چه عیسایی را
می شناسید؟
نوشتۀ : حسن گلهاشم
بیایید
از خودمان سوال کنیم که ما چه عیسایی را
میشناسیم؟به چه عیسایی ایمان داریم؟و
چگونه منتظر ملاقات او هستیم؟ترسیده، لرزان، گیج، وحشت زده؛
یا اینکه تمام وجود و جان ما آنقدر با صدای او آشنا و مانوس
است، که کافیست در را باز کرده و ما را صدا کند، ما به نزد او می
رویم؛ یا آنقدر بر ما آشنا و روشن است که در زیر نجوای
صدایش نشسته و از او مینوشیم. بدنبال او میرویم،
در جاده و کوهپایه و شب و روز. باد و برف و طوفان؛ آفتابی و
ابری. زیرا او را میشناسیم. صدایش را حضورش را بوی
تنش را، و سایۀ پر از فیض و مهربان او. اما چقدر تاسف بار و
دردآور است که عیسای مسیحی که ما میشناسیم را
ملاقات کنیم، از روبرو او را ببینم، اما او را نشناسیم! در کتاب
مکاشفه میخوانیم که:" اینک با ابرها میآید
و هر چشمی او را خواهد دید." ( مکاشفه 1: 7). سوال
اینجاست: اما آیا هر چشمی او را خواهد شناخت؟حالا
بیایید فرض کنید امروز، در این اتاقی که
نشسته اید، در پشت ماشینی که رانندگی میکنید،
در این پارکی که قدم می زنید، عیسای
مسیح بر شما ظاهر شود، و تاج خار و ردایی بر شانه نداشته باشد،
اگر با شما به سخن گفتن آغاز کند، آیا او را تشخیص می
دهید و او را میشناسید؟یا بدلیل عظمت این
مکاشفه و هیبت این ملاقات وحشت زده به زمین میافتید
و نمیدانید چرا؟!یا فقط ترس و وحشتی غریضی
شما را مجبور به چنین عکس العملی میکند؟ یا که نه، صدایش
را میشناسید، و هنگام سخن گفتن او با شما به خودتان میگویید
که " آیا دل در درون ما نمیسوخت "( لوقا 24: 32 ) و
خود را به آغوش او می اندازید، از بوی تن او مست
میشوید، سپس به زانو درآمده و او را با قلب و جان و در شور و
شادی پرستش خواهید کرد.
باید
اقرار کرد که گاها شاگردانی خواهند بود که عیسی را حتی با
چشمان خود ببینند اما او را نشناسند! یک بار این واقعه در
کتابمقدس ثبت گشته است. در متی باب 14 آیات 26 – 27، جایی
که شاگردان عیسی را تشخیص دادند اما او را نشناختند، در عوض
وحشت کرده و به زمین افتادند!
متی
مینویسد که عیسی شاگردان خودش را اصرار میکند که
آنها سوار کشتی شده و پیش از وی به کنارۀ دیگر
بروند تا فرصت داشته باشد که گروه مردم را مرخص کرده تا به منزلهای خود
بروند. شاگردان سوار کشتی شده و به راه میافتند. سپس متی
مینویسد آن شب به دلیل باد مخالف کشتی در سختی
افتاد. و در پاس چهارم شب یعنی بین سه نیمه شب تا شش صبح،
که میتوان آن را تا حدودی گرگ و میش هوا دانست، ناگهان
عیسی بر دریا خرامیده و
بسوی ایشان میرود. اجازه بدهید از این بخش از خود
متی بشنویم که شاهد عینی این ماجرا بوده است:"
اما چون شاگردان او را بر دریا خرامان دیدند مضطرب شده گفتند که
خیالی است و از خوف فریاد برآوردند. اما عیسی
ایشان را بی تامل خطاب کرده گفت خاطر جمع باشید منم ترسان
مباشید." خوب دقت کنید! ابتدا " شاگردان او را
" عیسای مسیح را " بر دریا خرامان
دیدند " شاگردان عیسای مسیح را دیدند که
بر آب راه می رود؛ عکس العمل آنها جالب است:" مضطرب شده " چرا؟
برای اینکه چیزی خارق العاده می دیدند.
بیشتر آنها ماهیگیر بودند و میدانستند روی آب رفتن
یعنی چه!آن هم در وزش باد و امواج دریا. آنها عیسی
را تشخیص دادند، او را بجا آوردند اما چنان مشاهدۀ گام زدن او بر آب
عجیب می نمود که گویی گیج شده بودند. اما سوال
اینجاست، مگر این اولین بار آنها بود که قدرت عظیم و
عجیب استاد خویش را دیده بودند. همین چند ساعت پیش
بود که داشتند دوازده سبد از خرده های نان را که پس از خوراک دادن به پنج
هزار نفر حاصل شده بود را با بهت و حیرت جمع میکردند. خمرۀ آبها که به شراب ناب در قانای جلیل
مبدل شده بود آیا اینقدر عجیب نبود؟ دربارۀ زنده شدن دختر مردۀ یائیروس از مرگ چه؟
آنها شگفتی ها و اعمال عجیب و عظیم خداوند خود را دیده
بودند، پس چرا باید چنان از این صحنه وحشت کرده که حتی
عیسای زنده را یک " خیال " بدانند؟
یا اینکه از وحشت و خوف فریاد بزنند؟ چند احتمال در این
واقعه میتوانیم در نظر بگیریم:
1- آنها عیسای
مسیح را تشخیص داده اما هنوز نشناخته بودند!
