یهودا
" شیر قبیلۀ اسراییل "
یهودا
به معنای: به احتمال بسیار قوی از یک ریشۀ
عبرانی گرفته شده و به معنی پرستش میباشد.
محل
او در کتابمقدس:برای دانستن بیشتر از این مرد باید
بخشهای 29 کتاب پیدایش به قلم موسی آیۀ 35
،فصل 37 آیات 26-27 ،تمام فصل 38 ، فصل 43 آیۀ 1-9 ، فصل 44 آیات
14 – 34 ،فصل 46 آیات 27-28 ، و نهایتا فصل 49 آیات 8 تا 10 را
تماما از کتاب پیدایش مطالعه نمایید.
محل تولد و
زندگی:در فدان ارام ( شمال عراق فعلی )متولد گشت.در کنعان رشد
کرد،به همراه فرزندان یعقوب به مصر رفت و به احتمال زیاد در همان مصر
فوت نمود.
زمان حیات:تقریبا
2000 سال قبل از میلاد عیسای مسیح
اصل و نسب او :یهودا فرزند یعقوب
از همسر اولش لیه بود، یعقوب فرزند اسحاق،اسحاق فرزند ابراهیم،ابراهیم
فرزند تارح،تارح فرزند ناحور،ناحور از نسل سام،سام فرزند نوح،نوح از نسل خنوخ
،خنوخ از نسل انوش ،انوش فرزند شیث و شیث فرزند آدم و آدم توسط دستهای
خدای زنده و بزرگ خلق شد.
ضعف ها:
1- هر چند در بارۀ کشتن برادر ناتنی
اش یوسف(یوسف از راحیل زن دوم یعقوب بود)مخالفت نمود ،اما
در پیشنهاد فروختن یوسف به تاجران اسماعیلی دست داشت.(پیدایش
37 : 26-27 )
2-ازدواج با
دختری که از قبیلۀ کنعانیان بود ،هر چند او میدانست
که نباید با کنعانیان ارتباطی داشته باشد.(پیدایش
38 : 2 )
3- به وعدۀ
خود به عروسش تامار در بارۀ به عقد در آوردن آخرین فرزند خود "شیله"
کوتاهی نمود.(پیدایش 38 : 26 )
4- هم خوابگی
با زنی که همسرش نبود.(پیدایش 38 : 15-16 )
قوت
ها:
1- رئوف و خوش دل
بود ،او با برادران دیگر در خصوص کشتن یوسف هم عقیده نگشت.و
نخواست تا خون برادرش را بریزد.او به برادرانش گفت:" دست ما بر وی
نباشد زیرا که او برادر و گوشت ماست
پس برادرانش بدین رضا دادند.(پیدایش 37 : 27 )
2-اقرار به گناهکار بودن خود نمود.(پیدایش
38 : 26 )
3- تنها فرزند یعقوب در بین
یازده فرزند او که حاضر گشت تا برای حفظ جان برادر و پدرش نفرین
پدر ( پیدایش 43 : 9 )و اسارت در برابر آزادی (پیدایش
44 : 33 ) را با جان و دل بخرد و با شهامتی بی نظیر در مقابل یوسف(شاهزادۀ
مصر که هنوز هویت خود را به او روشن ننموده بود) از حقیقت دفاع نماید.(
پیدایش 44 آیات 16تا 33 )
4- برکت یعقوب را و رهبری
بر تمام قوم اسراییل را به دلیل همین شهامت و صداقتی
که نشان داد، دریافت نمود.( پیدایش 49 : 8-10 )
5- خداوند اراده نمود تا از نسل او داود پادشاه را
بیاورد و از نسل داود پادشاه مسیح موعود بدنیا بیاید.(یهودا
فارص را آورد،فارص حصرون را،حصرون رام را،از رام عمیناداب ،عمیناداب
نحشون را و نحشون سلمون ،سلمون بوعز را و بوعز عوبید را ،عوبید یسی
را یسی داود پادشاه را و طبق نسل نامۀ انسانی عیسای
مسیح هم مریم مادر او و هم یوسف نامزد مریم هر دو از نسل
داود بودند.)
