ترس از خدا و فواید آن!

ترس از انسان و نیروهای پلید آسمانی و مضرات آن!

 

نوشتۀ: ح.گ

 

 

ضرب المثل فارسی داریم که میگوید:" مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد!" آنقدر از الله و شخصیت و ماهیت او وحشت و ترس به دل داریم و آنقدر از پیروان او زخمی شده‏ایم و خانه و سرزمین خود را از دست داده‏ایم که وقتی از ترس خدا میخواهیم سخن بگوییم تمام آن دوران اسارت و بندگی و وحشت و ترس ما از الله و زیستن در زنجیرهای مذهب قدرت طلب و سلطه جوی آن به یاد ما میاید. به همین دلیل وقتی نوایمانان مسیحی که از دین اسلام به راه و طریقت مسیح باز میگردند، اولین چیزی که از ماهیت و شخصیت یهوه، خدای زنده و حقیقی میشوند این است که " خدا محبت است،" به آن چنگ زده و آن را با لبان تشنه و جان داغ خود مینوشند و هرگز حاضر نیستند تا از این چشمۀ روان آبهای ارام و این مرتع سبز و این خوان گسترده شده در آرامش و صلح که مسیح خداوند شبانی آنان را میکند ذره ایی دور شوند. به همین دلیل دیگر حاضر نیستند هیچ چیز که به جان و گوش آنها تند و ناآرام میاید و خاطرات و زخمهای دین پدران آنها را به یاد آنها میاورد را بشنوند. ما جواهرات و مرواریدهای با ارزشی را در درک و شناخت خدای حقیقی در کتابمقدس داریم که از دید ما مسیحیان مسلمان زاده، تماما گل آلود هستند و پوشیده. روح القدس خدا قصد دارد تا این گل و لای را با آب روان و سرشار رودخانۀ کلام خداوند برای ما شسته تا ما در زیر آن جواهرات ارزنده را باز یابیم. آنها را ارج نهیم و برای آنها خداوند را سپاس گفته و بر اساس آن زندگی درست مسیحی داشته باشیم. مانند :" ترس از خدا "؛ " شهادت برای انجیل "؛ " اطاعت "؛ " خشم خدا " ؛ " جهنم " و موارد متعدد دیگر. درست مانند یهودیان اولیه که به مسیح ایمان میاوردند برای آنها بسیاری از تعالیم مسیح و بعد از آن کلیسای مسیح در خصوص موارد متعدد شریعت و شناخت خدا مانند روزهای مقدس، قربانی‏ها، ختنه، خوردن غذاها، طهارت و پاکیزگی، طرز پوشاک، روابط با بیگانگان غیریهودی همه و همه برای آنها عجیب و غریب میامد؛ برای ما مسیحیانی که از اسلام به مسیح ایمان آورده‏ایم، مانند یهودیان اولیه که از شریعت یهود به مسیحیت روی میاوردند، تعالیم کتابمقدس در خصوص شناخت خدا، پرستش و داشتن رابطۀ با او و درک آیات کتابمقدس تا به همان اندازه عجیب و غریب و تا حدود بسیاری غیرقابل اجرا میباشد. ما با خود زخمی را از اسارت گذشته آورده‏ایم که اگر به فیض خدا و هر چه زودتر مصالحه کردن با او نپردازیم، چه بسا از اصالت پیام انجیل دور و دورتر خواهیم گشت. از اینرو هستند مسیحیان مسلمان زاده‏ایی که هنوز در اصول مقدماتی و بنیادین پیام انجیل رشد نکرده‏اند. تا جایی که متاسفانه میبینیم، مسیحیان متعددی هستند که سالیان زیادی از دین اسلام رو گردانده و به مسیح ایمان آورده اند اما هنوز باور و رفتار و طرز نگاه آنها به زندگی درونی و بیرونی، روابط اجتماعی آنان همان طرز تفکر شریعت اسلام و دین نیاکان آنان است. ما با خود تعالیم نادرست و برداشتهای نادرست و خدایی نادرست و پرستشی نادرست و طرز تفکری نادرست را به کلیسا آورده‏ایم، وقت کم است، ما نه در زمان اول بلکه در زمان آخر هستیم؛ و باید هر چه زودتر در آن چهارچوب اصولی کتابمقدس و تعالیم عیسای خداوند و درک اسرار الهی کتابمقدس هوشیار شده و هر چه زودتر زنگار و خرابیهای دین و آیین اسلام را از جان و روح خود پاک کنیم، تعالیم قرآن را به دور ریخته  و در مسیح آن ردای خلقت تازه را بپوشیم زیرا در او همه چیز تازه میگردد و کهنگی دیگر معنایی ندارد. این مقاله برای روشنگرایی ایماندار مسیحی در این راستا نوشته شده است.

