انتظار، انتظار!

چرا انتظار میکشیم و نتایج آن

 

نوشتۀ: ح.گ

 

 

فرمان کلام خداوند برای همۀ ایمانداران راستین این است که:" نزد خدا ساکت شو و منتظر او باش." ( مزمور 37: 7 ) و نیز میخوانیم که :" برای من منتظر باشید." ( صفنیاء نبی 3: 8 )

 

انتظار! انتظاری سوزنده!

 

این ضرب المثل را شنیدید که: آدم همه چیز بکشد اما انتظار نکشد! سنگینی انتظار میتواند برای ما کشنده باشد. و من از انتظار پاسخ یابی و پاسخ دادن و رهایی و نجات از جانب خداوند سخن میگویم. این انتظار میتواند طاقت ما را خُرد کند، ما را از پای در بیاورد و ما را مجبور به عمل و حرکتی کند که هرگز تصور انجام آن را از خودمان نمی‏کردیم تا اینکه در زیر آن انتظار شکسته شدیم. باور کنید این اصل نه برای غیرایمانداران، بلکه برای تمام ایمانداران ممکن است روی بدهد. و چه بسا برای آن مقدسینی که امروز برای ما نمونه و شاهکار ایمان هستند روزی این صدق میکرده است. و کلام خداوند پر است از این سخت و دشوار بودن انتظار کشیدن. بارها و بارها به ما گفته شده است که منتظران خداوند چه بی صبرانه و چه بی‏تابانه منتظر رهایی و نجات از جانب خداوند بوده‏اند. مزمور نویس میگوید:" انتظار بسیار برای خداوند کشیده‏ام و به من مایل شده فریاد مرا شنید و مرا از چاه هلاکت برآورد و از گل لجن، و پاهایم را بر صخره گذاشته قدمهایم را مستحکم گردانید و سرودی تازه در دهانم گذارد." ( مزمور 40: 1- 3 ) خیلی ساده است که شما تمام نقاط مثبت این آیات را ببیینید و نه نقاط منفی آن را! و هستند واعظان و سخنورانی که این نکات مثبت را به شما در این آیه نشان میدهند و ذهن شما را به واقعیت زندۀ این آیات کور میکنند! دقت کنید به دعای مزمورنویس: او از رهایی و پاسخ یافتن انتظار خود برای رهایی از جانب خداوند سخن گفته است. خدا را شکر برای خدای زنده و وفادار ما! هللویاه! اما عزیزان نگاه کنید به دوران و شرایط سخت و دشوار مزمورنویس تا زمان برآورده شدن انتظار او: الف- او انتظار بسیار برای خداوند کشیده بود. ب- از درد و نیاز فریاد کشیده بود. پ- تا به چاه هلاکت فرو افتاده بود. ت- در گل لجن فرو رفته بود. ث- پاهایش بر روی شرایطی سست و هر آن لغزنده و نااستوار قرار داشت. ج- و در دهانش هیچ سرودی شاد و تازه و امیدوار کننده‏ایی پیدا نمیشد. اکنون که این واقعیت را با هم دیدیم به این واقعیت نیز چشم خود را باز کرده و آن را میبینیم: به رغم تمام این شرایط مزمور نویس به خدا و وعدۀ او وفادار مانده و انتظار رهایی و نجات خود را از جانب خدای خود کشیده بود؛ تا آن زمانی که فریادش شنیده شده بود، نیازش برآورده شده بود، و رهایی و نجات از راه رسیده بود. نمونه دیگر: مزمور نویس در تشریح دیگر خود برای انتظار خداوند کشیدن میگوید:" از فریاد خسته شده‏ام و گلوی من سوخته، و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است." ( مزمور 69: 3 ) 

