57- فصل 9 آیات 14- 20

 

" 14 پس چه گوئیم آیا نزد خدا بی انصافی است؟ حاشا! 15زیرا به موسی میگوید رحم خواهم فرمود بر هر که رحم کنم و رافت خواهم نمود بر هر که رافت نمایم.16 لاجرم نه از خواهش کننده و نه از شتابنده است بلکه از خدای رحم کننده. 17 زیرا کتاب به فرعون میگوید برای همین ترا برانگیختم تا قوت خود را در تو ظاهر سازم و تا نام من در تمام جهان ندا شود. 18 بنابر این هر که را میخواهد رحم میکند و هر که را میخواهد سنگدل میسازد. 19 پس مرا میگویی دیگر چرا ملامت میکند زیرا کیست که با ارادۀ او مقاومت نموده باشد؟20 نی بلکه تو کیستی ای انسان که با خدا معارضه میکنی آیا مصنوع به صانع میگوید که چرا مرا چنین ساختی؟"

 

پولس سوال انسان جسمانی را مطرح میکند: آیا این بی انصافی نیست که  نه آنکه خود را اسرائیلی فرزند ابراهیم از اسحاق فرزند وعده است میداند و نه آنکه مسلمان است و خود را فرزند ابراهیم از اسماعیل میداند، اگر به عیسای مسیح بعنوان خداوند و نجات دهندۀ خود ایمان نیاورند وارد ملکوت خدا نمیشوند ؟ این سوال تا به همین امروز از مسیحیت پرسیده میشود و دنیا ما را برای این باورمان تحقیر کرده و به ما اتهام میزنند که گویی ما تافته‏ایی جدا بافته هستیم. خب دوستان! البته که ما تافته‏ایی جدا بافته هستیم! آیا این را پولس رسول، یا پطرس رسول، یا الهیدانان مسیحی یا کشیشان یا محققان مسیحی  ادعا کرده است؟ خیر. این مستقیم از جانب خود خداوند عیسای مسیح به ما داده شده است و یک ادعا از طرف هیچکس نیست مگر خود عیسای مسیح. اما در نظر داشته باشید همۀ اسرائیل این فرصت را داشت تا مژدۀ رستگاری را پذیرفته و به عیسای مسیح ایمان بیاورند اما آنها سنگ زاویه‏ایی را که خدا در اسرائیل بنا نهاد را رد کردند. کمااینکه محمد رد کرد و تمام مسلمانان.

اما چرا فقط عیسای مسیح و نه هیچ نام دیگر؟ او فقط  بارور شدۀ روح القدس در رحم دختری باکره در فصل دسامبر نبود، او قبلا از آن بود قبل از اینکه جسم بگیرد، وجود داشت و بر زمان وجود او هیچ زمانی نیست. و این به کرات از زبان انبیاء قبل از تولد او بیان شده است. تقریبا هزار سال قبل از تولد مسیح داود نبی عیسای مسیح را خداوند خود خواند.( مزمور 16: 8- 11) اشعیاء از جانب خداوند نوشت:" و مسرت خداوند در دست او میسر خواهد بود." ( اشعیاء 53: 10). یحیی تعمید دهنده او را خدای داور خطاب کرد که بر انسان داوری کرده و گندم را از کاه جدا میسازد( لوقا 3: 17) و او را بره‏ایی خطاب کرد که گناه تمام جهان را برخواهد داشت( یوحنا 1: 19) نهایتا خود عیسای مسیح فرمود:" من در هستم هر که از من داخل گردد نجات یابد."( یوحنا 10: 9) و همچنین فرمود:" من راه و راستی و حیات هستم؛ هیچکس نزد پدر جزء بوسیلۀ من نمیاید." ( یوحنا 14: 6 ) و شاگردش اعتراف کرد:" در هیچکس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان باید ما نجات یابیم."( اعمال 4: 12) دشمن عیسای مسیح بعد از اینکه به او ایمان آورد اعتراف کرد:" و همه چیز را زیر پای او نهاد."( افسسیان 1: 22).

