شما از عیسای
مسیح چه معجزه ای می خواهید ؟
اجازه بدهید تا با یک
جمله این گفتگو را آغاز کنیم:
"معجزۀ عیسای
مسیح برای ما در انجام شگفتی هایی بیرون
نیست.معجزۀ حقیقی عیسای مسیح
برای ما ،شگفتی های درون ماست."
اما معجزه چیست؟شاید بتوان
معنا کرد که : آنچه که در باور و فکر انسانی و با استدلال ذهنی و واقعی
ظاهرا هم خوان نیست.و شگفتی و تعجب ما را بر می انگیزد.سالیان
زیادی از آن شگفتی های موجود و دیده و خواند شده در
کتابمقدس گذشته یعنی از روزهایی که خدا توسط فرستاد گان
خود اعمال شگفت انگیز زیادی را انجام می داد.مثل تمامی معجزاتی که موسی و
هارون در مقابل فرعون انجام دادند.تمام معجزاتی که بعد از آن انبیاء و
فرستاد گان خدا همان معجزات را به گونه ای دیگر تکرار کردند ، که اگر
بخواهیم تمام آنها را نام ببریم زمان بسیار زیادی
را می طلبد.
اما جالب است که امروزه مردم از ما
می پرسند :خب!پس چرا امروز خدا معجزه ای را نشان نمی دهد ؟پس
شما هم معجزه ای را به ما نشان بدهید.کجاست؟ کو؟
خیلی جالب است!آخر همین
سوال را روزی از عیسای مسیح کردند و همین را از او
خواستند،یعنی همان روزهایی که مسیح علنا روبروی
چشم مردم ،آب را به شراب تبدیل نمود.مرده ها را زنده کرد.با چند تکه نان و چند تکه ماهی
هزاران نفر را سیر نمود. و...اما بازهم گویی برای آنها کم بود و بیشتر می
خواستند!مطمئنم اگر امروز هم بندۀ پاک خدایی معجزه ای را
از طرف خدا انجام دهد ،برای این مردم باز هم کم است و بیشتر می
خواهند!!...بگذریم!...امروز می خواهیم در بارۀ نه معجزه و
شیوه های انجام آن ! بلکه قصد داریم تا شما را با خود به
عمق نه تنها یک معجزه بلکه چندین
معجزه یکی پس از دیگری ببریم!باید این
را اقرار کنیم که طرح و شیوۀ گفتگوی خداوند بعد از صعود عیسای
مسیح به آسمان و بعد از تکمیل کردن تمامی ارادۀ خدا با
مرگ و دفن شدن و قیام خود،تماما شیوه های دیگر به خود
گرفته است.تا قبل از آمدن عیسای مسیح ما مشارکت رودررو با خود
روح القدس نداشتیم؛روح القدس بود اما در حال متقاعد کردن وجدان ما برای
قبول آمدن مسیح.اما بعد از مرگ مسیح بر صلیب ،قیام او و
بعد از چهل روز صعود او به آسمان ما هدیه و در واقع معجزه ای عظیم
را در خود و برای خود یافتیم.هر کس می توانست با ایمان
به مسیح روح القدس را دریافت کند و این خود سر آغاز معجزات بزرگ
در زندگی فردا فرد ما بوده است.اما قبل از آن نیز معجزۀ بزرگی
رخ داده بود اجازه بدهید تا باهم آن را ببینیم :
"در این وقت
عده ای از ملایان یهود و فریسیان به عیسی
گفتند:" ای استاد!میخواهیم آیتی به ما نشان
بدهی " او جواب داد :" فرقۀ شریر و بی وفا آیتی
می خواهند و تنها آیتی که به آنها داده خواهد شد آیت یونس
نبی است.همانطور که یونس سه روز و سه شب در شکم یک ماهی
بزرگ ماند،پسر انسان نیز سه شبانه روز در دل زمین خواهد ماند.در روز
داوری مردم نینوا بر میخیزند و مردم این زمانه را
محکوم می کنند ،زیرا مردم نینوا وقتی موعظۀ یونس
را شنیدند توبه کردند،حال آنکه شخصی که در اینجا است از یونس
بزرگتر است.ملکۀ جنوب نیز در روز داوری برخاسته مردم این
زمانه را محکوم خواهد ساخت ،زیرا او از دورترین نقطۀ جهان آمد
تا حکمت سلیمان را بشنود و حال آنکه شخصی که در اینجاست از سلیمان
بزرگتر است."
