عاموس نبی
بشارت دهندۀ عدالت خدا
پس ای حکومتهای جبار
و ستمکار و ناعادل امروز، چشمان شرور و گناهکار خود را باز کنید، آتش خشم
خدا و داوری خدا بر شما ریخته میشود؛ بایستید و
پاسخگوی تخت داوری یهوه باشید؛ روز خداوند نزدیک
است!
نوشتۀ:ح.گ
بیشک آنانی که در شرایط کنونی
رفاه و آسایش زندگی زمینی و فراوانی آن بسر
میبرند و برآورده کردن نیاز آنانی که درمانده و محتاج هستند
هرگز حتی به ذهن آنان خطور نمیکند. آنانی که برکات
زمینی خود را دلیل خدایی بودن خود میدانند و
آنانی که فقیر و نیازمند هستند را دلیل گناهان آنها، هرگز
نمیخواهند حتی از کنار عاموس نبی رد شوند! شما به ندرت
حتی از کشیشان کلیساهایی
که مدام از انجیل فراوانی و شفا و برکت موعظه میکنند
کلامی از این نبی میشنوید. زیرا عاموس
نبی نه که دشمن این رفاه باشد بلکه نگاهی نیز به
آنانی دارد که در این رفاه نیستند و در زیر چشمان متکبر و
خودخواه دیگران به حساب نیامده و فراموش شدهاند.
اما برای آنانی که دلهایشان برای فقرا و تهیدستان و نیازمندان دنیا در رنج است،
برای آنانی که در طول زندگی خود هرگز آسایش و راحتی
یک زندگی صلح آمیز و عادلانه را نچشیدهاند،
نوشتۀ عاموس نبی، دشتی سرسبز از راحتی و امید را
پیش روی آنها میگستراند و "
انصاف " را مثل آب و " عدالت " را مانند نهر دائمی بر آنان
جاری میسازد.(عاموس 5: 24) بیاییم کمربندهای
خودمان را محکم ببندیم و با این نبی در کتابش همراه شویم،
فریاد دلیرانۀ او را که بی
عدالتی را توبیخ میکند را بشنویم و از دل دردمند او که برای جفا و
ظلمی که بر مظلومان میشود رنجور است آگاه شویم!
معنی عاموس یعنی " یار
". خود او دو بار خودش را بعنوان یک شبان معرفی میکند نه
یک نبی( 1: 1) اتفاقا در فصل 7 نه تنها خودش را یک شبان بلکه
خود را کسی معرفی میکند
که انجیر جمع میکند.(7: 14) پس نه تنها او یک شبان بود بلکه
پیشۀ کشاورزی نیز داشته است. دوران حیات او را بر
طبق آنچه خودش در همان آیۀ اول فصل اول میگوید در
حوالی حیات دو پادشاه عزیا، پادشاه یهودا (783- 742 قبل
از میلاد)( منطقۀ جنوبی) و پادشاه اسرائیل، یربعام
دوم پسر یواش( 786- 746 قبل از میلاد)( منطقۀ شمالی)
میتوانیم بدانیم.
در میان تمامی انبیاء اسرائیل
شاید بتوان عاموس نبی را تنها نبی دانست که از همان آغاز نوشتار
خود تا به آخر بی عدالتی و گناه و شرارت و فساد را محکوم کرده است. البته
انبیاء دیگر نیز چنین کردهاند
و گناه و شرارت قوم اسرائیل را محکوم کردهاند،
اما آنان هر از گاهی در میان نوشتجات تهدید و هشدار بر علیۀ اعمال شرارت بار
اسرائیل و اورشلیم، بارقهایی
از امید و بازیابی و اسایش را
نیز تابانیدهاند، اما عاموس نبی در
تمام هشت فصل کتاب خود هیچ امیدی فراری به گناهکاران و
آنانی که عدالت و برابری و انساندوستی را مقام و ارزشی
نمیدهند، نداده است. تنها در فصل 9 تنها در آخرین خطوط خود در چند خط
کوتاه امیدی به اسرائیل داده است. آن هم نه برای رفاه و
راحتی آنان بلکه، امید بازیابی سلطنت داود بر
اسرائیل. که ما میدانیم آن آمدن عیسای مسیح
بود که از نسل داود بود و این سلطنت و چگونگی ورود به آن را با خود بر
روی زمین آورد.(9: 11- 15)
نوشتجات عهد عتیق به شیوۀ داستان،
شعر، امثال نوشته شدهاند. این ادبیات
غنی که در فرهنگ شرق رواج فراوانی داشت( و ما ایرانیان به
فراوانی از آن بهره مند هستیم) شیوه و روش خود را طی
میکند. و هر کدام آنها به شیوۀ ادبیاتی خود نوشته
شده است. نه اینکه تماما از هم مجزا و منفک باشند، اما شیوۀ
نوشتار آنها با هم متفاوت است هر چند پیام مرکزی آن همواره ثابت مانده
است. بعنوان مثال در اشعار خودمان، شما نمیتوانید اشعار مولوی
را با حافظ مقایسه کنید. یا اشعار حافظ را با اشعار
فریدون مشیری. یا اشعار مشیری را با اشعار
سهراب سپهری. همینطور شما نمیتوانید تمامی
این اشعار را با اشعار فردوسی مقایسه کنید. و
همینطور تا به آخر. عین این سندیت در نوشتار کتب عهد
عتیق و جدید صدق میکند. از آنجایی که تمام آنها
ادبیات است از اینرو باید وقتی به آن نزدیک
میشویم برای درک عمیقتر و
درست از آن اصول و قواعدی را رعایت کنیم، تا بدین
طریق قادر باشیم پیام نهفته شده در آن را که نه برای ما بلکه
به ما نیز گفته شده است را برای زندگی امروزی خود درک
کنیم.
