در که بسته شد!

آخرین فرصت

 

نوشتۀ: ح.گ

 

موسی در آخرین روزهای زندگی خود به اسرائیل هشدار داد:" امروز حیات و نیکویی  موت و بدی را پیش روی تو گذاشتم. چونکه من امروز تو را امر میفرمایم که یهوه خدای خود را دوست بداری...تا زنده مانده، افزوده شوی...لکن اگر دل تو برگردد و اطاعت ننمایی و فریفته شده...البته هلاک خواهید شد."( تثنیه 30: 15- 18) من با این مقاله قصد دارم تا یکبار دیگر همین هشدار را هم به خودم و هم به شما بدهم:

        تنبیه والدین برای تربیت فرزندان است. اما تنبیه خدا برای آنانی که به هشدارهای او گوش نکرده، انجیل نجات بخش او را نپذیرفته، با روح خدا مقاومت کرده، و حیات هدیه داده شده در مسیح را نمیپذیرند، ویرانی و نابودی ازلی است. و وقتی خدا آتش خشم خود را بر آنان بریزد، دیگر بازگشتی نیست. توبه‏ایی نیست. وقتی آن ویرانی آخر از راه رسید و شیپور آسمانی به صدا در آمد و خداوند ما عیسای مسیح با فرشتگان عظیم خود سوار بر مرکب ابرها بر ما ظاهر شد، دیگر فرصت توبه نیست. دیگر فرصت بازگشت نیست. آن روز روز داوری است. و نیکان و شریران از هم جدا خواهند شد. آنانی که تا روز آخر حیات خود و تا به آن روز آخر عظیم به انجیل مسیح پشت کردند و توبه نکردند و از روح خدا نااطاعتی کردند در جایی که آتش خشم خدا وجود دارد انداخته شده، در جایی که فشار دندان بر دندان است و پایانی بر تاریکی آن نیست. و در جهت دیگر آنانی که به عیسای خداوند لبیک گفتند و نام او را بر خود گرفتند و از خون او شسته شدند، برای ازل در صلح بی پایان ساکن گشته و در جلال عظیم او شریک خواهند شد.

زمان نوح برای ما نمونۀ کامل این حقیقت میباشد. و ما امروز بر طبق فرمایش عیسای خداوند در همان زمانۀ نوح هستیم. عین همان زمان به فرمان خدا، به مژدۀ نجات، به انجیل عیسای مسیح، به خداوندی او، به کلیسای او، به شاگرد مطیع و خادم امین او بودن، پشت کرده‏ایم. یا ایمان نیاورده ایم یا اینکه ایمان آورده ایم اما نه گرم و نه سرد شده ایم. یا ایمان نیاورده‏ایم و خداوندی مسیح را قبول نداریم یا اینکه ایمان آورده ایم اما هنوز در دنیا و عشق به دنیا و ارضای نفس و کاشتن در مزرعۀ هوی و هوس مشغول هستیم. یا انجیل مسیح را مسخره کرده ایم و مرگ و قیام او را داستان و خیال میدانیم، یا اینکه ایمان آورده ایم و در مرگ و قیام او بسر نبرده و زندگی نمیکنیم. یا هرگز وارد کلیسا نمیشویم، یا وارد کلیسا میشویم و خودمان را مسیحی میدانیم، اما نام مسیح را لکه دار میکنیم، بر گلۀ خدا حکومت میکنیم و به دیگران فخر میفروشیم و مانند یک فریسی مسیحی بسر میبریم. اما فیض خدا را ببین! محبت بیکران خدا را ببین! همانطور که خدا به انسانهای زمانهای نوح ( که تمام نیت دل آنها به طور دائمی و پیوسته در شرارت و گناه بود) تا آن روز آخر فرصت ورود به کشتی را داد و در را تا روز آخر، درست قبل از آمدن طوفان بر روی آنها نبست، امروز نیز همان فرصت را به بی ایمانان دنیا و ریاکاران مسیحی داده است و هنوز درِ رحمت و بخشش خود را بر روی آنها نبسته است. هنوز درِ توبه باز است. چرا؟ آیا خدا در انجام فرمان خود تاخیر کرده است؟ پطرس رسول میگوید:" خداوند در وعدۀ خود تاخیر نمینماید چنانکه بعضی تاخیر میپندارند، بلکه بر شما تحمل مینماید چون نمیخواهد که کسی هلاک گردد بلکه همه به توبه گرایند."( دوم پطرس 3: 9)

