پیش به سوی خلقت تازه
در مسیح
مُردن در کهنگی، زنده شدن
در تازگی!
نوشتۀ: ح.گ
در چند مقالۀ گذشته در بارۀ تازگی سال
نو سخن گفتیم. و گفتیم که سال تازه میشود اما دل کهنۀ
انسان گناهکار هنوز کهنه میماند؛ گفتیم این تازه شدن دل تنها در
اتحاد با مسیح و بدست آوردن آن خلقت تازۀ نهفته شده در
عیسای مسیح میسر است. تنها در او. به آیات نگاه
کردیم و دیدیم که هم عیسای خداوند و هم شاگردان
اولیه در نوشتجات خود به این تازگی و خلقت تازه در مسیح
به عنوان کلید اساسی مسیحیت اشاره کردند.
جایی خواندیم که عیسای مسیح به مردی
فقیه و صاحب رتبه و پرهیزکار فرمود اگر او و یا هر کس
دیگری از آب و روح تازه نگردد، ممکن نیست وارد پادشاهی
خدا گردند.
در این
مقاله به شیوۀ این انجام نگاه میکنیم. که چگونه
این تازگی میسر است و آغاز آن از کجاست.
آنچه مد نظر خدا برای انسان گناهکار با آمدن
مسیح بود، سهم و برداشتی بسیار گرانبها و تصاحب آن توسط انسان
بود. برای خدا تنها یک معیار وجود دارد تا انسان را در حضور خود
در روز داوری پذیرفته و او را در نور ساکن گرداند نه در
تاریکی: ایمان آوردن به عیسای مسیح در
مرحلۀ اول. در مرحلۀ دوم شبیه عیسای مسیح
شدن. تنها محصولی که خدا میتوانست از باغزار دنیا پس از آمدن
مسیح از دنیا چیده و از آن لذت ببرد، میوههای درخت
مسیح بودند. آنانی که در مسیح میوه بارآوردهاند.
یا با مسیح یکی شدهاند و در مسیح حل شدهاند.
یک مثال: لیوان چایی داغی
برداشته و حبه قندی را در آن بیاندازید. نگاه کنید به
قند. اکنون چه اتفاقی افتاده است؟ قند نیست. قند در چایی
حل شد. اکنون چایی را بچشید. چه مزهایی دارد؟
شیرین. چه اتفاقی افتاد. چایی شیرین
شده است. قند در چایی. چایی در قند. مثال دیگر.
شیشه عطری برداشته و آن را به لباس خودتان بزنید. عطر بلافاصله
در هوا پخش شده و داخل بافت لباس شما میگردد. قبلا میتوانستید
عطر را در شیشه و در مسیری که در هوا پخش شده و به سمت لباس شما
میرفت ببینید. اما زمانی که بر روی لباس شما پخش
میگردد، دیگر آن را نمی بینید. اکنون لباس را بو
کنید. عطر کجاست؟ در بافت لباس. لباس را بو کنید. بوی آن عوض
شده است. عطر در لباس. لباس در عطر. عیسای مسیح فرمود:" در من بمانید و من در شما."( یوحنا
15: 4) چرا به چنین
چیزی نیاز داریم؟ آیا فقط ایمان آوردن و به
کلیسا رفتن و خود را مسیح خواندن کفایت نمیکند؟ نه!