        در این مقالۀ کوتاه قصد دارم تا از " ترس از خدا " به خلاصه با شما سخن بگویم. برداشت شما در این مورد چیست؟ آیا شما باور دارید وقتی که از دین اسلام به راه مسیح ایمان آورده‏اید باید از خدا بترسید یا اینکه خدا محبت است و دیگر نباید ترسی از او داشت؟ اما این ترس دو جهت دارد. و باید هر دو سوی آن را دید. نمونه زندۀ دوگانه بودن این ترس را میتوان به وضوح در قلم موسی در نامۀ خروج ببینیم.  وقتی قوم اسرائیل در زیر کوه سینا ده فرمان را از موسی دریافت کردند، کلام میگوید ناگهان صدای رعدها و زبانهای آتش و صدای کرنا را شنیدند و کوه سینا را که از دود پر شده بود دیدند و چون قوم این را دید از ترس لرزید و از کوه دور شدند. و قوم به موسی گفت که تو با ما سخن بگو و خواهیم شنید اما خدا به ما سخن نگوید مبادا بمیریم. در این زمان موسی به قوم میگوید:" مترسید زیرا خدا برای امتحان شما آمده است تا ترس او پیش روی شما باشد و گناه نکنید." ( خروج 20:‏20) "مترسید " ترس از آنچه بود که دیده میشد و به چشم میامد؛ ترس از امور طبیعی و ترس انسانی. اما " ترس " دوم همانطور که میبینیم لازم و درست است زیرا ترس دوم باعث میشود تا انسان از گناه دوری کند. پس  ترس اولی ترسی نادرست و بزدلانه اما ترس دوم ترسی الهی و مقدس است. و ما باید این دو را از هم تشخیص بدهیم. اما جالب اینجاست که حتی در کتاب اشعیاء آیه‏ایی داریم که نشان میدهد خدای زندۀ ما از ترس بزدلانه و کورکورانۀ انسان از او خشنود نیست و او چنین ترس انسان از خدا را ترس انسانی و میراث پدران و نیاکان انسان میداند( اشعیاء 29: 13 ). پس حتی ترس از خدا نیز باید ترسی با دانش و معرفت و با شناخت و با عزم و همت درونی باشد نه فقط شرطی و میراثی.

 کتابمقدس به همان اندازه که ایمانداران را تشویق نموده و هدایت میکند که باید ترس یهوه را در دل داشته باشند و فواید آن را برای ما بروشنی بیان کرده است، به همان اندازه و با همان قوت به آنان تعلیم داده است که وقتی در موضعی هستند که بر کلام خدا ایستاده‏اند، شاهد زندۀ مسیح هستند و نام او را بشارت داده و جلال میدهند نباید نه تنها از هیچ قدرت انسانی بلکه از هیچ قدرتی نه در آسمان و نه در زمین یا زیر زمین ترسی داشته باشند و مضرات ترسیدن آن را نیز بیان کرده است.

