شفای واقعی و شفا دهندۀ حقیقی را بشناسیم!

دیدگاه کتابمقدس در بارۀ شفا چیست؟

نوشتۀ:حسن گل هاشم

 

در این مقاله بنده به تصورات و سوالاتی از این قبیل با بهره گیری از آیات زندۀ کتابمقدس پاسخ خواهم داد:

1-  چرا مریض می شویم؟

2-  آیا خدا شفا می دهد و آیا همه را شفا می دهد؟

3-خدای شفا دهنده

4-آیا خدا همۀ بیماری ها را شفا می دهد؟

5- ارادۀ خدا و جلال دادن نام او؟

6- جمع بندی

 

1- چرا مریض می شویم؟

آغاز بیماری کجا  و مسبب آن که بود؟

 

       ابتدا باید ببینیم بیماری ها و میکرب هایی که تولید بیماری  می کنند چگونه وارد هستی شد تا انسان را ناتوان ساخته و حتی از بین ببرد. درک و باور این سوال به درک گفتگوی ما در بارۀ شفا یافتن از بیماری و قدرت شفا و نقش و وعدۀ خدا در این خصوص بسیار کمک خواهد کرد.

همه چیز از آن روز در باغ عدن آغاز شد. خدا به اولین انسان روی زمین فرمان داد. فرمانی واضح و روشن :" و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت: از همۀ درختان باغ بی ممانعت بخور اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد."( کتاب پیدایش اولین نوشتۀ موسی از مجموعه کتابهای کتابمقدس فصل 2 آیۀ 16 و 17). این هدفی بود که خدا برای انسان تعیین کرده بود و " امر " یا فرمان داده بود که از این هدف غفلت نکنند. نه آدم و نه همسر او حوا. اما آنها تن به میل درونی خود داده و شیفتۀ جذابیت نفس خود شده، خود و میل خود را دیدند نه خدا و خواسته و فرمان او را؛پس بنا به میل و خواستۀ خود از فرمان خدا سرپیچی نموده و " گناه " مرتکب شدند. عبارت گناه در واژۀ یونانی خود یعنی : به هدف نزدن. هدف چه بود؟ نخوردن از درخت و به قولی دیگر : سرپیچی نکردن از فرمان خدا. چه پیش آمد؟ انسان ( آدم و حوا ) بابت گناهی که مرتکب شد مشمول فرمان خدا گشت که به آنها فرموده بود:" هر آینه خواهی مرد ". در حقیقت " مرگ "ِ آدم و حوا که هم بُعد مرگ روحانی و هم مرگ جسمانی را داشت جریمه ای بود که آنها باید بابت این سرپیچی از فرمان خدا به خدا می پرداختند. در این مقاله قصد بنده تمرکز بر مرگ جسمانی است که بر انسان وارد آمد نه مرگ روحانی. باشد تا مقالی دیگر آن را نیز بررسی نماییم.

بلافاصله پس از مرتکب شدن گناه توسط انسان می بینیم که خدا فرمان خود را بر آنها اجرا میکند و می فرماید:" به زن گفت : الم و حمل ترا بسیار افزون گردانم با الم فرزندان خواهی زائید." و به مرد گفت :" پس به سبب تو زمین ملعون شد و تمام ایام عمرت از آن با رنج خواهی خورد." ( پیدایش فصل 3 ایات 16 و 17). لطفا دقت بفرمایید به عبارت های : الم ...ترا بسیار افزون گردانم و :  تمام  ایام عمرت از آن رنج خواهی برد؛ آنچه که در تنبیه و جریمۀ خدا برای گناه انسان می بینید ،تماما بر جسم انسان وارد شد و جسم انسان را ضعیف،ناتوان ،بیمار و نهایتا فانی و نابود ساخت.

