عیسای مسیح پیش روی ما میخرامد!

آیا میدانی دنبال چه کسی میروی؟

نوشتۀ : حسن گل‏هاشم

 

چند وقت پیش قصد داشتم تا به یک قرار خیلی مهم بروم. آدرس بسیار ناآشنا و بنظر میامد خیل دور باشد. بدلیل اهمیت این قرار، تصمیم گرفتم یک روز قبل از آن قرار با ماشین به آن آدرس رفته و با مسیر آشنا شوم. اتفاق بسیار جالبی افتاد، هر چند با خودم جی پی اس داشتم ، اما در مسیر راه در یک دو راهی بدلیل آشنا نبودن به مسیر و دقیق نشدن به نقشۀ جی پی اس، اشتباها به مسیری نادرست پیچیدم؛ این انحراف اشتباه باعث شد تا مسیر من به مدت پانزده دقیقه طولانی تر شود، مجبور شدم تا یک مسیر طولانی را رفته  تا احتمال دور زدن و به مسیر اصلی برگشتن را بدست بیاورم. نهایتا آن روز من به آن قراری که باید چند روز بعد در آنجا ظاهر میشدم رسیدم. راه را یاد گرفته بودم. و سعی کردم آن گردش نادرست را بیاد داشته باشم و دیگر آن اشتباه را تکرار نکنم. بگذریم!روز قرار رسید و من براحتی به محل قرار رانندگی کردم، بدون اینکه مسیری را منحرف شوم، بخصوص آنجایی که مرا گیج کرده بود! من راه را یکبار از پیش رفته بودم و دیگر جاده را میدانستم.

شانزده سالم بود که با اجازۀ خانوادۀ خودم بارها با گروه کوهنوردی به مسیرهای طولانی سفر میکردم. تقریبا چهار، پنج روز در راه بودیم. از شهر خودمان باید تمام مسیر کوه و جنگل را رد میکردیم تا به مقصد خودمان برسیم. گاهی اوقات جاده‏های جنگلی آنقدر پوشیده از برف و تنگ و باریک میشد که تعجب و حیرت مرا از جلودار ما که ما را در این سفر رهبری میکرد برمی‏انگیخت. " بابک " جلودار ما در یک تصادف حتی چشم راست خودش را از دست داده بود، بعد از خودم میپرسیدم چطوری او قادر است این گروه بیست نفری را در چنین راههای پوشیده از برف و باریک و خطرناک راهنمایی کند؟ در اولین زمان اتراق کردن خودمان من از او این سوال را پرسیدم، و او با طیب خاطر و اطمینان پاسخ داد که:" این راهها را ده بار آمدم، اینجا را مثل کف دست خودم میشناسم." و ما به مقصد خودمان میرسیدم، بدون اینکه خطری یا هیچ اتفاقی برای کسی بیافتد!بابک راه را ده‏ها بار از پیش رفته بود و جاده را بخوبی میدانست.

عیسای خداوند در گفتگوی خودش با شاگردان میفرماید:"1 آمین،آمین به شما میگویم هر که از در به آغل گوسفند داخل نشود بلکه از راه دیگر بالا رود او دزد و راهزن است2 و اما آنکه از در داخل شود شبان گوسفندان است. دربان به جهت او میگشاید و گوسفندان آواز او را میشنوند3 و گوسفندان خود را به نام میخواند و ایشان را بیرون میبرد. 4 و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد پیش روی ایشان میخرامد و گوسفندان از عقب او میروند زیرا که آواز او را میشناسند." ( یوحنا 10: 1-4 )

در این چند خط فرمایش عیسای خداوند دنیایی سخن است که هرگز غایت این حقیر و بسندگی زمان  و مجال این قلم را نمیکند!بنده قصد دارم در خلال این فرمایشات توجه شما را به چند نکتۀ بارز برای هدف این مقاله جلب نمایم.