پس در این مقاله سعی من بر این است تا دو ترس را با شما در میان بگذارم:

1- ترس از خدا و فواید آن

2- ترس از انسان و نیروهای پلید آسمانی و مضرات آن

 

1- ترس از خدا و فواید آن

در کتاب ایوب فصلی وجود دارد که نکتۀ بسیار عمیق روحانی در خصوص ترس از خدا سخن گفته است  و دلایل ارزنده‏ایی را به ما نشان داده است که چرا باید چنین باشد. نویسندۀ کتاب ایوب در فصل 28 گفتگویی را در خصوص موقعیت انسان و میزان قابلیت انسان برای درک و دارا بودن از معرفت و حکمت الهی خدا باز میکند. در این فصل در آیۀ 12 و ایۀ 20 به دو سوال بسیار مهم برمیخوریم. در ایۀ 12 میخوانیم:" اما حکمت کجا پیدا میشود؟ و جای فطانت کجا است؟" در آیۀ 20 همین دو سوال را به نحو دیگری میخوانیم:" پس حکمت از کجا میاید؟ و مکان فطانت کجا است؟" در پاسخ به دو سوال آیۀ 12 نویسندۀ ایوب میگوید:" انسان قیمت آن را نمیداند و در زمین زندگان پیدا نمیشود." در پاسخ به دو سوال آیۀ 20 میخوانیم:" از چشم تمامی زندگان پنهان است و از مرغان هوا مخفی میباشد." معنای فطانت در لغت نامۀ فارسی یعنی:" زیرکی، هوشیاری، درک کردن " کلام خداوند میگوید حکمت الهی و درک دانش آن و فهمیدن و هوشیاری را نمیتوان یافت. انسان نمیداند از کجا میاید؟ انسان بها و ارزش آن را نیز نمیداند؟ پس سوال ما باید این باشد که این حکمت خدا چیست و کجا یافت میشود و ارزش و بهای آن چقدر است؟ نویسندۀ کتاب ایوب نهایتا در پایان این گفت و شنود و این سوالات متعدد، پس از اینکه در طول این بخش از ناتوانی انسان از ناشایستگی انسان در رسیدن و درک کردن عظمت و پهنای معرفت و حکمت خدا سخن میگوید در آیۀ 28 نه از زبان انسان بلکه از زبان خود خدا، یهوه، خالق هست و نیست، پدر آسمانی ما، پدر خداوند ما عیسای مسیح گویی به هر دو سوال ما در آیات 12 و 20 اینگونه پاسخ میدهد:" و به انسان گفت: اینک ترس خداوند حکمت است و از بدی اجتناب نمودن فطانت میباشد." من به مدت سالیان زیادی بر روی این ایه تمرکز کرده ام و بارها و بارها آن را به یاد آورده‏ام. من شاید قادر باشم در حال حاضر بیش از صدها آیه و اشارات در کتابمقدس در خصوص عمق و ژرفنا و صحت این آیه به شما ارائه بدهم اما این مقاله فرصت این را ندارد که این ایه را برای شما بررسی کند اما میتوانیم عصارۀ آن را با چشمان خود ببینیم و پاسخ خود را دریافت کنیم که حکمت خدا چیست؟ و دانستن و درک و شناخت خدا از کجا آغاز میشود؟ قرابت و هماهنگی آیۀ 28 فصل 28 ایوب با آیات متعدد کتابمقدس عجیب میباشد. مثلا نویسندۀ مزمور علنا همین را برای ما بر روی جوهر آورده است که:" ترس خداوند ابتدای حکمت است."( مزمور 111: 10) عین همین را در نوشتۀ حکیم‏ترین انسان دورۀ خود یعنی سلیمان داریم: " ترس یهوه آغاز علم است."( امثال 1: 7). سلیمان در کتاب ناامیدانه و مایوسانۀ خود بنام " جامعه " که همه چیز را پوچ و بی معنا میداند در آخر این کتاب اینگونه مینویسد:" پس ختم تمام امر را بشنویم؛ از خدا بترس و اوامر او را نگاه دار چونکه تمامی تکلیف انسان این است."( جامعه 12: 13 ) در کتاب یوشع اینگونه میخوانیم:" پس الان از یهوه بترسید و او را به خلوص و راستی عبادت نمائید و خدایانی را که پدران شما آن طرف نهر و در مصر عبادت نمودند از خود دور کرده یهوه را عبادت نمائید."( یوشع 24: 14). در مزمور 103 ایۀ 11 میخوانیم که ترس خدا آورندۀ رحمت است. در مزمور 119 آیۀ 9 میخوانیم که ترس خدا ترسی پاک و قدوس است. در مزمور 33 آیۀ 19 میخوانیم که خدا نظر کرده و در پی آن است تا ببیند چه کسانی از او میترسند. در مزمور 86 آیۀ 11 میخوانیم که مزمورنویس دعا میکند که خداوند دل او را آنگونه بسازد که ترس او را در دل داشته باشد. مزمورنویس در مزمور 128 میگوید خوشابحال آنانی که از یهوه میترسند زیرا اینگونه بر راههای او گام خواهند برداشت و خوشابحال آنان چون آنان مبارک خواهند بود. مزمورنویس میگوید:" رضامندی خدا از ترسندگان وی است."( مزمور 147: 11) و اشعیاء نبی به ما میگوید که یهوه را پرستش کنید و یهوه ترس و خوف ما باشد( اشعیاء 8: 13 ) اشعیاء نبی در جایی از خدا این سوال عجیب و تکان دهنده را میپرسد:" پس ای خداوند ما را از طریقهای خود چرا گمراه ساختی و دلهای ما را سخت گردانیدی تا از تو نترسیم."( اشعیا 63: 17). در ارمیاء نبی میخوانیم:" شرارت تو ترا تنبیه کرده و ارتداد تو ترا توبیخ نموده است پس بدان و ببین که این امر زشت و تلخ است که یهوه خدای خود را ترک نمودی و ترس من در تو نیست."( ارمیاء نبی 2: 19). در همین ارمیاء گذاشتن ترس خدا در دل بعنوان یک عهد جاودانی مبدل میشود:" و عهد جاودانی با ایشان خواهم بست که از احسان نمودن به ایشان برنخواهم گشت و ترس خود را در دل ایشان خواهم نهاد تا از من دوری نورزند."( ارمیاء 32: 40)