2- آنها عیسای
مسیح را هنوز خوب نشناخته بودند!
3- آنها عیسای
مسیحی را شناخته بودند که نشناخته بودند!
4- آنها عیسای
مسیح را شناخته بودند اما او را اینگونه نشناخته بودند!
1- الف- ما نمیتوانیم
خدایی را پرستش کنیم که او را نمی شناسیم. پس با
پرستش بت چه فرقی دارد؟ مگر کسی بتها را می شناخت! یک تکه
سنگ و چوب و طلای جامدی آنجا بود و آنها در
باور خود در او رویاها و امیدها و آرزوهای خود را می
دیدند او را پرستش میکردند، بدون اینکه ذره ای از او
آشنایی و آگاهی داشته باشند. خدای ما، یهوه، و
فرزند یگانۀ او عیسای مسیح و روح تسلی دهنده
نمیتوانند و نباید در عدم شناخت ما مورد پرستش قرار بگیرند. مزمور
نویس چه خوب میگوید:" و آنانی که نام ترا
میشناسند بر تو توکل خواهند داشت زیرا ای خداوند تو طالبان خود
را هرگز ترک نکرده ای." ( مزمور 9: 10) ما نباید
عیسایی را بپرستیم که خودمان برای خودمان ساخته
ایم. دوستان مسلمان ما گویی همه چیز از عیسی
میدانند، او را بعنوان یک پیامبر معصوم تشخیص داده اند،
قدرت عظیم او را، معجزات بزرگ او را، اما آیا او را میشناسند؟
شاگردان هم تمام معجزات و قدرت عظیم او را دیده و شناخته بودند، اما
او را نشناختند! تشخیص دادن عیسی
آسان است اما شناختن او سفر روحانی را با او طی کردن و در پی او
رفتن در جادۀ جلجتا را میطلبد.
2- ب- ما کمی از
عیسی دانسته ایم. در موعظه ها شنیده ایم. در برنامه
های تلویزیونی و از فلان واعظ و فلان ایماندار؛
تمام آنچه را که می شنویم، آغاز ایمان ما میگردد،
زیرا ایمان از شنیدن می آید. اما پس از
ایمان، ایستایی در ایمان، میوه آوری در
ایمان، غلام امین بودن در ایمان، بیدار ماندن در
ایمان را میطلبد، اینها را فقط با شنیدن از فلان برادر و
فلان موعظه بدست نمی آوریم، آنچه را که از عیسی دانسته
ایم را باید روزانه افزون کنیم و مقدار شناخت خود را بیشتر
و بیشتر سازیم. او را بشناسیم همانگونه که خودش هست نه
اینکه فلان واعظ و کشیش برای ما او را تشریح
میکنند. زیستن در مسیح، یک زیستن انفرادی در
اوست، کمااینکه تنها شاخۀ شماست که به بدنه وصل است و بناست تا شکوفه
زده و میوه آورد نه شاخۀ همسر و شوهر و دوست شما با شما! شما انفرادا
یک شاخه هستید که به مسیح وصل هستید و انفرادا از او
تغذیه میکنید و رشد میکنید. پس اگر میخواهید عیسای مسیح را
خوب بشناسید، باید از او بخواهید تا به قلب شما آمده و
شبی با شما در منزل قلب شما مانده، با شام خورده و شما از تن و خون او
بخورید و مریموار زیر
پای او نشسته و از او بنوشید.
3- پ- کتابمقدس برای ما به
روشنی و عریانی تمام آنچه را که باید از
عیسای مسیح بشناسیم تشریح و ترسیم کرده است. او
که بود؟ و او چه کرد؟ ما نمیتوانیم برای خودمان
عیسای مسیحی را بپرستیم که او را هنوز نمی
شناسیم. شما نمیتوانید برای
خودتان یک مسیحی را بسازید که تماما با کتابمقدس منافات
دارد!داستان موسی و چوپان که هزاران بار برای شما گفته
اند، زمانی اعتبار دارد که شما بخواهید آزادانه خدا را پرستش
کنید، اما شما هیچ آزادی ایی ندارید که
خدایی را پرستش کنید که برای خودتان ساخته اید و با
مبنا و اصول کتابمقدس فرق دارد. عیسای مسیح شما نمیتواند
بگوید طلاق دادن مجاز است. نمیتواند ازدواج همجنس بازان را
تایید کند. نمیتواند اجازه بدهد دختر یا پسر شما قبل از
ازدواج قانونی رابطۀ جنسی داشته باشد. نمیتواند بی
نظمی و سستی دائمی شما را در کلیسا تایید
کند. اگر چنین عیسایی را می پرستید،
همین الان عرض کنم که این عیسی عیسای مسیح
کتابمقدس نیست، عیسای شخصی شماست!مال شماست! و شما او را
در گنجۀ افکارتان گذاشته و هر از گاهی او
را بیرون می آورید تا یا شما را تایید کند
یا شما را تشویق کند!