به عنوان مثل
شما نمیتوانید مزمور داود که اشعار او هستند را همانطور بخوانید
که عاموس نبی را میخوانید که یک داستان حقیقی
و یک گزارش تاریخی میباشد. امثال را که حاوی
نوشتجات نغز کوتاه و فشرده است را طوری بخوانید که مکاشفۀ
یوحنا را میخوانید که پر از تصویرهای گوناگون و
ورای تصور ذهن آدمی میباشد. قبلا در این سری مقالات
شناخت انبیاء یهود قید کردم که، برای درک نوشتجات عهد
عتیق نه باید از دیدگاه انسان قرن دوهزار آن را دید و
بررسی کرد بلکه باید تماما شرایط، محیط، آداب و فرهنگ آن زمان
را بررسی کرد. به این شناختِ" گذشتۀ
تاریخی " میگویند. این شناخت باید
همچنین ما را به شناخت آنانی که نوشتۀ نبی را در آن زمان
میخواندند هدایت کند. یعنی بدانیم که نبی به
چه کسانی نوشت. مسلما عاموس نبی هرگز خبر نداشت که روزی وب
سایت فیض در بارۀ او مطلبی مینویسد! البته
اشتباه نکنید، تمامی کتابمقدس الهام خداست و برای ما بجا مانده
است تا آن را خوانده و درک کنیم. اما باید این را قبول
کنیم که برای ما نوشته نشده است. به ما نیز نوشته شده است اما
نه برای ما. تنها با درک شرایط محیطی نویسندۀ
کتاب است که ما میتوانیم پیام و هدف نویسنده را از
نوشتۀ مذکور درک کنیم. جز این، خواندن کتب مقدس خارج از
این نظم، بی قاعده و خالی از هر گونه دلیل و انگیزه
و تماما خارج از زمان حاضری خواهد بود که در آن بسر میبریم. با
علم بر این باید شرایط موجود که بر اورشلیم و
اسرائیل در زمان عاموس نبی حاکم بود را درک کنیم. درک
کنیم که فریاد عاموس نبی از چه چیز نشات
میگیرد. چگونه است که به نظر میرسد یهوه بی
نهایت از دست اسرائیل خشمگین است؟ چرا اسرائیل به
گوسفندی میماند و یهوه مانند شیری خشمگین او
را طوری خواهد درید که چوپان تنها قادر است دو ساق پا و نرمۀ گوش را از دهان این شیر بیرون
بکشد؟(3: 12)
همانطور که در
بالاتر خواندیم عاموس نبی، شبانی اهل تقوع( منطقهایی
در جنوب اورشلیم) در زمانی میزیست
که هر دو سرزمین اسرائیل و اورشلیم در رفاه و اسایش خاصی زندگی میکردند. هنوز آشور
به امپراطور منطقه تبدیل نشده بود. چیزی از مرگ سلیمان
نگذشته بود. شخصی بنام یربعام پسر نباط اهل
افرایم اسرائیل که بندۀ سلیمان بود بر علیۀ سلیمان
توطئه کرده و سلیمان قصد کشتن او را کرده بود. پس از مرگ سلیمان، رحبعام پسر او به حکومت رسید. یربعام پس از مرگ
سلیمان به اسرائیل برگشت و بنای یگانه شدن با پسر
سلیمان را کرد. متاسفانه پسر حکیمترین انسان روی
زمین،سلیمان، احمقانهترین
تصمیم خود را گرفت، و این آغاز جدایی در اسرائیل
بود. یربعام بلافاصله برای اینکه مردم اسرائیل را مجذوب
خود سازد و آنها را از سفر به اورشلیم به معبدی که سلیمان تازه
تمام کرده بود مانع شود، آغاز به ساختن بتکدههایی
در شهرهای شمالی اسرائیل از قبیل بیتئیل،
جلجال نمود و بئرشبع نمود. مکانهایی
که روزی برای اسرائیل از رابطۀ آنها با یهوه سخن
میگفت. از کارهای عظیم او.( تمام این سه منطقه از
حیث تاریخ روحانی و رابطۀ آنها با یهوه برای
اسرائیل بسیار مهم بودند. در بیت ئیل بود که ابراهیم
برای اولین بار برای یهوه قربانی گذارد.
