نگاهی به شجره نامۀ
عیسای مسیح
" هر که ..."
نوشتۀ:
حسن گلهاشم
به مناسبت تولد
عیسی که مسیح و نجات دهنده بود
کمتر کسی هست که بتواند نسل
گذشته خود را بطور دقیقی بر روی کاغذ ردیابی کند.
خانوادههایی هستند که درخت خانوادۀ خود را درست کردهاند و تا
چندین نسل به گذشته رفته و پدران و مادران خود را نامگذاری کردهاند.
آنچه مسلم است آنها فقط نام آنها را و به احتمال زیاد مقام یا شغل خاصی
که در آن زمان آنها به آن مشغول بودند را در این درخت نسل قرار داده اند. چقدر
عجیب است که ما کسی را داریم که تا تمام نسل گذشتۀ او را نوشته و آنانی
که در شجره نامۀ او بودهاند را ردیابی کردهاند. در این
مسیر ردیابی تنها فقط اسم نیاکان را نمی بینیم
بلکه تعداد بسیاری از آنها
تاریخچۀ خاصی را با خود به همراه دارند. و بسیار عجیبتر
این است که ما کتابی داریم که صحت این تاریخچه را
تایید نموده است. و این وقایع را در خود ثبت و نگهداری
کرده است. نه صد سال، نه دویست سال، نه پانصد سال، بلکه هزاران سال!
خدا را شکر بابت کتابمقدس مسیحی
ما ( تورات – انجیل ) که در خود گنجینۀ ثروت بیپایان
را دارد. به رغم تمام دشمنی و خصومت با این کتاب از جانب ادیان
دیگر، خصوصا اسلام، تا به امروز دست نخورده باقی مانده و برای
شاهدان و جستجوگران حقیقت الهی خدای زنده محفوظ مانده است. من
به سردرگمی دین اسلام و پیروان او در خصوص اعتبار و صحت
کتابمقدس مسیحی کاری ندارم و حتی جای این را
نمیدانم که بخواهم از آن سخن بگویم. اما میخواهم از آیات
این کتاب به شجره نامۀ عیسای مسیح نگاه کنیم.
شجره نامهایی که به خودی خود میتوان صفحات فراوانی
از آن نوشت؛ و در عین واحد بسیار تعلیم دهنده و برای ما
غنی میباشد. دقت کردن به این شجره نامه در حقیقت یکی
از راههای است که صحت طرح الهی خدای زنده، یهوه، را برای
فرستادن عیسای مسیح بر روی زمین، زیستن بین
آدمیان، مردن برای گناهان تمام بشر و قیام او از مرگ؛ و سپس
صعود شکوهمند او به آسمان، به آن مکانی که از آن آمده بود، را تایید
کرده است. شاید بارها ما آن را خسته کننده و بی معنا دیده بودیم،
حتی خود مسیحیان متاسفانه چه بسا شجره نامۀ مسیح را
از آن سر درنیاوردهاند، اما میخواهیم با کمی دقت از آن پیامی
زنده را بیاموزیم.
جای این اشاره هست که
خدا این فیض عظیم را برای حفظ نمودن نام و نسل نیاکان
را به قوم برگزیدۀ خود، اسرائیل داد. از اینرو شما امروز
بدلیل کار پدران ایمان در نگارش کلام خدا که تماما از هدایت روح
مقدس خدا به آنان بوده صورت گرفته، با همان هدایت فیض، آنها تمامی
شجرهنامههای افراد قوم را ثبت کرده و ذخیره کردند. و ما از این
هدیۀ خدا به قوم اسرائیل امروز میتوانیم استفاده
کرده و شجره نامۀ عیسای مسیح را تا به نسل آدم، اولین
انسان، ردیابی نماییم!
