چون شما از
اردن عبور کردید
زیستن پیروزمند
در سرزمین مسیح
نوشتۀ:
حسن گلهاشم
اگر دریای سرخ یکی از عظیمترین
قدرتهای خدا در نشان دادن وفادار بودن او به قوم خود، و محافظت کردن آنان از
دست دشمنان، و برآوردن عهد و پیمان خود به آنان باشد:" بایستید
و نجات خداوند را ببینید." ( پیدایش 14: 13 ) ؛ رود
اردن اساس و ریشۀ تشویق و قوت دادن همان خدا بسوی رد
شدن از سرزمین گناه و اسارت؛ به سوی سرزمین برکات و وعده و فیض
اوست:" هر جایی که کف پای شما گذارده شود به شما
دادهام." ( یوشع 1: 3)
اگر پیام دریای سرخ
پیام پیروزی مهیا
شدۀ یهوه خدای زنده برای قوم خود از دست دشمنان آنها میباشد،
رود اردن پیامآور پذیرفتن فیض و دادن شهامت همان خدا برای
قوم خود برای بدست آوردن و تصاحب پیروزمندی
و برکات بینهایت خدا برای عبور از مصایب و گناه؛ و زیستن
تا به ابد در فیض و پیروزی و برکت است.
قوم اسرائیل پس از زیستن چهل سالۀ خود در بیابان(
سرزمین پشت رود اردن ) اکنون به پشت رود اردن رسیدهاند. آنها پیش
روی خود رود اردن را دارند که باید از آن رد شده و وارد سرزمینی
شوند که صدها سال قبل یهوه، به ابراهیم وعده داده بود. ابراهیم
روزی در همین سرزمین میزیست، لیکن در آن غریبهایی
بیش نبود( پیدایش 23: 4 ) اسحاق و یعقوب نیز در آن
میزیستند اما صاحب آن نبودند؛ اکنون خدا منتظر بود تا این وعده
را برای فرزندان آنان تحقق بخشیده و این سرزمین را به
انها بدهد. اهمیت ورود به این سرزمین تا به حدی بود که حتی
خود موسی که قوم را تا به پشت رود اردن آورده بود، بدلیل نااطاعتی
خود از فرمان یهوه اجازۀ ورود به او داده نشد( تثنیه 31: 2 ) این
به این معنا نبود که آنانی که وارد شدند، لیاقت و شایستگی
ورود را داشتند، خیر تنها فیض خدا شامل آنها شد، و خواست خدا این
بود که موسی وارد نشود. این تنها اهمیت اطاعت از فرمان خدا را
به ما تاکید میکند.
چرا اینقدر برای خدا اهمیت داشت؟ چرا اینقدر این
رود برای اسرائیل اهمیت داشت؟ چرا این رود تا این
اندازه در زندگی اسرائیل و امروز در زندگی روحانی ما در
مسیح نقش مهمی را ایفا میکند؟اهمیت این رود
البته در خود رود نیست؛ زیرا اگر خود رود اردن را امروز ببینید،
تعجب خواهید کرد!رودی تقریبا آرام، نه چندان زلال و صاف؛ بلکه
بسیار گلآلود. پس رود اردن هیچ اهمیتی نداشت، اما آنچه
در شرف وقوع بود، میرفت تا برای ابد بعنوان یک یادمان و میراث
برای تمامی فرزندان خدا در سراسر دنیا باقی بماند.
همانطور که قورح در مزمور خود بیان میکند:"جان من تشنۀ
خداست تشنۀ خدای حی؛ای خدای من جانم در منحنی
شد؛ بنابر این ترا از زمین اردن یاد خواهم کرد." (
مزمور 42: 6) قورح میگوید جانش در اشتیاق دیدن خداست، پس
خدا را از زمین اردن بیاد میآورد! یعنی آنچه را که
خدا در رود اردن و زمین آن انجام داد، تماما حضور خود خدا بود، و قورح کافی
بود، برای فرو نشاندن این اشتیاق تنها به رود اردن و عبور
پرقدرت قوم و فتح سرزمین موعود و ایجاد شدن یک ملت تفکر کند تا
خدا را ببیند.
در ضمن در همین رود بود که نعمان سریانی به توصیۀ
ایلیاء نبی هفت بار خودش را شست و از جذام خودش برای همیشه
پاک شد و او که روزی بت پرست و کافر بود گفت:" الان دانستهام در
تمامی زمین جز در اسرائیل خدایی نیست."
