مخفیانه یا علنی

                                     " شنیده ام که نامم نمی بری بر زبان خود

                                                                        چه خجلتی ست در خون من که خجل می کنی مرا "

 

این نوشته را به برادر عزیزم در مسیح ، محسن عرفانی تقدیم میکنم که زبان سرخ او در ایمانش به مسیح پروای از دست دادن سر سبزش را ندارد.

 

ماها که از گذشتۀ دین اسلام به مسیحیت ایمان می آوریم.با خود خوبی و بدی های آن دین را خواهیم آورد.خوبی هایی از قبیل نام خدا.پرستش او.کار خوب کردن.تلاش کردن اینکه خوب باشیم.( قصد ندارم از ضعف خود به رسیدن این اهداف سخن بگویم.زیرا محبت ما آلوده به انگیزه هایی انسانی بود نه الهی و دانش ما از خدا ناقص و نادرست) همچنین با خود اخلاق منفی را.مثل دیوار جدایی بین خود و آنهایی که مثل ما نیستند.به دل گرفتن کینه.زخم زبان زدن.سیاستمداری در رفتار! یکی دیگر از خصلتهای نا پسندیده ای که مسیحیان مسلمان زاده با خود می آورند عمل

 " تَقّیّه " یا دروغ مصلحتی و زندگی مخفیانه در پشت آنچه که در ظاهر هستیم و در دل نیستیم!می باشد.

بودند و هستند مسیحیانی که بیش از ده ها سال در ایمان به عیسای مسیح زندگی کرده اند.کلیسا رفته اند.صدبار در شام خداوند شرکت کرده اند.تولد مسیح را جشن گرفتند.رستاخیز او را،اما هنوز هیچکدام از دوستان و بستگان آنها نمی دانند که آنها یک مسیحی هستند!! از آنها میپرسی چرا؟می شنوی که :

- " خب!بگویم که چه بشود! آنها مسلمان هستند.آنها دین خودشان را دارند و من هم مال خودم را!"

تاسف بالا می گیرد زمانی که این افراد مورد ملاقات بستگان خود قرار می گیرند.اگر روز یکشنبه باشد ،آمدن به کلیسای شان را قطع میکنند.عکس های صلیب را پایین می آورند و ...

سوال من از این ایمانداران به مسیح این است که :

" آیا عیسای مسیح مخفیانه بین مردم خدمت کرد یا علنا؟ "

مگر بخاطر ندارید و نخوانده اید که عیسای خداوند قبل از اینکه جمعیت زیادی به نزد او یورش ببرد به شاگردانش چه فرمود :" بدانید : هر که در برابر مردم خود را از آن من بداند پسر انسان در برابر فرشتگان خدا او را از آن خود خواهد دانست.اما هر که در برابر مردم بگوید که مرا نمی شناسد در حضور فرشتگان خدا ناشناس محسوب خواهد شد." ( از انجیل به روایت لوقا 12 : 8-9 )

صراحت پیام مسیح همواره مانند شمشیری تیز و عریان  پوست و استخوان نفس ریاکاران را می درید و از هم جدا میکرد.آنها هرگز یارای پاسخ گویی به صراحت کلام او را نداشتند چه هنگامی که شاگردانش خوشه های گندم را در روز سبت می چیدند و می خوردند و چه زمانی که خود را بالاتر از ابراهیم و سلیمان خطاب کرد.چه زمانی که صراحتا با باج گیران و زنان روسپی معاشرت میکرد و چه زمانی که تمامی مذهبیون و ریاکاران خداپرست را به زیر سوال می برد.

او این جسارت و گستاخی رساندن پیام فیض بخش خود را تماما با درون و انگیزه ای رام گونه مانند گوسفند ،زیرکانه چون مار و بی آزار مانند کبوتر به شاگردان و ایمانداران خود به میراث گذاشت.او مدام آنها را تشویق نمود که ...بروید ...بگویید...بروید...بگویید...چه آن موقعی که تازه در اوان خدمت خود آن  دوازده نفر را فرستاد.چه موقعی که از مرگ قیام کرده و آنها را از روح خود پر ساخت تا ...بروند و بگویند...می بینید!او هرگز پیام خود را مخفی نساخت بلکه علنا آن را بیان کرد.به همین دلیل بود که وقتی پولس رسول را در معبد اورشلیم بازداشت کرده و او از روبروی پادشاه اغریپاس سر در آورد تا از اتهامات وارد آمده بر او از خود دفاع کند ، او در خصوص شخصیت - تعالیم و  آنچه که بر عیسای مسیح روی داده بود، رو به پادشاه اغریپاس گفت:" زیرا پادشاهی که در حضور او به دلیری سخن می گویم از این امور مطلع است چونکه مرا یقین است که هیچ یک از این مقدمات بر او مخفی نیست زیرا که این امور در خلوت واقع نشد." ( اعمال 26 : 26 ) اول نگاه کنید که پولس چه می گوید :" که در حضور او به دلیری سخن می گویم." یادتان نرود که او در اینجا دست و پایش به زنجیر است.پشت سر او جماعتی ایستاده که تشنۀ خون اوست و روبروی او پادشاهی که با یک اشاره می تواند سر او را از گردنش جدا سازد.اما او میگوید: " در حضور او به دلیری سخن می گویم." اما پولس از چه اموری سخن می گوید؟ مسلما از تمامی آنچه عیسای مسیح انجام داد.مرگ او.قیام او.شاگردان او.نزول روح القدس.معجزات و شگفتی های انجام شده.پولس از این امور سخن می گفت.ببینید به نکته ای که او به آن اشاره می کند : " زیرا که این امور در خلوت واقع نشد ."