4- ت- اگر قلب خودتان را
عیسای مسیح داده اید، سپس مغز خودتان را خواهید
داد. عیسی بر شما باید، تکرار
میکنم، باید بر تمام هستی شما فرمانروایی کند.
سعی کنید او را در تمام ابعاد زندگی خودتان ببینید.
و سعی کنید از آن تعجب نکنید. عیسی میتواند
همین امروز در شما و با شما ماشین شما را تعمیر کند، در امتحان
شما را موفق کند، میتواند شما را به سفری زیبا ببرد و شما را در
هر قدم زندگی اتان موفق و پیروز سازد؛ و بر عکس. همچنین
باید این عیسی را طوری شناخته باشید که اجازه
دهد شما بیمار شوید، ماشین شما خراب شود، خانۀ شما در آتش
بسوزد، و عزیزترین خود را از دست بدهید. این را
میگویم نمیخواهم تصور کنید که منظور بنده این باشد
که عیسی عمدا این را انجام میدهد و از آن لذت می
برد!هرگز!بلکه اگر عیسایی را شناخته باشیم که کتابمقدس
برای ما روشن ساخته، اگر عیسایی را شناخته باشیم که
پطرس و یوحنا شناخته بودند، یا پولس یا استیفان، یا
شهید سید مهدی دیباج، آنوقت
برای شما آسان است که درک کنید:" هر
که را که من دوست میدارم توبیخ و تادیب مینمایم."(
مکاشفه 3: 19).
دوست عزیز!خوانندۀ گرامی!
آیا عیسای مسیح را
میشناسی؟ اگر پاسخ شما مثبت است، سوال من از شما این است، کدام
عیسای مسیح را می شناسید: عیسی بن
مریم قرآن؟ استاد و معلم نیکو و پیامبر صلح بهایی
ها، مغز متفکر و معلم اخلاق فیلسوفان؟ یا اسطوره و قهرمان ملی؟
یا اینکه نه، عیسای مسیح را همانگونه می
شناسید که کتابمقدس برای شما تشریح و بیان کرده است.
هیچ کتاب و هیچ منبع و هیچ مرجع دیگری قادر
نیست، لایق نیست و مجاز نیست که در بارۀ
عیسای مسیح سخن بگوید و ادعا کند او را میشناسد،
اگر تمام کتابمقدس را قبول نداشته، تمام آن را نوشته شدۀ روح القدس
نمیداند و مفاد آن را، اینجا و آنجای آن را زیر سوال و شک
نمیبرد!تنها چیزی که میتواند به صراحت و روشنی و در
صداقت از مسیح با شما سخن بگوید، کتابمقدس است. اگر یک
چنین عیسای مسیحی را بر طبق کتابمقدس بشناسید
و ایمان بیاورید، این امتیاز را دارید که
بگویید عیسای مسیح را می شناسید و به
او ایمان دارید. تنها در این زمان است که افکار شما، چشمان شما
و باور شما نه با نمایش تلویزیونی و نه اعمال متفرقه و
تعلیم متفرقه، نه غش میکند و نه مدهوش میگردد و نه اینکه
عیسای مسیح را در میان تعالیم نادرست و غلط شاخه ها
و دنیای بیرون به غلط خواهید شناخت و به غلط خواهید
پرستید. این شناخت از قدم نخستین آغاز میگردد. قلبا دعا
کنید که: " خداوندا من گناهکارم، میدانم که گناهکار هستم و
خودم را می شناسم که چقدر سیاه و ناشایست رحمت و فیض تو،
اما ترا و محبت تو تمام قلب مرا لمس کرده است، ایمان دارم که برای
گناهان من بر بالای صلیب مرده و کفاره و جریمۀ
گناهان مرا پرداخت کرده ای. دفن شده ای و روز سوم از مرگ قیام
کرده ای. اکنون از تو میخواهم که به قلب من بیایی و
مرا از آن خودت کنی.آمین."
ایماندار عزیز!
کدام عیسای مسیح را می
پرستید؟ عیسای مسیح فلان فرقه یا عیسای
مسیح کتابمقدس؟ این دو نباید با هم تفاوت داشته بلکه مقارن و
ممزوج باشند. کتابمقدس را مرتب و منظم مطالعه کن. با عیسی خلوت کن و
با او روزانه قدم بزن و از او بخواه تا دست راست خودش را بر تو بگذارد و به تو
بگوید:" ترسان مباش من هستم." و ترس نادانی از او را از تو
گرفته و ترس احترام و پرستش و ستایش او را که از شناخت درست و اساسی
او حاصل میگردد را به تو بدهد. که این از هزاران کلیسا رفتن
بی معنی و پرستش بی روح و ایماندار بی میوه
بودن مفید تر است.آمین