شاید در بین خوانندگان این مقاله بسیاری باشند که این سوال را از خودشان بپرسند: اینها همه نوشتجات عهد عتیق است، عیسای مسیح چه چیزی در این باره میگوید و عهد جدید چه نظری در این خصوص دارد؟ خب! پاسخ صریح و آشکاری که میتوانیم از دهان خود خداوند و نجات دهندۀ خود در بارۀ ترس از یهوه بشنویم هم در انجیل به قلم متی و هم در انجیل به قلم لوقا ثبت شده است که از چه کسی نباید ترسید و از چه کسی حقیقتا باید ترسید. در متی میخوانیم:" آنچه در تاریکی به شما میگویم در روشنایی بگویید و آنچه در گوش شنوید بر بامها موعظه کنید. و از قاتلان جسم که قادر بر کشتن روح نیند بیم مکنید بلکه از او بترسید که قادر است بر هلاک کردن روح و جسم را نیز در جهنم."( متی 10: 27- 28). در لوقا میخوانیم:" لیکن ای دوستان من به شما میگویم از قاتلان جسم که قدرت ندارند بیشتر از این بکنند ترسان مباشید. بلکه به شما نشان میدهم که از که باید ترسید از او بترسید که بعد از کشتن قدرت دارد که به جهنم بیفکند بلی به شما میگویم از او بترسید."( لوقا 12: 4- 5 ) عیسی مسیح میفرماید که ایمانداران باید با شجاعت نام او را و انجیل او را بشارت بدهند و از هیچ انسان و قدرتی ترس و واهمه نداشته باشند. او میفرماید که ترس ایماندار واقعی باید از چه کسی باشد و چرا باید اینچنین ترسی داشته باشد. لوقا نویسندۀ اعمال رسولان در بیان شرح حال ایمانداران و نحوۀ رشد کلیسای اولیه مینویسد:" و آنگاه کلیسا در تمامی یهودیه و جلیل و سامره ارامی یافتند و بنا میشدند و در ترس خداوند و به تسلی روح القدس رفتار کرده همی افزودند."( اعمال 9: 31) پولس رسول در نامۀ دوم خود به ایمانداران قرنتس چنین مینویسد:" خویشتن را از هر نجاسات جسم و روح طاهر بسازیم و قدوسیت را در خدا ترسی به کمال رسانیم."( دوم قرنتیان 7:1) دقت کنید به فعل اول شخص جمع! یعنی پولس این را به خودش نیز گفته است؛ به ما. به ایمانداران افسس میگوید:" همدیگر را در خدا ترسی اطاعت کنید."( افسسیان 5: 21 ) پولس نمیگوید همدیگر را در ترس اطاعت کنید بلکه در خداترسی همدیگر را اطاعت کنید. من از کشیش و رهبر مافوق خود اطاعت میکنم نه در ترس انسانی بلکه در ترس خدایی. و نهایتا پطرس رسول در نامۀ خود چنین مینویسد:" همۀ مردمان را احترام کنید برادران را محبت نمائید از خدا بترسید پادشاهان را احترام نمائید."( اول پطرس 2: 17) پطرس احترام و محبت را به انسان داده است اما ترسیدن را به خدا نسبت داده است. ما نه از انسان و نه از برادر یا خواهر ایماندار و نه حتی از پادشاه یا رئیس جمهور و قدرت انسانی ترس به دل خواهیم داشت بلکه ترس خدا را در دل خواهیم داشت.