( نقل از انجیل به قلم متی
فصل 12 آیه های 38 تا 42 )
همانطور که خواندید و
همانطور که کمی بالاتر بیان کردیم ،با توجه به تمام معجزاتی
که مسیح تا به آن زمان انجام داده بود باز هم مردم برای متقاعد شدن اینکه
او همان مسیحای موعود است و باور آن از او معجزه می خواستند.اما
عیسای مسیح در پاسخ خود به آنها همانطور که با هم دیدیم
،گویی نه با آنها بلکه امروز با ما اتمام حجت می کند.و به زبانی
ساده گویی می گوید: " بس است!آنچه را که می
خواستید ببیند دیده اید و آنچه را که بنا بود بشنوید
شنیده اید.پس آنچه را که دیده اید و شنیده اید
اگر مطابق انان عمل نمی کنی ؛برای شما شاهدی خواهند بود
در روز داوری. "
لطفاً خوب دقت کنید به آیات
بالا تا شما هم به این نتیجه گیری ما برسید!مردم از
مسیح انجام معجزه می خواهند .او این بار برای آنها دو شخصیت
کلیدی را مثال می زند.یونس و ملکۀ سبا.( شرح حال یونس
را می توانید در کتاب یونس از مجموع کتا- بهای عهد عتیق
کتاب سی و دوم و در بارۀ ملکۀ سبا می توانید شرح
حال او را در کتاب اول پادشاهان یازدهمین کتاب عهد عتیق فصل دهم
از آیات 4 تا 7 بخوانید)
این دو شخص معجزه ای
را انجام نداده بودند ،پس چرا مسیح آنها را مثال می زند؟عیسا ی مسیح اینجا در واقع با مثال زدن این
دو شخصیت قصد دارد تا به مردم بگوید که :عملی که این دو
شخص انجام داده اند و ما در کتابمقدس خود داریم.باید باعث بازگشت از
گناهان و توبه برای شما باشد.چرا؟ یونس به مردم نینوا گفت که
توبه کنند ،یونسی که از دست خدا فرار کرد،یونسی که با خدا
مجادله کرد،یونسی که ارادۀ خدا را ندید،یونسی
که پر از کینه و انتقام بود ؛اما باز در آخر او فرمان خدا را به مردم نینوا
رساند.در تعجب و شگفتی یونس ، مردم نینوا توبه کردند و خداوند
به مقصود خود دست یافت.مسیح می گوید:"
حال آنکه شخصی که در اینجا است از یونس بزرگتر است." چرا؟مسیح
از دست خدا فرار نکرد.مسیح با خدا مجادله نکرد.مسیح ارادۀ خدا
را که مرگ بر صلیب بود را انجام داد.و مسیح هرگز نه کینه ای
داشت و نه حتی اندیشۀ انتقام را در سر.اما باز با تمام مهر و
محبت مردم را تعلیم داد.با آنها از اسرار الهی سخن گفت.و انها را با
مرگ خود بر صلیب دعوت به جشن بزرگ پادشاه پادشاهان بدون اینکه نه لیاقت
آن را داشته باشند و نه منتظر آن باشند و نه به آن دعوت شده باشند،نمود.آیا یونس
چنین کاری کرد ؟هرگز!اما باز مردم نینوا توبه کردند.اما اینجا
مردی بزرگتر از یونس ایستاده است ،با تمام این شگفتی
های که من انجام داده ام،پس چرا
هنوز شما توبه نمی کنید و به من ایمان نمی آورید؟مردم
نینوا که دشمنان اسراییل بودند توبه کردند و شامل رحم و بخشش
خدا شدند ،شما که قوم خدا هستید چرا توبه نمی کنید تا شما نیز
شامل رحم و فیض خدا شوید؟
بعد عیسای مسیح
دومین شخصیت را برای قوم و یقینا برای ما
امروز مثال میزند: سلیمان. کتاب اول پادشاهان بخش زیادی
