از بت پرستی بگریزیم

 

قبل از هر چیز اجازه بدهید تا با دو سوال مهم این مبحث را آغاز کنیم:

1-بت چیست؟ 2-بت پرست کیست؟

آنگاه که به این دو سوال توانستیم پاسخی ارزنده بدهیم ، بعد می توانیم خود را مهیا کنیم تا از آن بگریزیم!ابتدا اگر بخواهیم پاسخی ساده به این دو سوال بدهیم در مورد سوال اول میتوان پاسخ داد که :" بت ،هر چیزیست که توجه،نگاه،تمرکز،و علاقۀ ما را از وجود و واقعیت مطلق خدا دور کرده و به خود جلب می سازد.و برای پاسخ به سوال دوم که بت پرست کیست؟میتوان گفت:کسی است که بعد از تمرکز دادن فکر و توان و باور و اهداف خود به غیر از خدا ، دیگر به خدا نمی اندیشد و او را نمی پرستد.

  شاید بپرسید که چه عواملی باعث بت پرستی ما می گردد؟باید گفت عوامل بسیار زیادی در این امر دوری انسان از خدا پرستی  و رو آوردن به  بت پرستی و نهایتا خود پرستی دخالت مستقیم دارد.تعدادی از این عوامل را میتوان از قبیل موارد زیر دانست:

1-نبودن و وجود نداشتن خدا و وجود او در هستۀ مرکزی زندگی و فکر انسان.

2-ناتوانی انسان از درک وقوع حوادث در پیرامون زندگی او

3-ناتوانی و ضعف انسان نسبت به مقابله با این عوامل خارجی

4-زیاده خواهی و افراط طلبی انسان برای بر آوردن نیازها و خواسته های خود.

5-جایگزینی دانش و استدلال انسانی با حکمت و درک روحانی

6-عدم درک زندگی بعد از مرگ و چگونگی آن

7-در قدرت و توانمندی خود گم شدن و خدا و عامل اصلی این قدرت را کاملا فراموش کردن

8-چشم به دیدنی ها  و مرئی ها دوختن و باور کردن آنها،و نامرئی ها و نا دیدنی ها را درک نکردن و باور نکردن.

فرمان خدا در این مورد چه از ابتدای آفرینش چه امروز کاملا واضح و شفاف باقی مانده است.و ما هرگز نباید آن را فراموش کنیم.

" ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد.صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمانست و از آنچه پائین در زمین است و از آنچه در آب زیرزمینست برای خود مساز و نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما."(خروج 20 : 3-5)

هستند کسانی که امروز معتقدند این فرامین به عهد قدیم متعلق می باشد و دیگر در این دنیای علم و تکنولوژی قابل فهم و اجرا نمی باشند و اصولا ربطی به زمان ما ندارد.اما آگاه باشید که فرامین و دستورات اخلاقی خدا هرگز کهنه نمی گردد و قدیمی نمی شود.بلکه در هر دوره شکوفا گشته و از بطن خود پدیده ای کاملا جدید و وابسته به همان عهد قدیم را به ما ارائه می دهند که کاملا در این زمان فعلی قابل فهم،قابل اجرا، و قابل تقلید می باشد.ببینید که پولس رسول همین فرمان خدا را در خروج که به موسی داده شده بود و در حقیقت هزار و پانصد سال قبل بوده چگونه برای ما آن را جلاء می اندازد و آن را براق و قابل فهم مجددا به ما ارائه می دهد:

" پس ای عزیزان!در مقابل بت پرستی ایستاده گی کنید .روی سخن من با شما یعنی روشنفکران است." ( اول قرنتیان 10: 14 )

   اما اگر بخواهیم ریشۀ بت پرستی را در جائی جستجو کنیم بهتر است آن را در عمق خود جستجو کنیم. به همین دلیل است که پولس رسول در نامۀ خود به کلیسای روم ، مکانی که مملو از بت ها و اندیشه های رنگارنگ و روشنفکرانۀ زمان قدیم را با خود به یدک می کشید و خود را متجدّد و مترقی عصر خود می دانست می نویسد:

"آنها جلال خدای جاودان را به بت های شبیه انسان فانی و پرنده گان و چهار پایان و خزنده گان تبدیل کردند...آنان حقیقت خدا را به دروغ تبدیل کردند و آفریده های خدا را بعوض  آفریده گار پرستیدند-آفریده گاریکه تا ابد شایستۀ ستایش است."