سوال: پس آیا خدا الم و رنج را که در پی آن بیماری ها ،عدم سلامتی،عدم تندرستی و نهایتا مرگ جسمانی خواهد آمد را خلق کرد؟ پاسخ کتابمقدس در  خصوص این سوال بسیار حائز اهمیت است. آیات و نوشته هایی معتبر از کتابمقدس به ما این را تعلیم داده اند که همه چیز،اما همه چیز،در این هستی در زیر فرمان خدای قادر و تواناست. هیچ چیز و هیچ کس بدون فرمان او حیات و هستی ندارد. این یک مطلق است. و ما بر این سجده میکنیم. اما قبل از اینکه به این ایات نگاه کنیم بنده قصد دارم تا توجه شما را به نکته ای ظریف در همین بخش ابتدای کتابمقدس جلب نمایم. خواست و نیت ابتدای خدا برای آدم و حوا زمانی که آنان را از نیست به هست خلق کرد و در آنها " روح حیات دمید " این نبود که در بیماری و مرگ جسمانی زندگی کنند.  آدم ( یعنی سرخ ) از خاک سرخ زمین خلق شد ( پیدایش 2 ایۀ 7)، اما کلام خدا می فرماید که :" و خدا گفت آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم." ( پیدایش 1 آیۀ 26). پس در ذات اولیۀ انسان شباهت به خدا بود.یعنی فنا ناپذیری. یعنی ابدیت.یعنی تندرستی مطلق. چون او " شبیه خدا " بود. پس در ابتدای خلقت قبل از اینکه گناهی توسط انسان صورت بگیرد،همه چیز در انسان کامل و بی عیب بود. چون خود خدا.اما انسان فرمانی که خدا به او داده بود  را شکست . گناه وارد ذات انسان شد.روح حیات از او خارج شد. کاملیت خود را از دست داد. از خدا دور شد. از محافظت و امنیت سلامتی خدا فاصله گرفت. جریمۀ نااطاعتی و شکستن فرمان نصیب او شد.پس جسمش فناپذیر گشت و به خاک بازگشت:" زیرا که تو خاک هستی و به خاک خواهی برگشت." (پیدایش 3 آیۀ 19). نهایتا شباهت خود را به خدا از دست داد.

سوال: پس چه کسی الم و رنج را که در پی آن بیماری ها ،عدم سلامتی،عدم تندرستی خواهد آمد،را خلق کرد؟ کتابمقدس می گوید: الم و رنج بدلیل گناه انسان وارد کاملیت انسان شد و جسم او را نابود ساخت، و برای این نابودی باید بیماری و میکرب وارد جسم انسان میشد،پس شد. اما از آنجایی که بدون اجازه و فرمان خدا بقولنا حتی برگی از شاخه جدا نمی شود،پس نمیتوان خدا را از این امر مستثنی نمود. اما در طرف دیگر ذات کامل خدا بری و خالی از هر تاریکی و متعلقان آن از قبیل بیماری و مرگ است. خدا قدوس و کامل است. از او هرگز تباهی و سیاهی صادر نمی گردد. پس میتوانیم بگوییم مرگ نتیجۀ گناه بود که به فرمان خدا و اجازۀ خدا بر انسان وارد شد؛و همین نتیجه را می توانیم در بارۀ بیماری ها و مرض ها بگوییم. آنها نتیجۀ گناه انسان بود که بر انسان وارد شد،اما بنا به فرمان خدا و اجازۀ او.

سوال: آیا خدا در جلوگیری از آن نمی توانست نقشی داشته باشد؟مسلما. اما در عین واحد نمی توانست فرمان خود  " هر آینه خواهی مرد " را نادیده گرفته و خودش خود  را نقض کند.

سوال:پس خدا در آن هیچ نقشی نداشت؟ چرا. فرمان از او صادر شده بود. فرمان او بود که چنین باید بشود. همانطور که او بر تاریکی و نور فرمان می راند،بر سلامتی و بیماری نیز فرمان می راند.

 باور این موضوع حضور روح مقدس خدا را در ما می خواهد. اکنون اجازه بدهید تا ببینیم کتابمقدس در خصوص قدرت و تسلط خدا بر تمام هستی حتی بر بیماری ها و مرگ چه می گوید.

 

2- آیا خدا شفا می دهد و آیا همه را شفا می دهد؟

قدرت و تسلط خدا بر تمامی هستی

 