( دوم پادشاهان 5: 15) و در همین رود بود که یحیی تمام
اسرائیل را دعوت به توبه از گناه کرد و آنان را در همین رود تعمید
داد و نهایتا عیسای مسیح خداوند در همین رود تعمید
گرفت. و روحالقدس در همین رود مانند کبوتری بر او نشست و در همین
رود بود که یحیی صدای یهوه را شنید که رو به
عیسی فرموده بود:" این است پسر حبیب من که از او
خشنودم." ( متی 3: 17) مجددا عرض کنم، این رود اردن نبود که
مورد اهمیت بود، این کار عظیم خدا در این رود بود که
بعنوان تمثیلی برای ابد در اسرائیل مانده بود، و آنها با
نگریستن به این رود، بیاد یهوه و فیض عظیم بیکران
او میافتادند. برای اینکه این اهمیت و این
کار عظیم برای ما روشن گردد، بیایید با هم به تعالیمی
که خدا بواسطۀ این رود به ما داده و میدهد را با هم مرور کنیم:
1-رود اردن
دو سرزمین را از هم جدا میکرد.
2-رود اردن
سمبل تعهد به خدا برای پاک زیستن بود.
3-رود اردن
یادگار میراث فیض و قدرت خدا بود.
4-رود اردن
رود تعهد و تصمیم برای خدمت به خدا بود.
***
1-رود اردن دو سرزمین را از هم جدا میکرد:

همینطور که در نقشۀ بالا میبینید، رود اردن مابین
دریاچۀ نمک از جنوب و دریاچۀ جلیل از شمال قرار
داشت. سرزمین دست راست سرزمینی بود که قوم در آن متوقف شده بود.
سرزمین پشت رود اردن سرزمین دیدن قدرتهای بیکران
خدا و عظمت او بود، سرزمینی بود که موسی در آن گام زده بود. و
با دستان خود قدرتها و معجزات خدا را نشان داده بود، اما همین سرزمین،
سرزمین گریه و ماتم نیز بود. این سرزمین ، سرزمینی
بود که قوم ابرها را در روز داغ و آتش را در شب سرد و تاریک دیده
بودند، اما هنوز پر از شکایت و گله بودند. در این سرزمین نان و
گوشت را از آسمان دیده بودند، آب را از صخره جوشان دیده بودند، اما
هنوز ناسپاس بودند. در این سرزمین پیروزی ها را، معجزات
را، قدرت را، برکت را، همه را دیده بودند، اما باز گویا سرزمین
دردها بود. سرزمین طغیان و نااطاعتی از خدا. سرزمین شورش
بر علیۀ خدا و خادم او. سرزمین شهوت و بت پرستی. سرزمین
کینه و انتقام. سرزمین اسارت و بردگی. سرزمین فرعونیان
بود، سرزمین گوسالۀ طلایی. سرزمین قورح . سرزمین
گناه و هلاکت ابدی بود. سرزمین شکست و سرگردانی.
اما سرزمین آنسوی رود
اردن، سرزمینی بود که پدران ایمان روزی در آن ساکن بودند،
هر چند در آن غریبه بودند، اما با ایمان در آن گام برداشتند. جایی
در آن سرزمین ابراهیم و اسحاق و یعقوب با هم بر سر سفره نشسته
بوده و ضیافت ملوکانۀ خود را
داشتند. در این سرزمین، وعدههای خدا تحقق مییافت.
در این سرزمین شما با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بر سر یک
سفره مینشستید. سرزمینی بود که میوههایش
پربار، آبش شیرین، و هوایش بسیار تازه و پرطراوت است. در
این سرزمین پیروزی خدا قبلا برای شما مهیا
شده و هر کجا که کف پای خود را
بگذارید او آنجا را قبلا به شما داده است. سرزمین برکات و پیروزی
و وفاداری یهوه خدای آسمانها و زمین.
2- رود اردن سمبل
تعهد به خدا برای پاک زیستن بود.