(پیدایش 12: 8) در جلجال بود که یوشع
12 سنگ یادبود عبور از رود اردن و کار عظیم یهوه را قرار داد.
(یوشع 4: 20) و در بئرشبع بود که یهوه هم بر اسحاق و هم بر
یعقوب در دوران پیری ظاهر شد.( پیدایش 26: 23- 24 و
46: 1- 5) ) با این عمل اسرائیل چندی از مرگ سلیمان
نگذشته بود که تماما به راه شرارت و گناه امتی که در آن سرزمین بودند
پا گذاشت. (اول پادشاهان 11- 13)
تمام فصل اول و
فصل دوم از آیات 1 تا 7 ما نوشتۀ الهام داوری oracles of judgment) (را داریم
که از جانب خدا از زبان این شبان اهل تقوع بیان شده است. عبارت
" بسبب سه و چهار تقصیر " که تقریبا هشت بار در
این 21 آیه تکرار شده است، یک زبان استعاری از گناهان
فراوان است. شرارت بسیار. ابتدا عاموس از همسایگان اسرائیل آغاز
کرده و محکومیت و تنبیه همۀ آنان را که نبوت شده است را به آنان
بازگو میکند. دمشق، فلسطین، صور، ادوم، عمون،
مواب؛ اینها همه دشمنان اسرائیل بودند و در
طول حیات اسرائیل بارها و بارها آزار و ظلم خود را بر او
رسانیده بودند. همچنین این سرزمینها خدای
دروغین و بتها را پرستش میکردند. یهوه را ایمان نداشتند.
در شرارت و گناهان بسیار بسر میبردند و خداوند میگوید
بزودی عدالت و تنبیه خود را بر علیۀ تمام آنها اجرا خواهد
کرد. تاریخ ثابت کرده است که تنبیه خداوند بر تمامی این
اقوام بدون اندکی تخفیف یا کوتاهی انجام شده است. خداوند
امپراطوری خونریز آشور و بابل را در
این مناطق برمیانگیزاند و
تمامی این اقوام را به قوتی شدید تنبیه کرد دقیقا
همانطور که از زبان عاموس نبی پیشگویی شده بود. سپس چقدر
تمام اسرائیل باید از این نبوت عاموس پر از شور و شادی
میشدند که اینگونه در خصوص دشمنان آنان نبوت کرده است. اما ای
کاش اینطور بود! در آیۀ 4 و 5 فصل دوم عاموس نبی با شجاعت
و دلیری فراوان، روی قلم خود را به سمت اورشلیم و سپس
اسرائیل برمیگرداند. و به نظر میرسد گناهان این دو قوم به
مراتب بیشتر از گناهان اقوام بیگانه بوده است. چرا؟ اگر پسر
همسایه نسبت به محبت شما قدرناشناس باشد شما دلگیر نمیشوید اما اگر پسر یا دختر شما پس از چهل
سال محبت و فداکاری و ایثار شما برای زندگی آنان نسبت به
شما قدرناشناس باشند و مقام و ارزشی برای شما قائل نباشند،
حقیقتا دل شما خواهد شکست. آیا اینطور نیست؟ رابطۀ
یهوه، الوهیم، خدای آفرینندۀ هستی با
اسرائیل چنین رابطهایی
بود.(2: 9- 10) گناهان اورشلیم و اسرائیل به مراتب سنگینتر و فجیعتر از
اقوام دیگر اطراف آنها بود، زیرا آنها خدای حقیقی
را نداشتند. زیرا آنها معجزات و برکات آسمانی را نچشیده بودند.