در آن زمانۀ نوح، وقتی خدا دید که تمام نیت دل انسان همیشگی در شرارت و فساد است. و هیچ انسانی در آن زمان نبود که در دید خدا در نیکی گام بردارد. ( پیدایش 6: 5) خدا مردی را برگزید بنام نوح. فیض خدا شامل حال نوح شد. ( پیدایش 6: 8-9) خدا تصمیم گرفت تا تمام زمین و هر آنچه را که خود در شش روز خلق کرده بود را بدلیل فساد و شرارت آن تماما منهدم سازد. ( پیدایش 6: 13) پس به نوح فرمان داد تا کشتی‏ایی بسازد. ( پیدایش 6: 14- 16 ) نوح فرمان خدا را بر طبق آنچه که از او خواسته شده بود انجام داد. در آن زمان نه طوفانی بود و نه بارانی. اما نوح به ساختن این کشتی عظیم خود که گویی هیچ کشتی‏ایی لازم نبود ادامه داد.( پیدایش 6: 22 و 7: 5 ) میگویند طول آن به اندازۀ یک و نیم برابر زمین فوتبال و ارتفاع آن به اندازۀ یک ساختمان چهار طبقه و عرض آن نصف زمین فوتبال بوده است. اما هیچکس فرمان خدا را در خصوص ساختن یکچنین کشتی عظیم الجثه‏ایی جدی نگرفت غیر از نوح. هیچکس لزومی به ساختن کشتی نمیدید، جز نوح. هیچکس گمان نمیکرد طوفانی خواهد آمد، جز نوح. هیچکس گمان نمیکرد ویرانی و مرگی در راه باشد، جز نوح. و نوح کشتی را ساخت. روزها گذشت. اما کسی به جمع نوح اضافه نگشت. زیرا کسی به او باور نداشت. کسی به پیام نوح ایمان نداشت، نتیجتا کشتی او نیز، یک تمسخر و ریشخندی بیش برای امت زمانۀ خودش نبود.( انجیل عیسای مسیح نیز در این عصر حاضر اینگونه استقبال میشود) تا اینکه خدا هفت روز قبل از اینکه طوفان آغاز شود، اخرین هشدار را داد، که تا هفت روز دیگر طوفان خواهد رسید.( پیدایش 7: 4) در این مدت کار نوح این بود که خانوادۀ خود را وارد کشتی کند، خداوند دو دو تمام بهایم را به نظم  آورد و آنها از سراسر زمین آمده و وارد کشتی شدند. سپس در آیۀ 16 از فصل هفتم این را میخوانیم:" و خداوند در را از عقب او بست." چقدر باید این خارق العاده و عجیب باشد! تا به همین امروز از ما سوال میکنند چه کسی سنگ قبر عیسای مسیح را به کناری زد؟ اینجا به ما پاسخ داده شده است. اگر خدا قادر بوده تا در این کشتی عظیم که آنقدر سنگین بوده را پشت سر نوح ببندد، قدر مسلم میتوانسته در سنگی قبر عیسای مسیح را به کناری بزند تا زنان وارد شده و شاگردان وارد شده و جای خالی خداوند مصلوب خود را با چشمان خود مشاهده کنند و ایمان بیاورند!