عیسای مسیح شبان ماست. ما گوسفندان او هستیم. این تمثیل به قبای خیلی از مذهبیون و فهیمان و مدبران و حکیمان دنیا برمی‏خورد!بگذارید بخورد! چون صلیب عیسای مسیح نیز تا به همین اندازه برای این گروه برخورنده است!و انجیل فیض بخش، و فیض بیکران خدا، و حیات ابدی که فقط توسط ایمان به مسیح تضمین میگردد. پس، عیسای مسیح شبان ماست و ما گوسفندان او هستیم. اما گوسفندان متعلق به صاحب و خالق خود هستند، یعنی خدای پدر. از او آمده‏ایم و به او برمیگردیم. ما در مقاله‏ایی دیدیم که خدا هرگز ما را فراموش نمیکند و ما را بر کف دست خودش نقش بسته است. اگر ما تا به این اندازه وابسته به مالکیت الهی خدا هستیم، آیا فکر میکنید خدا هر به اصطلاح پیامبری و هر انسانی به ظاهر امین و پاک مقرر میسازد که انسانهایی که متعلق و از آن او هستند را رهبری و شبانی نماید؟ آیا بقول مثال ایرانی خودمان ما تکه گوشت قربانی هستیم که هر کسی از راه برسد و بگوید مرا خدا فرستاده، من کتاب دارم، به من وحی شده، و... و خدا بگوید، بیا این انسانها را به تو میدهم که تو آنها را به بهشت، جایی که من هستم رهبری کنی؟پیامبران دروغین نیز همین ادعا را میکردند، گمان میکنید انبیاء دروغین چه کسانی هستند؟ و امروز در بین ما مگر پیامبرانی نداریم که به گمان  ما را به بهشت برین میبرند؟بهشتی که از خون میگذرد، نه از خون خودشان که در راه کشتن نفس شرارت و شهوت جسمانی از آنها ریخته میشود، مانند خون یوسف، یا خون ارمیا ، یا زکریا، یا اشعیاء، یا یحیی یا اینکه استیفان و گرانبهاترین خون، خون مبارک عیسای مسیح؛ بلکه از خون آدمهایی که با ترور و شمشیر و گلوله و انفجار و شکنجه و قتل خونین؛ جهاد، نام راه بهشت را خونین کرده‏ و هرگز به آن نرسیده‏اند؟

نام الله را بر خود داشتن گواه لیاقت و شایستگی ما در چشمان خدای زنده و سرمدی نیست، و دلیل لیاقت ما برای رهبری گوسفندان خدا به بهشت نی!

عیسای مسیح شبان ماست و ما گوسفندان او؛ برای اینکه عیسای مسیح به این مقام شبانی برگزیده شود؛ باید مراحل چندی را طی مینمود که مورد تایید خدای پدر قرار میگرفت؛ اگر عیسای خداوند این مراحل را طی مینمود؛ خداوند مقام شبان گوسفندان بودن را به او عطا مینمود. در این چند خط فرمایش عیسای مسیح تمامی برگزیدگی و شایستگی عیسای مسیح برای شبان ما بودن و تنها شبان ما بودن آشکار شده است:

1- او هرگز با فشار و زور وارد قلب ما نشده و نخواهد شد. " هر که از در به آغل گوسفند داخل نشود بلکه از راه دیگر بالا رود او دزد و راهزن است "

2- این پدر آسمانی است که انسانها را به عیسای مسیح میدهد. " دربان به جهت او میگشاید "

3- عیسی آنانی که از آغاز آفرینش برای حیات ابدی خوانده شده اند را نزد خود میخواند. " گوسفندان آواز او را میشنوند و گوسفندان خود را به نام میخواند "

4- انسانها با میل و انتخاب خود پس از شنیدن و ایمان آوردن است نزد عیسای مسیح می‏آیند. " و گوسفندان از عقب او میروند زیرا که آواز او را میشناسند "  

5- عیسی همواره ایمانداران خود را رهبری میکند. " و ایشان را بیرون میبرد. "

