داود

پیروزی،سقوط،دوباره پیروزی

 

      به معنای:محبت شده و یا دوست داشته شده می باشد.

      محل او در کتابمقدس:کتابهای اول و دوم سموئیل- بخشی از مزامیر-بخشی از اول تواریخ- کم و بیش در نوشته های عهد جدید نام او ذکر شده است.

      محل تولد و زندگی:بیت لحم(اسرائیل فعلی)-صحرای کنعان ( اسرائیل-فلسطین فعلی)-اورشلیم

      زمان حیات:تقریبا هزار سال قبل از تولد مسیح

       اصل و نسب او :داود پسر یسی بود.یسی پسر عوبید،عوبید پدرش بوعز و مادرش روت بود.بوعز از نسل فارص.فارص پسر یهودا.یهودا پسر یعقوب. یعقوب فرزند اسحاق،اسحاق فرزند ابراهیم،ابراهیم فرزند تارح،تارح فرزند ناحور،ناحور از نسل سام،سام فرزند نوح،نوح از نسل خنوخ ،خنوخ از نسل انوش ،انوش فرزند شیث و شیث فرزند آدم و آدم توسط دستهای خدای زنده و بزرگ خلق شد.

 

    ضعف ها:

 

1- بر خلاف دستور روشن خدا در کتاب تثنیه 17 : 17 در بارۀ پادشاه و تعداد همسران او؛داود بیش از یک همسر انتخاب کرد و همین افراط در شهوت رانی در آینده لغزش بزرگی برای او شد.( دوم سموئیل 5 : 13 )

2- با زنی همبستر شد که همسر او نبود و مرتکب به زنا گردید.( دوم سموئیل 11 : 3-4 )

3- هر چند خدا منتظر بود تا داود از این عمل گناه آلود خود نزد او توبه کند اما داود توبه نکرد و این عمل باعث گناه بعدی یعنی قتل گردید.( دوم سموئیل 11 :14-15 )

4-هر چند خدا باز منتظر بود تا داود توبه کار نزد او بیاید اما داود گناهان را نزد خدا به مدت طولانی مخفی داشت و هرگز از آن توبه ننمود تا اینکه ناتان نبی آنها را به او هشدار داد.(دوم سموئیل 11 : 27 )

5-بر خلاف ارادۀ خدا تصمیم به شمارش قوم نمود و گناه ورزید.( دوم سموئیل 24 : 1-10 ) – ( اول تواریخ 21 : 1-3 )

     قوت ها:

 

1- جوان چوپانی بیش نبود که در یک نبرد نابرابر  " جُلیات " غول فلسطینی را با همت و اطمینان بر قدرت خدای یهوه  تنها با پرتاب یک سنگ از بین برد و پیروزی را برای اسرائیل آورد.( اول سموئیل فصل 17 )

2-توبه کار بود.زمانی که در برابر هشدار نبی در بارۀ گناه خود قرار گرفت ،آن را بدون هیچ عذر و بهانه ای قلبا پذیرفت و نزد خدا توبه نمود.( دوم سموئیل 12 :13  و مزمور 51  و مزمور  103 )

3- بنا به وعدۀ خدا به داود، سلطنت او تا به ابد استوار ماند.( دوم سموئیل 7 : 16 )

4- سرایندۀ غنی ترین و روحانی ترین سرودها و مزامیر برای پرستش و حمد خدای زنده.

5-فرزند خود سلیمان را تشویق نمود که اوامر و تمامی فرایض خدا را بر حسب نوشتجات تورات دنبال کند.( اول پادشاهان 2 : 1-3 )

6-بدلیل لیاقت و توانمندی او در درک قدرت و فیض خدا و اجرای تمامی فرامین او ،خدا پیروزی های پیاپی به داود داد ،از اینرو نام اسرائیل در سراسر دنیای آن روز پر آوازه شد ،پس داود افتخار و سربلندی را برای تمامی اسرائیل آورد.( اول تواریخ 14 : 3 و 17 ، 18  : 7 و 14 )

 

                                                                    ***

     بعد از عیسای مسیح و گفتگو در بارۀ شخصیت او به جرات میتوان گفت، گفتگو در بارۀ شخصیت داود نبی یکی از پیچیده ترین و پر پربارترین گفتگوها میتواند باشد.او تنها شخصیت در بین شخصیتهای قبل از عیسای مسیح میباشد که چون ستاره ای در سر تیتر نسل انسانی عیسای مسیح میدرخشد،نه ابراهیم .به زبان ساده در تمامی باور اسرائیل این بود که مسیح موعود از نسل " داود " خواهد بود.به همین دلیل است که هم متی و هم لوقا در نوشتن شجره نامۀ مسیح چه از شجرۀ مریم مادر مسیح و چه یوسف نامزد مریم هر دو را از نسل داود میدانند.براستی چه چیز در داود او را از تمامی انبیا برجسته تر می سازد؟همین امروز هستند حتی مسیحیانی که با شخصیت داود موافق نیستند و او را گنهکاری میدانند که هم زنا کرد و هم آدم کشت و یا کتاب قرآن و دین اسلام که او را تماما معصوم میداند و اگر با مسلمانی در بارۀ گناهان انجام شدۀ داود صحبت کنید به شما گوش نمیکنند و فکر میکنند شما گمراه هستید زیرا پیامبر نمیتواند گناه کند!؟اگر بر مبنای دانش کتابمقدسی خود بخواهیم تعادلی بین دو نظریه ایجاد کنیم میتوانیم بگوییم : در زندگی داود ما اجرای عدالت خدا بابت گناه داود و اجرای فیض خدا بنا به توبۀ داود می بینیم.اگر بتوانیم این دو را با هم درک نمائیم آنگاه ما حتی در عدالت خدا فیض خدا را میبینیم.تنها در این زمان است که میتوانیم درک کنیم که چرا داود شخصیت برجسته و بارز قبل از مسیح میباشد.