اما خوب دقت کنید که چه زمانی خداوند در کشتی را میبندد. طوفان آغاز شده بود، اما نه به آن اندازه شدید که حیوانات نتوانند وارد کشتی شوند و خانوادۀ نوح نتوانند از آن نجات پیدا کنند. پس اگر حیوانات و خانوادۀ نوح توانسته بودند به رقم آغاز شدن طوفان وارد کشتی شوند، دیگر مردم نیز میتوانستند با دیدن طوفان آمده و وارد کشتی شوند. اما کسی نیامد! هیچکس نابودی زمین را باور نکرده بود. هیچکس خشم خدا را باور نکرده بود. بی شک هیچکس سخنان نوح را نیز باور نکرده بود و وقتی هم که طوفان آمد، همه در منزلهای خود نشسته بودند و هنوز در حال زیستن در زندگی گناهکارانه و نامطیع زمانۀ خود بودند. عیسای خداوند زمان بازگشت عظیم خود را که برای داوری تمام دنیا خواهد بود، چنین بیان میفرماید:" لیکن چنانکه ایام نوح بود، ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود. زیرا همچنان که در ایام قبل از طوفان میخوردند و میاشامیدند و نکاح میکردند و منکوحه میشدند تا روزی که نوح داخل کشتی گشت، و نفهمیدند تا طوفان آمده، همه را ببرد، همچنین ظهور پسر انسان نیز خواهد بود."( متی 24: 37- 39 ) تا آن روز آخر در کشتی باز ماند. تا روز آخر فرصت برای رهایی بود. اگر هر کس دیگری به غیر از خانوادۀ نوح میامد بی شک میتوانست وارد کشتی شده و از ویرانی عظیم که در راه بود نجات یابد. آری نجات یابد. پس نجات برای همۀ تا روز آخر مهیا میباشد. چرا؟ خداوند در حزقیال میفرماید که او از مرگ هیچکس خرسند نیست بلکه دوست ببیند که مردم توبه کرده، ایمان آورده و زنده بمانند.( حزقیال 18: 30- 32) و آن روز بزرگ  فرا رسید، و خدا، نه انسان، در را بست، و او دری را بست که دیگر کسی نتوانست آن را باز کند. روز عظیم مسیح چنین خواهد بود. در آن روز او را در را یکبار دیگر خواهد بست و دیگر هرگز کسی قادر نخواهد بود آن را باز کند( مکاشفه 3: 7 ) اگر هم التماس باشد، اگر هم خداوندا خداوندا باشد، اگر هم زاری و گریه باشد، در هرگز باز نخواهد شد( متی 25: 10- 13 و لوقا 13: 25 ) کلام میگوید، طوفان آغاز شده بود، اما در هنوز باز مانده بود. خدا در را باز نگاه داشته بود تا در آخرین لحظات مردم وارد شوند، اما کسی نیامد، سپس میخوانیم وقتی در بسته شد، طوفان ادامه یافت، و پس از چهل روز و چهل شب، نهایتا کشتی از روی زمین بلند شد و بر روی آب شناور گشت. طوفان ادامه یافت. اکنون کشتی نوح بر روی آب بود، دیگر انسانها و موجودات کجا بودند؟ کلام میگوید:" و خدا محو کرد هر موجودی را که بر روی زمین بود، از آدمیان و بهایم و حشرات و پرندگان آسمان، پس از زمین محو شدند. و نوح با آنچه همراه وی در کشتی بود فقط باقی ماند." ( پیدایش 7: 22- 23 )

اکنون دقت کنید، همانطور که در کشتی بر روی همه بسته شد، زیرا همه ایمان نیاوردند، و همه به اخطارها و هشدارهای نوح دقت باور نکردند و همه نابود شدند، همۀ آنهایی که در کشتی بودند، نجات یافتند و طوفان به آنها هیچ آسیبی نرساند. عیسای خداوند در کلام خود به قلم یوحنا میفرماید:" گوسفندان من آواز مرا میشنوند و من آنها را میشناسم و مرا متابعت میکنند. و من به آنها حیات جاودانی میدهم و تا به ابد هلاک نخواهند شد و هیچکس آنها را از دست من نخواهد گرفت. پدری که به من داد از همه بزرگتر است و کسی نمیتواند از دست پدر من بگیرد." پولس رسول میگوید:" و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبت خدا که در خداوند ما عیسی مسیح است جدا سازد." ( رومیان 8: 39)