6- عیسی راه بهشت را دقیقا میداند چرا که قبلا این راه را رفته است. " و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد پیش روی ایشان میخرامد "

 

از میان این شش برداشتی که این حقیر از فرمایش عیسای خداوند در یوحنا 10 ایات 1 تا 4 کرده‏ام، اگر بتوانم ثابت کنم که عیسای مسیح راه بهشت را قبلا رفته و این راه را کاملا میداند و ما را به آنجا رهبری خواهد کرد، بنظر میرسد تا حدودی به پنج مورد دیگر اشاره نموده‏ام. و توانسته‏ام شایستگی و لیاقت او را برای تنها کسی که میتواند ما را به نزد و حضور خدا ببرد را به شما نشان دهم.

عیسی میفرماید:" و وقتی که گوسفندان خود را بیرون برد پیش روی ایشان میخرامد." ، این عبارت " پیش روی ایشان میخرامد " بسیار دقیق و الهی برگزیده و انتخاب شده تا به گوش دل ما برسد. عیسی نگفت که او : پشت سر گوسفندان میخرامد و آنها رهبری میکند. همچنین نگفت: او در کنار گوسفندان چپ یا راست میخرامد و آنها را رهبری میکند. بلکه " پیش روی ایشان میخرامد." عیسی پیش روی ما میرود و ما به دنبال او در این دنیای خطاکار و پر از گناه رهسپار هستیم. هر وقت سر خود در میان شلوغی دنیا بلند میکنیم او را میبینیم که در " پیش روی ما میخرامد. " هر وقت در جادۀ زندگی دلسرد شده و ناامید شده و طوفانها کشتی ما را میشکنند، سر خود را بلند کرده و میبینیم که او در " پیش روی ما میخرامد. "  هر وقت در مقابل جاده‏های گمراه کنندۀ دیگر قرار میگیریم کافیست تا سر خودمان را بلند کنیم و ببینیم که " پیش روی ما میخرامد " و ما به دنبال او برویم، بدون اینکه گم شویم. او آنجاست: " پیش روی ما "، و قصد ندارد هرگز آنجا را ترک کند. او " پیش روی ما میخرامد " و با اطمینان و یقین میخرامد، زیرا راه را بخوبی میداند و میداند که به کجا و در کجا و تا به کجا گوسفندان خود را میبرد. عیسی به چهار دلیل پیش روی ما میخرامد:

 

1-راه را میداند چون قبلا آن راه را رفته است.

وقتی عیسی پیش روی ما میخرامد، راه را بخوبی میداند. راهی که نهایتا به بهشت ختم میگردد. او به این دلیل راه بهشت را میداند که از بهشت به زمین آمد. خودش میفرماید:" کسی به آسمان بالا نرفت مگر آنکس که از آسمان پایین آمد." ( یوحنا 3: 13 ) عیسی نه تنها راه بهشت را کاملا میداند و از اینرو پیش روی ما میخرامد، بلکه راه آدمی را نیز میداند. او نمیتوانست ما را رهبری نماید و پیش روی ما بخرامد و ما به دنبال او برویم اگر زبان دل ما را نمیدانست. " گوسفندان آواز او را میشنوند." یعنی ما صدای او را میشناسیم و او صدای ما را. او دل ما را میشناسد و ما دل او را. برای اینکه عیسای مسیح ما را بشناسد، باید جسم میگرفت و بین ما میامد و با انسانیت ما ملاقات میکرد؛ مانند ما وسوسه میشد. مانند ما درد میکشید. مانند ما زجر میدید. مانند ما سختی جسم را تحمل میکرد. مانند ما سختی زندگی را متحمل میشد. توهین میشد. خیانت میشد و نهایتا برای کفارۀ گناهان و پرداخت جریمۀ گناهان و باز کردن این راه به بهشت برای تمام گناهان ما بر بالای صلیب میمرد. خونش ریخته میشد و ما را از زنجیر اسارت گناه و مرگ آزاد میکرد تا آنگاه قادر باشد که ما را " بیرون برده " و " پیش روی ما بخرامد " و ما را به بهشت ببرد. یوسف رو کرد به برادرانش که او را به قصد کشتن به چاه انداخته بودند و نهایتا او را به بردگی فروختند و گفت:" و حال رنجیده مشوید و متغیر نگردید که مرا به اینجا فروختید زیرا خدا مرا پیش روی شما فرستاد تا نفوس را زنده نگه دارد...خدا مرا پیش روی شما فرستاد تا برای شما بقیتی در زمین نگاه دارد و شما را به نجاتی عظیم احیا کند." ( پیدایش 45: 5 و 7 )