آیا کشیش کلیسا بودن و انجیل را درس دادن و مدرک والا
داشتن و خدمت طولانی داشتن چه؟ نه! اینها به خودی خود هنوز جامد
هستند. شما به چشم آنها را میبینید. مثل حبه قند و عطر. هنوز حل
شدن صورت نگرفته است. اینها زمانی مفید و خوب هستند که آن
انتقال انجام شده و به کلیسا آمدن و تدریس کردن، تماما در مسیح
روی میدهد. یعنی شما در مسیح هستی و به
کلیسا میایی. یعنی در مسیح هستی
و مسیح در تو مانده و خدمت میکنی. مگر فرق آن در چیست؟
فرق در اینجاست که :" شاخه از خود
نمیتواند میوه آورد اگر در تاک نماند. همچنین شما نیز اگر
در من نمانید."( یوحنا 14: 4) اگر میخواهید بپرسید چرا؟ چرا
تنها اینگونه میسر است و نه به شیوۀ و رفتار و استعداد و
زحمت و کار شما؟زیرا تنها یک معیار برای خدا برای
تایید و پذیرفتن انسان قابل قبول است؟ معیار
عیسای مسیح. زیرا " اگر کسی در مسیح
باشد خلقت تازه است." ( دوم قرنتیان 5: 17) خدا نگاهش به این
خلقت تازه است و بس. امید روزانۀ او به ما به این خلقت تازه چشم
دوخته است. و مانند باغبان که در انتظار محصول خودش در فصل برداشت است، در انتظار
است تا غنچههای ما را، شکوفههای ما را، و میوۀ ما را در
این خلقت تازه ببیند. زیرا تنها و تنها این خلقت تازه و
دریافت و زیستن در آن است که:" چیزهای کهنه در
گذشت اینک همه چیز تازه شده است." ( دوم قرنتیان 5:
17)
خلقت کهنۀ ما چیزی جز افسوس و تاسف
برای خدا به همراه نداشت. تا آن اندازه که او حتی از خلقت انسان
پشیمان گشت: " و در دل خود محزون گشت." (
پیدایش 6: 6 ) خلقت کهنۀ ما با خود اندوه و غم را به هستی
وارد کرد. این خلقت با خود تمامی اخلاق متعلق به کهنگی را وارد
انسان کرد. تمام کارهای ما را آلوده کرد. تمام رفتار ما را تحتالشعاع قرار
داد. یعنی ما را به اسارت خویش درآورد. اسیر انسان بودن،
زحمات جسمانی را به دنبال دارد و گاها راحتی. اما اسارت گناه، زحمات
روحانی را به دنبال دارد و هرگز در آن راحتی و آسایش وجود
ندارد. نقشۀ خدا در مسیح عیسی آزاد کردن ما از این
نوع اسارت است. دعای زکریا پدر یحیی را
یادتان میاید:" تا ساکنان در ظلمت و ظل را نور دهد و
پایهای ما را به طریق سلامتی هدایت نماید."
( لوقا 1: 79 ) اولین بخشی که عیسای خداوند از عهد
عتیق را پیدا کرد و خواند را چه؟:" روح
خداوند بر من است زیرا که مرا مسح کرد تا فقیران را بشارت دهم و مرا
فرستاد تا شکستهدلان را شفا بخشم و اسیران را به رستگاری و کوران را
به بینایی موعظه کنم و تا کوبیدگان را ازاد سازم. و به
سال پسندیدۀ خداوند موعظه کنم." ( لوقا 4: 18-19 )
تمام نکات منفی این پیشگویی: فقیران،
شکستهدلان، اسیران، کوران، کوبیدگان، ثمرۀ خلقت کهنۀ
انسان هستند. که تمام اینها سالی نحس و ناپسند را به انسان داده بود.
و عیسای مسیح آمد تا آن سال را سالی " پسندیده
" گرداند. با " مسح " خودش. امروز این مسح را مسیح به
من و تو داده است و میخواهد ما را تماما از این کهنگی درآورده و
این سال پسندیدۀ خدا را در جان و روح ما اعلان کند. سال نو
مبارک!