اکنون ببنیم آیا این ادعای پولس درست بود یا نه ؟

 

1-  عیسای مسیح علنا تعلیم  داد.

" من به طور علنی و در مقابل همه صحبت کرده ام.همیشه در کنیسه و در معبد یعنی در جائیکه همه یهودیان جمع می شوند تعلیم داده ام و هیچ وقت در خفا چیزی نگفته ام." ( انجیل یوحنا 18 : 19- 20 )

 

2-  عیسای مسیح علنا دادگاهی شد.

" وقتی مردم اجتماع کردند پیلاطس به آنان گفت."... و " وقتی پیلاطس دید که دیگر فایده ای ندارد و ممکن است شورشی ایجاد شود آب خواست و پیش چشم مردم دستهای خود را شست."  ( انجیل متی 27 : 17 و 24 )

 

3-  عیسای مسیح علنا  مصلوب شد و مرد.

" جمعیت بزرگی از جمله زنانی که بخاطر عیسی به سینۀ خود می زدند و عزاداری می کردند از عقب او می آمدند."... و " مردم ایستاده تماشا می کردند و روسای آنان با طعنه می گفتند." ( لوقا 23 : 27 و 35 )

 

4-  عیسای مسیح علنا از مرگ قیام کرد .

" و بعد خود را به پطرس و پس از آن به دوازده حواری ظاهر ساخت و یکبار هم به بیش از پانصد نفر از برادران ما ظاهر شد ." ( اول قرنتیان 15 : 5-6 )

 

5-   آمدن روح القدس ،وعدۀ او ،علنی بود.

  وقتی روز پنطیکاست رسید،همۀ شاگردان در یکجا جمع بودند." ... و " وقتی آن صدا بگوش رسید جمعیت گرد آمدند ." ( اعمال رسولان 2 : 1 و 6 )

 

اگر تعالیم و کارهای مسیح علنی نبود آیا پولس رسول میتوانست باز هم در حضور پادشاه به او بگوید که " چونکه مرا یقین است که هیچ یک از این مقدمات بر او مخفی نیست و آن ادعا را کند؟

پس اگر او که علنا تعلیم داد.علنا دادگاهی شد.علنا در حضور مردم توهین و خوار شد.علنا مصلوب شد و مرد و قیام او بر همه علنی بود ؛چرا من و تو نباید علنا این ایمان خود را به زبان بیاوریم؟چه چیزی باعث میگردد که یک ایماندار به مسیح ایمان خود را از دیگران مخفی سازد؟تنها دو احتمال وجود دارد:

الف- ایمانش حقیقی نیست.

ب- حقیقت ایمانش را نمی داند.

دوست من!برادر و خواهر عزیز من در مسیح! اگر طعم آزادی در روح القدس را چشیده ای!

 

در پیام فیض بخش عیسای مسیح که برکات وعده داده شدۀ الهی را نصیب ایمانداران خود می سازد هیچ شرمساری نیست که افتخار و سربلندی ست.

پولس رسول می نویسد :" زیرا من از انجیل خجل نیستیم از آن رو که انجیل قدرت خداست برای نجات هر کس که ایمان آورد...زیرا انجیل نشان می دهد که خدا چگونه آدمیان را کاملا نیک میشمارد." ( رومیان 1 :16 -17 )

میدانید چه کسانی باید از نام مسیح خجالت بکشند؟کسانی که هنوز درِ قلبهای خود را به نور او بسته اند.گوش های خود را به صدای در قلبشان که او با دستهای سوراخ شدۀ خود می کوبد.

کسانی که پیام صلح و آرامش مسیح را بر درِ منزل خود ، در خیابان ، در کلیسا،در رادیو،در تلویزیون ،از زبان غریبه و دوست شنیده اند اما هنوز بی اعتنایی می کنند.

 

به توست ای ایماندار مسیحی که هرگز از نام مسیح شرمسار نباشی و نامش را بر خود به افتخار داشته باشی و هرگز ،هرگز نام او را مخفی نسازی .یکبار دیگر می نویسم.بیاد داشته باش .او فرموده است:" پس هر کس در برابر مردم خود را از آن من بداند من نیز در برابر پدر آسمانی خود او را از آن خود خواهم دانست."

( انجیل متی 10 : 32 )

 

نوشتۀ : حسن گ.