 

2-راه را برای ما امن میسازد.

            وقتی عیسای مسیح پیش روی ما میخرامد در حقیقت راه را برای ما از گزند هر حیله و دام و حیوانات خطرناک و دشمن در کمین ایمن میسازد. او در پیش روی ما با عصای آهنین خویش رفته و هر گونه خطر و دشمن زبون را با ضربه‏ای به خاک میاندازد و جاده را برای ما ایمن میسازد. دیگر ما هراسی از دشمنان راه نداریم. ما در زیر سایۀ پرقدرت شبان اعظم گله قرار داریم و در زیر این سایه پشت سر او به پیش میرویم. داود شبان جوان به شائول گفت:" بنده‏ات گلۀ پدر خود را میچرانید که شیری و خرسی آمده بره‏ایی از گله ربودند و من آن را تعاقب نموده کشتم و از دهانش رهانیدم و چون به طرف من بلند شد ریش او را گرفته او را زدم و کشتم." ( اول سموئیل 17: 34-35 ) همین داود پس از سالیان سال به دنبال خدا رفتن و خرامیدن خدا پیش روی او در سرود نامۀ خود نوشت:" چون در وادی سایۀ موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی. عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد." ( مزمور 23 : 4 ) در خروج میخوانیم که خدا به قوم اسرائیل میفرماید:" زیرا فرشتۀ من پیش روی تو میرود و ایشان را هلاک خواهم ساخت." ( خروج 23 : 23 ) پس عیسی با هر قدمی که پیش روی ما برمیدارد، راه را برای ما امن میسازد. و با هر قدمی که پیش روی ما برمیدارد، ما را از چنگال اهریمن دنیا، گرگان در پوست میش، عقربان کینه جو، مارهای سمی مذهب پدران، چاه‏های کنده شدۀ دوستان ریاکار، روسپیان شهوت ران راه، و مغنیان سحرانگیز گناه؛ او تماما ما را از تمامی این پلیدی‏ها ایمن میسازد و نمیگذارد تا با آنها بلعیده شده و یا در آنها سقوط کنیم.

 

3-ما را از هر گونه خطا و انحراف ایمن میسازد.

زمانی که عیسای مسیح پیش روی ما میخرامد، در حقیقت چون راه را میداند، چون راه را ایمن ساخته است، و از آنجایی که برای ما احکام و تعالیم آسمانی خود را باقی گذاشته است. برای ما کلام مقدس و روح‏القدس را باقی گذاشته که در زیستن در آنان و نوشیدن از تعالیم آسمانی روح‏القدس و با نگریستن به او که در پیش روی ما میخرامد هرگز از راه درست انجیل مقدس منحرف نگشته و دستخوش تعالیم دروغین معلمین دروغین قرار نگیریم. ما بدلیل داشتن عیسای مسیح در پیش روی ما، داشتن کلام مقدس در دستان ما، و داشتن روح‏القدس در جان ما، در بین نه تنها دو راه بلکه در میان صدها راه؛ در بین نه تنها یک پیامبر دروغین بلکه صدها پیامبر دروغین؛ در بین نه تنها یک کتاب کذب بقولنا آسمانی بلکه صدها کتاب کذب؛ به پیش روی خود خیره شده عیسای خداوند را میبینیم که پیش روی ما میخرامد و بدون هیچ لغزش و شک و تردیدی به پیش میرویم.  

