" همه را
بسوی خود خواهم کشید."
نوشتۀ: حسن گل هاشم
وقتی عیسای خداوند فرمود:" و من اگر از زمین بلند کرده شوم همه را بسوی خود
خواهم کشید."( یوحنا 12 : 32 ) به یک
تبدیل عظیم در بافت و باور انسان خاکی وعده داد. قدرت این
تبدیل و عوض شدن شخصیت درونی انسان زمینی را در
این وعدۀ خداوند عیسی نمی توانیم درک
کنیم اگر نفهمیم که عیسی این " همه " را به کجا می برد؟ این
" بسوی خود " کجاست؟ و
قدرت و معنای عمیق این عبارت را درک نخواهیم کرد اگر درک
نکنیم که کی این اتفاق می افتد. آیا افتاده است؟
می افتد؟ یا خواهد افتاد؟ بنده این بلند شدن عیسای
مسیح را در دو بُعد می بینم. بلند شدن اول مسیح را
میتوان ، مصلوب شدن او را دید، بر صلیب بلند شدن؛ و بلند شدن
دوم را میتوان صعود او به آسمان برداشت کرد. اگر هر منظوری در
این فرمایش خداوندم نهفته باشد، در هر مورد او ما را " بسوی خود خواهد کشید."
برداشت اول: " و اگر از
زمین بلند کرده شوم " یعنی آنگاه که میخ
شده بر صلیب از زمین بلند شوم. وقتی یهوه از موسی
خواست که مار مفرغی را درست کند تا هر که به آن نگاه کند شفا یابد؛
موسی مار مفرغی درست شده را در چادر قایم نکرد! یا با
خودش نکشید! یا آن را با زور شمشیر و تهدید به مردم
معرفی نکرد! بلکه آن را به سادگی طبق فرمان یهوه ساخت، بر چوب
کرد و آن را بلند کرد. تنها با نگریستن با ایمان به این مار
مفرغی قوم از نیش مارهای سمی در امان می ماند و
یا زخمش شفا می یافت.( اعداد 21: 4-9 ) عیسی از این بلند شدن از زمین
حرف می زند. عیسی بر صلیب از زمین بلند شد، با نگاه
کردن ( ایمان قلبی آوردن) به مسیح مصلوب تمامی گناهانمان
پاک شده و زخم و لعنت گناه از ما پاک میگردد( یوحنا 3: 14-15 )
این بر روی زمین روی داد. سپس می
فرماید:" همه را بسوی خود خواهم
کشید." بسوی خود به کجا؟ نه تنها در ایمان قلبی به
خدای افراشته شده بر صلیب، عیسای مسیح ، شفا و پاک
شدن از گناه انسان نهفته است؛ در این صلیب، نان آسمانی هست، که
با خوردن آن دیگر هرگز گرسنۀ فلسفه های دنیا نخواهی
شد. در این صلیب، آب حیات نیز هست؛ با نوشیدن آن
دیگر هرگز تشنه نخواهی شد. در این صلیب
یگانگی با پدر و روح القدس نیز نهفته هست، دیگر به
یاری انسان زمینی برای روزهای طوفانی و
جفاها نیازی نداری.
فیض عظیم خدا در لغزش ها، محبت بیکران او در
تنهایی ها، شادی در
شکسته شدن قایق ها، پایداری در سنگسار کردن ها، سرود خوان در
زندانها، و پر شعف وارونه بر صلیب، اینها میوه های انبوه
و فراوان صلیب حقیر جلجتاست! که چون بالا رفت عیسی همه را
با خود بالا برد. انبارهای خالی ما را از این میوه
های آسمانی و بهشتی صلیب خویش مملو ساخت. او بر
صلیب بالا رفت و ما را در صلیب بالا برد، نه اینکه از
زمین ما را بردارد و یا دیگر اهل زمین نباشیم و در
وادی صلیب بت پرستانه زندگی کنیم. خیر! ما را در
صلیب خود بالا برد تا ما در روح بالا رویم. در روح آن نور بهشتی
را، آن تولد تازه را، آن خلقت تازه را دریافت کرده و در جسم
زمینی خود پایین
بر زمین باقی مانده و او را خدمت کرده و نامش را جلال دهیم. " خواهش نمی کنم که ایشان را از جهان
ببری بلکه تا ایشان را از شریر نگاه داری."
( یوحنا 17: 15).
برداشت دوم:" و اگر از
زمین بلند کرده شوم " در برداشت دوم، که دلیل آن باعث
شد تا این چند خط را بر روی جوهر بیاورم، کمی تعمق لازم
است. عیسای مسیح پس از مرگ بر صلیب، دفن شد. روز سوم
قیام کرد؛ به مدت چهل روز با شاگردان بود. به صدها نفر خودش را نشان داد.