پس در خلاصۀ آنچه در بالا بیان شد میتوان اینگونه فواید ترس از خدا را رقم زد:

1-   ترس از خدا آغاز شناخت از خداست.

2-   با شناخت از خدا، ترس ما از او ترسی در معرفت و دانش الهی خواهد بود نه ترسی کورکورانه و بت پرستانه.

3-   ترس از خدا ما را وامیدارد که اوامر و احکام او را اطاعت کنیم.

4-   ترس از خدا باعث میشود تا ما از گناه دوری کنیم.

5-   ترس از خدا ما را در راههای او مستحکم میسازد.

6-   ترس از خدا ما را در قدوسیت و پاکی کامل میسازد.

7-   ترس از خدا ما را مطیع خداوند میسازد.

8-   ترس از خدا به شهامت میدهد تا نام او را بشارت بدهیم.

          

2- ترس از انسان و نیروهای پلید آسمانی و مضرات آن

 

الف- ترس از انسان

من هیچ ترسی در یوسف از زن فوطیفار به رغم اینکه یوسف قدرت او را میدانست و میدانست که چه چیزی در انتظار او خواهد بود نمیبینم وقتی او در برابر شهوت کور این زن بخاطر ترس از خدا و ترس از اینکه به خدا گناه نورزد ایستاد و زندان و از دست دادن مقام و توهین شدن را به جان خرید. من هیچ ترسی در قابله‏های اسرائیلی از فرعون و قدرت او نمیبینم وقتی که آنها بدلیل ترس از یهوه نه ترس از فرعون، پسران اسرائیلی را نکشتند بلکه آنها را زنده حفظ کردند. من هیچ ترسی در داود نمیبینم وقتی روبروی آن غول فلسطینی جلیات با یک فلاخن و پنج تا سنگ ایستاد. من هیچ ترسی در دانیال و دوستان او میشک و شدرک و عبدنغو از فرمان پادشاه ایران نمیبینم وقتی بدلیل ترس از خدا در وجودشان حاضر نشدند تا خدای دروغین آنان را بپرستند و برای آن عدم ترس خود شبی را در چاه تاریک در میان شیران گرسنه بسر برده و در میان کورۀ گداختۀ آتش قدم گذاردند. من هیچ ترسی در مردخای و یا استر نمیبینم وقتی هر دوی آنها بدلیل اطاعت و ترس از یهوه در برای قدرتهای انسانی آن زمان ایستادند و از فرمان خدا اطاعت کردند. و من هیچ ترسی در خداوندمان عیسای مسیح ندیدم  وقتی که در آن درد و زخم و خون در اوج ضعف انسانی در برابر پیلاطس ایستاد و هرگز حاضر نشد نه تنها قدرت او را برای رهایی از صلیب بپذیرد بلکه به او فرمود که او و تمام لژیون روم بر او قدرتی نداشتند اگر خدا به او این اجازه را نمیداد که او را تسلیم صلیب سازد! و نهایتا من هیچ ترسی در پطرس و یوحنا شاگردان همین مسیح مصلوب نمیبینم وقتی آنها با آن شهامتی که از روح مقدس خدا داشتند روبروی همان دادگاهی ایستادند که خداوند آنان را به صلیب سپرده بود و شجاعانه گفتند:" اگر نزد خدا صواب است که اطاعت شما را بر اطاعت خدا ترجیح دهیم حکم کنید. زیرا که ما را امکان آن نیست که آنچه دیده و شنیده‏ایم نگوییم."( اعمال 4: 19- 20) نویسندۀ نامۀ عبرانیان چه زیبا بیان میکند که:" بنابر این با دلیری تمام میگوییم خداوند مدد کنندۀ من است و ترسان نخواهم بود؛ انسان به من چه میکند؟"( عبرانیان 13: 6).

