ایران او را خدمتگزار بداند همانگونه که خود
فرمود:
" زیرا که
پسر انسان (لقب
انسانی مسیح ) نیز نیامدم تا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و تا جان خود
را فدای بسیاری سازد."
عیسای مسیح
هرگز لقب حضرت را نمی خواهد و نیازی به ان ندارد شما او را می
توانید از همین امروز با لقب های زیر برای خود صدایش
کنید و ببینید که چقدر برای شما و در شما فرق ایجاد خواهد کرد تا فقط لقب خشک و
سرد و مذهبی " حضرت مسیح " .
شما او را صدایش
کنید :
1-
شفاعت کننده :" اگر کسی مرتکب گناهی شود در پیشگاه
خدای پدر کسی را داریم که برای ما شفاعت می
کند." اول یوحنا
2 : 1
2-
برۀ خدا :"نگاه کنید این است آن برۀ
خدا که گناه جهان را بر می دارد." یوحنا 1 : 29
3-
قیامت و حیات : " عیسی گفت : " من قیامت
و حیات هستم." یوحنا 11 : 25
4-
شبان و نگهبان جانها : " اما اکنون پیش شبان و نگهبان جان
های خود برگشته اید." اول پطرس 2 : 25
5-
داور الهی :" و به این حقیقت شهادت دادیم
که خدا او را داور زندگان و مردگان قرار داده است." اعمال 10 : 42
6-
خداوند خدایان :"و در زمانی که او معین
کرده آن یکتا حکمران متبارک که پادشاه پادشاهان و خداوند خدایان است این
را ظاهر خواهد ساخت." اول تیموتی 6 : 15
7-
غمخوار:" خوار و نزد مردمان مردود و
صاحب غمها و رنج دیده و مثل کسی که روی ها را از او بپوشانند و
خوار شده که او را به حساب نیاوردیم." اشعیاء 53 : 3
8-
صخرۀ نجات :" و آن صخره مسیح بود." اول قرنتیان 10 : 4
9-
آب حیات :" عیسی گفت : هر که از آن
آب بنوشد باز تشنه خواهد شود اما هر کس از آبی که من می بخشم بنوشد
هرگز تشنه نخواهد شد زیرا آن آبی که به او می دهم در درون او به
چشمه ای تبدیل خواهد شد که تا حیات جاودان خواهد جوشید."
یوحنا 4 : 13-15
10-راه و راستی و حیات : "عیسی به او گفت : من راه و راستی
و حیات هستم،هیچکس جزء بوسیلۀ من نزد پدر نمی اید." یوحنا 14 : 6
این نام ها تنها تعداد
کمی از مقدار نام های واقعی و حقیقی و برازندۀ
مسیح است که ملت ایران باید او را خطاب کند و نه " حضرت
" چرا که ورای هر نام و لقبی که او با خود از آسمان به زمین
آورد و آن را به اثبات رساند اسرار الهی و رموز خدایی نهفته
است.
چند پیشنهاد برای جلوگیری
از جعل نام های واقعی خدای زنده و عیسای مسیح
و روح القدس!
الف- گوش کنید
به کلام خدا ، آن را بخوانید و به آن بیاندیشید و بر آن
تفکر کنید و به آن عمل کنید:
" ترا حکمت خواهم
آموخت و براهیکه باید رفت ارشاد خواهم نمود.و ترا بچشم خود که بر تست
نصیحت خواهم فرمود .مثل اسب و قاطر بی فهم مباشید ،که آنها را
برای بستن بدهنه و لگام زینت میدهند و الا نزدیک تو
نخواهند آمد." (
از مزامیر داوود 32 : 8-9 )
ب- گوش کنید
به کلام مسیح ، آن را بخوانید
و به آن بیاندیشید و بر آن تفکر کنید و به آن عمل کنید:
" بخواهید به
شما داده خواهد شد.بجوئید پیدا خواهید کرد.بکوبید در به
رویتان باز خواهد شد." ( عیسای مسیح)
ج- الف+ ب= جویای
حقیقت باش. زیرا :
" حقیقیت را خواهید شناخت و حقیقت
شما را آزاد خواهد کرد." ( عیسای
مسیح )
اگر شما در زمان حاضر دسترسی به کتاب مقدس (انجیل و
تورات )ندارید می توانید توسط تماس با کلیسای فیض
و آدرس اینترنتی آن را بخواهید
و یا می توانید از سایتهای اینترنتی
استفاده کرده و به کتابمقدس دسترسی پیدا کنید:
از قبیل www.farsibible.com