به کودکی داود که نگاه میکنیم درک خدا و قدرت او را در این نوجوان چوپان می بینیم که او آن را به زبان میآورد.او در مقابل تمامی مخالفت ها و واقعیت های موجود اطراف به نبرد غیر معقولی پا گذاشت که با معادلۀ عقلی جور نبود.حریف غولی بود سراسر در آهن،او لباس هایی رزمی را که به او داده بودند بخاطر اینکه در آن راحت نبود را کند!!(اول سموئیل 17 : 38-39 )چوب دستی چوپانی را به همراه پنج تکه سنگ که تنها یکی از آنها را استفاده کرد!!را در کیسۀ چوپانی خود گذاشت و با یک فلاخن به جنگ آن غول پوشیده در آهن رفت.چرا؟ زیرا او به شائول پادشاه گفته بود که اگر خداوند توانسته او را از چنگ شیر و خرس درنده نجات داده و او آنها را مثل عروسک در هم بپیچد این غول برای او مثل دِسر بعد از غذاست!وقتی داود در برابر آن غول می ایستد به قوت و ذکاوت و زرنگی خود نمی بالد.او با اسم یهوه آمده و با اسم یهوه میجنگد (اول سموئیل 17 : 45 ) و در حقیقت همان اسم یهوه او را پیروز ساخت.زیرا داود قبل از اینکه وارد آن جنگ نابرابر شود پیروزی را دیده بود.نه پیروزی خود را بلکه پیروزی یهوه خدایش را.زیرا جنگ جنگِ داود با جلیات نبود. جنگ خدا با شرارت بود(اول سموئیل 17 : 47 ) و داود نمایندۀ خدا بود.و این درک قدرت و حضور خدا در این نوجوان با استعداد هنری  او در نواختن چنگ او را پر از ترانه و سرودها و مزامیری نمود که امروز مانند دانه های مروارید گرانبهایی در اختیار ما گذاشته شده است.داود گویی با خدا معاشقه میکند!با او پچپچه میکند.فریاد میزند.می گرید.میخندد.شاد میشود.هراسان میگردد.ناامید است.پر از امید میشود.زمین میخورد.بر می خیزد.اما شما در تمامی زندگی و حیات او یک چیز را در مرکز و قلب دعاها و ایمان او میبینید:" خداوند شبان من است.محتاج به هیچ چیز نخواهم بود." ( مزمور 23 : 1 ) رابطۀ یگانۀ او با خدا،دیدن حضور خدا در تمام زندگی خود از او فردی ستاره مانند در بین تمامی شخصیتهای قبل و بعد از داود میسازد( به غیر از عیسای مسیح ).این همان ستاره ایست که امروز شما بر پرچم کشور اسرائیل می بینید.

اما هیچکدام از اینها مانع آن نشد که داود بعنوان یک انسان بر طبق بیان اشعیاء که " ما گناه کرده ایم " ( اشعیاء 64 : 5 )مبرا از گناه بماند .کمااینکه همه قبل از او و یا بعد از او لغزیدند و گناه کردند.داود متاسفانه در اوج رفاه و قدرت و اطمینان خود به خود بود که شکست خورد.نه از دشمن بیرون بلکه از دشمنی که تا آن روز در کمین او نشسته بود تا او را بدرد یعنی نفس خود او.او هرچند غول آهنین فلسطینی را به همت خدا براحتی شکست داد.همچنین از غول شرارت خوابیدۀ درون خود براحتی شکست خورد.او در نبردهای بیرون خود بر دشمنان اسرائیل پیروز شده بود اما در نبرد درون خود شکستی موحش نصیبش گردید.اما او توانست آن را با توبه ای عمیق و اشکهایی فراوان بخشش را از خدا بخواهد .توبۀ داود مورد قبول خدا قرار گرفت اما داود ثمرۀ گناه خود را دید و فرزند خود را از دست داد و میبینیم که فرزند خود او در یک چشم به هم زدن موجب رسوایی و ننگ خانواده میگردد و به خواهر ناتنی خود تجاوز میکند.( دوم سموئیل 13 )آیا این ثمرۀ گناه داود در نسل او بود؟نه اینکه تنها بخاطر گناه داود بود که فرزندش این گناه را کرد که هر انسانی به نوع خود نزد خدا گناهکار محسوب میگردد، اما میتوان آن را ثمرۀ گناه داود دانست.یعنی همانی که نویسندۀ نامۀ غلاطیان می گوید:" زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد." ( غلاطیان 6 : 7 )اما داود هنگامی که پیر می شود می بینیم که تمامی آنچه که ممکن است انسان را در دید و ساحت خدا موفق و پیروز سازد را به پسر خود سلیمان می دهد.بی شک او با پسر خود در بارۀ گناه خود سخن گفته بود از اینرو می بینیم که سلیمان هرگز زنا و قتل نکرد.هر چند خود سلیمان به نوعی دیگر بعد ها آلودۀ گناه گردید که در مقاله ای جداگانه به آن خواهیم پرداخت.