مخالفان و آنانی که دلهای خود را به نور حقیقت بستهاند، و
حتی تازه ایمانداران که برای اولین بار کتابمقدس را
مطالعه میکنند، اولین سوالی که در خصوص شجره نامۀ مسیح
میپرسند این خواهد بود که:" من فکر کردم شما میگوید،
مسیح فرزند روحانی خداست. پس این شجره نامۀ انسانی
او برای چیست؟" پاسخ به هر دو گروه مردم، این است که، برای
اینکه خدا بتواند طرح خود را برای آمدن بر روی زمین در عیسای
مسیح، چهرۀ نادیدۀ خود، پیاده کند؛ باید دیده
میشد. پس باید جسم میگرفت. چرا؟ برای اینکه آمدن مسیح
بر روی زمین تنها به یک دلیل بود، مرگ بر روی صلیب
و پرداخت کفارۀ گناهان ما و مصالحه دادن ما با خدا. پس اگر خدا میخواست
در مسیح عمل کفاره را انجام دهد باید جسم میگرفت. باید
جسم میگرفت، چون باید قربانی میشد. باید برای
گناهان می مرد. یک انسان واقعی. نه یک عروسک یا یک
ماشین. یا یک فرشته یا یک روح. و قدر مسلم اینکه
این جسم گرفتن نمیتوانست مانند قالب ریزی عروسک باشد! خدا
قادر به انجام هر کاری هست، اما هرگز قادر نیست خودش را نقض کند!او نمیخواست
عیسای مسیح را یک شبه بر روی زمین بفرستد، و
مردم اسرائیل از او بپرسند که( مردمی که شجره نامههای نیاکان
خود را نوشته و ثبت شده در دست دارند ) : " ببخشید آقا! شما گفتید
از کجا آمدید؟!گفتید پدر بزرگ شما کی بود؟...هوممم...ما چنین
اسمی را نمی شناسیم!" به این دلیل وقتی
به شجره نامۀ انسانی عیسای مسیح نگاه میکنیم،
یک شجره نامۀ کامل و بی نقص پیدا میکنیم.
همانطور که به شجره نامۀ الهی او نگاه میکنیم و آن را
کامل و بی نقص پیدا میکنیم:" در ابتدا کلمه بود و
کلمه نزد خدا بود و کلمه خود خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود."( یوحنا
1: 1-2 )
عیسی از حیث انسانی، به عنوان خدای
متجسم و کاملا بیگناه و بی عیب؛ آن قربانی بی عیب
و مقبول برای قربانی شدن گناهان تمام بشر بود.
عیسی از حیث الهی، به عنوان خدای
متجسم کاملا بی عیب و دارای قدرت الهی برای آمرزیدن
گناه بود.
اما ورای شجره نامۀ
انسانی عیسای مسیح که تمامی نیاکان انسانی
او را به زیبایی برای ما ردیابی میکند،
در میان شجره نامۀ او ما انسانهایی را پیدا میکنیم
از هر شخصیت و هر مقام و هر گذشتهایی. وقتی به شجرهنامۀ
عیسی و به انسانها نگاه میکنیم و آنها را طبقه بندی
میکنید، به صحت کامل و طلایی این فرمایش خود
عیسای مسیح میرسیم که:" خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانۀ
خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات
جاودان یابد."( یوحنا 3: 16 ) این " هر که " زمانی برای ما معنا میدهد
و عمق درک آن زمانی برای ما شکافته میشود؛ این " هر که " زمانی در این زمان حاضر
معنا میدهد که درک میکنیم که این شجره نامه در حقیقت
نمایندۀ تمامی اقشار امروز دنیا برای ایمان
آوردن به عیسای مسیح از
قبیل: دانشمندان، رهبران مذهبی، فیلسوفان، کارگران، روشنفکران،
روسپیان، دزدان،و...غیره نیز صدق میکند.
زمانی که به شجره نامۀ
انسانی عیسای مسیح نگاه میکنیم و انسانهایی
که در این شجره نامه ثبت شدهاند و گذشتهایی که از آنان برای
ما ثبت شده را بررسی میکنیم، و آن را با دنیای
امروز و تمامی کسانی که امروز در کلیسای مسیح دور
هم جمع میشوند و خدای زنده را در مسیح پرستش میکنند مقایسه
میکنیم، شباهت غریبی از این را می بینیم
که عیسای مسیح از بین خود ما آمد. و تازه این عبارت
کلام را درک میکنیم که عیسای مسیح از بین
انسانها آمد، درد و رنج انسانها را میشناخت و گناهان بشر و ضعف آنان را و
وسوسههای آنان را ، گریه و درد و ماتم آنها را، غرور و خودخواهی
آنها را، قدرت و خودکامگی آنها را کاملا میشناخت، زیرا از بین
نسلی برگزیده شده بود که در خود تمام انسانها را با گذشتههای
متفاوت را داشت. پس از اینرو او انسان را میشناخت و درد آنها را برای
رهایی از زنجیر گناه و ناتوانی آنها را کاملا باخبر بود.