به رغم تمامی این وعدهها و این
قولها و این تبدیلها؛ دوست عزیز! خبر تلخ اینجاست که
قند نمیتوانست در چایی حل شود اگر چایی خودش را به
قند نمیداد. عطر نمیتوانست لباس را معطر کند اگر لباس خودش را به عطر
نمیداد. همینطور خدا نمیتواند ما را در مسیح تازه گرداند
اگر ما خودمان را به مسیح ندادهایم. حقیقت خدا غیرقابل
تغییر و عوض شدن است. حقیقت این است که:" آنچه از جسم مولود شد جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است."(
یوحنا 3: 6) پولس از این فرمایش استفاده کرده و ادامه
میدهد:" زیرا آنانی که بر حسب جسم هستند در
چیزهای جسم تفکر میکنند و اما آنانی که بر حسب روح هستند
در چیزهای روح." ( رومیان 8: 5) آیا هنوز در جسم
هستیم یا که در روح؟ نتیجۀ این دو بسیار
عیان و آشکار است:" اگر کسی از آب و
روح مولود نگردد ممکن نیست که داخل ملکوت خدا شود." نگاه
کنید به کلمۀ :" ممکن نیست
". ممکن نیست هرگز احتمال ندارد نیست! و اگر نمیگفت ،
ممکن نیست. میگفت:" احتمال ندارد که داخل ملکوت خدا شود." و
پولس از این فرمایش استفاده کرده و ادامه میدهد:" از آن
جهت که تفکر جسم موت است لکن تفکر روح حیات و سلامتی است."
اهمیت این تبدیل را عیسای مسیح در وارد نشدن
به ملکوت خدا دید؛ پولس آن را " دشمنی با خدا ".
این تبدیل از جسم به روح یک شبه آغاز
میگردد، اما یک شبه پایان پیدا نمیکند! زیرا
هر آن که شخص به مسیح عیسی ایمان بیاورد،
حیات را داشته و نجات یافته و اگر در عین واحد از دنیا برود
، وارد بهشت در آغوش مسیح میگردد؛ اما تا زمانی که شخص زنده است
این تبدیل در جریان است. برای اینکه این تبدیل در مسیح
بسوی خلقت تازه انجام گردد، باید خودمان را به مسیح تقدیم
کنیم. دقیقا همان عبارتی که پولس رسول در نامۀ خود
استفاده میکند:" لهذا ای برادران شما را به رحمتهای خدا
استدعا میکنم که بدنهای خود را قربانی زندۀ مقدس
پسندیدۀ خدا بگذرانید که عبادت مقبول شما است." (
رومیان 12: 1) لازم نیست آیات را حفظ کنید؛ بر روی
زانوهایتان ساعتها بمانید؛ لازم نیست به زیارت
اسرائیل بروید؛ یا لازم نیست به مکه بروید اگر
مسلمان هستید؛ لازم نیست روز و شب دعاها را تکرار کنید.؛ لازم
نیست صلیب به گردنتان بیاندازید؛ اگر اینها عبادت
نامیده میشود؛ میتوانند مقبول خداوند نباشند. اما اگر " بدنهای
خود را قربانی زندۀ مقدس پسندیدۀ خدا بگذرانید."
شما مهر تایید عبادت خودتان را از آسمان دریافت کردهاید.
پولس رسول در همین نامۀ رومیان در
جایی مینویسد:" مایانیکه از گناه
مُردیم چگونه دیگر در آن زیست کنیم. یا
نمیدانید که جمیع ما که در مسیح عیسی
تعمید یافتیم در موت او تعمید یافتیم. پس
چونکه در موت او تعمید یافتیم با او دفن شدیم تا آنکه به
همین قسمی که مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست ما نیز
در تازگی حیات رفتار نماییم." ( رومیان 6:
1- 4)
بیایید کمی در این
ایات بمانیم. پولس میگوید " مایانیکه
از گناه مردیم." نگاه کن به " از گناه " از ، حرف ربط است. ما را ربط داده به گناه. از
گناه، نه از اینکه انسان هستیم. نه از رنگ پوست و کشوری که به
دنیا آمدیم. نه از قارهایی که در آن به دنیا
آمدیم. نه از نژادی که به دنیا آمدیم. " از گناه
" ما از گناه هستیم. از خلقت کهنه. از شرارت. از نااطاعتی. از
قانون شکنی. از کفر. از گناه. ما محصول گناه هستیم. از گناه
هستیم. بعد میگوید:" از گناه مُردیم "
کی این اتفاق افتاد؟ کی ما از گناه مُردیم؟ مگر
نمیدانیم که تنها دلیل آمدن عیسی بر روی
زمین آمرزش گناهان ما بود؟" سزاوار بود که
مسیح زحمت کشد و روز سیم از مردگان برخیزد و از اورشلیم
شروع کرده موعظه به توبه و آمرزش گناهان در همۀ امتها به نام او کرده شود."