را به زندگی این پادشاه حکیم اما ضعیف اختصاص داده
است.دوران پادشاهی سلیمان بر اسراییل یکی از
پرشکوه ترین دوران حیات اسراییل بوده است . وقایع
موجود و ثبت شده در کتابمقدس ما ( تورات و انجیل) به ما می گوید
که در زمان حکومت سلیمان تمامی سرزمین تحت سلطنت او در صلح و
آرامش و عدالت بسر می برده است.شهرۀ آوازۀ سلیمان تا دور
دستها می رود.تا اینکه ملکۀ سرزمین سبا مشتاق دیدن
این مرد موفق و حکیم می گردد.تا بیاید و اسرار او
را دریابد که چگونه توانسته اینگونه در حکومت خود موفق و پیروز
باشد.وقتی عیسای مسیح به اینجا می رسد ناگهان
او دوباره همان جملۀ قبلی را یکبار دیگر تکرار می
کند که :" حال آنکه شخصی که در اینجاست
از سلیمان بزرگتر است." چرا؟چرا مسیح اینقدر سلیمان
را بزرگ می کند اما ناگهان خود را از سلیمان بزرگتر می داند؟آیا
قصد نشان دادن خودخواهی را داشت؟آیا
قصد آن را داشت تا بگوید سلیمان بی ارزش بوده است؟هرگز!بی
شک همۀ مردم اسراییل همانطور که از زندگی سلیمان
آگاه بودند از عاقبت و سرانجام او نیز آگاه بودند،زیرا آنرا در
کتابمقدس خوانده بودند.ببینید کتابمقدس از عاقبت سلیمان چه به
ما می گوید:" و در وقت پیری
سلیمان واقع شد که زنانش دل او را به پیروی خدایان غریب
مایل ساختند و دل او مثل دل پدرش داوود با یهوه خدایش کامل
نبود.پس سلیمان در عقب عشتورت خدای صیدونیان و در عقب
ملکوم رجس عمونیان رفت.و سلیمان در نظر خداوند شرارت ورزید مثل
پدر خود داوود خداوند را پیروی کامل ننمود...پس خداوند به سلیمان
گفت چونکه این عمل را نمودی و عهد و فرایض مرا که بتو امر
فرمودم نگاه نداشتی البته سلطنت را از تو پاره کرده ان را به بنده ات خواهم
داد." ( اول پادشاهان 11 : 4-6 و 11 )
در حقیقت عیسای
مسیح آنچه را که قصد دارد از زندگی
سلیمان به مردم بفرماید این است که :ملکۀ سبا از راه
دور با تمام آن هدایای گرانقیمت
آمد تا در پای حکمت سلیمان بنشیند...تا اینجا ما اشکالی
در کار سلیمان نمی بینیم! سلیمان مرد بزرگی
که خداوند به او حکمت فراوانی را عطا نموده بود.اما...به عاقبت سلیمان
نگاه کنید..کدامیک از آن کارهایی را که سلیمان
انجام داد و خدا را رنجانید را من انجام دادم ؟دوما من اینجا هستم !در
بین شما! در کنار شما!شما احتیاج ندارد تا برای من هدایای
گرانقیمت و بزرگی را بیاوری تا از من حکمت را بیاموزی
!من آن را مجانا و با میل در اختیار شما می گذارم.فقط...فقط باید درِ قلب ایمان خود را باز کنید تا
در عمق آن با دریافت تعالیم و اوامر و دستورات من چنان معجزه ای
را ببینید که حتی نه سلیمان
،بلکه هیچ پیامبر دیگری هم ان را نه دیده و نه شنیده
است:
" اما خوشابحال شما
که چشمانتان می بیند و گوشهایتان می شنود.بدانید که
پیامبران و نیک مردان بسیاری آرزو داشتند که آنچه را شما
اکنون می بینید ببینند و ندیدند و آنچه را که شما می
شنوید بشنوند و نشنیدند."