وقتی یهوه فرمود:" و خداوند گفت هر آینه مصیبت
قوم خود را که در مصر هستند دیدم و استغاثۀ ایشان را از دست
سرکاران ایشان شنیدم زیرا غمهای ایشان را میدانم
و نزول کردم تا ایشان را از دست مصریان خلاصی دهم و ."
( خروج 3: 7) یعنی خدا رنج انسان را میدانست، پس عیسای
مسیح نیز باید میدانست. زیرا آنها یک بودند.
عیسی چگونه میتوانست درد انسانها را بداند؟ با زیستن و از
بین آنان آمدن، تا این گفتۀ انجیل تایید شود
که:" زیرا رئیس کهنه نداریم که نتواند همدرد ضعفهای
ما بشود بلکه آزموده شده در هر چیز به مثال ما بدون گناه." ( عبرانیان
4: 15)
برای اینکه بتوانیم
به این مطلب دقت کنیم با هم به شجره نامۀ مسیح به قلم متی
نگاه میکنیم. انجیل به متی فصل یک ایات 1 تا
16 :
" 1 نسب نامۀ عیسی
بن داود بن ابراهیم. 2 ابراهیم اسحق را آورد و اسحق یعقوب را
آورد و یعقوب یهودا و برادران او را آورد.3 و یهودا فارص و زارح
را از تامار آورد و فارص حصرون را آورد و حصرون ارام را آورد.4 و ارام عمیناداب
را آورد و عمیناداب نحشون را آورد و نحشون شلمون را آورد. 5 و شلمون بوعز را
از راحاب آورد و بوعز عوبید را از روت آورد و عوبید یسا را
آورد. 6 و یسا داود پادشاه را آورد و داود پادشاه سلیمان را از زن اوریا
آورد. 7 و سلیمان رحبعام را آورد و
رحبعام ابیا را آورد وابیا آسا را آورد . 8 و آسا یهوشافط را
آورد و یهوشافط یورام را آورد و یورام عزیا را
آورد.9 و عزیا یوتام را آورد
و یوتام احاز را آورد و احاز حزقیا را آورد.10 و حزقیا منسی را آورد و منسی
آمون را آورد و آمون یوشیا را آورد.11 و یوشیا یکنیا
را....12 و یکنیا سالتیئیل را آورد و سالتیئیل
زوربابل را آورد.13 و زوربابل اییهود را آورد و اییهود ایلیاقیم
را آورد و ایلیاقیم عازرو را آورد.14 و عازرو صادوق را آورد و صادوق یاکین
را آورد و یاکین ایلیهو را آورد.15 و ایلیهو
ایلعازر را آورد و ایلعازر متان را آورد و متان یعقوب را
آورد.16 و یعقوب یوسف شوهر مریم
را آورد که مسیح عیسی از او متولد شد."
البته جالب است که لوقا، در ثبت
شجره نامۀ عیسای مسیح، از ابراهیم تا به آدم را به
عقب برگشته و نهایتا نسل انسانی عیسای مسیح را از
اولین انسان، آغاز میکند.
