مسیح برای شما کیست ؟

بررسی انجیل به قلم متی فصل 16 : 13 – 18

 

وقتی عیسی مسیح از شاگردان خود در این بخش متی پرسید که : " بنظر مردم پسر انسان ( لقب دیگری برای عیسای مسیح ) کیست ؟ " ناگهان شاگردان خود را در رودرروئی با یک نتیجه گیری قرار داد.شاگردان هر کدام جوابی دادند.من فکر نمی کنم که مسیح از جواب شاگردان خود غافلگیر شده بود چون او می دانست مردم در بارۀ او چه فکر می کنند!(الوهیت مسیح )اما او مشتاق بود تا نظر شاگردان خود را در بارۀ خود بداند؛ از اینرو بار دوم از شاگردان پرسید که : " شما مرا که می دانید ؟ "چرا باید مسیح این سوال را از شاگردان می پرسید؟آیا جواب شاگردان در عملکرد آیندۀ او تاثیر می گذاشت؟به صلیب رفتنش؟مگر او تا آن زمان برای جلب توجه شاگردانش آب را به شراب تبدیل کرده بود ؟ مرده ها را زنده کرده و مفلوج ها و جذامی ها را شفا داده بود؟بی شک جواب به تمام این سوالات خیر می باشد.پس چرا مسیح باید از شاگردان خود می پرسید که

" شما مرا کی می دانید؟".

منظور مسیح این بود که :خب!مردم در بارۀ من اینطور فکر می کنند؛شما چی؟ شما در بارۀ من چی فکر می کنین؟"

نادانی و جهل در تدبیر خداوند برای انسان نبوده و نیست و نخواهد بود.او آنقدر عظیم و والامقام است که شایسته نیست او را ناچیز و ناشناخته بنام ببریم و او را نشناسیم که او کیست؟و از ما چه می خواهد؟ما همواره باید قدرت و مقام او را با بزرگی یاد کنیم ؛اما اگر ما این بزرگی را در او نمی دانیم و نمی شناسیم ،چگونه میتوان بزرگی او را یاد کرد؟!

سلیمان در کتاب جامعه خود فصل دوم آیۀ سیزدهم می نویسد:

 

" و دیدم که برتری حکمت بر حماقت مثل برتری نور بر ظلمت است."

 

اکنون به جوابی  درست می رسیم که چرا مسیح باید از شاگردان خود می پرسید " شما مرا که می دانید ؟".عیسی مسیح قصد داشت تا این حکمت و این نور را به شاگردان بدهد.شناخت درست در بارۀ خود را به آنها بدهد.تا اینکه آنها  کورکورانه او را دنبال نکنند بدون آنکه بدانند حقیقت واقعی عیسای اهل ناصرۀ جلیل این نجار معروف چیست و کیست ؟

ما می توانیم سکوتی سنگین را در بین شاگردان بعد از این سوال نا منتظره از آنها تصور کنیم !چه باید جواب می دادند؟کسی حرفی نزد.چه باید می گفتند؟او برای آنها که بود؟یحیی یا ارمیاء ؟ الیاس یا یکی از این انبیاء؟کسی حرفی نزد تا اینکه پطرس شاگرد بسیار نزدیک او این مرد ماهیگیر که خانه و زندگی و شغل خود را برای پیروی کردن از عیسای مسیح پشت سر گذاشته بود دهان باز میکند و سکوت سنگین را میشکند.و چه شکستنی!چه اعترافی !:" تو مسیح ِ خدای زنده هستی " آیا جواب پطرس ، جواب دیگر شاگردان بود؟مسلما خیر!زیرا بعد از جواب پطرس ما تائید ، سخن و نظر دیگری از شاگرد دیگر نداریم.پس جواب پطرس ،جواب خود پطرس بود.در آن لحظه پطرس همان شمعون ،پسر یونای ماهیگیر ،عیسای ناصری  این نجار اهل جلیل را برای خود بعنوان مسیح موعود اسرائیل بر سمیت شناخت هرچند می دانست که این ادعای او بعدها سرش را بباد خواهد داد !اگر چه عیسای مسیح برای بیگانگان پادشاه یهود بود.( متی 2 : 2 ) برای یحیی بره ای بود که باید گناه جهان را بر می داشت ( یوحنا 1: 29 ) هر چند برای مردم یک پیامبر و یا یک پسر نجار بود.( متی 13 : 53 ) هر چند از دید خانوادۀ خود او یک پر مدعا بود.( یو حنا 7 : 1-5 )هر چند از دید کاهنان و زاهدان یهودی و دشمنانش سر دستۀ شیاطین بود( لوقا 11 : 15 ) یک کافر بود( متی 26 : 64-68 )یک ضد روم بود و یک شورشی بود.