( لوقا 24: 46-47) عیسی چگونه به آمرزیدن گناهان ما موفق
گردید؟ با مرگ بر صلیب. من کی از گناهانم آمرزیده شد؟
وقتی بر صلیب خودم را کشتم؟ نه! وقتی کارهای خوب
زیاد کردم؟ نه! وقتی بر علیۀ کفر جهاد کردم؟نه!
خیلی ساده است. وقتی مسیح را پذیرفتم به عنوان
قربانی خودم. خدا مرا پسند نمیکند؛ اما قربانی مرا صدرصد! به
دلیل پسند آمدن قربانی من( عیسای مسیح) خدا گناهان
مرا میامرزد. درست زمانی که من مسیح را میپذیرم،
من در مسیح در گناهانم؛ با مسیح در گناهانم؛ بر بالای
صلیب مردهام. " مایانیکه از گناه مُردیم "
دیگر از گناه نیستیم. دیگر آنچه از ما نشات
میگیرد و از ما بیرون میتراود بوی خوش مسیح
است. طعم شیرین مسیح است. باید این باور و نشخوار
کردن هر مسیحی در هر ثانیه و هر دقیقه باشد:" از
گناه مُردم." مگر مُرده میتواند قدرت یا حرکتی داشته
باشد؟ من هم دیگر قدرت و حرکتی در گناه ندارم. زیرا " از
گناه مُردم." برای همین است که پولس سوال میکند:"
مایانیکه از گناه مُردیم چگونه دیگر در آن زیست
میکنیم." نگاه که به کلمۀ " دیگر
"؛ یعنی قبلا بودم، پس چرا الان هم دوباره هستم؟ مثل این
است که پدر به فرزند بگوید: تو که بدون گواهینامه جریمه
شدی، دیگر چرا ماشین را بیرون میبری. ما که
از گناه مُرده بودیم چگونه دیگر در آن زیست میکنم؟ من بنا
بود مُرده باشم، اما هنوز زنده هستم. در چی؟ در گناه. من بنا بود زنده باشم،
اما هنوز مرده هستم. در چی؟ در مسیح!!لازم نیست خودمان را بر
صلیب چهار میخ بکشیم تا بگوییم بمیریم!
کافیست تا :" بدنهای خود را قربانی زندۀ مقدس
پسندیدۀ خدا بگذرانیم " خودمان را، تمام خودمان را
تقدیم مسیح کنیم. قبلا خودمان و تمام خودمان تقدیم
دنیا و گناه بود؛ امروز باید مالک و ارباب ما عوض شود. در دوم
قرنتیان میخوانیم:" پیوسته قتل عیسی
خداوند را در جسد خود حمل میکنیم تا حیات عیسی هم
در بدن ما ظاهر شود." ( دوم قرنتیان 4: 10 ) در
فیلیپیان میخوانیم:" و تا او را و قوت
قیامت وی را و شراکت در رنجهای وی را بشناسم و با موت او
مشابه گردم." ( فیلیپیان 3: 10)
برگردیم به نامۀ رومیان 6 ایات
1 تا 4. سپس پولس میگوید:" یا نمیدانید که
جمیع ما که در مسیح عیسی تعمید یافتیم
در موت او تعمید یافتیم." جمله حالت سوالی و
تعجبی دارد. یعنی: نمیدانستید؟! مگر
نمیدانستید؟! فکر میکردم میدانید! مگر
نمیدانید! ببخشید فکر کردم تا الان باید
میدانستید! به زبان عامیانۀ خیابانی خودمان :
باید تا الان دو زاری شده افتاده باشد، انگاری نه! یا
اینکه انگاری هنوز در باغ نیستید! فکر کردم بودید!