پس عزیزان کلام خداوند برای ما یک امر بیشتر ندارد، چه ایمانداری باشیم که تازه قلب خود را به خداوند داده‏ایم و چه ایمانداری باشیم که سالها از خدمت ما به انجیل و کلیسا گذشته باشد در یک مرحلۀ زندگی مسیحی خود ما بدون هیچ شک و تردید برای خداوند انتظار خواهیم کشید. زیرا انتظار کشیدن برای خداوند به هیچ عنوان منوط بر میزان ایماندار بودن من و شما نیست بلکه یک مرحلۀ ساخته شدن و تربیت یافتن در زیر دستان مقدس خداوند با هنر روح‏القدس خداوند میباشد. یعنی شما در یک مرحلۀ زندگی مسیحی خودتان چه کشیش باشید چه یک نوایمان، چه خادم پنجاه سالۀ مسیح در افغانستان و یا پاکستان باشید چه رهبر یک کلیسای چند صدهزاره در آمریکا، در یک مرحلۀ زندگی مسیحی خداوند شما را وادار میکند که برای طرح و نقشۀ ملکوت او بر روی زمین، بواسطۀ دستان و وجود شما، صبر کنید و انتظار بکشید. چقدر؟ نمیدانم! چطور؟ نمیدانم! اما میدانم میتواند بسیار کشنده و دردآور باشد که خود را ته چاه دیده و فرو رفته در گل لجن! از فریاد خسته شده  و گلوی شما از گریه و ناله سوخته شده باشد، و چشمان شما از انتظار آمدن خداوند تار شده باشد اما او نیامده باشد. این را من نمیگویم، این را کلام میگوید. اما به رغم تمام این دردها و مصیبتها، مقدسین خداوند بی صبرانه و در عدم بی طاقتی یاد گرفتند تا برای خداوند در عین شرایط کشنده و دردبار و ذلت بار خود برای خداوند صبر کرده و منتظر باشند. چرا؟ زیرا این ایمانداران در این روند نه تنها دردها و خستگی ها و مصیبتها و بی طاقتی را متحمل شدند، بلکه آنها میدانستند و ایمان داشتند که کشیدن این انتظار برای چنین خدایی پرفیض و عظیم و مهربان و قدوس، مبارک و خجسته است. این افراد در کلام خود اعتراف کرده‏‏اند که:" و انتظار نام ترا خواهم کشید زیرا نزد مقدسین تو نیکوست." ( مزمور 52: 9 ). و آنها این را برای ما باقی گذاشته‏اند تا شاید ما نیز همین را در انتظار خود برای خداوند ببینیم. آیا می بینیم؟

 

همه برای خدا انتظار کشیدند و خواهند کشید!

 