در نوشتۀ موسی کتاب خروج ناگهان خدای زنده،قادر و متعال برای نشان دادن و معرفی کردن شخصیت خود به انسان گناهکار و فانی نامی را برای خود بر می گزیند و این نام را به انسان می دهد تا او را به این نام خطاب کند و نه تنها خطاب کند بلکه با قوت گرفتن از آن بتواند جسم خود را از ضعف و بیماری نجات دهد.نامی که معرف شخصیت و ذات خدا بود و هست؛مانند سایر نام هایی که خدا در دوران گذشته بارها خود را به آنها معرفی نموده بود. در خروج باب 15 آیۀ 26 می خوانیم:" و گفت هر آینه اگر قول یهوه خدای خود را بشنوی و آنچه را در نظر او راست است به جا آوری و احکام او را بشنوی و تمامی فرایض او را نگاه داری همانا هیچ یک از همۀ مرض هایی را که بر مصریان آورده ام بر تو نیاورم زیرا که من یهوه شفا دهندۀ تو هستم.". در اینجا خدا خود را " شفا دهنده " خطاب میکند. و این شخصیت خدا تا به ابد شایسته و درخور او باقی میماند. در حقیقت همین نام و معنای آن بود که عیسای مسیح تماما با خود بر روی زمین آورد و دقیقا بدلیل این ذات خدا، عیسای مسیح  که خدای در جسم بود یک شفا دهنده بود. بیماران را شفا داد،کوران را بینا ،لنگان را روان،جذامیان را پاک و ناتوانان را شفا بخشید.چرا؟و چگونه عیسای مسیح این کار را کرد؟ زیرا که من یهوه شفا دهندۀ تو هستم.

موسی در همان خط اول نوشتۀ خود نوشت:" در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید." ( پیدایش 1 : 1) عبارت " خدا " به زبان عبری همان " الوهیم " است؛یعنی قادر و توانا. یعنی مسلط و محیط بر همه چیز. همین موسی در آخرین کتاب خود ، روبروی قوم اینگونه سخنان خدا را به قوم بیان می کند:" انتقام و جزا از آن من است." و در ایۀ 39 همین فصل خداوند می فرماید:" الان ببینید که من خود او هستم و با من خدای دیگری نیست. من می میرانم و زنده می کنم. مجروح میکنم و شفا می دهم. و از دست من رهاننده ای نیست." ( کتاب تثنیه باب 32 ایات 35 و 39). صدها سال بعد، همین خدا  ، از زبان اشعیاء نبی بواسطۀ روح مقدس خود ،خود را عینا تکرار مینماید:"  پدید آورندۀ نور و آفرینندۀ ظلمت.صانع سلامتی و آفرینندۀ بدی. من یهوه صانع همه چیز هستم." ( اشعیاء نبی 45 ایۀ 7). و همین خدا از زبان ارمیاء نبی می فرماید:" او را چنین بگو خداوند چنین می فرماید آنچه بنا کرده ام منهدم خواهم ساخت." ( ارمیا نبی 45 ایۀ 4). و  از زبان هوشع نبی می فرماید:" او دریده است و ما را شفا خواهد داد. او زده است و ما را شکسته بندی خواهد نمود." ( هوشع نبی 6 آیۀ 1).

اکنون که این را به وضوح دانسته ایم که هیچ چیز در این هستی خارج از دید و کنترل و یا فرمان خدا نیست. پس می توانیم با بهره گیری از این آیات با قدرت بگوییم که خدا بر بیماری و سلامتی من واقف است و او اجازه می دهد که هم بیماری باشد و هم سلامتی.هم مجروح کند،هم شفا دهد.هم بزند ،هم شکسته بندی کند.پس اکنون میتوانیم بگوییم که خود او اجازه داد تا توسط نتیجۀ گناه و عدم اطاعت انسان ،مرگ وارد زندگی انسان گردد؛از این رو ناخوشی و بیماری نصیب او شود. در واقع آن " خواهی مرد " فرمان اولیه خدا به انسان،همان اعلان خطر خدا به انسان ،برای ورود  بیماری و نابودی جسم انسان بود. خواست و میل خدا بر این نبود که انسان دچار آن گردد. اما فرمان آنجا بود و انسان تنها باید از آن فاصله میگرفت و از آن تخطی نمی نمود.

خدای زنده و قادر،بیماری و مرگ را جریمۀ نااطاعتی از فرمان خود قرار داده بود و انسان نیز این را می دانست. این به انسان بود که هرگز تن به آن ندهد و آن برگۀ جریمه مرگ را نگیرد یا اینکه از آن چراغ قرمز گناه رد نشود،تا برگۀ جریمه را گرفته و مجبور به پرداخت آن گردد. و دریغا که انسان پا از قانون خدا فراتر گذاشت و جریمه را بر خود گرفت.جریمه ای سنگین که بعدها به قیمت خون تنها فرزند یگانۀ خدا تمام شد تا آن را یکبار و آن هم برای همیشه از ما گرفته و آن را پرداخت نماید.