 

4-چون برکات روزانه را نصیب ما میسازد.

چه میشد اگر عیسای مسیح پیش روی میرفت و ما به دنبال او گرسنه و تشنه میرفتیم؟ آیا باز هم به دنبال او که پیش روی ما میخرامید میرفتیم؟نه!یک شبان زمانی که گوسفندان خویش را رهبری میکند، دلش با آنهاست. با آنها گرسنه شده و با آنها تشنه میشود. او دقیقا میداند کی و چه زمانی باید گله را به سمت چشمه‏های آب براند، چه زمانی بدلیل وخیم بودن هوا، آنان را در زیر سرپناهی امن سازد. و چه زمانی آنان را بخواباند تا استراحت کنند. یا چه زمانی آنها را تا یک مسیر طولانی بدون توقف ببرد تا به شب نخورده و به موقع به آغل برسند. شبان اینها را نمیتوانست انجام دهد، اگر دلش با گوسفندان نبود و آنان را قلبا دوست نمیداشت. خداوند به دلیل محبت و فیض بیکران خود به قوم اسرائیل وقتی آنان را از مصر بیرون آورد، آنان را تنها رها نکرد. بلکه پیش روی ایشان خرامید تا ایشان را به سرزمین موعود برساند. به همین دلیل میخوانیم که:" و خداوند در روز پیش روی قوم در ستون ابر میرفت تا راه را بدیشان دلالت کند و شبانگاه در ستون آتش تا ایشان را روشنایی بخشد." ( خروج 13: 21 ) هم حفاظت روز از تابش داغ آفتاب کویر و هم حفاظت شب از گم نشدن در تاریکی کویر؛ خدا با پیش روی قوم خود خرامیدن هر دوی آنها را برای قوم تدارک دید و این برکات را نصیب آنان ساخت.

 

پایان سخن

 

دوست عزیز!خوانندۀ گرامی! دنبال چه کسی میروی؟ و پیش روی تو کیست؟ آیا او را میشناسی؟ خودت، نه پدران و نیاکانت، بلکه خودت، آیا او را میشناسی؟ آیا او ترا میشناسد؟ دلت را، رازت را، اندوه و رویاهایت را؛ من به شما قول میدهم که آن پیامبر و پیامبران دروغین هرگز از تو خبری ندارند. زیرا آنها هرگز از در قلب شما وارد نشدند. بلکه آنها با تجاوز و غارت بر قلب ما حکومت خود را آغاز کردند. ما هرگز نه صدای آنان را شناختیم و نه هرگز دانستیم برای معنای زیستن مفید در این عمر کوتاه مدت چه برای ما دارند. حتی ندانستیم که به کجا ما را میبرند! هر وقت سر خود را بلند کردیم آدمی غریبه را دیدیم که با زنجیر خود ما را به دنبال خود میکشد.

 

دوست عزیز! عیسای مسیح تنها شبانی است که حاضر شد تا برای شما، نه برای افتخارات و پیروزی و قدرت و سربلندی شما، بلکه برای گناهان و خطاها و شرارتهای شما جان خود را برای شما فدا کند تا افتخار و پیروزی و قدرت و سربلندی حقیقی و راستین را نصیب شما سازد. او برای این منظور  تا به همین امروز در قلب شما را میکوبد، اگر شما با دستان خودتان، و لطف خدا و فیض بیکران او،در قلب خود را به سوی او باز کنید، او به درون آمده و با شما مشارکت خواهد داشت.

او قصد دارد تا " پیش روی شما بخرامد " و شما را به آغوش پدر آسمانی شما رهبری نماید. آیا حاضر هستی امروز او را بعنوان تنها و تنها شبان جان و روح خودت برگزینی؟