آنگاه به آسمان، مکانی که از آن آمده بود، صعود کرد و در دست راست حضرت
اعلی نشست. سوال اینجاست اگر ما این بلند شدن مسیح را در
صعود عیسای خداوند ببینم، کمی هضم " همه را بسوی خود خواهم کشید." دشوار خواهد بود از آنجایی که ما
هنوز در جسم هستیم. در جسم باقی میمانیم تا از آن وداع
کنیم. پس چطوری ممکن است در جسم " بسوی او "
کشیده شویم. کجاست آنجایی که این صلیب
میخواهد ما را ببرد؟ " بسوی خود
"؟
خود خداوند
کمی جلوتر برای اینکه شنوندگان و خوانندگان فکر نکنند خواب و
رویا می بینند! مجددا همین را به گونه ای
دقیق تر وعده داده بود،" ای پدر
میخواهم آنانی که به من داده ای با من باشند در جائی که
من می باشم تا جلال مرا که به من داده ای ببینند."(
یوحنا 17: 24) و باز بالاتر فرموده بود که:" و
من جلالی را که به من دادی به ایشان دادم تا یک باشند
چنانکه ما یک هستیم." فکر میکنیم جواب
سوال خودمان را پیدا کردیم. وقتی عیسی فرمود
:" همه را بسوی خود خواهم کشید."
در حقیقت سخن از کشیدن به آن جایی بود که در آنجا جلال و
عظمت خود را در سیمای خدایی خویش به قوم خود نشان
می دهد. اینجا بر روی زمین زمانی که فقط برای
مدتی کوتاه عیسی نمای بهشتی به خود گرفت، تمام مردم
و شاگردان یا به زانو افتادند یا حیران شدند، تصور کنید
چه چیزی در آنجا در انتظار آنهاست! جایی که تمام
الوهیت خدایی او را می بینند. عیسی ما
را میخواهد به آنجا ببرد. " بسوی خود
". اما کی این اتفاق می افتد؟ بعد از مرگ؟ صدرصد. اما الان
چه؟ اکنون چگونه عیسی ما را با خود بسوی خود می کشد؟
مهمترین اخلاق زندگی یک مسیحی صبر است.
چیزی که در انسان سال دو هزار حتی در ایمانداران
نایاب است! آنچه زندگی زمینی مسیحی را معنا
می دهد انتظار دیدار مسیح است. بودن در جایی که او
هست. منتظر بودن در، بودن در جلال مسیح. تمام مقدسینی که
جلوی ما رفتند، در دردها و جفاها و رنج ها به این امید انتظار
کشیده و زندان ها و دندان های درندۀ حیوانات را ، هجرت را
متحمل شدند. ایمان این عزیزان و این امید که
عیسی آنها را بسوی خود کشیده است، آنها را در رنجها
مقاوم، در مقاومت و تشخیص دادن پیامبران و معلمین دروغین
هوشیار، در خادم مهربان بودن کوشا گردانید؛ کما اینکه امروز ما
را باید.
از آنجایی که عیسای مسیح
زمانی که از زمین بلند شد همه را بسوی خود کشید و به
جایی برد که خود او در آنجا ساکن است، نیرویی مضاعف
و مافوق تصور برای ایمانداران محسوب میگردد. قدرت و
نیرویی نه برای تخریب و نه برای زور گفتن و
نه برای شمشیر بدست گرفتن و انجیل مسیح را بشارت دادن؛
بلکه قدرت و نیرویی مضاعف که به زعم داشت آن، فریاد شما
را کسی در کوچه ها نمی شنود، فتیلۀ نیم سوخته را
خاموش نمی کنید، نی خمیده را نمی شکنید؛ و
یکی از آن کوچک ترین را که وقتی گرسنه هست، غذا می
دهید؛ وقتی تشنه است، آب می دهید؛ وقتی زندانی
است به سراغش می روید، و وقتی غریب است، پناهش می
دهید. تمام این نیرو از صلیب جلجتا به تمام رگ و پی
ایماندار تزریق شده، قوت داده و او را در طوفان های
دریاچۀ دنیا آرام می سازد. زیرا خداوندش او را
بسوی او کشیده است. او در آنجاست. او هم اکنون در اینجا از
روی زمین، میتواند بوی خوش و معطر دائمی خداوندش را
در آسمان، در تمام جان خود حس کند. با ستارگان بهشتی به رقص در اید و
با پروانه های آن تا به کهکشان های دور پرواز کند! زیرا او در
حضور خداوندش است. این تصور و اندیشۀ اینکه مسیح
مرا بالا برده و مرا بسوی خود کشانده و من با او هستم، چنان قدرتی به
پولس داده بود که می نویسد:" زیرا یقین
می دانیم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما
ظاهر خواهد شد هیچ است." ( رومیان 8: 18 ) در کولسیان می نویسد:"
آنچه را که در بالا است بطلبید در آنجایی که مسیح است
بدست راست خدا نشسته. در آنچه بالا است تفکر کنید نه در آنچه بر زمین
است." ( کولسیان 3: 1 ) در فیلیپیان می
نویسد:" اما وطن ما در آسمان است که از آنجا نیز نجات دهنده
یعنی عیسای مسیح خداوند را انتظار می
کشیم که شکل جسد ذلیل ما را تبدیل خواهد نمود تا به صورت
مجید او مصور شود." ( فیلیپیان 3: 20 ) و
نهایتا شاگرد عیسای خداوند یوحنا در رسالۀ خود
می نویسد:" هنوز ظاهر نشده است آنچه خواهیم بود. لکن
می دانیم که چون او ظاهر شود مانند او خواهیم بود. زیرا
او را چنانکه هست خواهیم دید." ( اول یوحنا 3: 2 ).