اکنون که این موضوع برای ما روشن شد که خدا، خالق هستی بخش، صاحب هست و نیست، تنها نامی که به اسرائیلی و مسلمان و زرتشت و بودایی و کمونیست و بهایی و درویش و قمارباز و زناکار و همجنس‏باز و معتاد و ... برای رهایی داده است فقط و فقط نام عیسای مسیح است؛ اکنون این سوال پیش میاید که چرا؟ آیا خدا بی‏رحم است که فقط یک نام را برای رستگاری داده و نه صدتا؟! این همین سوالی است که پولس رسول قصد دارد از آیۀ 15 تا پایان فصل نهم با حکمت الهی پاسخ دهد.

پولس رسول این حقیقت را با کلام خود خدا که به موسی در خروج 33: 19 میگوید آغاز میکند. سپس از آنجا به آیۀ 17 رفته و مجددا به کلام خود خدا در خروج 9: 16 اشاره میکند و سپس در آیۀ 18 نگاهی دارد به کلام خداوند در خروج 4: 21 و  7: 3 و  9: 12 و  تثنیه 2: 30 و یوشع 11: 20 و  ارمیاء 18: 2- 16 در تمام این آیات اشاره شده که پولس رسول در آیۀ 18 به آن اشاره میکند، حاکمیت مطلق خدا و میل مطلق خدا و اختیار مطلق خدا و انتخاب مطلق خدا را سخن میگوید. بلافاصله در آیۀ 19 سوال میکند پس اگر حاکمیت و فرمانروایی خدا و مشیت و ارادۀ او مطلق و نهایت است پس چرا مرا که به مسیح ایمان نیاورده‏ام را ملامت میکند؟ سوال زیرکانه‏ایست و پولس برای پاسخ دادن به سوال، پاسخی را میدهد که دیگر هیچ جای سوال دیگری را باقی نمیگذارد. برای هیچکس؛ او انسان سوال کننده را مخاطب قرار داده و بسیار رک و صریح از او میپرسد که تو کی هستی که از ارادۀ خدا سوال میکنی که چرا او باید چنین انتخاب و چنین اراده ایی داشته باشد؟ تو یک انسانی هستی که ساخته شدی، هیچ بودی، وجود نداشتی، او ترا ساخت، اکنون میل و ارادۀ او را زیر سوال میبری؟ و او در آیۀ 20 برای پاسخ دادن به اعتراض و سوال این گروه به کلام اشعیاء نبی در 10: 15 و 29: 16 و 45: 9 و 10 اشاره میکند؛ کمااینکه در آیات بعدی همین را بیشتر برای ما خواهد شکافت. و ما بیشتر بر روی آن صحبت خواهیم کرد. از آیۀ 20 تا پایان این فصل پولس رسول مدام بر یک چیز تاکید و پافشاری میکند و آن حاکمیت و توانمندی مطلق خدا بر همه چیز و بر همه کس است. یعنی چیزی که انسان هیچ سوالی نباید در آن داشته باشد جز سر تسلیم فرود آوردن و اطاعت کردن.  درک حاکمیت خدا شاید برای انسان بسیار مذهبی و دیندار مشکل باشد، برای انسان دنیوی محال باشد، اما برای مسیحی باید یک اصل باشد. نگاه کنید به تسلیم شدن مسیح به ارادۀ پدر در باغ جتسیمانی و گرفتن جام مرگ از دستان او؛ جایی که تنها پسر یگانۀ پدر تمام خود را تسلیم حاکمیت مطلق پدر نمود. مادامی که این حاکمیت خدا را در تمام هستی، در همه چیز، بر هر چیز، نتوانسته‏ایم درک کنیم، نتوانسته‏ایم درک عمیقی از صلیب مسیح و فیض عظیم خدا در کار صلیب داشته باشیم.