                                                          (رومیان 1 : 23و25 )

آنچه که پولس آن را برای ما مکشوف میسازد به زبانی ساده و امروزی یعنی که :

" خداوند برای انسان راه و اندیشه ای را بیان نمود و در زمانی مناسب توسط آنانیکه با او در روح ارتباط داشتند ،مکاشفه ای را بیان نمود .اما انسان گناهکار و باور گناه آلود انسانی تمامی آن اندیشه ها و فرامین و راههای خداوند را به غلط برای خود تعبیر نمود و روزی فرا رسید که دیگر خدا مورد ستایش و پرستش آدمی نبود بلکه انسان ،انسان را باور کرد و باور انسانی را بجای باور خدایی  پرستید."

بگذارید تا با چهار مثال این را ببینیم:

1-در نامۀ "خروج " نوشتۀ موسی فصل 25 آیۀ 7 خدا به موسی دستور داد تا برای کاهنانی که بنا بود تا خدا را  خدمت کنند " ایفودی (سینه بندی)از سنگهای عقیق و مرصع بسازد.هدف خدا تنها آراسته کردن خادمان کاهنان خود به پوشاکی متفاوت از مردم عادی بود.اما می بینیم که در کتاب  "داوران " هفتمین کتاب عهد عتیق فصل 17 آیۀ 5 همان ایفود مورد بت پرستی قوم اسرائیل قرار میگیرد.

2-در چهارمین کتاب عهد عتیق بنام " اعداد " فصل 21 ایۀ 8 ،خدا برای قوم اسرائیل که در بیابان مورد حملۀ مارهای سمی قرار گرفته بودند به موسی دستور داد تا مار مفرغی بسازد ،آن را بر سر چوبی بلند کند و هر کس که به این مار تمرکز می یافت و نگاه میکرد از خطر گزیده گی می رست و اگر گزیده شده بود ،شفا می یافت.در دوازدهمین کتاب عهد عتیق  بنام " پادشاهان " کتاب " دوم پادشاهان "  فصل 18 آیۀ 4 می خوانیم که همان مار مفرغی موسی مورد پرستش قوم اسرائیل قرار میگیرد.

3-مجددا در هفتمین کتاب عهد عتیق بنام " داوران " فصل 8 آیۀ 27 ،می خوانیم که " جدعون " سردار شجاع و دلیر "ایفودی" را می سازد و همین "ایفود" را مردم اسرائیل بعنوان یک بت می پرستند.

4-وقتی پولس رسول و برنابا با هم به شهر " لستره" رسیدند.لنگ مادرزادی را شفا دادند.وقتی مردم این را دیدند تصور کردند که " خدایان " به زمین آمده اند.خواستند تا گاو برای آنها قربانی کنند. که آن دو شاگرد مسیح لباسهای خود را دریدند و فریاد زنان به مردم گفتند که :" ای آقایان! چه میکنید؟ما هم مثل شما انسان هستیم، با عواطف و احساساتی مانند خود شما "( نامۀ اعمال رسولان 14: 8-17 )

سوال اینجاست : شما چه؟آیا شما امروز کسی را ،باوری را ،اندیشه ای را،بالاتر از خود خدا قبول دارید و می پرستید؟دوست من !پیام خدا کاملا روشن و گویا برای ما درج شده و باقی مانده تا نه اینکه آن را داستان انگاریم ! بلکه آن را بخوانیم و از آن برای امروز خود پند گیریم "...نزد آنها ( بت ها )سجده مکن و آنها را عبادت منما!"

 امروز بت ما چیست؟در مقابل چه چیز امروز ما سجده می کنیم و آن را می پرستیم ؟

  آن میتواند: شغل و مقام ما باشد(مدیر،دکتر ،مهندس،کشیش،ورزشکار و ...) آن میتواند :علاقۀ ما باشد (شهرت،قدرت ،پول،سکس و ...)آن میتواند:افکار ما باشد( خودخواهی ،زنا، نفرت ،تعصب و ...)

راه فرار از این چیست؟پیام بسیار ساده اما عمیق و ژرف است:" از آن بگریزید!"

چگونه؟

 1-همواره خدا را در مرکز فکر و وجود خود قرار دهیم.

      2- توان و قدرت از عیسای مسیح بگیریم تا  ما را در این نبرد یاری کند.

3 آمادۀ قرار گرفتن در دستهای این کوزه گر باشیم تا ما را بر طبق ارادۀ خود بسازد.

4-مقایسۀ چهره به چهرۀ نیازها و خواسته های خود با معیار کتابمقدس  (تورات و انجیل)

 5-در پی خشنودی خدا بودن نه خودمان و بخصوص نه انسان.

   

به اطرافمان نگاه کنیم آیا چیزی وجود دارد که ما را از خدا دور ساخته است و چهرۀ حقیقی او را برای ما تیره ساخته و نمی توانیم نه صدای او را بشنویم و نه او را در قلب خود ببینیم؟اگر پاسخ ما به این سوال مثبت است. ما در حال پرستش بت هستیم و خود خبر نداریم!