پس وقتی عیسای مسیح
فرمود:" و من اگر از زمین بلند کرده شوم
همه را بسوی خود خواهم کشید." هم در صلیب و
ایمان به آن؛ و هم در زیستن در آسمان برای من و تو طرحی
زیبا ریخته بود.
چون از زمین بلند شد، مصلوب گشت؛ گناهان ما را آمرزید؛ تن و خونش را به ما
داد تا با نگریستن به آن ، تا با قدرت گرفتن از آن راه زندگی
زمینی را با افتخار و سربلندی طی کنیم. تولد تازه
را دریافت کنیم. از شرارت و خواهش نفس دوری کنیم و
برای او پاک زندگی کنیم. این امروز اتفاق می افتد.
همین الان همینطور که این خطوط از زیر چشمان تو گذشت. از
اینرو ما را بسوی خود کشید.
چون از زمین بلند شد، به آسمان صعود کرد، و روح
مقدسش را به ما داد، تبعیت ما را از خاک به آسمان عوض کرد. موطن ما آسمان
شد. پا بر زمین، نگاه به آسمان ؛ انتظار جلال وعده داده شده را می
کشیم. منتظر هستیم تا این بدن خاکی و زبون خود را از دست
بدهیم. از زندان این جسم خلاص شویم و با او یکی
شویم. آنجا در حضور پادشاه پادشاهان. این نه امروز بلکه فردا اتفاق
می افتد. اما با زیستن در آن راه زندگی زمینی را با
افتخار و سربلندی طی می کنیم. رنج ها و شکنجه ها را تحمل
میکنیم و پر افتخار برای مسیح عیسی می
جنگیم. از اینرو ما را بسوی خود کشید.
اکنون ای
مسیحی عزیز! میدانم که مسیح ترا بسوی خود
بالا برده است. زیرا تو به او با ایمان نگریستی. در بالا
بمان! بر زمین باش اما بالا بمان! و نگذار هرگز ترا باور و
اندیشۀ دیگری پایین بیاورد! آنها به عیسای
خداوند لقب دیو دادند، پس به تو چه خواهند گفت؟! بر صلیب او در بالا
بمان تا رستگاری تو از آسمان بیاید. و همانطور که بر
بالای صلیب هستی، دشمنانت را ببخش، دزدی را وارد بهشت کن!
و روح و جان خودت را به پدر تسلیم نما! و شاهد زندۀ عیسای
خداوند بر خاک باش.
اما ای
خوانندۀ عزیز! اگر هنوز بسوی او بالا نرفته ای، امروز
شاید روزیست که این را لبیک بگویی! او از سر
فیض خود فرمود:" همه را بسوی خود
خواهد کشید." کما اینکه فرموده بود:" هر کس که به او ایمان آورد "، عمر
زمین و عمر جسم من و تو کوتاه مدت است. بودا مرد. ابراهیم مرد. داود و
سلیمان نیز مردند. محمد و علی و خلفاء هم مردند. تنها او زنده
ماند و استخوانهایش هرگز فساد را ندید و نمی بینید.
او عیسای مسیح است. و همین امروز میخواهد ترا با
خود به بالا ببرد. فقط باید به او که بالا برده شد، از روی
ایمان نگاه کنی و او را بپذیری. قلبت بشکند و بغضت بترکد
و به گریه درآیی که :" خداوندا من گناهکارم!
ایمان دارم عیسای مسیح برای گناهان من بر
بالای صلیب مرد. دفن شد. روز سوم قیام کرد و امروز زنده است و
اکنون از او دعوت میکنم تا به قلب من بیاید و مرا از آن خود
سازد. آمین." دوست عزیز با این دعای ساده تو
امروز به عیسای مسیح نگاه کرده ای. گناهانت پاک شده است.
زخم هایت شفا یافته است. و تو متعلق به او هستی.
یعنی متعلق به آسمان. و او ترا بالا به نزد خود کشیده است.
آمین