***
یهودا چهارمین فرزند یعقوب
از همسر اولش لیه بود.هنگامی که بسیار دقیق به رویدادهای
کتاب پیدایش ( از مجموعه کتابهای عهد عتیق ، کتاب اول از
پنج کتاب به قلم موسی ) نگاه میکنید می بینید
که از میان دوازده فرزند یعقوب تنها سه فرزند او یعنی لاوی
،یهودا و یوسف از دیگر فرزندان نقش عظیمتر و عمیقتری
در انجام ارادۀ خدا بر روی زمین داشتند و ما آن را تماما در
پهنای نوشتجات ثبت شدۀ عهد عتیق و همچنین عهد جدید
می بینیم.از "لاوی" فرزند سوم یعقوب از
همسر اولش لیه و برادر تنی یهودا "کاهنان" برگزیده
میشوند.از "یهودا" داود پادشاه ،اولین و تنها پادشاه
مقتدر در بین تمام پادشاهان بعدی اسراییل ،و از داود
پادشاه نسل انسانی مسیح رقم میخورد
و از یوسف نجات قوم اسراییل از مرگ در قحطی.خدا را شکر بابت
آنچه که برای ما امروز در این کتاب که ما آن را
" کتابمقدس " مینامیم به
صداقت باقی مانده است.در این کتاب از آنجا که تمام آن توسط روح خدا و
با هدایت روح مقدس در انسان به ثبت
رسیده است ، ما در بررسی زندگی افراد موجود در این کتاب
با حقیقت هایی آشنا میشویم که لخت و عریان در
برابر چشمان ما می ایستند!تا ما با چشمان ریزبین و صادق
خود تمامی نقص ها و کمبودها و ضعفهای این انسانها را بی هیچ
پرده و داستان سرایی و خیالپردازی و نمایی
خدایی دادن ببینیم ،بخوانیم،نتیجه گیری
کنیم از آن درس عبرت بگیریم و با آن زندگی کنیم ،
تا روزی از خود بپرسیم که آیا میخواهیم که این
خدای ترسیم شده در پهنای کتابمقدس که اینگونه خود را در زندگی
این افراد نشان داده و به جلال رسیده ،خدای ما باشد یا نه!؟یا که
قصد داریم مانند اسب ها و قاطرها چشم بند به ما بزنند و ما را هر جایی
که آنها (مذهبیون خداشناس!!) میخواهند ببرند؟!
زندگی یهودا بر
خلاف برادران دیگر خود کمی با تلاطم همراه بوده است.و این تلاطم
در زندگی او، او را شخصیتی متفاوت میسازد.وقتی که
برادران به نزد یعقوب آمدند و به او خبر دروغ را دادند که حیوان درنده
ای یوسف را درید و او را کشت می خوانیم که :" یعقوب رخت خود را پاره کرده پلاس در بر کرد و
روزهای بسیار برای پسر خود ماتم گرفت."(پیدایش 37 : 34 ) بلافاصله موسی پس
از ثبت این واقعه مینویسد که :" و
واقع شد در آنزمان که یهودا از نزد برادران خود رفته نزد شخصی عدلامی
که حیره نام داشت مهمان شد." چطوری یهودا این
شخص را پیدا میکند و او کیست ما هیچ چیز نمی
دانیم اما میدانیم که این دو با هم یک رابطۀ
دوستی را ایجاد میکنند کلام میگوید:" زن یهودا مرد و یهودا بعد از تعزیت
او با دوست خود حیره عدلامی نزد پشم چینان گلۀ خود به
تمنه می آید." (پیدایش 38 :12 )چرا باید
یهودا برادران خود را ترک میکرد و با یک دوست زندگی میکرد
و به دور از پدر و برادرانش زنی کنعانی را اختیار مینمود
و صاحب فرزندانی میشد؟(اگر به خاطر داشته باشید در
پیدایش 8 : 26-29 میخوانیم که کنعان به دلیل
گناه زشت حام توسط نوح لعنت میگردد از آن تاریخ نسل یهوه پرست و
خدا دوست با کنعانیان هرگز مراوده و
رابطه ای نزدیک نداشتند .حتی ابراهیم وقتی
پیر شده بود و قصد داشت تا زنی برای اسحاق بگیرد به خادم
خود ایلعاذر دمشقی گفت :"و به یهوه خدای آسمان و خدای
زمین ترا قسم میدهم که زنی برای پسرم از دختران
کنعانیان که در میان ایشان ساکنم نگیری." پیدایش
24 : 3 )به دلیل بسیار زیاد او از خانواده و برادران خود
سرخورده شده بود و با توجه به اینکه او مخالف نقشۀ برادرانش در کشتن یوسف
بود و بعد از اینکه شرایط وخیم پدر و غم و غصه او را در روزهای
بعد میبیند ،به کار اشتباه خود و برادران خود در از دست دادن یوسف
پی برده و دیگر نمیتوانست در چشمان برادرانش نگاه کند و نمی توانست خود را در جمع