زیرا آنها قوم برگزیدۀ خدا خوانده نشده بودند. زیرا آنها
" نخست زادۀ " خداوند خوانده نشده بودند.(خروج 4: 22) آنها
شریعت نداشتند. آنها انبیاء خداوند را نداشتند. آنها هدایت روح
القدس را نداشتند. پس شرارت اسرائیل، بیشتر از دیگران دل خداوند
را به رنج آورده بود. پس تنبیه آنان باید سختتر از تنبیه
دیگران میبود و بود:" من شما را فقط از تمامی
قبایل زمین شناختم پس عقوبت تمام گناهان شما را بر شما خواهم
رسانید."( 3: 2)
تمام هشت بخش کتاب عاموس پر است از شرارتها
و گناهان اسرائیل و اورشلیم. و اگر خوب دقت کنید، شاید
تنها یکی دو بار به بت پرستی قوم اشاره کرده باشد اما بارها و
بارها به بیعدالتی و ظلم و ستمی که
رهبران دینی، پادشاهان، اولیاء امور بر مردم خود میکردند،
میباشد. " ای شما که انصاف را به افسنتین
مبدل میسازید و عدالت را به زمین میاندازید."(
5: 7 و 6: 12- 13) یا مستقیما به قوم میفرماید:" نیکویی
را بطلبید و نه بدی را تا زنده بمانید و بدین منوال
یهوه خدای لشکرها با شما خواهد بود چنانکه میگوید. از
بدی نفرت کنید و نیکویی را دوست دارید و
انصاف را در محکمه ثابت نمایید شاید که یهوه خدای
لشکرها بر بقیۀ یوسف رحمت نماید."( 5: 14- 15 )
شدت خشم خدا بر
اسرائیل زمانی بر این قوم بیشتر میشود که در فصل 4
از ایات 6 تا 11 میخوانیم که خداوند بارها و بارها با علائم و نشانهها قصد کرد تا قوم را به راه خویش بازگرداند.
آنها را به توبه و راه راستی و عدالت بازگرداند اما یهوه به قوم 5 بار
یک جمله را تکرار میکند:" بسوی من بازگشت ننمودید." و نکتۀ جالب دیگر
اینجاست که در تمام طول این کتاب، یهوه، خدای ابراهیم
و اسحاق و یعقوب، خدای آفرینندۀ هستی؛ بارها و
بارها سعی دارد تا نام خود را برای قوم تاکید کند. سعی
دارد تا به آنها به روشنی تاکید کند که بلاها و ویرانی و
اسارت و نابودی که بدلیل گناهان و شرارتهای آنها در
آیندۀ نزدیک بر آنها وارد خواهد آمد، مسبب آن اوست!" آیا
بلا بر شهر وارد بیاید و خداوند آنرا نفرموده باشد."( 3: 6)
و تقریبا 5 بار به قوم میگوید:" یهوه اسم او
میباشد."( 3: 13 و 4: 13 و 5: 8 و 27 و 9: 6) چرا؟ زیرا
اسرائیل باید میدانست بلاها و مصیبتهای آنها از طرف
فلان بت و فلان خدای ساختگی نیست، بلکه از جانب خود یهوه
است. همان خدایی که آنها را روزی از مصر بیرون آورد. باید
میدانست که بیعدالتی آنها ذرهایی از چشمان خدایی که از پنهان
و آشکارا خبر دارد مخفی نخواهد آمد. سپس نوید شومی را به قوم
شرور خود میدهد:" روز خداوند برای شما چه خواهد
بود؟تاریکی و نه روشنایی. مثل کسی که از
شیری فرار کند و خرسی بدو برخورد یا کسی که بخانه داخل شده دست خود را بر دیوار بنهد و ماری
او را بگزد."( 5: 19) و زمانی که این را عنوان میکند
بلافاصله به قوم اعلام میکند که او:" از عیدهای شما
نفرت و کراهت دارم و عطر محفلهای مقدس شما را
استشمام نخواهم کرد..."(آیۀ 21) همان شریعت و
مراسمی که روزی با شوق و شور انجام میشد و یهوه از قوم
خشنود بود و در بین آنها میخرامید،
اکنون به دلیل بیعدالتی و ظلم و ستم،
برای خدا مکروه و زشت به نظر میاید!