به همان اندازه که طوفان عظیم هر آن ممکن است از راه برسد و تمامی نسل بشر را نابود سازد، اما خدای پر فیض ما دقیقا به همان دلیلی که پطرس رسول میگوید صبر کرده است تا همه توبه کرده و به عیسای مسیح ایمان بیاورند و نجات را بدست آورند. وارد کشتی نجات او شوند. و از طوفان ویران کننده در امان شوند. پطرس اینگونه به زیبایی اهمیت این موضوع را تاکید میکند:" لیکن آسمان و زمین الان به همان کلام برای آتش ذخیره شده و تا روز داوری و هلاکت، مردم بی دین نگاه داشته شده اند."( دوم پطرس 3: 6) آتش خشم و غضب خدا نگاه داشته شده است، هر آن ممکن است بر تمام نسل بشر ریخته شود. نه تنها بر بی‏ایمانان، بلکه بر ایماندارانی که خود را پیرو مسیح میدانند، اما هرگز فرامین او را اطاعت ننمودند، خادم امین نبودند، چراغهای خود را پر از روغن نساختند، منتظر خداوند نماندند، در دنیا شدند و از دنیا شدند، سکه های داده شده به آنها را اضافه نکردند، فرمان خداوند خود را اطاعت نکرده و بدلیل رفتار و اعمال گناهکارانۀ آنها حتی کافرین و بی خدایان از مسیح روگردانیدند، در کشتی نجات مسیح نه تنها بر بی ایمانان به مسیح بر این گروه نیز بسته خواهد شد.  و وقتی که بسته شد، دیگر هرگز باز نخواهد شد. اکنون سوال از شما این است: ایا شما درون کشتی مسیح هستی یا نه؟ اگر هنوز به خداوند مسیح زانو نزده ایی و گناهانت را به او نسپرده ایی و او نجات را به تو ارزانی نداشته است، باید با جدیت بگویم که شما وارد کشتی نیستید، حالا هر کس و در هر مقامی هم که باشید، چه انسان عادی یا انسان مشهور، حتی یک پیامبر، یک رهبر دینی!

دوست عزیز مسیحی!

هیچکس نمیتواند، حتی خود خدا نمیتواند شما از محبتی که در مسیح عیسی است جدا سازد! اگر خدا چنین کند بر ضد مشیت الهی و وعدۀ خود عمل نموده است، هیچکس نمیتواند، غیر از یکنفر: و آن یکنفر خود شما هستید! خودت را تفتیش کن! خودت را بیازما و ببین که ایا در کشتی مسیح هستی یا نه؟ ایا تضمین نجات را میتوانی بر تمام جان و روح خودت ببینی؟ یا در این کشتی برای مسیح زندگی میکنی؟ ایا روزانه خدا را و عیسای مسیح و روح مقدس را شکر و سپاس میگویی که از طوفان حتمی و قریب الوقوع رهایی یافته ایی؟ آیا تو مانند نوح از فرصت بازگشت و توبه با مردم عصر خود سخن میگویی؟ ایا به آنها میگویی که در کشتی نجات مسیح هنوز برای توبه و بازگشت آنها باز است. هنوز میتوانند آمده و در امنیت مسیح ساکن شوند. فقط باید توبه کرده و خداوندی مسیح را بپذیرند و برای مسیح، در مسیح و از مسیح در این کشتی بسر ببرند. و به آنها بگو، وقتی درِ این کشتی را خدا بست، دیگر هرگز باز نخواهد شد، و طوفانی که میاید، تمام هستی را برای همیشه از بین خواهد برد. در آن زمان دیگر خدا به یک نوح دیگر نیاز ندارد تا زمین را ادامه دهد و نسل تازه ایی را بنا کند، خیر! آنانی که نوح‏وار زیستند و وارد کشتی مسیح عیسی شدند، دیگر هرگز یکبار دیگر به این زمین جسمانی بازنخواهند گشت، بلکه بر زمینی تازه و در زیر آسمانی تازه قدم گذارده و برای ابد در جلال خداوند خود ساکن گشته و بسر میبرند.