در این شجره نامۀ عیسی به قلم متی ما پنج گروه
را میتوانیم دسته بندی کنیم:
1- گروه پدران ایمان و کاهنان
2- گروه پادشاهان
3- گروه بت پرستان
4- گروه گناهکاران و کم ایمانان
5- گروه افراد عادی و بینام و نشان
1- گروه پدران ایمان و کاهنان
در شجره نامۀ انسانی عیسای
مسیح ما ابراهیم را داریم. او که برای همۀ ما نامی
معلوم است. ایمانش به خدای زنده و اطاعت او از فرمان خدا حتی تا
سر حد قربانی کردن اسحاق تنها پسر یگانۀ خود برای او. در
آیۀ 5 بوعز و روت را داریم. ( کتاب روت ) بوعز مردی پارسا
و ایماندار به یهوه، و روت که دختری غریب و اهل مواب و غیراسرائیلی
بود، اما بدلیل محبت ایمانداران به یهوه قلب خود را به خدای
اسرائیل داد و او را پرستید و این دو پدر و مادر داود شدند. در
آیۀ 6 داود نبی را داریم و شخصیت او به خوبی
برای من و شما در کتابقمدس شناخته شده است. قلب او که با خدا بود، و محبت او
به یهوه. در آیۀ 12 زروبابل را می بینیم.
کاهن بزرگی که بعد از بازگشت اسرائیل از تبعید با همتی
فراوان شروع به بازسازی معبد اورشلیم کرد( عزرا 3: 2 ).
2- گروه دوم پادشاهان
در همان آیۀ 6 داود را
می بینیم که یکی از پادشاهان قدرتمند زمان خود بود.
سپس بلافاصله پسر او سلیمان را داریم که او نیز بر اسرائیل
مدتی طولانی پادشاهی نمود. در آیۀ 8 یهوشافط
را داریم که او نیز زمانی پادشاه اسرائیل بوده است( دوم
پادشاهان 8: 16 ) در آیۀ 10 هم منسی و هم آمون هر دو پادشاهان
اسرائیل بودند.( دوم پادشاهان 21 ) سپس در ایۀ 11 یکنیا
را داریم که همان یهویاکین است و در هجده سالگی
پادشاه شد( دوم پادشاهان 25: 8 )
3- گروه سوم بت پرستان
این گروه با کمال تعجب ما با
خود سلیمان پادشاه شروع میشود که در پایان عمر خود به بت پرستی
روی آورد و به خدای قدرت و ثروت دهنده به او پشت کرد( دوم پادشاهان
11: 1- 4 ) در آیۀ 10 متاسفانه مجددا دو پادشاه دیگر اسرائیل
به نام های منسی و آمون را داریم که هر دوی آنها از همان
سنین جوانی به بت پرستی روی آورده و گناهان زیادی
را به خدا مرتکب شدند( دوم پادشاهان 21 )
4- گروه چهارم گناهکاران و کم ایمانان
این گروه افراد مختلفی
را با خودش به همراه دارد. از همان ابتدای شجره نامه شما یهودا را دارید.
او در نقشۀ کشتن برادر خود یوسف با برادران دیگر همکاری
کرد. سپس با زنی روسپی بنام تامار که در حقیقت عروس بیوۀ
خود او بود خوابید و از او دو پسر بنام فارص و زارح را آورد. و البته تامار
را نیز بعنوان عروس یهودا بعنوان کسی که خود را به پدرشوهر خود
فروخت نیز داریم( پیدایش 38). سپس راحاب را در آیۀ
5 داریم. زنی روسپی که در شهر اریحا ساکن بود و نهایتا
به یوشع و قوم یاری کرد که شهر را تسخیر کنند( یوشع
2) سپس در آیۀ 7 هم داود و هم سلیمان را داریم؛ داود با
همبستر شدن با بتشبع همسر اوریا فرماندۀ نظامی خود مرتکب به زنا
و با طراحی کشتن شوهر بتشبع به قتل مرتکب شد؛ و خود بتشبع که تن خود را به
داود پادشاه سپرد و مرتکب زنا شد. از این ازدواج نامیمون داود و بتشبع
بود که سلیمان بدنیا آمد؛ و سلیمان نیز نهایتا سر
از کفرگویی و بتپرستی در آورد.( دوم سموئیل 11)
5- گروه افراد عادی و بی نام و نشان
این گروه را طیف بزرگی
را شامل میشود که کتابمقدس هیچ تعریف و وقایع خاصی
که از آنها نشات گرفته باشد و آنها در آن سهمی داشته باشند و قابل به ثبت
شدن باشد قید نکرده است. آنها تنها یکبار نامشان در کتابمقدس آمده و
آن هم در شجره نامۀ عیسای مسیح بوده است. نمیدانیم
که چه کسانی بودند و چه کردند و دقیقا چه سهمی در تاریخ
اسرائیل داشتند. اینها همان افراد آیات 4 و آیۀ 13
از اییهود تا یعقوب که پدر یوسف نامزد مریم مادر عیسی
بود میباشند.
