39- فصل 7 ایات 1- 3

 

" 1ای برادران آیا نمیدانید (زیرا که با عارفین شریعت سخن میگویم) که مادامی که انسان زنده است شریعت بر وی حکمرانی دارد.2 زیرا زن منکوحه بر حسب شریعت به شوهر زنده بسته است اما هر گاه شوهرش بمیرد از شریعت شوهرش ازاد شود. 3پس مادامی که شوهرش حیات دارد اگر به مرد دیگر بپیوندد زانیه خوانده میشود لکن هر گاه شوهرش بمیرد از آن شریعت ازاد است که اگر به شوهر دیگر داده شود زانیه نباشد."

 

در این فصل پولس روی سخن خود را مستقیما به آنانی که در زیر شریعت دین هستند یا از شریعت خدا به انسان آگاه هستند(عارف هستند) دارد : ( زیرا که با عارفین شریعت سخن میگویم )؛ و از اینجا در ادامه خواهیم دید که چگونه با حکمت الهی داده شده به رسول او چگونه در  آیات بعدی این فصل مبحثی بسیار عمیق و جنجال‏انگیز بین نبرد تن اسیر و عارف شریعت و تن غلام و عارف مسیح را بررسی میکند.  تا زمان نوشتن این نامه تنها یهودیان مخاطب بودند، امروز میتوانیم مسلمانان را نیز در این خطابه قرار دهیم. من و شما میتوانیم طبیعت قدیمی خودمان که از دین اسلام آمده ایم  را در این قرار دهیم. پولس که خود روزی تماما عارف شریعت یهود بود میگوید: تا زمانی که انسان دانای به شریعت زنده است، شریعت بر او حکومت و حکمرانی میکند. این انسان قادر نیست از قید و بند شریعت آزاد شود( به گذشتۀ خودمان نگاه کنیم) مگر اینکه شریعت برای او بمیرد. یعنی چه بمیرد؟ یعنی شریعت بر انسان حکومتی نداشته باشد. چگونه این ممکن است؟ ما میدانیم وقتی عیسای مسیح بر صلیب مُرد، شریعت خدا را که برای پاک و مقدس کردن انسان داده شده بود را با قربانی شدن، دفن شدن و برخاستن خود کامل و تمام نمود. بقولی دیگر آنانی که عارف مسیح هستند، دیگر عارف شریعت نیستند. زیرا عارف مسیح بودن و مسیح را شناختن تمام آن هدفی است که شریعت و قوانین و شریعت دین قصد داشت تا برای انسان انجام دهد؛ اما مسیح آن را با خون خود برای ما کامل نمود. مسیح در شریعت خدا مرد، ما با مسیح مُردیم، پس ما در شریعت خدا مُردیم. مسیح شریعت خدا را کامل کرد، ما در مسیح کامل میشویم، پس ما در شریعت خدا کامل میشویم. پولس برای تفهیم این موضوع  مثال ازدواج مرد و زن را بر طبق شریعت بیان میکند. بر طبق شریعت زن متاهل نمیتواند با مردی دیگر ازدواج کند، مگر اینکه شوهرش بمیرد. وقتی شوهرش مُرد، دیگر حکم شوهر اول بر او نیست، پس او ازاد است که با مردی دیگر ازدواج کند. سپس او در زیر حکم شوهر دوم خودش است. ما( کلیسا، عروس عیسی) با شریعت مزدوج بودیم، مسیح برای ما مُرد. شریعت اسلام که شوهر ما بود و ما در زیر قید و حکم او بودیم، در ما مُرد. ما از شوهر اول آزاد شدیم. ما با مسیح عقد بستیم و با او ازدواج کردیم. و دیگر متعلق به شوهر اول خود نیستیم بلکه به شوهر دوم خود. همانطور که شوهر اول بر ما بر طبق شریعت حکومت میکرد( اسارت در دین) عیسای مسیح با فیض و رحمت خویش بر ما حکومت میکند( آزادی در فیض).