3-                    خدای شفا دهنده

شفا در ذات الهی خدا

در بالا دیدیم که خدا خود را به بندۀ خود موسی بعنوان "شفا دهنده " می نامد. یهوه رافاه. شفا دادن نه تصادفی و نه بدلیل نیاز قوم از طرف خدا بر انسان وارد شد. این در ذات و شخصیت خدا بود. او تنها آن را از سر فیض خود به  انسان داد. لغت شفا یافتن یعنی از بیماری و ناخوشی درمان شدن،بهبود یافتن؛ برای همیشه یا موقتی. در کتابمقدس بارها عبارت " شفا یافتن " تکرار شده است. اما تمام آنها به معنای بهبودی جسمانی و معالجۀ درد فیزیکی انسان نیست. خدا بارها از مفهوم و ریشۀ عبارت شفا در گفتگوی خود با بنده های خود نیز استفاده کرده است. پس شفا در کتابمقدس همیشه به معنای شفای جسم نبوده است.

در کتاب دوم تواریخ فصل 7 آیۀ 14 می خوانیم :" و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان را شفا خواهم داد."

داود در مزمور خود از خدا می خواهد که :" ای خداوند بر من رحم نما ،جان مرا شفا بده " ( مزمور 41 ایۀ 4)

در مزمور دیگر داود می خوانیم که :" زمین را متزلزل ساخته آن را شکافته ای،شکستگی هایش را شفا بده زیرا به جنبش آمده است." ( مزمور 60 ایۀ 2)

اشعیاء نبی میگوید :" خداوند مصریان را خواهد زد و به زدن شفا خواهد داد." ( اشعیاء نبی 19 ایۀ 22)

در جایی دیگر اشعیاء نبی می نویسد :" و نیز با کسی که روح افسرده و متواضع دارد...همیشه خشم نخواهم نمود...طریق های او را دیدم و او را شفا خواهم داد " ( اشعیاء نبی 57 ایات 15 تا 19) اینجا خداوند از زبان اشعیاء نبی از شفای روحانی سخن می گوید. شفای رابطۀ خود و قوم اسرائیل.

میتوانیم نمونه های زیادی از این قبیل در کتاب مقدس ببینیم که خدا از عبارت شفا یافتن و شفا دادن در موارد ایجاد رابطه،بهبود رابطه،بازگشت به قدوسیت،مبرا و جدا شدن از شرارت سخن گفته است و این برای نویسندگان عبری زبان کتابمقدس که شعر و تمثیل و استعاره بخشی از نحوۀ گفتگوی آنها بوده،کاملا ملموس و قابل درک می باشد.

اولین باری که در کتابمقدس از بیماری سخن رفته است،فرعون مصر بود که زن ابراهیم را به همسری گرفته بود.( پیدایش 12 آیۀ 17). و اولین باری که از شفا در کتابمقدس سخن رفته،در پیدایش باب 20 ایۀ 17 می باشد که ابراهیم برای ابی ملک و زوجه و کنیزش نزد خدا دعا میکند و خدا آنها را شفا می بخشد تا زنان بتوانند دوباره باردار و آبستن شوند. نکتۀ ظریفی که در این بخش می خوانیم آیۀ 18 فصل 20 است که می نویسد:" زیرا خداوند رحم های تمام اهل بیت ابی ملک را بخاطر سارا زوجۀ ابراهیم بسته بود." خدا رحم را بسته بود،خدا رحم را باز کرد .

قدرت عظیم شفای خدای زنده را به فراوانی در شخصیت عیسای مسیح می بینیم. در تمام کتابمقدس عهد جدید شما می خوانید به هر جا که عیسای مسیح وارد می شد بیماران و دردمندان،کوران و لنگان و جذامیان از اولین ملاقات کننده های او بودند.و او در بین آنان بود. و مردم وقتی گُنگان را گویا و اشخاص چلاق را سالم و شلان را روان و کوران را بینا دیدند تعجب کردند و خدای اسرائیل را حمد گفتند.(انجیل متی 15 آیۀ 31). قدرت شفای ،یهوه شفا دهنده در دستان مسیح بود،در نگاه مسیح بود.در فرمان مسیح بود.در ردای مسیح بود.و نهایتا در سخنان عیسا ی مسیح بود تا بر کسانی که در تاریکی و در سایۀ مرگ به سر می برند بتابد و قدم های ما را به راه صلح و سلامتی هدایت فرماید.(انجیل لوقا 1 ایۀ 79 ). او همین قدرت را به یاران خود داد ،آنانی که دست های خود را بر مریضان خواهند گذاشت و آنان شفا خواهند یافت( انجیل مرقس 16 آیۀ 18).