تمام این موارد و موارد متعدد دیگر ترس از قدرتهای انسانی برای ایستادن در برابر حقیقت الهی خدای زنده است. و ما مکلف هستیم که بدون هیچ ترسی در برای حقیقت ایمان خود و پیام انجیل و بشارت آن در برابر تمامی قدرتهای انسانی بر روی زمین بایستیم و هرگز تسلیم آنان نشویم. بنظر میرسد که آنچه در بالا گفته شد، دلایل ارزنده و کافی به ما ارائه میدهد که ایماندار مسیحی هرگز نباید از انسان و قدرت انسانی که مانع و باعث جلوگیری در رشد روحانی او و خدمت کردن او به انجیل میباشد بترسد. اما این تنها ترس ایماندار مسیحی نیست که نباید از آن ترسی نداشته باشد. به ما فرمان داده شده است که ما نه تنها از قدرت انسانی بلکه از قدرتهای تاریک و نیروهای اهریمنی جهنم که دائما در پی ضعیف کردن ما در ایمان مسیحی ما هستند نیز نباید ترسی داشته باشیم. به نظر من این ترس، ترسی به مراتب مهلک تر و ویران کننده تر از ترس از قدرتهای نسانی است. زیرا ترس ابتدایی ویران کنندۀ جسم است این ترس ویران کنندۀ روح. نیروهای پلیدی چگونه این ترس را بر ما وارد میکنند؟

 

ب- ترس از انجام وعده های الهی

هر چه که به عطا کردن و انجام وعده‏های خدا در فیض او به ما میباشد، هر چه که به اطاعت کردن و ایمان داشتن به وعده های داده شده به ما در مسیح میباشد، هر چه که به امید داشتن و دل بستن به کلام خدا در زیستن در وعده های داده شده و میراث و جلالی که در آینده در انتظار ما میباشد و ما امروز بر مبنای ایمان آنها را دریافت میکنیم و در آن گام برمیداریم؛ هر آنچه که این زندگی مسیحی و زیستن آن بر طبق ایمان مسیحی ما در دنیا میباشد، در این دنیایی که در سلطه و حکومت شیطان و نیروهای شیطانی میباشد؛ ما در هیچکدام از این موارد نباید ترس داشته باشیم. بلکه باید شجاعانه وعده ها را دریافت کنیم و در ایمان آن را پذیرفته و در ایمان در آنها گام برداریم. دقیقا به همین دلیل عیسای خداوند در همان انجیل لوقا پس از اینکه به ایمانداران میگوید که نباید از انسان که قادر است جسم را نابود کند( یا جسم شما را در راه او شکنجه داده و شهید سازند)ترسید بلکه از خدایی باید ترسید که قادر است جسم و روح را هر دو در جهنم برای ابد نابود سازد، در ادامۀ همین سخنان خود میفرماید:" بلکه مویهای سر شما شمرده شده است پس بیم مکنید زیرا که از چندان گنجشک بهتر هستید." در ایۀ 32 میخوانیم:" ترسان مباشید ای گلۀ کوچک زیرا که رضایت پدر شما است که ملکوت را به شما عطا فرماید." ( لوقا 12: 32 )