        این انتظار برای خداوند میتواند در پاسخ دادن برای دعاهای ساده یا سوزنده و طولانی ما باشد. میتواند برای پاسخ دادن برای معضلی سخت و کشنده باشد و یا میتواند برای پاسخ دادن به یک امر بی نهایت پیش پا افتاده( از دید ما) باشد. کتابمقدس به ما نشان داده است که افرادی بودند، از خود تنها پسر یگانۀ خدای ما، عیسای مسیح خداوند تا انبیاء خداوند، و از نبی تا کاهن، از کاهن تا کشیش کلیسا، و از کشیش کلیسا تا عضو عادی و تازۀ کلیسای خداوند همه در یک نقطه از زندگی مسیحی اگر نه بارها حداقل برای یک بار برای خداوند انتظار کشیده‏اند، و چه بسا همان یکبار تمام ساختن و سوختن ما در کورۀ آتش خداوند باشد تا ما در آن تصفیه شده و از تمام ناخالصی های خود مصفی شویم. پسر خدا، عیسای مسیح نیازی به این تصفیه شدن نداشت، اما او برای ما و برای اینکه نمونۀ زنده‏ایی برای صبر و انتظار ما شود، خود او نیز به مدت سی و سه سال صبر کرد و انتظار کشید تا اراده و نقشۀ پدر خود را بر روی زمین اجرا نماید و به آن ملکوت و عظمت پادشاهی خود بازگردد. وقتی او آسمان را بخاطر ما زمینیان ترک کرد و پا بر روی زمین گذاشت، و در میان گناهکاران و فاسدانی چون من و تو زیست، از ما نامهربانی و شرارت و کم‏ایمانی و عدم ایمان را دریافت کرد، او برای آن روز معین خداوند صبر کرد. او هر روز صلیب خود را به مدت سی و سه سال کشید و صبر کرد و در این رنج و درد متحمل تمام توهین‏ها و خواری‏ها گشت تا اینکه آن زمان معین را پدر او برای او تعیین کند و او جان خود را تسلیم ساخته، کفارۀ گناهان بسیاری گشته، بمیرد؛ دفن شود، از مردگان برخیزد و پس از چهل روز به آسمان، از آن جایی که از آن آمده بود، بازگردد. بله پسر خدا نیز انتظار کشید . از اینرو کلام میگوید:" و او در ایام بشریت خود چنانکه با فریاد شدید و اشکها نزد او که به رهانیدنش از موت قادر بود تضرع و دعای بسیار کرد و به سبب تقوای خویش مستجاب گردید. هر چند پسر بود به مصیبتهایی که کشید اطاعت را آموخت. و کامل شده جمیع مطیعان خود را سبب نجات جاودانی گشت."( عبرانیان 5: 7- 9 ) تمام این سه آیه برای عیسای مسیح خداوند، نه فقط در آن اتاق بالا و شام آخر و باغ جتسیمانی و شلاق و شکنجه و نهایتا مصلوب شدن بر صلیب بلکه به مدت سی و سال روی داد. مدت زمان این سه ایۀ عبرانیان مدت زمان عمر مسیح بر روی زمین است. چرا باید عیسای خداوند به مدت سی و سه سال انتظار میکشید. در همین رساله میخوانیم:" زیرا که شما را صبر لازم است تا ارادۀ خدا را بجا آورده وعده را بیابید." ( عبرانیان 10: 36 ). تمام انگیزه و دلیل صبر و انتظار ما، برآورده شدن ارادۀ خداوند در زندگی ما، بر روی زمین و در میان دیگران میباشد. و این برآورده شدن ارادۀ خداوند در صبر کردن و انتظار خداوند را کشیدن اگر با دانش و فهم درست از کلام خداوند نباشد، میتواند قوی‏ترین و مطمئن‏ترین ایماندار را از پای آورده و چه بسا چنین فردی تا برآورده شدن این اراده به دلیل عدم طاقت برای انتظار کشیدن و عدم پاسخ از جانب خداوند، از ایمان سرد شده، روی گردانده شده و چه بسا گناه قوم برگزیدۀ خدا، اسرائیل را مرتکب گردد که نتوانستند چهل روز غیبت رهبر خود موسی را انتظار بکشند و به پرستش گوسالۀ طلایی تن در داده که به کشته شدن هزاران نفر به فرمان یهوه انجامید.

کلام خداوند به طور وضوح و آشکار به ما تعلیم داده است که ایمانداران باید برای خداوند انتظار بکشند. شاه آیۀ تمام آیات در کتابمقدس در این خصوص مزمور داود میباشد:" برای خداوند منتظر باش و قوی شو؛ و دلت را تقویت خواهد کرد، بلی منتظر خداوند باش." ( مزمور 27: 14 ) نگاه کنید اولا چه کسی این را میگوید و دقیقا چه میگوید؟ داود به مدت سالها برای نجات جان خود از دست شائول نزد خداوند ناله زد و رهایی خود را طلبید. او در تمام این مدت از دست شائول و سربازان او فراری بود. و خداوند هرگز به دعای او زمانی که در غارها و بیابانها و در میان صخره‏ها پنهان میشد پاسخ نداده بود. اما داود باز برای نجات و رهایی خود نزد یهوه دعا کرده، انتظار کشیده و در اینجا به ما میگوید ما نیز باید چنین کنیم!

 

چرا اینقدر کتابمقدس به انتظار کشیدن ایمانداران تاکید میکند؟

 

 زیرا در دوران انتظار کشیدن، تزکیۀ نفس و فروتن شدن پیش خواهد آمد. خداوند میداند کی به درخواست من و شما پاسخ بدهد، اما من و شما نمیدانیم. و چون نمیدانیم برای برآورده شدن آن انتظار خداوند و پاسخ او را میکشیم. در این دوران ما:

1-  درخواهیم یافت که ما هیچ دانشی از فردا نداریم.

2-  درخواهیم یافت که ما هیچ اراده‏ایی نداریم که پاسخ را سریعتر سازیم.

3-  درخواهیم یافت که ما هیچ پاسخی برای دردها و مصیبتها نداریم.

4-  درخواهیم یافت که ما نیازمند خداوندی هستیم که تمام این موارد را میداند و قادر به انجام آن است.