ادامه میدهد که:" نمیدانید که جمیع ما که در
مسیح عیسی تعمید یافتیم در موت او
تعمید یافتیم." پولس پس از اینکه
یادآوری نمود که ما از گناه در مسیح مُردیم و دیگر
نباید در گناه زندگی کنیم، گویی برای
تفهیم بیشتر این موضوع این نکتۀ اساسی و
ریشهایی مسیحیت که مغز و کنه عمل تعمید است
را پیش کشیده و از عمل تعمید استفاده میکند تا بر منظور
خود در آیۀ قبلی تاکید نماید. نکتۀ جالب
این است که هر چند فاعل جمله جمع است اما اسم مفعول جمله که تعمید
میباشد مفرد بکار رفته است! " جمیع ما که در مسیح
عیسی تعمید یافتیم " نه "
تعمیدها یافتیم!" یعنی جمیع ما چه
دیروز و چه امروز و چه فردا یک تعمید بیشتر
نمیگیریم و این یک تعمید یک معنا
بیشتر ندارد. چه معنایی؟: " و با وی در
تعمید مدفون گشتید " ( کولسیان 2: 12 ) زمانی که
شما عیسای مسیح را به قلب خودتان میپذیرید،
در واقع تمام عیسای مسیح را پذیرفتهاید. خود او
را. تعلیم او را. عمل او را. وقتی شما به عیسای
مسیح ایمان میاورید در حقیقت میگوید:
عیسای مسیح خداوند است. میگویید تعلیم
او از جانب آسمان است. میگویید او برای گناهان من بر
بالای صلیب مرد و کفارۀ گناهان مرا پرداخت نمود، دفن شد، روز
سوم قیام کرد، امروز زنده است. وقتی شما به یک چنین
عیسایی ایمان آوردهاید؛ در نام او تعمید
باید بگیرید؛ عمل تعمید تماما یعنی نشان دادن
این تایید در ملاء عام و در حضور شاهدان فراوان. در عمل
تعمید شما، تایید خداوندی مسیح؛ تایید
مرگ مسیح؛ تایید قیام مسیح نهفته است. پس اگر
عیسای مسیح برای آمرزش گناهان من و شما بر بالای
صلیب مرد، وقتی من و شما تعمید میگیریم، عمل
مرگ او را تایید میکنیم. مرگ چه چیز را؟ مرگ بخاطر
گناه. اما من و شما مسیح نیستیم! من و شما
نمیتوانیم و نمیتوانستیم بخاطر گناه بمیریم،
مسیح میتوانست؛ پس اگر من تعمید میگیرم مرگ
عیسی را تایید میکنیم نه بخاطر گناه، بلکه
مرگ در گناه را. مرگ از گناه را. پس تعمید ما در مسیح، تعمید و
اعلام مُردن در گناه است. دقیقا به همین دلیل است که پولس
میگوید:" ما که در مسیح عیسی تعمید
یافتیم در موت او تعمید یافتیم." سپس چه
اتفاقی میافتد؟ " پس چونکه در موت او تعمید
یافتیم با او دفن شدیم تا آنکه به همین قسمی که
مسیح به جلال پدر از مردگان برخاست ما نیز در تازگی حیات
رفتار نماییم." مسیح پس از اینکه بر بالای
صلیب مرد، دفن شد. ما نیز که از گناه در مسیح بر بالای
صلیب مُردیم؛ پس از مُردن در طبیعت کهنه و قدیمی که
تماما از گناه آمده، دفن میشویم؛ یعنی نیست
میگردیم. غرق میگردیم. ناپدید
میگردیم. دیگر وجود نخواهیم داشت. چگونه این عمل
نشان داده میشود؟ این عمل را آب انجام میدهد. ما که
حقیقتا در تعمید نمیمیریم؛ اما آب ( حالا فرو رفتن
در استخر یا رودخانه یا پاشیدن یا به هر نحوی ) آب،
گویای این عمل مدفون شدن است. ای کاش کلیسای
مسیح عمق این عمل تعمید را درک میکرد! ای کاش
مسیحیان با تمام وجود خود در زمان تعمید این مفهوم را
آنچنان با وجود خود درک میکردند که از ترس از مُردن مانند خداوندشان در باغ
جتسیمانی بر زانوهای خود میفتادند که در دلهره و اضطراب
باشند. مانند خود خداوندشان:" نفس من از
غایت الم مشرف به موت شده است." ( متی 26: 38 ) مرقس
نقل میکند:" نفس من از حزن مشرف به موت شد."