درخواست بنده از ایماندارانی که در خدمت شفا هستند این است: شفا دادن بیماران توسط عیسای مسیح در طول سه سال خدمت زمینی او را حمل بر این ندانید که کلیسا و ایمانداران باید امروز راه بیافتند و بنابه قدرتی که عیسای مسیح بواسطۀ روح مقدس خود به هر کس می دهد ،فریاد شفا دادن را بزنند. آنچه که عیسای مسیح در طول آن سه سال انجام داد: نشان دادن و ثابت کردن وعدۀ الهی آمدن مسیحای موعود بر روی زمین بود و بس. او مرده را زنده کرد تا خدایی خود را ثابت کند.او کور مادرزاد را شفا داد تا خدایی خود را ثابت کند. او خون ریزی زنی که بیست سال در عذاب بود را تنها با ردای خود شفا داد تا خدایی خود را ثابت کند. عیسای مسیح شفا داد تا آمدن خدای شفا دهنده،یهوه رافاه ، را شخصا بر روی زمین به همه نشان داده و ثابت کند؛که چه بشود؟که آنها دیده ،ایمان آورده،توبه کرده ، عیسای مسیح را پذیرفته،هلاک نشده،وارد حیات ابدی شوند.(فیض بیدریغ خدا ).

 تمام شگفتی و عظمت و پیشرفت کلیسای اولیه تنها بر اصل شفا دادن استوار نبود بلکه بر دو اصل استوار بود،مشارکت و صمیمیت شاگردان مسیح با هم و قدرت عظیم خدا به آنان در معجزات فراوان و شفا دادن بیماری ها. و زیبایی فیض خدا در این است که در شفای خدا و عیسای خداوند محدودیتی نبود. خدا دشمن اسرائیل را بابت ایمانش شفا داد( دوم پادشاهان باب 5 ایات 1 تا 17). عیسای مسیح ده نفر را همانطور که می رفتند شفا داد در حالی که نُه نفر آنها قدردان نبودند.( لوقا 17 بابت 11 تا 19). و عیسای مسیح کسانی را شفا داده بود که حتی پس از شفا یافتن از بیماری های خود و دیدن معجزات فراوان باز هم به او ایمان نیاوردند.(متی باب 11 ایات 20 تا 24). اما در عمق و نهاد شفا دادن سّری الهی نهفته است.درک این سّر الهی به یاری روح مقدس خدا به ما یاری می رساند تا قدرت شفا دادن و نقش گناه را در این میان با هم در یک توازن الهی ببینیم.

 

4- آیا خدا همۀ بیماری ها را شفا می دهد؟

این مبحث را با بیاد آوردن این ماجرای زندۀ کتابمقدس  دنبال میکنیم که:" در زمین عوص مردی بود که ایوب نام داشت و آن مرد کامل و راست و خدا ترس بود و از بدی اجتناب می نمود." ( ایوب 1 آیۀ 1). اما همین مرد با چنین مشخصات و برازندگی های ایمان واقعی با اجازه ای که خدا به شیطان می دهد دچار چنان بیماری می گردد که زنش او را سرزنش کرد و دوستانش برایش گریه کردند. ( ایوب  فصل 2 ایات آیات 1 تا 12 )،و ما تا پایان سرگذشت ایوب نمی بینیم که خدا او را شفا داده باشد.چقدر طول کشید؟نمی دانیم.

پس  بالاخره خدا ما را شفا می دهد یا نه؟ در یک جملۀ صریح و قاطع  باید بگویم که: صدرصد و بنده در آن هیچ شک و ارتدادی ندارم که همان خدای شفا دهندۀ دیروز " یهوه رافاه "، خدای شفا دهندۀ امروز هم هست. این ذات خداست .و ذات خدا هرگز تغییر نمیکند. پس این از ذات الهی خداست. اما خدا از هر انگیزه و هر حرکتی در هستی برای اجرای ارادۀ الهی خود استفاده میکند. ما مو را می بینیم و او پیچش مو را! ما ظاهر را می بینیم او دل را. پس آیا حتی بیماری ها میتواند در دست خدا برای انجام ارادۀ الهی او قرار بگیرد؟آیا خدا فقط شفا می دهد و از این شفا فقط شفا را می خواهد یا اینکه طرح بزرگتری برای آنکس که شفا را نیاز دارد و یا آن کسی که شفا را برای بیمار می طلبد در نظر خود دارد؟این بسیار حائز اهمیت است که هر چیز و هر پدیده ای را در هستی برای شناخت و جلال دادن نام و عظمت او بدانیم. مانند آن کور مادر زادی که عیسای مسیح فرمود:  کوری او برای نشان دادن جلال خدا بود نه به دلیل گناهان پدر،مادر و یا خود او.( یوحنا 9 ایات 1 تا 3) یا بیماری و مرگ ایلعاذر که باعث جلال خدا و کار مسیح در بین مردم گردید.( یوحنا 11 ایات 1 تا 44) پس خدا نه تنها از بیماری انسان ،بلکه از شفای انسان نیز برای اجرا،پیشبرد و تکمیل طرح الهی خود در زندگی تک تک انسانهای روی زمین استفاده میکند. او خدایی است که نمی تواند تنها در یک بعُد بگنجد؛او تمام پهنای زندگی من و شما را می بیند. چه سلامتی ما را. چه بیماری ما را.