نگاه کنید به تکرار دائمی و مداوم عبارت
" روز خداوند " در تمامی طول کتابمقدس. شما به کرات از
این روز میخوانید. اگر بخواهم آن را در طول کتابمقدس خلاصه کنم
باید بگویم روز خداوند :
1-
در اشعیاء نبی روز هلاکت، خشم و غضب قادر مطلق بر
شریران و فاسدان دنیاست.( اشعیاء 13: 6 و 9 )
2-
در ارمیاء نبی روز انتقام خدا از دشمنان خود است.(
ارمیاء 46: 10)
3-
در حزقیال نبی روز انتقام از دشمنان اسرائیل است. (
حزقیال 30: 3 )
4-
در یوئیل نبی روز هلاکت و تاریکی و ظلمت
است.( یوئیل 1: 15 و 2: 1 و 11 و 3: 4 )
5-
در عوبدیاء نبی روز داوری خدا بر اعمال ماست.( عوبدیا 15)
6-
در صفنیاء نبی روز خرابی و ویرانی و روز
غضب خداست.( صفنیا 1: 14- 15) همچنین روز تقدیس شدن دعوت شدهگان و برگزیدگان خداست( 1: 7 )
7-
در ملاکی نبی روز خداوند روزی است که قبل از آن
عیسای مسیح پا به روی زمین میگذارد، طرح
الهی خدا را کامل میکند، سپس آن روز عظیم و مهیب خواهد
آمد.( ملاکی 4: 5 )
8-
در اول قرنتیان روز نجات است. ( اول قر. 5: 5 )
9-
در اول تسالونیکی روز خداوند مانند دزد خواهد آمد.( 5: 2 )
10-
در دوم تسالونیکی روز آمدن عیسای مسیح
است.( 2: 1)
11-
نهایتا در رسالۀ دوم پطرس روز خداوند، قطعا خواهد آمد، روز
فروریختن آتش است، روزی است که فراری از آن نیست. روز
سوختن تمامی هستی در آتش داوری خداست. روز خود خداوند است . که
برای داوری میاید و به تمام هستی پایان
میبخشد.( 3: 1- 14)
عاموس نبی به هیچ عنوان حاضر نبود
تا در رساندن این بشارت خود ساکت باشد. رهبران دینی یهود،
حتی کاهنان وقت، او را تهدید کردند، او را پیش روی پادشاه
قرار دادند، اما او بدون هیچ ترس و واهمهایی
رو به همان کاهن و مقام رهبری آن زمان میکند و
میگوید:" زن تو در شهر مرتکب زنا خواهد شد و پسران و دخترانت بشمشیر خواهند افتاد
و زمینت به ریسمان تقسیم خواهد شد و
تو در زمین نجس خواهی مرد و اسرائیل از زمین خود البته به
اسیری خواهد رفت."( 7: 17) چند نفر از کشیشان و رهبران
مسیحی امروز دنیا میتوانند با چنین شهامت و جسارت
جنایات و فساد و ظلم و بیداد سرزمینهای دنیای
امروز را موعظه کنند، عاموس نبی، از آتش خداوند پر بود و تمام قلب او از بیعدالتی و ستم رهبران و حکومت آن زمان در درد
بود. و او با هدایت روح خدا آن را با شجاعت و دلیری فریاد
زد. مانند پطرس و یوحنا که روزی با همین شهامت روبروی
دادگاه یهود ایستادند و از ایمان و بشارت انجیل فیض
بخش مسیح دفاع کردند و راه دیگری جز این پیش
روی خود ندیدند!
ای تمامی سرزمینهای در
زیر ستم و بیعدالتی! ای مردمانی
که در زیر چنین فشار و دردی هستید! کتاب عاموس امید
شما برای اعتماد و آویزان شدن و چنگ زدن به خدای وفادار به
عهدها یعنی یهوه میباشد. او خدای عادل است. و او
ظالمان را نابود خواهد ساخت. آنها را شما مُرده بپندارید و اما خود را زنده
و بیدار در یهوه. به او اعتماد کنید. به عیسای
مسیح اعتماد کنید. تسلیم ارادۀ الهی او شوید
و رفع کردن و پایان دادن به ظلم و ستم و بیعدالتی
حکومتهای امروزی را به دستان و برنامههای
انسانی و فکری ندهید. تمام آن را به حضور خدای زنده بالا
ببرید. عدالت و فیض خدای زنده را در عیسای
مسیح بشارت بدهید. از دعا خسته نشوید. بگذارید تا او دل
شما را بشنود! آماده باشید! روز خداوند نزدیک است!