( مرقس 14: 34 ) ای کاش من و شما در زمان تعمید اینچنین
احساس مردن را میداشتیم. مسیح اینگونه بود چون بخاطر گناه
ما در شرف مرگ بود. ما باید اینگونه باشیم چون در گناه مشرف به
مرگ هستیم. چقدر باید موحش باشد. چقدر باید این
زایش به زندگی تازه و تولد تازه پر از درد باشد. اما خدا را شکر که ما
برای ابد در این تولد ناقص نمیمانیم! بلکه این
تولد تازه در مسیح، با قیام مسیح از مرگ تماما در ما معنا
پیدا میکند. چگونه؟ ما نیز چون مسیح که از مرگ برای جلال و شکوهمندی قیام
نمود تا خداوندی خود را ثابت کند؛ ما نیز پس از دفن شدن در گناه و
برخاستن به زندگی تازه در مسیح در تازگی و طراوت روح برخاسته و
در جلال و شکوه پدر و با قدرت او فیض بزرگ خدا را در زندگی خود ثابت
میکنیم. عیسی به جلال برخاست، ما به تازگی. پس اگر
به تازگی برخاستهایم ایا میتوانیم رفتاری
کهنه داشته باشیم؟ آیا میتوانیم در روز عید لباس
کهنه و پیراهن نشسته و خانۀ کثیف و جارو نکرده داشت؟ اگر
یک عید انسانی و سنت اینگونه تن ما را لرزانده و ما را
وامیدارد که حتی خود عنکبوتی که تار میگذارد را جارو به
دستش بدهیم! ایا فکر نمیکنید تازه شدن در مسیح و
بازگشت نکردن به طبیعت کهنه و قدیمی که اگر به آنجا نرسیم
به ما اجازۀ ورود به پادشاهی خدا را نداده و دشمنی با خدا
قلمداد میگردد؛ نباید هزار برابر تن و جان ما را بلرزاند؟!
دقیقا به دلیل این علت بزرگ است که پولس در همین فصل
ادامه میدهد که:" همچنین شما نیز خود را برای
گناه مُرده انگارید اما برای خدا زنده. پس گناه در جسم فانی شما
حکمرانی نکند تا هوسهای آن را اطاعت نمایید." (
رومیان 6: 11-12 )
شاید
سوال کنید، تمام این تغییر چگونه اتفاق میافتد؟
عیسی برای ما پاسخ داده است که :" آنچه از جسم مولود شد جسم است و آنچه از روح مولود گشت روح است."(
یوحنا 3: 6) شاید سوال کنید این روح چطوری عمل
میکند و آیا این مُردن
و زنده شدن و زیستن در روح و تازه شدن علامت و نشانهایی دارد
که من بتوانم آن را ببینم؟ عیسی برای ما پاسخ داده است
که:" باد هر جا که میخواهد میوزد و
صدای آن را میشنوی لیکن نمیدانی از کجا میاید
و به کجا میرود همچنین است هر که از روح مولود گردد."
( یوحنا 3: 8).
من
نمیدانم کی و چطوری در مسیح زنده گشته و خلقت تازه را در
روح بدست میاورید؛ اما میدانم اگر من و تو خودمان را به
مسیح بسپاریم، فرامین او را اطاعت کنیم، تعالیم او
را دنبال کنیم، در روح او ساکن بمانیم، به او متصل باشیم، از او
بنوشیم، خودمان را، وقت و مال و زندگی و افکار و وجود خودمان را به
دستان او تقدیم کنیم و تمام آنها را بر تخت قربانگاه جلجتا
بگذاریم؛ این خلقت تازه در مسیح و این تازگی در
مسیح و این تولد تازه در مسیح روی میدهد.
نمیدانم چگونه؛ اما میدانم بدون ذرهایی شک و تردید
روی میدهد! و لبخند پدر آسمانی را از آسمان خواهیم
دید و صدای او را که خواهد گفت:" این است فرزند
عزیز من که از او خشنودم."