آنان که اینگونه دردی را به پدرشان داده بودند ببیند.ما
این را از همین چند خطی که موسی در بارۀ او
برای ما نوشته نتیجه میگیریم.یهودا
فردی بود که اشتباه و خطای خود را به گردن می گرفت و آن را به
پای دیگری و بانی گناه خود را دیگری خطاب
نمیکرد!!وقتی تامار عروس او دومین شوهر خود یعنی دومین
پسر یهودا را از دست داد ،یهودا ترسید تا آخرین پسر خود
را نیز به عقد تامار درآورد مبادا او هم بمیرد ،پس به قول خود عمل
نکرد.تامار را فراموش کرد.اما تامار از عمل پدر شوهرش و شکستن وعدۀ او خشنود
نبود.به لباس زنی روسپی در آمد.یهودا که در آن زمان همسرش را از
دست داده بود در یک گذر به این زن روسپی (عروس خود) بر میخورد
گویی او را تشخیص نمی دهد به او در میاید
،هنگامی که تامار از پدر شوهرش آبستن میگردد و یهودا از
این واقعه خبر دار میشود به قصد کشتن تامار میرود اما غافل از
اینکه تامار از او آبستن شده است!کلام خدا میگوید :" و گفت
او از من بیگناه تر است زیرا که او را به پسر خود شیله
ندادم." ببینید ،یهودا به محض اینکه با
نتیجۀ گناه خود رودررو میگردد و او را مقابل خود میبیند
به آن اعتراف میکند.بعدها وقتی داود پادشاه ( نوادۀ یهودا
) در عملی گناه آلود می افتد و ناتان نبی به او
میگوید:" آن مرد تو هستی!" داود
بلافاصله به گناه خود اعتراف کرده و میگوید:"
به خداوند گناه کرده ام." زیبایی عمل یهودا
در این است که بلافاصله بعد از اینکه فهمید او در واقع با عروس
خود(که خود را در لباس زنی روسپی پوشانده بود) همبستر شده و
زمانی که در می یابد که به این گناه تن داده،کلام
میگوید:" ..و بعد دیگر او را نشناخت." در واقع
دیگر او با تامار همبستر نشد.و به احتمال بسیار قوی بعد از
این ماجرای تلخ او به همراه دو فرزندش از تامار (فارص و زارح ) به نزد
پدر و برادرانش بازمیگردد و با آنها میماند تا بدین وسیله
با آنها در روزهای قحطی کنعان به مصر برود.
هر چند نام یهودا
در کتاب اول موسی "پیدایش" تنها چند بار بکار برده
شده است اما زمانی که خداوند به فرزندان ابراهیم و اسحاق و یعقوب
برکت داد و آنها را مانند "ستاره گان آسمان "
افزون نمود و بعد از اینکه قوم اسراییل سرزمین موعود
(کنعان ) را تسخیر نمود ،زمان آن رسید
که فرزندان این دوازده فرزند یعقوب (اسراییل) که اکنون خود
به ملتی تبدیل شده بودند در سرزمین کنعان تقسیم بندی
شوند.فرزندان هر دوازده فرزند یعقوب تشکیل یک قبیله را می
دادند از اینرو هر قبیله بخشی
از سرزمین کنعان را تصرف نمود.سهم قبیلۀ یهودا در سرزمین
جنوبی کنعان و نزدیک به اورشلیم واقع گشت.زمان گذشت و قوم اسراییل
در سرزمین کنعان زیست تا اینکه دوران "داوران" فرا رسید،
افرادی که انتخاب میشدند تا بر قوم اسراییل در این
سرزمین مانند رهبری نظارت و داوری نمایند.سپس قوم بدلیل
گناهان خود و همچنین ضعف و کمبود انسانی این داوران و نارسایی
در نحوۀ زندگی ایشان خواستند تا پادشاهی برای خود
"مانند اقوام دیگر" داشته باشند.اینجا بود که خداوند برکتی
را که از دهان یعقوب در بستر مرگ به یهودا داده بود را جامعۀ
عمل می پوشاند.(مر او را اطاعت امتها خواهد بود.پ.49
: 10 ) و سموئیل نبی اسراییل ،از قبیلۀ یهودا
یکی از فرزندان یسی، یعنی داود را بعنوان
پادشاه بر اسراییل مسح می نماید.بعد از داود فرزندش سلیمان
و بعد از او رحبعام. در زمان پادشاهی رحبعام بود که بین او و یربعام بن نباط از قبیلۀ
افرایم ، خادم سلیمان ،مخاصمه ای بنا میگیرد و این
دشمنی به تقسیم اسراییل به دو پادشاهی شمال (اسراییل)
و پادشاهی جنوب (یهودا)منجر میشود.و شما با آغاز کتاب اول
پادشاهان تا به آخر کتاب عهد عتیق نام این دو پادشاهی را بارها
و بارها می خوانید:اسرائیل ... یهودا.
