49- فصل 8 ایات 15- 18 

 

" 15زآنرو که روح بندگی را نیافته‏اید تا باز ترسان شوید بلکه روح پسر خواندگی را یافته‏اید که به آن ابا یعنی ای پدر ندا میکنیم.16 همان روح بر روحهای ما شهادت میدهد که فرزندان خدا هستیم. 17و هر گاه فرزندانیم وارثان هم هستیم یعنی ورثۀ خدا و هم ارث با مسیح اگر شریک مصیبتهای او هستیم تا در جلال وی نیز شریک شویم. 18زیرا یقین میدانیم دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ است."

 

ترس و خوف از خداوند ما نیست. روح آن نیز از خداوند ما نیست. آنانی که از روح خداوند زنده شده و دیگر در جسم ساکن نیستند و دیگر جسمانی نمیاندیشند هیچ ترسی از دنیای بیرون و هر آنچه که در آن میگذرد ندارند. پولس رسول در نامۀ خود به تیموتائوس مینویسد:" زیرا خدا روح جبن را به ما نداده است بلکه روح قوت و محبت و تادیب را."( دوم تیموتی 1: 7) این ترس نه تنها از اوضاع و حوادث اطراف ما نیست، بلکه از اینکه به نزد خدا رویم نیز نیست. روزی بود که قوم اسرائیل حتی اجازه نداشت به کوه خداوند نزدیک شود و یا آن را لمس نماید. یا اینکه به مکان قدس القداس( جایی که حضور خود خدا در آن بود) هیچ انسانی وارد نمیشد. حتی خود کاهن جرات ورود آزادانه به آن را نداشت. راه دور نرویم! نگاه کنیم به الله! کی بود که در تجربۀ دین قدیمی خودتان شما قادر بودید تا با الله بطور رودررو سخن بگویید و از رنجهای خود سخن بگویید؟ کی بود که توانستید او را به خودتان آنقدر نزدیک بدانید یا خودتان را به او آنقدر نزدیک که بتوانید حتی ردای او را لمس کنید؟ نامی صمیمی به او بدهید و این نام در خود آهنگ چنان نزدیکی و قرابت و محبتی را داشته باشد که ترس از صدا کردن این نام همیشه از شما برداشته شود؟ من و شما میدانیم که این هرگز روی نداد. برای یهود نیز چنین بود. پولس میگوید قبلا ما اسیر شریعت بودیم. در ترس بودیم. روح ترس را داشتیم. پس از ایمان به مسیح شریعت از ما برداشته شد. روح ترس از ما برداشته شد، روح شجاعت به ما داده شد روحی که نه تنها ما را برادران و خواهران عیسای خداوند میخواند بلکه فرزندان خود یهوه. و چون ما فرزندان یهوه، پدر آسمانی خود هستیم، در روح مسیح آنقدر به او نزدیک شده‏ایم که میتوانیم او را " پدر " خطاب کنیم. کدام فرزند است که صاحب میراث پدر خود نباشد؟ و چه برادری است که هم میراث با برادر خود در میراث پدر نباشد؟ روح خدا نه تنها ما را از تفکر جسم در آورده و به ما تفکری آسمانی میدهد. نه تنها جسم فاسد ما را به قوت خود یکبار دیگر رستاخیز داده و ما در برابر خداوند خواهند ایستاد، بلکه در اینجا میگوید همین روح بر روح درون ما( همان نفسی که یهوه خدای پدر در روز آفرینش در ما دمید و ما حیات زنده شدیم) گواهی این قرابت و نزدیکی با پدر، این فرزندخواندگی، این هم میراث شدن با مسیح خداوند را به ما داده و تمام آن را در ما تایید مکیند. اما مسیحی عزیز! شریک میراث پدر شدن، شریک درک ارادۀ الهی او شدن نیز هست. شریک میراث پسر شدن، شریک دردهای او شدن نیز هست. و این شریک دردهای مسیح شدن، ابعاد گستردۀ دردهای جسمانی، دردهای روحانی، دردهای خدمت را شامل میشود. در کولسیان میخوانیم:" و نقصهای زحمات مسیح را در بدن خود به کمال میرسانم برای بدن او که کلیسا است."( کولیسان 1: 24) این یعنی شریک رنجهای مسیح شدن. در تمام ابعاد و به تمام معنا. اگر چنین هستم، قدر مسلم مستحق هم میراث شدن با او هستم. خیش انجیل بر شانه های من زمین سخت دل انسان را در مزرعۀ خدا شخم زده است. دانۀ کلام خدا کاشته شده؛ و آنگاه که محصول فرا رسد، دهان من بسته نخواهد ماند و سیر خواهم شد. زیرا میدانم این دردها و این ناله ها و مصیبتهای موقت امروز به آنچه که در آینده دریافت خواهم کرد و از آن من خواهد شد، هیچ است.