5-  درخواهیم یافت که ما هیچ راه دیگری نداریم مگر اینکه به چنین خدایی اعتمادی قلبی داشته باشیم که او در زمان معین خود انتظار ما را برآورده خواهد کرد.

 

دقیقا به همین دلیل است که کتابمقدس بارها و بارها به ما این اعتماد و وعده را داده است که:" و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد." ( مزمور 37: 9) و در آیۀ 34 این را تاکید و تکرار میکند:" منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار؛ تا ترا به وراثت زمین برافرازد." و در چنین انتظاری برای خداوند هیچ شرمساری و خجلتی وجود ندارد. پس بر ما نیست وقتی که در انتظار برآوردن شدن خواسته و دعای خود هستیم، از عدم پاسخ و یا دیر پاسخ دادن یا دیر برآوردن شدن خواسته و دعای خود، شرمنده گردیم. زیرا کلام خداوند میگوید:" بلی هر که انتظار تو میکشد خجل نخواهد شد." ( مزمور 25: 3 ) پس هیچ خجلت و شرمساری و تاسفی نباید برای ایمانداران باشد وقتی برای رهایی و خلاصی یافتن منتظر خداوند هستند. چرا خجلتی نیست؟ زیرا ما میدانیم:" اما من به سوی خداوند نگرانم و برای خدای نجات خود انتظار میکشم و خدای من مرا اجابت خواهد نمود." ( میکاه نبی 7: 7 ). شاید نه در وقت و زمان ما؛ شاید نه درست موقعی که ما بی صبرانه میخواهیم که خداوند آمده و انتظار ما را برآورده سازد، اما میدانیم که او در زمان خودش خواهد آمد. چرا که زمان ما زمان او نیست، از آنجایی که راه او راه ما نیست. کتابمقدس به ما تعلیم میدهد آنانی که در انتظار خداوند هستند هرگز دست خالی و تهی از نزد او برنخواهند گشت. همانطور که عرض کردم ممکن است در زمان ما نباشد، و از دید ما خداوند تاخیر داشته باشد، اما او در زمان معین خود انتظار ما را برآورده میسازد و دستان خالی و منتظر ما را پر میسازد. سوال این است که آیا ما صابران و منتظران درست و صادق و وفادار خداوند در زمان تاخیر او بوده‏ایم یا نه؟

 

وقت خداوند و وقت ما برای انتظار!

 

  در حبقوق میخوانیم:" زیرا که رویا هنوز برای وقت معین است و به مقصد میشتابد  و دروغ نمیگوید؛ اگر چه تاخیر نماید برای منتظر باش زیرا که البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود." ( حبقوق نبی 3: 3 ) نمونه بارز زندۀ این درس بزرگ روحانی برای ما بیماری ایلعازر و مرگ او میباشد. به مسیح خداوند گفتند که دوست او بیمار است، اما او عمدتا مسیر خود را طولانی کرد تا سر موقع بالای سر ایلعازر نباشد! دو روز نرفت و وقتی هم به سمت بیت عنیا حرکت کرد دو روز هم طول کشید. و وقتی او به بیت عنیا رسید چهار روز از دفن کردن دوست عزیز او گذشته بود. میزان صبر و انتظاری که دو خواهر ایلعازر برای آمدن خداوند کشیده بودند در اولین جمله‏ایی که هر دوی آنها به او گفتند کاملا مشهود است. هم مریم که نشان داده بود مشتاق تعلیم یافتن و شنیدن از خداوند است و بقولنا ایمانداری نمونه بود و هم مرتا که مشغولیات دنیا او را از شنیدن کلام خدا دور کرده بود. هر دوی آنها روزهای بسیار سخت و دردناک انتظار برای آمدن خداوند را کشیده بودند برای همین هر دوی آنها با شکایت و ناله نزد خداوند گلایه کردند که:" ای آقا اگر در اینجا میبودی برادر من نمیمرد." ( یوحنا 11: 21 و 32 ) اما نتیجۀ این انتظار برای هر دوی آنها چه بود؟ چه عظمت و شکوهی که آنها از قوت خداوند خود با چشمان خود ندیدند و شاهد آن نبودند؟ آنها هرگز قادر به دیدن چنین جلالی نبودند اگر عیسای مسیح سر موقع آنها میامد و بیماری ایلعازر را مانند هزاران بیماران دیگر که تا آن زمان شفا داده بود شفا میداد. چه رشد عظیمی در ایمان خود میداشتند؟ آنها نه تنها برادر زندۀ شدۀ خود را یافتند بلکه یافتند که خداوند و نجات دهندۀ آنها:" قیامت و حیات است " و هر که به او ایمان بیاورد اگر زنده باشد هرگز نخواهد مُرد و اگر مُرده باشد تا به ابد زنده خواهد ماند! آنها این را زمانی درک کردند که بی صبرانه انتظار خداوند را کشیدند و یکی از آن دو خواهر هنوز به رغم تمام ناامیدی به صبر و انتظار خود در آمدن خداوند، ایمان داشت که در صبر و انتظار خود، نجات و رستگاری و جلال خداوند را خواهد دید و مریم آن را دید. 