 حضور و نقش داود را در نوشتجات انجیل و رسولان مسیح به روشنی میبینیم.تمامی شخصیتهای حتی بعد از داود خصوصا نویسندگان انجیل گویی از نقش اساسی داود در مرکز مژدۀ نجات عیسای مسیح و تولد و زندگی و مرگ و قیام او میسر و تفکیک ناپذیر می دیدند.

 نه تنها شاگردان و انسانها حتی شیطان نیز از قدرت و نفوذ داود با خبر بود.او سعی نمود تا مسیح را با جمله ای از مزمور داود گمراه کند.( متی 4 : 6 ) مردم در روز ورود مسیح به اورشلیم فریاد زدند :" مبارک باد پسر داود " ( متی 21 : 9 ) عیسای خداوند در طول سه سالی که در بین انسان ها بود بارها و بارها از داود سخن گفت.او از داود در جایی که میخواست الوهیت خود را ثابت نماید سند آورد. ( مزمور 110 : 1 و متی 22 : 41 – 46 ) او از داود در جایی که قصد داشت تا معنای واقعی سبت را به یهودیان بفهماند سند آورد.

( متی 12 : 1- 8 ) در بالای صلیب بود که مسیح در آخرین لحظۀ حیات خود با مزمور داود خدا را به یاری خواست ( مزمور 22 : 1 و متی 27 : 46 ) عیسای مسیح بعد از قیام خود از مرگ ذهن شاگردان را برای درک مزامیر داود متمرکز نمود تا بفهمند چرا او باید زجر و شکنجه میدید و بر صلیب برای گناهان مصلوب می شد.(لوقا 24 : 44 ) و شاگردان او بنابر مزامیر داود بود که قیامت او را از مردگان و مسیحای موعود بودن او را به قوم اسرائیل مژده دادند.( اعمال  رسولان 2 : 22 – 36 )

 

                                                 

    درسی از زندگی داود :

 

زندگی داود برای تمامی ایمانداران حقیقی به عیسای مسیح باید درس بزرگی از اطمینان،هوشیاری،نیاز باشد.اطمینان به اینکه خدا در تمام زندگی ایمانداران هست و بر آنها نظارت دارد.هوشیاری از اینکه قدرت و رفاه و تن آسایی بیش از حد، ما را به سقوط میکشاند.نیاز به توبه از گناهان و بازگشت به خدا همواره تنها راه دریافت آن اطمینان و کسب آن هوشیاری ست.گناه داود نباید توجه ما را از گناه و احتمال وقوع چنین گناهی در خودمان هرگز نادیده بگیرد.پولس رسول قید میکند که :" بنابر این هر کس که گمان میکند استوار است مواظب باشد که سقوط نکند." ( اول قرنتیان 10 : 12 ) زندگی داود باید به ایمانداران به مسیح این دورنما را بدهد که خدا وجودی نیست تنها در آیه ها و فرمایشات مسیح برای خواندن،بلکه خدا وجودی ست برای داشتن رابطه ای نزدیک و تنگاتنگ با او.وجودی ست که او را بشناسیم.او را کنکاش کنیم.در ضعفها،قدرت ها، پیروزی ها و شکست ها حضور دائمی او را در کنار خود ببینیم.زندگی داود به ما میگوید که با همت به توان خدا پیروزی تضمین شده است.با اعتراف قلبی به گناهانمان آنها بخشیده شده است.با صدا کردن نام او در نبردهایمان بودنش مسجل شده است.با بیشتر شناخت ما از او ،مهر و وفاداری ما به او بیشتر شده است.

 

 

     از خود بپرسیم :

 

1- برای پیروزی بر مشکلات خود از چه و چگونه قوت می گیریم و اتکاء ما بر چیست؟

2-آیا گناهان اعتراف نشده ای در درونمان به خدا هست ؟

3- چقدر به ایمان و شکست ناپذیری خود مطمئن هستیم؟کی بود آخرین بار که ایمان مان توخالی و شکست مان برملا شد آیا از آن چه درسی آموختیم؟

4- کی بود آخرین بار که در پر شدن از روح و لذت بردن از حضور خدا در کنارمان به شور و شعف آمدیم و خداوند را در بیانی روحانی ستایش نمودیم و او را قلبا پرستش کردیم؟