قبل از اینکه قوم بخواهد از این رود رد شود، یهوه، خدای
زنده، توسط روحالقدس از زبان موسی رو به قوم میگوید:" چون شما از رود اردن به زمین کنعان
عبور کنید، جمیع ساکنان زمین را از پیش روی خود
اخراج نمایید و تمامی صورتهای ایشان را خراب کنید
و تمامی بتهای ریخته شدۀ ایشان را بشکنید و
همۀ مکانهای بلند ایشان را منهدم سازید."( اعداد
33: 51 – 52 ) خدا این شرط را زمانی برای قوم گذاشت که آنها
هنوز در بیابان بودند. و هنوز از رود رد نشده بودند؛ اما میدانستند که
باید از آن رد شوند. قوم این تصمیم را باید قبل از عبور
از رود میگرفت، نه بعد از اینکه عبور کرد؛ خدا برای سلامت ماندن
و حیات پربرکت روحانی آنها راه را پیش روی آنها قرار داده
بود. چه میشد اگر قوم از رود عبور میکرد و اینگونه با ساکنان آن
سرزمین برخورد نمیکرد؟ یهوه در همین گفتگو رو به قوم میفرماید:"
اگر ساکنان زمین را از پیش روی خود اخراج ننمایید
کسانی را که از ایشان باقی میگذارید در چشمان شما
خار خواهند بود و در پهلوهای شما تیغ و شما را در زمینی
که در آن ساکن شوید خواهند رنجانید." ( اعداد 33: 55-56 ) گویی
یهوه تمامی آینده را روبروی قوم خود قرار داده بود تا
آنها ببینند. آنها در حال عبور از رود اردن بودند، آنها در حال پشت سر
گذاشتن بیابانی بودند که چهل سال به دلیل گناهان فراوان و
نااطاعتیهای فراوان در آن آواره بوده، رنج دیده، و اکنون خدا میخواست
این را پایان دهد. این دوران پریشانی و سرگردانی
را. این دوران درد و ماتم را. این دوران گناه و شرارت را. اما قوم باید
درک میکرد هر چند یهوه این برکات را قبلا برای آنها در
سرزمین آنسوی رود اردن، سرزمین شیر و عسل، مهیا
نموده است؛ اما آنها باید برای زیستن و حیات در این
سرزمین، احکام خدا را دنبال کرده و از او غلفت نکنند. خدا قوم را از بیابان
به سرزمین وعده نمیآورد تا آنها برای خودشان هر کاری میخواهند
انجام دهند!بلکه متعلق به او باشند، در او زندگی کنند، و از احکام و فرامین
او اطاعت نمایند. پس قوم باید قبل از عبور از رود تصمیم میگرفت
که برای خدا پاک زندگی کرده و به دور از هر نوع گناهی باشد.
3-رود اردن یادگار
میراث فیض و قدرت خدا بود.
چهار فصل اول کتاب یوشع در خصوص عبور قوم اسرائیل از رود اردن
است. موسی بندۀ خدا مرده است. قوم پشت رود اردن در سرزمین موآب
سی روز برای موسی ماتم گرفتند. گویا تمام این چهل
سال بر باد رفته بود و قوم بلاتکلیف پشت رود اردن مانده بود. اما اینجاست
که خدا به بندۀ خود یوشع فرمان میدهد و چه زیبا:" موسی
بندۀ من وفات یافته است پس الان برخیز و از این اردن عبور
کن." ( یوشع 1: 2 ) هیچ چیز قادر نیست جلوی
محبت خدا را در زندگی ما بگیرد. پس یهوه همان خدایی
که به موسی در بتۀ آتش ظاهر شد به یوشع این تضمین
را میدهد، که اگر او از رود اردن عبور کند، و پایش را به آنسوی
رود اردن ، در آن سرزمین شیر و عسل ، در آن سرزمین وعده
بگذارد:" هر جائیکه کف پای شما گذارده شود به شما دادهام."