 

چگونگی انتظار!

 

جالب این است که نوع و شیوۀ این انتظار کشیدن و صبر کردن برای پاسخ یافتن از جانب خدا بسیار عجیب و شگفت انگیز است. با گریه و زاری کردن نیست؛ انتظار ما نباید با غرولند کردن و نق نق کردن باشد. نه باید با گلایه کردن و شکایت از شرایط و اوضاع باشد. نه باید همراه با ناامیدی و بی طاقتی و گلایه به خدا باشد. نباید با دلسردی و یاس همراه باشد. نباید دیگران را بانی و مقصر شرایط خودمان بدانیم. بلکه دست خداوند را دیده، ارادۀ خدا را تشخیص داده  و کلام خداوند را اجرا نماییم که میگوید با تامل و صبر و سکوت باید انتظار رهایی و پاسخ خداوند را بکشیم:" نزد خدا ساکت شو و منتظر او باش." ( مزمور 37: 7 ) و :" خوب است که انسان امیدوار باشد و با سکوت انتظار نجات خداوند را بکشد." ( مراثی ارمیاء نبی 3: 26 ) اما درست در این انتظار، درست در این آتش، جایی که ما گمان میکنیم خداوند ما را تنها رها کرده است و او هرگز به یاد ما نیست و شرایط ما را نمیداند و از درد ما بیخبر است؛ درست در این زمان قوت و قدرت برای ما مهیا گشته است تا این دوران انتظار را با سربلندی متحمل شویم.  کلام خداوند با شهامت و قوت به ما این را وعده داده است که:" اما آنانی که منتظر خداوند میباشند قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد، خواهند دوید و خسته نخواهند شد، خواهند خرامید و درمانده نخواهند گردید." ( اشعیاء نبی 40: 31 ) این وعدۀ خداوند نه تنها برای ما بلکه برای تک تک مقدسین و پدران ایمان شدنی و میسر بوده است. برای ما همان اندازه در دسترس و قابل اجرا میباشد که برای آنان بوده است درست روزی که بی صبرانه دردها و جفاها و ستم ها و ظلم‏ها را متحمل گشته و منتظر خداوند مانده بودند.

 

انتظاری والا و برجسته مافوق تمام انتظارات!

 

و چه انتظار والا و پرشکوهی که تک تک ایمانداران به عیسای مسیح نباید روزانه متحمل گشته و در پی آن باشند. کتابمقدس به ما میگوید که ایمانداران نه تنها باید در انتظار خداوند در برآورده شدن دعاها و نیازها و درخواستهای خود بر روی زمین در مدت زندگی در جسم خود باشند، بلکه روزانه بر ما معین و قرار شده است که انتظار روزی را بکشیم که این جسم را وداع کرده و جسمی آسمانی میپوشیم. ( رومیان 8: 23 ) کلام میگوید که این نه تنها انتظار ما بلکه تمام خلقت خداوند برای چنین روزی عظیمی به همراه ما انتظار میکشد:" زیرا یقین میدانیم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است. زیرا که انتظار خلقت منتظر ظهور پسران خداوند میباشد." ( رومیان 8: 18- 19 )