( از انجیل به قلم متی 13 : 16-17)
در یک جملۀ ساده :
وقتی مردم از عیسای
مسیح معجزه طلبیدند( و شاید ما امروز از او معجزه ای را می
طلبیم.نمی دانم..کار خوب!شفای یک بیماری..آزادی
از زندان...شما برایش اسم بگذارید!)او با آوردن دو مثال از دو شخصیت
کلیدی عهد عتیق نتیجه ای عمیق و ارزنده برای
قوم اسراییل و برای ما امروز می گیرد:
" حال آنکه شخصی که در
اینجاست از (معجزات درخواستی شما)بزرگتر است." یعنی:
"من... عیسای مسیح
...معجزۀ بزرگ شما هستم. "
اگر کمی هضم این
استدلال برای شما ثقیل به نظر می رسد ،باید کمی عینک
منطق و استدلال علمی و رئالیستی را از چشمانتان بردارید و
لباس روحانی بپوشید و با ما هم وزن شوید تا بتوانید این
را با قلب و روح خود بشنوید نه با گوشهایتان و نه با چشمهایتان!زیرا قصد داریم کمی
دیگر در عمق غوطه رویم. با ما بیایید تا در ژرفنای این سفر گوهری را بیابید
و معجزه ای را ببینید که تاکنون نه دیده اید و نه
شنیده اید و این را بخاطر داشته باشید که انجام معجزات
بخودی خود معنا و دلیل بودن با خدا نیست ! زیرا :
" این ارواح
،شیاطینی هستند که قدرت معجزات نیز دارند."
( مکاشفه 16 : 14 )
معجزه اتی که ما
قصد داریم برای شما ان را بیان کنیم عموما نه در بیرون
و نه در اذهان عموم و نه برای انجام حرکتهای نمایشی و
" دیوید کاپرفیلدی "ست ! بلکه تماما در جایی
در عمق قلب شماست.با شماست.در شماست.شما آن را لمس می کنید.می
بویید.می بینید.هر روزه.هر ساعت. و هر جا که می
روید با شما می آید و شما را تنها نمی گذارد !می
دانید چرا ؟ زیرا که خود شما تبدیل به یک معجزه شده اید!شما
معجزۀ شخص بزرگی هستید که با شما و در شما تا پایان روزی
که چشمانتان را به زندگی بر بندید خواهد ماند تا شما را سالم و پاک به منبع و بانی این
اعجاز تحویل دهد!
اما شاید می پرسید که چرا مسیح
معجزۀ بزرگ من است؟ما آن را با چند مثال برای شما پاسخ می دهیم
که چرا؟:
معجزات عیسای
مسیح برای شما و در زندگی شما:
الف-اولین
معجزۀ بزرگ مسیح ،پاک کردن تمامی گناهان گذشتۀ شما و قدرت
دادن به شما برای غلبه کردن بر گناهان امروز و آیندۀ شماست.
( پولس رسول در نامۀ رومیان فصل
ششم آیۀ پنجم می گوید : این را میدانیم که : آن آدمی که در پیش بودیم
با مسیح بر روی صلیب او کشته شد تا نفس گناهکار نابود گردد و دیگر
برده گان گناه نباشیم."
ب- دومین
معجزۀ بزرگ مسیح دادن روح القدس به ماست.تا ما بماند و د ر ما زندگی
کند تا ما را شبیه مسیح سازد و ما را قدرت به انجام نا ممکن ها دهد و
از همه مهم تر ما را به دریافت و درک حقیقت رهنمون سازد.
( یوحنای رسول در نامۀ
اول خود فصل دوم آیۀ بیستم می نویسد: اما مسیح شما را با روح القدس خود مسح کرده است و از این
رو شما حقیقت را میدانید."
ج- سومین
معجزۀ بزرگ مسیح،محبتی ست که در شما و برای شما ابدیست
و هرگز و هیچکس نمی تواند ان را از شما بگیرد.
