هر گردی گردو نیست!
نقد کوتاهی بر مقالۀ " مدرن ارتجاعی
" نوشتۀ آقای محمد برقعی در روزنامۀ شهروند شمارۀ
873
نوشتۀ:
حسن گل هاشم
در این مقاله جناب برقعی
با بررسی دین و مضرات آن طبق معمولِ تمامی روشنفکران عصر دیروز
و امروز و فردا،سعی نموده اند تا ندای تمدن و پیشرفت را ورای
دیدگاه مذهبی و ارتجاعی دین بدهند!بنده با جناب برقعی
در صف مبارزه با ارتجاع هستم!چه در دین پدری خودم ،اسلام.و چه در مسیحیت
که در حال حاضر خودم را از پیروان آن میدانم!بنده همواره معتقد بودم و
هستم ،روحانیت ورای ظرف جسم است،و شما قادر به ممزوج کردن این
دو نیستید.عیسای مسیح را خواستند تا پادشاه کنند،او
از میان مردم رد شد و رفت.(یوحنا 6 آیۀ 15)خواستند تا
تواناییش را بر روی زمین محک بزنند،او فرمود پادشاهی
او بر روی زمین نیست.(یوحنا 18 ایۀ 36)
خواستند تا او را به روی قوانین شریعت و آداب و سنن گذشته گان
متمرکز کنند او گفت باید از آب و روح متولد شد.(یوحنا 3 آیۀ
5 ).
فلاکت و ارتجاع کلیسای
روم در قرون اولیه ،مانند داغ سیاهی بر تاریخ مسیحیت
همواره خواهد ماند.اما نه بر تن مسیح.و نه بر تن مسیحی.زیرا
آنچه آنها به مدتی مدید در قدرت و خودکامگی خود دست به آن زدند
در هیچ قاموس و معنای تعالیم و فرمایشات عیسای
مسیح که آنها به دلیل آن سر می زدند و می سوزاندند نبوده
است.بنده دشمن ارتجاع هستم و برای آن تا آخرین نفس خود جنگیده و
در این جنگ سلاح من فیض خدا در عیسای مسیح و درک و زیستن در آن خواهد بود و بس.
پیام مسیح همواره پیام
تبدیل بوده است.همواره تغییر.همواره از کهنگی به تازگی
تبدیل شدن.در حقیقت این از اساس تعالیم مسیحیت
است که :" هر آنچه کهنه بود درگذشت و اینک زندگی نو شروع شده
است."(نامۀ دوم قرنتیان باب 5 آیۀ 17).تعالیم
مسیحیت شما را تشویق به تازه زیستن میکند:" همانطوری
که مسیح بوسیلۀ قدرت پرشکوه پدر پس از مرگ زنده شد ما نیز
در زندگی تازه ای بسر بریم."(رومیان باب 6 آیۀ
4 ) و " به آنچه که ما را در بردگی نگاه می داشت مرده ایم
تا به نحوی تازه یعنی بواسطۀ روح القدس خدا را خدمت کنیم
نه مانند گذشته که از قوانین نوشته شده اطاعت می کردیم."(رومیان
باب 7 آیۀ 6).
تمامی شاگردان مسیح از
افرادی عامی و مرتجع (از دید آقای برقعی)بودند،اما
به دلیل آنچه در درون آنان ایجاد شد و آنها با آن تازگی زیستند،توانستند
تمامی دنیا را با آن عوض کنند،عوض کردند زیرا که ابتدا خودشان
عوض شده بودند.از ارتجاع به ارتقاء.
در جایی از این
مقاله ایشان جمله ای را گفته اند که ابدا از صاحب چنین قلمی
که بر ضد ارتجاع و مدرن ارتجاعی مقاله نوشته بعید می نماید!!ایشان
می گویند:" مسیحیت را که ارزشهای تمدن غرب از
آن سرچشمه گرفته است." (ستون پنجم مقاله پاراگراف دوم خط چهارم)...ببخشید
جناب برقعی بهتر می بود می فرمودید:" ...سرچشمه
گرفته بود!!" نه من و نه دیگر آنانی که در تعالیم کتابمقدس
زندگی میکنند،جامعۀ غربی را مسیحی نمیدانیم؛نه
تصمیمات و نه حرکتهای هر گروه و جناح سیاسی را.تمامی
ارزشهای اولیۀ مسیحیت که غرب بنابود در آن زندگی
کند به مرور زمان از بین رفته و مسیح در زیر دنیای
پیشرفتۀ شما له شده و در جفا و ستم قرار گرفته و اشک می ریزد.نگاه
کنید به اوج پیشرفت این دنیا!خوب نگاه کنید!بعد یک
قلم بردارید و سعی کنید؛آنوقت که در زیر فشار مزدوران و
مرتجعین و فاسدان و فاسقان جانتان به لب می رسد،تعدادی راه نجات
و جملات معناداری که انگیزه ایستادن و بودن و زیستن و تبدیل را ،به رغم تمامی
سنگدلی ها؛در شما تشویق کند و شما همسایۀ کناری
خودتان را روی کاغذ بیاورید!
آقای برقعی بهتر بود تا بیشتر از فرقۀ پنطیکاست
(هر چند خود بنده از آن نیستم) اطلاع کسب مینمود قبل از آنکه دید
عدم ارتجاعی خود را نسبت به این فرقه بیان بفرمایند!زیستن
در روح و داشتن هدایای روح القدس پس از ایمان و تعمید روح
مقوله ای تمام فراتر از این چند سطر و این برداشت کوتاه آقای
برقعی از " گفتگوی زبان ها " می باشد.این هدایا
نه مختص این فرقه بوده و نه متعلق به شخص و کشیش و رهبر خاصی(طبق
نظر آقای برقعی).
خانم پی لین و یا
هر کس دیگر خودمختار است نظر و دیدگاه خود را از ایمان خود بیان
کند،این دلیل بر دید کلی
و دیدگاه کلی در بارۀ اساس ایمان مسیحی
ایشان نمیتواند باشد.و نمی توان به یمن آن مسیح و
مسیحیت را که از چاووشان و پیش قراولان تبدیل و تغییر
در درون به بیرون بوده،هست و خواهد بود با دیدگاه سیاسی
فلان رییس جمهور و یا خانم پی لین و با فلان کاندید
و فلان رهبر کلیسا و فلان فرقۀ مسیح سنجید.به درخت نگاه
کنید و میوه های آن که بارآور می گردد نه به پرندگان زود
گذر و نغمه خوان آن!حال چه با صدای خوب و چه صدای بد!بله دوست عزیز!هر
گردی گردو نیست!
همانطور که ایشان فرمودند
و من با ایشان موافق هستم که ارتجاع بیرون نیست،در درون است.برای
همین عیسای مسیح بر بالای صلیب مُرد تا
ارتجاع مرگ را از بین برده و اسارت ارتجاع گناه را در درون ما بمیراند
و ما با ایمان به او در تازگی خواهیم زیست،نه تازگی
خودمان؛ تازگی عیسای مسیح.آمین
شادمانه در مسیح