سوال: پس آیا خدا همواره شفا می دهد؟ پاسخ : صدرصد! اما آیا خدا در زمان بیماری ما فقط قصد شفای ما را دارد یا پیش برد طرح الهی خود بواسطۀ بیماری ما؟حتی خشک شدن درخت انجیر از قدرت الهی و آنچه که در پیش رو بود سخن گفت.(متی 21 ایات 18 تا 19) بنابر این حتی یک بیماری نیز میتواند جلال و عظمت خدا را به دیگران نشان دهد. همانطور که یک شفا میتواند قدرت خدا را به دیگران نشان دهد.

این قسمت جایی است که بیشتر برادران و فرقه های مسیحی با من موافق نخواهند بود. اما اگر آنها با قاطعیت از نامۀ اشعیاء نبی سندیت می آورند که :" و از زخم های او ما شفا یافتیم." ( اشعیاء 53 ایۀ 5). همانطور باید یادمان بیاید که  بالاتر در فرمان خدا در زمان گناه آدم و حوا چه خواندیم:" :" پس به سبب تو زمین ملعون شد و تمام ایام عمرت از آن با رنج خواهی خورد." عبارت " تمام ایام عمرت " گواهی بر این است که بیماری تا زمان بازگشت دوم عیسای خداوند و تا زمان بدن جلال یافتۀ ما بعد از مرگ همواره با ما باقی می ماند.

عیسای مسیح و کلیسای او در مرحلۀ اول برای رفع احتیاج گرسنگان و فقیران و نیازمندان اقدام کرد.آنها را سیر کردند و عیسای مسیح  و کلیسای او همواره دلشان برای آنها می سوخت و تا به امروز می سوزد. آیا این به این معناست که کلیسا بر فقر و گرسنگی انسان چه دیروز و چه در زمان موجود غلبه خواهد کرد؟کلام به ما نمی گوید. عیسای مسیح هم به ما نمی گوید. دست بر قضا او می فرماید:" فقرا همیشه بین شما می باشند " ( یوحنا فصل 12 ایۀ 8).

آیا خدا همواره شفا می دهد؟ قطعا. چه دیروز؛چه امروز؛چه فردا. اما آیا خدا همۀ بیماری ها را  شفا می دهد؟پاسخ کتابمقدس با سندیت زنده به این سوال نه می باشد. و رد کردن آن به این دلیل است که  شفای خدا برای همۀ بیماری ها نباید بعنوان یک اصل تلقی شود؛و این هرگز از قدرت و توانایی خدا نمی کاهد،بلکه کار او را در زند گی و روح و جان آدم گناهکار و میل دار به گناه، پر معنا تر،با هدف تر،پر میوه تر و نهایتا پر جلال تر می سازد.

اسناد زنده و واقعی در پهنای نوشتجات کتابمقدس داریم که ایمانداران به یهوه رافاه،خدای شفا دهنده، در بیماری و درد و اضطراب بودند دعا کردند لیکن شفا نیافتند. مانند ایوب که تا به آخر گفتگوهای خود بیماری خود را داشت و شفا داده نشد  و  یا بیماری ای که پولس رسول را طوری عذاب داد تا او سه بار شفا را از خدا بطلبد ،اما شفا نیامد!( دوم قرنتیان 12 ایات 7 تا 10). یا تیموتائوس که اغلب مریض حال بود و پولس به او پیشنهاد میکند که کمی هم شراب بخورد تا معده اش تقویت شود( اول تیموتی 5 آیۀ 23). یا جایی که پولس رسول به رغم بیماری جسمانی ای که ما نمی دانیم چه بوده، برای اولین بار پیام انجیل مسیح را به ایمانداران غلاطیه می دهد و جالب این است که پولس هرگز از شفای خود صحبت نمی کند بلکه با داشتن آن بیماری با خود شاید روزها و ماهها،بیماری ای که ایمانداران غلاطیه آن را خوار و مکروه نشمرده( یعنی چون پولس گناهکار است این بیماری را دارد!) بلکه او را همانطور که بیمار بوده،مانند فرشته ای از طرف خدا پذیرفته بودند.(نامۀ غلاطیان باب 4 آیات 13 و 14). طوری که  به کلیسای قرنتس نیز همین را یکبار دیگر می گوید.( اول قرنتیان باب 2 ایۀ 3).