 

ب- ترس از حضور خدا

پولس رسول میگوید ایمانداران روح بندگی را نیافته اند که در آن ترسان باشند. یعنی چه؟ یعنی ما در زیر بندگی شریعت و دین تازه نیستیم که بدلیل غفلت در انجام دادن کامل آنها ترسان باشیم پولس میگوید ما روح پسر خواندگی را دریافت کرده ایم و این روح در ما، ما را به نزد خدای زنده برده و ما درست در همین روح خارج از هر گونه ترس از حضور و نام خدا او را " ابا یا ای پدر " خطاب میکنیم.( رومیان 8: 15) ترس اسرائیل از یهوه ترسی کورکورانه و انسانی بود. ترس اسرائیل از یهوه ترس شرعی بود. همین ترس را امروز مسلمانان از الله دارند. این ترس هرگز به آنها آن ترس مقدس که آنها را رو به قدوسیت و پاکی هدایت کند نخواهد داد. این روح ترس آنها را از خدا دور میکند و به همین دلیل آنها همواره فقط در قبلۀ جغرافیایی خدای خود را ملاقات میکنند نه در قلب و روح خود! اما روح القدس خدا در ما ترسی مقدس ایجاد کرده و ما در این ترس مقدس با قوت روح در هر زمان به حضور خدا آمده و او را " پدر " خطاب میکنیم. و همواره و در هر زمان در حالی که همین ترس مقدس را از خداوند زندۀ خود داریم به نزد او داخل میشویم و درخواستهای خود را به حضور او میبریم. شیطان و نیروهای پلیدی قصد دارند تا این ترس از خدا و ترس از انجام شریعت و ترس از انجام کامل آن را در ما ایجاد کنند و ما در همان ترس بندگی و اسارت اسیر سازند. تا ما نتوانیم این حضور دائمی را در نزد خدا داشته باشیم. تا ما را از او دور کنند.

 

پ- ترس از مصیبتهای انجیل

 عین همین را پولس در نامۀ خود به شاگرد خود تیموتائوس قید میکند:" زیرا خدا روح جبن را به ما نداده است بلکه روح قوت و محبت و تادیب را." بلافاصله پس از این بیان پولس به تیموتائوس میگوید:" پس از شهادت خداوند ما عار مدار " ( دوم تیموتی 1: 7- 8) شیطان و نیروهای پلیدی ترس و بزدلی را برای مصیبتهایی که در انتظار ما میباشد را به یاد ما میاورند. نیروهای پلیدی سعی میکنند تا به ما یادآوری کنند که شما تنها هستید و آنها بسیار، شما ضعیف هستید آنها تمامی قدرت را دارند. شما یک نفر هستید و مابقی همه خویشاوندان و بستگان تو هستند. تو فقط یکنفر هستی که به مسیح ایمان داری، اما همه بخاطر اینکه تو مسیحی شدی، شرمسار هستند و تو برای خانوادۀ خودت شرمساری آورده ایی. شیطان از این طریق روح ترس را بر ما وارد میکند. اما پولس میگوید این روح ترس از ما نیست و در ما نیست و نباید باشد، بلکه روح قوت و محبت و تادیب.

 

ت- ترس از مرگ

 نویسندۀ عبرانیان مینویسد که:" و آنانی را که از ترس موت تمام عمر خود گرفتار بندگی میبودند آزاد گرداند." ( عبرانیان 2: 15) نیش شیطان در مرگ است. قدرت شیطان در مرگ و ترس از مرگ که نتیجۀ گناه هست میباشد. شیطان این ترس از مرگ را از همان آغاز گناه اولیه بر تمامی انسانها قرار داده است. و همین امروز این ترس را بر آن ایماندارانی که هنوز تمام خود را مانند قربانی زندۀ مقدس تقدیم مسیح نکرده اند، گاها ایجاد میکند. ایماندار مسیحی هرگز نباید این ترس را در دل داشته باشد. زیرا این ترس در مرگ و قیام مسیح برای همیشه از ما برداشته شده است.