( یوشع 1: 3 ) در ضمن او به یوشع این قوت قلب را میدهد
که:" هیچکس را در تمامی ایام عمرت یارای
مقاومت با تو نخواهد بود. چنانکه با موسی بودم با تو خواهم بود ترا مهمل
نخواهم گذاشت و ترک نخواهم نمود." ( یوشع 1: 5 ) دوباره یهوه
به یوشع تاکید میکند:" پس قوی و دلیر باش
مترس و هراسان مباش زیرا در هر جایی که بروی یهوه
خدای تو با تو است." ( یوشع 1: 9) بیاد داشته باشید
این وعدۀ دادن این سرزمین تقریبا 700 سال به ابراهیم
یعنی به پدر این قوم داده شده بود:" زیرا به تو و
ذریت تو تمام این زمین را میدهم و سوگندی را که با
پدرت ابراهیم خوردم استوار خواهم داشت." ( پیدایش 26:
3 ) و امروز پس از هفتصد سال یهوه در حال انجام وعدۀ خود به ابراهیم
بود! و نهایتا روز موعود فرا رسید، روزی که شب قبل آن قوم تماما
خود را تقدیس نموده زیرا بنا بود تا یهوه برای آنان کار
عظیمی انجام دهد. رود اردن مانند دریای سرخ که از میان
باز شده بود، از میان باز شد، کف آن معلوم گشت، و قوم از آن با قدرت و
سربلندی عبور نمود. اما همانطور که کف رودخانه با قدرت عظیم یهوه
بیآب گشته و قوم از آن عبور میکرد، خدا به یوشع فرمان زیبایی
داد. فرمود از میان دوازده قبیله اسرائیل، از هر قبیله یک
نفر انتخاب شده تا آمده و هر کدام یک سنگ از کف رودخانه بردارند. چرا؟
خداوند پاسخ میدهد که:" چون پسران شما در زمان آینده از پدران
خود پرسیده گویند که این سنگها چیست. آنگاه پسران
خود را تعلیم داده گویید که اسرائیل از این اردن به
خشکی عبور کردند. زیرا یهوه خدای شما آب اردن را از پیش
روی شما خشکانید تا شما عبور کردید چنانکه یهوه خدای
شما به بحر قلزم کرد که آن را پیش روی شما خشکانید تا ما عبور
کردیم. تا تمامی قومهای زمین دست خداوند را بدانند که آن
زورآور است و از یهوه خدای شما همۀ اوقات بترسند."( یوشع
4: 21-24 )
قوم آن دوازده سنگ را روی هم گذاشته، و مکانی پرستشی را با
آن درست کرده و در آنجا تمام قوم یهوه را پرستش نموده و نام پرجلال و پرقدرت
او را پرستیدند. و به اینطریق قوم چون یادبودی میراث
فیض خدا را ستود و برای ما تا به امروز باقی گذاشت.
4- رود اردن
رود تعهد و تصمیم بود.
عیسای مسیح قبل
از اینکه خدمت خود را در بین مردم آغاز کند، در رود اردن تعمید
گرفت. اما تعمید او با تعمید معمولی مردم تماما فرق میکرد.
تعمید او تعمید از پاک شدن از گناهان نبود، زیرا او کاملا پاک و
بیگناه بود؛ تعمید عیسی نشان عزم و تعهد او برای
آغاز ماموریتی بود که برای آن به روی زمین آمده
بود. برای همین در لوقا میخوانیم که :" عیسی
هم تعمید گرفته..پر از روحالقدس بوده از اردن مراجعت کرد." و میبینیم
که عیسی پس از تعمید از اردن بلافاصله به بیابان هدایت
میگردد تا گویی این تعهد و تصمیم او برای
خدمت مورد آزمایش قرار گیرد. که اگر شیطان بتواند بر او غلبه
کند، نظر او را عوض کرده و او را از راه صلیب برگرداند. اما میخوانیم
که عیسی هرگز از تعهد و تصمیم خود بازنگشت و پس از پیروزی
بر وسوسههای شیطان در بیابان در بین شهرها و کوچههای
همان سرزمین شیر و عسل میگشت و خبر انجیل نجات ایمان
به او را که در حقیقت شیر و عسل آسمانی برای انسان بود را
بشارت داد!
رود اردن و ما
1- ما نیز روزی در سرزمین
گناه اسیر بودیم. در این سرزمین خدا و قوتهای او را
با چشم دیدیم، اما او را نشناختیم. در این سرزمین
هدایت روح را دیدیم، اما به آن بیاعتنایی
کرده و به زیستن در هلاکت و نابودی ادامه دادیم. کلام مسیح
را شنیدم اما بهانه آوردیم. مژدۀ نجات را شنیدیم اما آن را پشت گوش انداختیم.
در این سرزمین گناه و سرگردانی، روح خداوند ما را با شنیدن کلام مقدس و
شنیدن به صدای قلب خود و دیدن دل سرسخت و سیاه ما، بسوی
سرزمین شیر و عسل مسیح هدایت نمود. چند سال بود که ما در
این سرزمین سرگردان بودیم؟ به خیال خود خدا را میپرستیدیم،
اما خدا نبود. خدا دور بود. ما از سرزمین شیر و عسل خبر داشتیم
اما هرگز طعم آن شیر و عسل را نچشیده بودیم. به گمان خورده بودیم،
اما طعم انگورهای اشکول کجا و طعم انگورهای ریاض کجا! آب گوارای
صخرۀ مسیح کجا و چشمۀ هاجر کجا؟سروهای مست و آزاد لبنان
کجا و نخلهای خشک مکه کجا؟بوی عطر سوسنهای سفید شارون
کجا و گلاب مدینه کجا؟آری ما در بیابان گناه خود سرگردان بودیم،
همانطور که نسل گذشتۀ ما و نیاکان ما سرگردان بودند.