در تمام این موارد مسلما نه به این دلیل بوده که خدا نتوانسته شفا بدهد – حاشا از خدای قادر مطلق!- اما می بینیم که خدا گویی جایی را می دیده که انسان  بیمار قادر به دیدن آن نبوده است. خیلی ها از این ایۀ اشعیاء نبی سندیت می آورند که :و از زخم های او شفا یافتیم. ( اشعیاء نبی 53 آیۀ 5) سپس آنها از این آیه این نتیجه گیری جهانی را میگیرند: پس  خدا در عیسای مسیح همۀ ما را قبلا در صلیب مسیح شفا داده است. و من به این آمین می گویم. اما نگاه کنید به : زخم های مسیح!ما از زخم های مسیح شفا یافتیم،اما زخم های مسیح را چه کسی شفا داد؟ او باید زخمی می شد.او باید مجروح می شد.او باید چهر ه اش آنقدر کریه می شد تا کسی او را نشناسد. زخم های مسیح را چه کسی شفا داد؟هیچ کس. او با آن زخم ها مُرد. با مُردن او در زخم هایش برای ما بود که سپس ما از زخم های مان شفا یافتیم. چرا خدا زخم های او را شفا نداد؟ چرا وقتی عیسای مسیح که از اوج درد موحش و هراسناک صلیب فریاد زد: ایلی!ایلی!لما سبقتنی؟ خدا آنجا نبود؟ پاسخ این سوال در همان نامۀ اشعیاء 53  آیۀ 10 وجود دارد. اما بعضی ها که در خدمت به اصطلاح شفا هستند!دوست ندارند به آن نگاه کنند: اما خدا را پسند آمد که او را مضروب نموده به دردها مبتلا سازد. چرا باید خدا را پسند می آمد که فرزند نازنین بی گناه خود را مضروب و به دردها مبتلا سازد؟ مگر خدا ،یهوه رافاه،خدای شفا دهنده نیست؟ چرا او می خواهد عیسای مسیح را به دردها مبتلا سازد؟قبل از اینکه به پاسخ این سوال بپردازم اجازه بدهید تا به افراد و آیاتی از کتابمقدس نگاه کنیم که همین را بارها و بارها برای مان تکرار کرده اند.

بی شک ارمیاء نبی یکی از نادر انبیاء اسرائیل بود که در اوج خدمت روحانی و رهبریت صادقانۀ او برای قوم خود،دردناکترین و سختترین روزها را در زندگی خود داشت. او در مرثیه نامۀ خود می گرید که :" ...ای دختر اورشلیم... شکستگی تو مثل دریا عظیم است و کیست که ترا شفا تواند داد."(مراثی ارمیاء باب 2 آیۀ 13). او در کتاب خود می نویسد :" برای سلامتی انتظار کشیدیم اما هیچ خبری نیامد و برای زمان شفا و اینک اضطراب پدید آمد." ( ارمیا باب 14 آیۀ 19 ) او قبلا نوشته بود که :" برای سلامتی انتظار کشیدیم اما هیچ خیر حاصل نشد و برای زمان شفا و اینک آشفتگی پدید آمد."(ارمیاء باب 8 ایۀ 15). ایوب می گوید: چرا شریران زنده می مانند،پیر می شوند و در توانایی قوی می گردند.(ایوب 21 ایۀ 7).داود از خدا می پرسد: ای خداوند چرا دور ایستاده ای و خود را در وقتهای تنگی پنهان میکنی؟(مزمور 10 ایۀ 1).او دوباره تکرار میکند: ای خداوند  تا به کی همیشه مرا فراموش میکنی تا به کی روی خود را از من خواهی پوشید؟(مزمور 13 آیۀ 1).حبقوق ناله میکند:ای خداوند تا به کی فریاد بر می آورم و نمی شنوی؟تا به کی نزد تو از ظلم فریاد بر می آورم و نجات نمی دهی؟( حبقوق 1 ایۀ 1). آیا این عزیزان و این پدران ایمان پاسخی به گریه ها و دعاهایشان داده نشد؟آنهایی که  در نامۀ عبرانیان ملبس به پوست گوسفند و بز،آواره و سرگردان بودند و متحمل فقر و تنگدستی و ظلم و جور می شدند...و در بیابانها و کوهستانها آواره بودند و در غارها و سوراخ های زمین پنهان می شدند.(عبرانیان 11 ایات 37-38) را چه کسی شفا داد؟ آیا روزی که سر پولس رسول را از تنش جدا می کردند،زخم 195 ضربۀ شلاق هایی که بر پشت او خورده بود شفا پیدا کرده بود؟(دوم قرنتیان 11 آیۀ 24).پس آیا خدا همۀ بیماری ها را شفا می دهد؟خیر.آیا میتواند شفا بدهد؟صدرصد.  