 

ث- ترس از محبت خدا

 حیلۀ دیگر شیطان و نیروهای پلیدی از محبت خدا به ماست. این نیروهای تاریکی سعی دارند که محبت خدا را با ترس از او آغشته کنند و باعث شوند تا ایماندار با تمام وجود خود، این محبت الهی را نچشد. محبتی که هیچ قدرتی قادر نیست ما را از آن جدا سازد. دقیقا به همین دلیل یوحنا در رسالۀ خود میگوید:" در محبت خوف نیست بلکه محبت کامل خوف را بیرون میاندازد زیرا خوف عذاب دارد و کسی که خوف دارد در محبت کامل نشده است."( اول یوحنا 4: 18). این خوف، خوف از گناه ذاتی درون انسان است. خوف اینکه گناهان ما پاک نشده است. شیطان پدر دروغگوهها دائما به ایمانداران میگوید که " آنها باید از خدا و مسیح بترسند زیرا گناهان آنها هنوز پاک نشده است. برای همین است که آنها هنوز گناه میکنند." شیطان به ایمانداران این روح بزدلی و ترس را میدهد که آنها لایق محبت مسیح نیستند، زیرا گناهان آنها بسیار است. همین شیطان و نیروهای پلیدی این ترس را در شما ایجاد میکنند که باور کنید که شفاعت مسیح برای گناهان ما بیفایده است. او با این حربه قصد دارد تا قدرت و ارزش خون مسیح را برای ما پایین بیاورد. یوحنا میگوید در محبت خدا که در صلیب مسیح به ما ثابت شده است هیچ خوف و ترسی وجود ندارد. خون مسیح نه تنها تمامی گناهان گذشتۀ ما را پاک کرده است بلکه خون مسیح تمام گناهان  امروز ما را پاک میسازد و حتی گناهان فردای ما را پاک خواهد کرد. مادامی که توبه و طلب شفاعت و آمرزش از تخت فیض بخش او باشد. پس ایماندار نباید هرگز ترس و خوفی از محبت مسیح داشته باشد.

 

پایان

دوست عزیز خواننده! ما در عیسای مسیح در ترس و لرزی مقدس خدای زندۀ خود را پرستش میکنیم و در این ترس با یاری و هدایت روح مقدس خدا در قدوسیت و پاکی رشد میکنیم. و ما همچنین در حالی که این ترس مقدس را از عظمت و جبروت خدای خود در دل و جان و روح خود داریم، با شهامت و بدون هیچ ترسی در خون مسیح به حضور خدای خود وارد شده و نزد او شفاعت و درخواست خود را بلند میکنیم. اگر مشتاق چنین رابطه ایی و چنین شناختی از خدای زندۀ ما هستید، ابتدا باید قلب خودتان را او بدهید و آن ترس و خوف شریعت و دین نیاکان خودتان را تماما دور بریزید. زیرا در محبت او هیچ خوف نیست. پس در سایۀ گستردۀ این محبت به نزد او بیا و او را صدا بزن. و از او بخواه تا خداوند و نجات دهندۀ تو باشد. دعا کن که:" خداوندا گناهکارم! ایمان دارم که عیسای مسیح برای گناهان من بر بالای صلیب مرد، دفن شد و روز سوم از مرگ قیام کرد و امروز زنده است. و من امروز او را به قلب و جان خود دعوت میکنم تا خداوند و نجات دهندۀ من باشد. آمین." عزیز خواننده با این دعای ساده، شما امروز در محبت عظیم خدا ساکن شده اید. محبتی که در آن هیچ ترسی از انسان و قدرتهای جهنمی نخواهید داشت بلکه محبتی که به شما این قدرت و شهامت را میدهد که تمام عمر خودتان را به او تقدیم کرده و برای او زندگی کنید. محبتی که شما را میراث‏بر وعده های نیکوی اسمانی در بهشت جاودان در نزد خداوندت میسازد.