غمناک این است که هر دو
پادشاهی و هر دو سرزمین بدلیل ارتکاب به گناهان قبیح و
زشتی که قدوسیت خدا را لکه دار نمود ،همان خدایی که به نیاکان
این فرزندان از همان روز اول قبل از ورود به این سرزمین که نه
متعلق به آنان بود و نه لیاقت آن را
داشتند تا آن را تصاحب نمایند فرموده بود که :"اگر در فرایض من سلوک نمایید و اوامر
مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید...در زمین خود به امنیت سکونت
خواهید نمود...و اگر فرایض مرا رد نمایید...فخر و قوت شما
را خواهم شکست."( لاویان 26 : 3 و 5 و 15 و 19 )) آنها را بشدت تنبیه
نمود و هر دو سرزمین را یکی پس از دیگری به اشغال و
اسارت و تبعید در آورد .اول اسراییل توسط آشوری ها امپراطوری
شمال و سپس یهودا توسط بابلی ها امپراطوری جنوب؛ و آنگاه که از
اسارت و برده گی برگشتند و دوباره در گناه زندگی را ادامه دادند و از
عواقب شوم و دردناک خود و پدرانشان درس عبرت نگرفتند و مقدس نزیستند ،تمام
سرزمین یکبار دیگر در زیر قدم های آهنین و منظم "لژیون
"های روم در هم کوبیده شد.تا بدینگونه خداوند یکبار دیگر به دنیا این
را اعلان نماید که :" خود را تقدیس نمایید
و مقدس باشید زیرا من قدوس هستم."(لاویان 12 : 44 )
درسی از زندگی یهودا
1- اگر
میدانیم که عملی اشتباه است و نتیجه ایی تلخ
و نا معلوم ببار میاورد هرگز به هر دلیلی خود را درگیر آن
نباید کرد و از آن باید فاصله گرفت.در این زمان تنها
چیزی که نباید به حساب بیاید :تجزیه و
تحلیل!!سبک و سنگین کردن!!کردن یا نکردن!!است؛فقط باید از
آن گریخت!
2-
ایستادن با شهامت در برابر
حقیقت و دفاع از آن
برخورد یهودا
و استقلال فکری او در تصمیماتش این را به خوبی به ما ثابت می نماید که
چنین استقلال فکری و شهامت
برای ایستادن آنچه که به آن معتقد هستیم که ریشۀ صداقت و راستی را در
خود دارد ،همواره نتایج بسیار نیکو و ارزنده ببار میاورد.یهودا
به تنهایی در برابر ده برادر خود در مخالفت با کشتن یوسف ایستاد.
و همین یهودا بعدها در برابر یوسف
(شاهزادۀ مصر )مانند شیری به تنهایی ایستاد و
در برابر حق خانوادۀ خود دفاع نمود جایی که همۀ برادران
او خاموش مانده و از ترس سکوت کرده بودند
.همین شجاعت یهودا به نسل انسانی عیسای مسیح
سرایت نمود . عیسای مسیح توانست بر خلاف تمامی مخالفتها و شرارتهای
قوم و خانواده و دوست و شاگرد تنها در راستای اجرای طرح الهی
خدا استوار تا به آخر بایستد و جام زهر مرگ را به تنهایی بنوشد
،به همین دلیل خدا او را و نام او سرفراز نمود و نامش را ورای
تمامی نام ها قرار داد.در کتاب مکاشفه به قلم شاگرد مسیح تاثیر
شگرف شجاعت و لیاقت یهودا را بر پادشاهی بر تمام امتها اینگونه
میخوانیم که :" و هیچ کس در آسمان
و زمین و در زیر زمین نتوانست آن کتاب را باز کند یا بر
آن نظر کند.و من بشدت میگریستم زیرا هیچکس که شایستۀ
گشودن کتاب یا خواندن آن یا نظر کردن بر آن باشد یافت نشد.و یکی
از پیران به من میگوید گریان مباش اینک آن شیری
که از سبط یهوداست و ریشۀ داود است قالب آمده است تا کتاب و هفت
مهرش را بگشاید."
( مکاشفه 5 : 3-5 )
3-
اعتراف به گناهان خود با همان شهامت
از
خود بپرسیم :
کی بود
آخرین بار که برای اثبات حقیقت ،حقیقتی که
نتایجی روشن و صادق به همراه دارد با شهامت ایستاده و از آن
دفاع کرده اید با تمام تلخی
ها و عواقب دردناک آن برای شما؟
کی بود
آخرین باری که گناه خودتان و اشتباه خودتان را دیدید یا دیگران آن را به شما گوشزد کردند
و شما یا از آن شانه خالی کردید یا به عهده نگرفتید
یا کس دیگری را مقصر
دانستید و یا نه کمی پشیمان و حالی به حالی شدید(!!) اما
متاسفانه دوباره ان را تکرار کردید؟
واقعیت
این است، آنانی که برای حقیقت حاضرند تا جان خود را فدا
کنند در واقع خیلی وقت
پیش در لذت بردن از گناه مرده اند!و خود را فدا کرده اند.