اکنون خوب دقت کنید به این
گروه؛ و به افرادی که در شجره نامۀ عیسای مسیح جای
گرفتهاند. سوال اینجاست: شما کی هستید؟ شما در کدامیک از
این گروه خودتان را جای میدهید؟ از هر گروه و از هر طیف
خاصی که امروز باشید، عیسای مسیح از دل شما خبر
دارد. رهبر مذهبی و امام مسجد هستی، رئیس جمهور و پادشاه هستی،
از اراذل و اوباش هستی و صدها گناه انجام دادهایی، یا اینکه
نام و نه نشانی ترا کسی نمیداند؛ اما نگاه کن به تمام این
غریبان در شجره نامۀ مسیح! اری،عیسای مسیح
از دل شما باخبر است. خدا دقیقا به
همین دلیل عیسای مسیح و تولد جسمانی او را از
میان یک چنین شجره نامه ای برگزید تا وقتی
زمان معین فرا رسید و او بر روی زمین آمد، مردم نگویند،
ما او را نمیشناسیم؛ و درد ما را نمیداند و نفس او از جای
گرم درمیآید! بلکه او را طوری بشناسیم که در بین
ما بوده و از ما آگاه بوده است، از قدرت ما، از زهد و پارسایی ما، از
ضعف و گناه ما، از غریبی و بینام بودن ما؛ تا شاید وقتی
او رو به ما میفرماید:" بیایید
نزد من ای تمامی زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم
بخشید."( متی 11: 28) شما بگویید: این
در بارۀ من است. من آن زحمتکش جان هستم که روزانه در قبله نماز میخوانم
اما هنوز قلب من سنگین است...این در بارۀ من است. من آن گرانبار
هستم هر چند پروفسور و عالم دین هستم اما میبینم که تمام جان و
روح من از گناهانم سنگین شده است.
خدای زنده و سرمدی از همان آغاز آفرینش، این طرح الهی
را برای فرستادن عیسای مسیح بر روی زمین را
با تردستی و مهارتی غیرقابل بیان طرحریزی
نمود و او را از میان شجره نامۀ افرادی خاص ردیابی
نمود تا آنگاه که زمان معین فرا برسد و بگوید:" هر که تشنه باشد نزد من آید و بنوشد. کسی که به من
ایمان آورد چنانکه کتاب میگوید از بطن او نهرهای آب زنده
جاری خواهد شد."( یوحنا 7: 37-38 ) همه، از هر قشر و
هر مقام و هر شخصیتی نزد او آمده و آرامش و امنیت و قرار را در
او پیدا کنند و بس.
خلاصه
در
شجره نامۀ عیسای مسیح یک یگانگی وجود
دارد. گویی همۀ مردم از هر مقام و هر رنگ و نژاد و هر گذشتهایی
دور هم جمع شدهاند؛ تا طرح الهی خدا اجرا گردد. گویی همه از هر
گروهی با عیسای مسیح از نزدیک مشارکت داشتهاند. و
هر کدام از آنها نقش خود را در اجرای طرح الهی خدا بر روی زمین
ایفا کردهاند.
در شام خداوند( عشاء ربانی)
نیز مانند شجره نامۀ عیسای مسیح یک یگانگی وجود دارد. در این
شام نیز همه ورای مقام و گناه و ضعف و غریبی دور هم جمع
شده تا زیبایی این یگانگی را در طرح الهی
خدا در مسیح دیده و جشن گرفته و در آن با خود عیسای مسیح
مشارکت داشته؛ و هر کدام از اعضاء نقش خود را در بدن مسیح ایفاء نمایند.
خوشابحال آن کسی که جای
خود را در این یگانگی با مسیح یافته و در آن ساکن
گشته و برای پیاده شدن طرح الهی خدا بر روی زمین
برای برداشت محصول فردا در آسمان نقشی را ایفاء میکند.