در بارۀ بازگشت عیسای خداوند چه بگویم! چقدر که ما نباید روزانه انتظار آن را بکشیم! نه تنها ما بلکه تمام شهیدان انجیل خداوند مشتاقانه در انتظار چنین روزی هستند. در انتظار آن روز عظیم! آن روز بزرگ! و به یاد داشته باشید که این عزیزان و این مقدسین تمام عمر خود را در انتظار چنین روزی عظیمی بودند اما هرگز آن را به چشمان زمینی و جسمانی خود ندیدند، اما خدا را شکر که امید انتظار آنان فقط جسمانی نبوده و آنان مشتاقانه در انتظار دیدار خداوند و نجات خود در آن روز عظیم بودند. اشعیاء نبی در این خصوص میگوید:" و در آن روز خواهند گفت اینک این خدای ما است که منتظر او بوده‏ایم و ما را نجات خواهد داد؛ این خداوند است که منتظر او بوده‏ایم پس از نجات او مسرور و شادمان خواهیم شد." ( اشعیاء نبی 25: 9 )

پطرس رسول در خصوص چنین انتظار والایی به ما میگوید:" و آمدن روز خدا را انتظار بکشید و آن را بشتابانید که در آن آسمانها سوخته شده از هم متفرق خواهند شد و عناصر از حرارت گداخته خواهد گردید. ولی به حسب وعدۀ او منتظر آسمانهای جدید و زمین جدید هستیم که در آنها عدالت ساکن خواهد بود. لهذا ای حبیبان چون انتظار این چیزها را میکشید جد و جهد نمایید تا نزد او بی داغ و بی عیب در سلامتی یافت شوید." ( دوم پطرس 3: 12- 14 ) پطرس رسول بیش از همۀ ما انتظار خداوند و نجات دهندۀ خودش را میکشید. او کشیدن چنین انتظاری را نه فقط یک انتظار بلکه یک دورۀ صبر برای دست یافتن به شکوه و جلالی عظیم میدانست و حقیقتا چنین است. اما نگاه کنید پطرس چه به ما میگوید: او به ما میگوید در چنین دوران انتظاری بر ماست که با تمام غیرت و تلاش روحانی خود در پی قدوسیت و بی عیبی حرکت کنیم. یعنی چنین انتظاری بارآورندۀ چنین میوۀ روحانی باید باشد و هست. و در تاخیر آمدن خداوند ما و در انتظار آمدن آن روز عظیم، روزانه " جد و جهد کردن است تا نزد او بدون هیچ لکۀ ننگ و شرارت و فسادی " حاضر شویم. زیرا دلیل تاخیر او، تاخیر او نیست، فرصت دادن به ما برای یافتن و زیستن در چنین تقدسی میباشد. تقدس در روح و نفس و بدن. تا در آن روز عظیم شرمنده نباشیم بلکه با شجاعت و دلیری در نزد تخت او حاضر گردیم. و تاجهای خود را با افتخار و سربلندی به زیر پای او بیاندازیم.

عزیزان من در مسیح! واقعیت این است که اگر ما ایمانداران قادر نباشیم در صبر و فروتنی و سکوت انتظار برآورده شدن دعاها و خواسته‏ها و ناله‏ها و شکایت‏های خود را بکشیم، یعنی آن خواسته‏های زمینی خود؛ چگونه قادر خواهیم بود در صبر و فروتنی انتظاری چنین عظیم و  والایی را متحمل شویم؟

پس بیایید همانطور که کلام خداوند میگوید عمل کنیم:" اینک چشم خداوند بر آنانی است که از او میترسند؛ بر آنانی که انتظار رحمت او را میکشند. تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد؛ و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد. جان من منتظر خداوند میباشد؛  او اعانت و سپر ما است." ( مزمور 33: 19- 20 )

فرمان خدا این است که:" برای من منتظر باشید." زیرا برای داوری میاید.( صفنیاء نبی 3: 8 )

فرمان خداوند این است که منتظر من باشید زیرا برای آن جلال عظیم:" بزودی میایم." ( مکاشفه 22: 20 )

و اگر اینها را امروز نداریم کلام خداوند به ما میگوید:" اما اگر امید چیزی را داریم که نمی بینیم با صبر انتظار آن میکشیم." ( رومیان 8: 25 )