( پولس رسول در نامۀ رومیان فصل هشتم آیات سی
و هشتم تا سی و نهم می گوید: زیرا
یقین دارم که نه موت و نه حیات،نه فرشتگان و نه نیروها و قدرتهای
فوق بشری ،نه پیشامد های امروز و نه وقایع فردا ،نه
قدرتهای آسمانی و نه بلندی و نه پستی و خلاصه هیچ چیز
در تمام آفرینش نمی تواند ما را از محبتی مه خدا در
خداوند ما عیسی مسیح آشکار نموده جدا سازد.")
د- چهارمین
معجزۀ بزرگ مسیح تبدیل کردن ما از جسمی خاکی و فانی
به هیئتی خدایی و روحانی بوده است.( پولس
رسول در نامۀ خود به افسسیان
فصل چهارم آیۀ بیست و سوم می نویسد:"..و شخصیت تازه ای را که در نیکی
و پاکی حقیقی و به صورت خدا آفریده شده است..."
ه- پنجمین
معجزۀ بزرگ مسیح قدرت دادن به ما در جنگ های روحانی ما بر
علیۀ تاریکی نفس ماست.( پولس رسول در نامۀ
خود به رومیان فصل هفتم آیات بیست و چهارم و بیست و پنجم
می نویسد: من چه آدم بدبختی هستم!این
بدن مرا بسوی مرگ می کشاند کی می تواند مرا از دست آن
آزاد سازد؟ خدا را بوسیلۀ خداوند ما عیسی مسیح شکر
می گوییم که چنین کار ی کرده است."
و- ششمین
معجزۀ بزرگ مسیح توانمندی و قدرت به انجام تمامی غیر
قابل انجام هاست.( پولس رسول در نامۀ خود به فیلیپیان
فصل چهارم ایات یازدهم تا سیزدهم می نویسد:" زیرا یاد گرفته ام در هر وضعی که
باشم قناعت کنم.من می دانم چگونه در فقر و بیچارگی و یا در سعادتمندی زندگی کنم ،به رمز زیستن
در سیری و گرسنگی،در فراوانی ،و نیازمندی پی
برده ام.من بوسیلۀ مسیح که مرا تقویت می کند به
انجام هر کاری قادر هستم."
و ما میتوانیم به این
ردیف معجزات مسیح در زندگی ما و شما سطور زیادی بیفزاییم اما قبل از اینکه
این مبحث را خاتمه دهیم شما را با آخرین معجزۀ مسیح
آشنا می کنیم.اما این معجزه هنوز به وقوع نپیوسته است و
هر چند ما به آن امید داریم و می دانیم که روزی ان
را خواهیم دید و اما هنوز اتفاق نیفتاده است . و آن معجزۀ
عظیم بازگشت اوست .روزی که او باز میگردد تا بر جهان داوری
نماید .ما همه منتظر وقوع این معجزۀ آخرین هستیم.با
قلبی مملو و عاشق و قلبی که سراسر
از دیدن و زیستن با
معجزات و شگفتی های
روح عیسای مسیح در جان و تن ما و فیض عظیم خدای
عظیم تاکنون بر پاهای خود در
وزش بادهای سمی و زهرناک ایستاده است و بر آن است که تا به آخر بایستد.
آیا شما هم از
مسیح معجزه ای می خواهید ؟چه معجزه ای؟
عیسای مسیح معجزۀ
بزرگ شماست که قامتش استوار در تمامی تاریخ بشریت با افتخار و
سربلندی اما فروتن ایستاده و
خواهد ایستاد ورای تمامی ریاکاران و دشمنان او ؛ او شما
را به نزد خود می خواند .امروز .همین الان و تا شما نیز وارد شوید
و این معجزۀ عظیم رایگان را با قلبی نیازمند
از آن خود کنید.تا بعد از ان ، شما به معجزۀ بزرگی تبدیل
شوید که دیگر نه دل به معجزات زودگذر خواهید داشت و نه منتظر
شگفتی های بیرون.زیرا آنچه که رخ خواهد داد به ما یاری
می کنند تا بیشتر و بیشتر شگفتی ها و معجزات خداوند را
در درون و اطراف زندگی خود ببینید.آمین