یهوه با هدایت روح
مقدس و فیض بیکران خود ما را تا پشت رود اردن آورد. از ورای این
رود او سرزمین موعود را به ما نشان داد. عیسای مسیح را.
او حقیقتا آن سرزمین موعود ما بود. سرزمینی که درخت صلیب
جلجتای آن تا به اوج آسمانها قد کشیده بود. چه شاخههای فراوانی
داشت این درخت. و چه پر بار. چه پر میوه: میوهای محبت،
خوشی، آرامش، بردباری، مهربانی، خیرخواهی، وفاداری.
در مرکز این سرزمین چشمۀ جوشانی بود که آبش طعم اب عدن را
میداد. آن چشمۀ آب حیات عیسی بود. چشمهایی
که آبش تمام جان تشنۀ ترا سیراب میساخت. و تمامی درد و پریشانی
این سرگردانی 1400 ساله را پایان میداد. گندم آن نانی
را تولید میکرد که تن عیسی بود و انگورش شرابی را
در جامها میریخت که خون عیسی بود؛ و هر کس در این
ضیافت دور این میز می نشست، عیسای خداوند و
خدای پدر را در راس میز، و روح القدس پذیرایی کننده
و دور میز با ابراهیم و اسحاق و یعقوب نشسته و با آنها مشارکت میداشت.
2- در این سوی رود بود
که ما قلب خود را به عیسی سپردیم. قبل از اینکه قلب خود
را به او سپرده و به او متعهد گردیم که او را اطاعت خواهیم کرد؛ ابتدا
به زانو درآمده و به گناهان خود اعتراف کردیم. خودمان را تقدیس کردیم.
چون خدا میخواست فردا برای ما کارهای عظیمی انجام
دهد. پس به زانو درآمده و بیابانهای سرگردانی خود را به پیش
روی عیسی گذاشتیم. و بارهای حقارت و اسارت و بردگی
گناه خود را. ما به زانو درآمده و توبه کردیم و عیسای خداوند را
اینسوی رود پذیرفتیم و به او تعهد دادیم. تعهد دادیم
که نمیخواهیم " جاد " و " روابین " باشیم
که در اینسوی رود بمانیم، بلکه میخواهیم از رود
عبور کرده و وارد سرزمین او گردیم. پس تعهد دادیم اگر وارد سرزمین
او شدیم دیگر در گناه و شرارت زندگی نمیکنیم. به او
تعهد دادیم که با شهرهای گناهکار قلب و جان خود خواهیم جنگید.
اریحای شهوت را فتح خواهیم کرد و دیوارهای تمام
قلعههای عای کینه و نفرت را پایین ریخته، و
تمام پادشاهان اموری بتهای درونی دشمنی و کفر را در جان
و روح خود را به همت روحالقدس شکست خواهیم داد. ما در این سوی
رود به خدا تعهد دادیم چون از رود عبور کرده و وارد سرزمین موعود شویم،
از آن تو خواهیم بود. تعهد دادیم که پاک خواهیم زیست و
بتهای وجود خود را میشکنیم و تنها عیسای مسیح
را دنبال کرده و تنها او را خواهیم پرستید.
3- ما با فیض خدا وارد این
رود شدیم. با عیسی در نام عیسی تعمید گرفتیم.
در تمامی گناهان بیابان سرگردانی و شرارت خود با مسیح در
آب این رود دفن شدیم. در نام خدای زنده، عیسای
خداوند، روحالقدس خداوند، تعمید یافتیم و در مرگ و قیام
پرشکوه مسیح با او یکی شده برخاستیم. آب این رود،
آب این تعمید، یک آب معمولی و یک تعمید معمولی
و بعنوان تنها یک مراسم خشک نبود؛ بلکه بقول پطرس:" این آب
نمونه تعمیدی است که اکنون شما را نجات میبخشد. منظور من شستشوی
کثافات بدنی نیست، بلکه بیان کنندۀ آرزوی وجدان پاکی
است که مشتاق دیدن خداست و به وسیلۀ رستاخیز مسیح
نجات میباید."( اول پطرس 3: 21 ) ما در زمان تعمید
گرفتن در این رود و عبور از آن، در گناهان بیابان پشت سر خود، و بیابان
جان و روح درون خود، با مسیح مردیم. ما در این رود در گناهان
خود در مسیح مردیم.