( لوقا 23 : 1-2 و 5 )اما در آن لحظه برای پطرس ، او آن مسیحای موعود بود.همین پطرس سالها بعد، سالها بعد از این ادعا ( اگر شما فکر می کنید که ادعای او از روی شکم پری بوده است!) بعد از اینکه همین " مسیحای خدای زنده " بر خلاف باور او مصلوب شد ،مرد،دفن شد و روز سوم قیام نمود(که خود او نیز شاهد تمام اینها بود)در نامۀ دوم خود نوشت:

" زیرا وقتی ما در بارۀ خداوند ما عیسای مسیح و آمدن او سخن می گوئیم به افسانه هایی که با مهارت ساخته شده اند متوسل نشدیم؛زیرا ما با چشمان خود بزرگی ملکوتی او را دیده ایم."( دوم پطرس 1 : 16 )

 

شما چه ؟آیا تا به امروز بزرگی  ملکوت عیسای مسیح را دیده اید؟آیا صدای او را ،رد پای او را ، حضور او را در روح خود دیده اید ؟ اگر جواب شما چه آری باشد و چه خیر؛ باز من از شما خواهم پرسید که:

" مسیح برای شما چه کسی است ؟"

بدرون خود نگاه کنید اگر تاکنون به او ایمان نیاورده اید ، آیا برای شما یک مجهول الهویه ؟ یک رهبر اخلاقی بزرگ؟یک پیامبر اولوالعزم؟یک یهودی ناشناخته اما قابل احترام است ؟

بدرون خود نگاه کنید،اگر تاکنون به او ایمان آورده اید ،او برای شما کیست؟یک نجات دهنده؟یک نجات دهنده اما پر از سوالات بی جواب در اطراف خود؟یک انسان خدا گونه؟یا یک خدای انسان گونه است ؟

 

چه او را بشناسیم و چه او را نشناسیم ، برای اینکه  چهره و شخصیت واقعی او را بشناسیم باید به درون خود نگاه نکنیم!به اطراف نگاه نکنیم! به مسیحیان دیگر نیز نگاه نکنیم!بلکه بیائیم  این بار تماما به کلام مقدس از ابتدای پیدایش تا انتهای مکاشفه نگاه کنیم.به سایۀ مسیح در نوشته های تورات و انبیاء و به حضور مسیح در انجیل در بین نوشتجات شاگردان او.به گفته های او که برای ما بجا مانده ، به تاثیر تعالیم او بر مردم و شاگردان خود و تبدیل شدن زندگی آنان از خاک به خورشید؛از هیچ به وجود؛از اسارت به آزادی؛تعمق و تفکر کنیم.تا او را بشناسیم که او کیست؟

اگر نمی دانید که مسیح برای شما کیست به شما پیشنهاد می کنم که نامش را بر خود نگیرید.

اگر نمی دانید که مسیح برای شما کیست به شما پیشنهاد می کنم حتی نامش را به زبان نیاورید.

زیرا بهتر است که او را  نشناسید تا اینکه کورکورانه و بی اهمیت و  بی ارزش نام عظیمش را به سخره گی و به بطالت ببرید  و یا برخود بگذارید.