4- زمانی که ما طعم این
میوۀ گوارای جلجتا را چشیدیم. زمانی که آب
رودخانۀ گناهان ما از دو نیمه شد و ما کف خالی جان خود را با
چشمان خود دیدیم. زمانی که عظمت فیض مسیح را در
عبور خود را از این رود دیدیم. زمانی که دیدیم
که ما هرگز لایق و شایستۀ این نبودیم که وارد سرزمینی
گردیم که خدا در جسم گرفت و در بین ما ظاهر شد. زمانی که ما
تمامی این شگفتی عظیم محبت بیکران بر جانهای
سرگردان خود را دیدیم؛ خم شدیم و از کف رودخانۀ دل خودمان
سنگهای خاطرات روزهای پریشانی و بن بست، اشک، ماتم، عزا،
پوچی، بی خدایی، کفر، نفرت، دشمنی، دروغ و ریا
را برداشته، و با خود از این رود به میراث رد کردیم، و با تمام
آنها قربانگاهی درست کردیم، و از عیسای خداوند خواستیم
تا با آتشی از آسمان این قربانگاه را بسوزاند و نابود سازد. سپس ما
خاکستر این قربانگاه را برداشته و با خود به همراه آوردیم. تا اگر روزی
ما محبت و فیض آن خدایی که ما را با آن قدرت عظیم و با آن
فیض بیکران خود در اوج بی لیاقتی ما رهایی
داد، فراموش کردیم؛ همان بلایی را بر سر ما بیاورد که با
ساکنین گناهکار سرزمین آورد.( اعداد 33: 56)
اکنون آنچه که باید از خودمان
بپرسیم این است: کجا هستیم؟ آیا هنوز در سرزمین پشت
رود اردن ماندهایم، یا در سرزمین موعود ساکن هستیم؟
آیا پس از تعمید به سرزمین پشت رود اردن برگشتیم تا
قدرتهای خدا را به چشم ببینم، جایی که
میتوانستیم پا به سرزمین موعود گذاشته و با خود خدا زندگی
کنیم و در قدرتهای خود خدا ساکن گردیم؟آیا در این
سرزمین موعود با شرارتهای و نفس گناهآلود خود روزانه در نبرد
هستیم و انها را از قلب و جان خود بیرون میکنیم، یا
اینکه با آنها ساکن هستیم و آنها در پهلوی ما خاری هستند
که هر روز در زندگی مسیحی ما فرو میروند؟آیا برکات
فراوان و پیروزیهای سرزمین موعود را روزانه قدر دانسته و
شاد هستیم و روزانه خدا را میپرستیم، یا اینکه هنوز
هوس میوهها و سبزیجات و گوشت پختۀ دیگهای مصر را
در سر خود داریم؟آیا با عزم و تعهد راسخ به مسیح در این
سرزمین برای او مفید هستیم، یا اینکه تنها
زندگی را میگذرانیم و خوشحال هستیم که هستیم!؟
برادر و خواهر عزیز
من در مسیح!
اکنون دیگر از رود رد شدهایم.
امروز از رود رد شدهایم. امروز من و تو در سرزمین موعود هستیم.
سرزمین وعده. سرزمین فیض. سرزمین برکت و شفا. سرزمین
پیروزی و قدوسیت. سرزمینی که هر روز در روح خود
خداوند با خداوند در نان و شراب او مشارکت داریم. امروز من و تو در این
سرزمین هستیم. اما آیا تصمیم گرفتهایم که در این
سرزمین با تمام قلب و تمام جان خود به پیام انجیل خدمت کنیم.
دیروز من و تو اگر پشت سرزمین موعود، پشت آن رود، قدرت خدا را دیدیم؛
امروز در این سرزمین خود خدا را میبینیم. در حضور
او هستیم. با او هستیم. پس باید برای او خدمت کنیم.
سرزمین گناه را پشت سر گذاشتهایم. با خدا عهد بستهایم. در
اردن با مسیح تعمید گرفتیم. از آن با افتخار و پیروزی
رد شدیم. امروز در سرزمین مسیح هستیم. سرزمینی
پر از برکات روزانه. سرزمینی مملو از سعادت و خوشبختی. سرزمینی
آغشته از عطر مست کنندۀ مهربانی. در این سرزمین، هر جایی
که کف پای خود را بگذارید یهوه آنجا را به شما قبلا داده است.
شما از آن مسیح هستید. و مسیح از آن شما. در او پاک بمانید.
در او پربرکت بمانید. در او پیروز بمانید. هر روز تا به ابد.