 

5- ارادۀ خدا و جلال دادن نام او؟

       درد ها و بیماری ها ابزاری برای جلال ما

 

       در نامۀ عبرانیان ما مبحث زیبایی در بارۀ شیوۀ کار خدا برای تعلیم و نوسازی ما میخوانیم. تنبیه خدا.نویسندۀ نامه می نویسد:ای پسر من تادیب خداوند را خوار مشمار و وقتی که از او سرزنش یابی خسته خاطر مشو.زیرا که خداوند هر که را دوست می دارد توبیخ میفرماید و هر فرزند مقبول را به تازیانه می زند.(عبرانیان باب 12 ایات 5 و 6).کمی تخیلات و تصورات خودتان را گسترش بدهید و سعی کنید تا این تادیب و تازیانه را برای خودتان معنا کنید!آیا فکر نمی کنید میتواند یکی از آنها بیماری ما باشد؟چرا خدا این کار را حتی با فرزندان مقبول خود میکند؟ کلام می گوید که خداوند هر که را که دوست دارد توبیخ میکند.هر که. چرا؟ کلام می گوید: به جهت فایده تا شریک قدوسیت او گردیم.(همان نامۀ آیۀ 11). نگاه کنید به ایوب و پایان زیبای بیماری او و آنچه که خدا با ایمان او در طول بیماری و حوادثی که در زندگی او ایجاد کرد،انجام داد. جایی که در پایان دردها و مصیبت های خود ایوب گفت:از شنیدن گوش در بارۀ تو شنیده بودم لیکن الان چشم من ترا میبیند.(ایوب 42 ایۀ 5).آیا اگر تمامی آن مصیبت ها بر ایوب وارد نمی شد او به این دیدگاه الهی از خدا می رسید؟هرگز.اما آیا خدا همواره از این شیوه استفاده میکند؟هرگز.چرا؟.زیرا خداوند می گوید که افکار من افکار شما نیست و طریق های شما طریق های من نی.(اشعیاء نبی 55 ایۀ 8).

دیدیم که بدلیل گناه انسان بیماری و مرگ بنابه نظارت و ارادۀ خدا بر جسم انسان وارد شد.خدا در کتاب ارمیاء می فرماید: بسبب زیادتی عصیانت و کثرت گناهانت این کارها را به تو کرده ام.(ارمیاء نبی 30 ایۀ 15). باور اینکه بدلیل گناهانمان بیماری ها بر ما وارد می شود،باوری نادرست است.اما باور اینکه بدلیل گناهانمان بیماری ها بر ما وارد شده است،باوری بر اساس کتابمقدس است. این نوع طرز تفکر حتی در شاگردان عیسای مسیح بود وقتی آنها از او پرسیدند: ای استاد،به علت گناه کی بود که این مرد،نابینا بدنیا آمد؟خود او گناهکار بود یا والدینش؟(یوحنا 9 آیۀ 2). پس اگر امروز کسی بیمار است بدلیل گناهان خودش یا والدینش بوده است؟از یک دید کلی پاسخ این است:بله به دلیل گناه پدر و مادر اول ،آدم و حوا  بوده است. دقیقا به همین دلیل بیماری و مرض بر ما وارد نمی شود چون ما گناهکار هستیم.بیماری  و مرض بر ما وارد می شود چون ما گناهکار از نسل آدم بدنیا آمده ایم. اما نقش خدا در این میان چیست؟فقط تنبیه کردن بابت گناه؟یا که فقط شفا دادن؟کتابمقدس می نویسد که نقشۀ خدا  و راه خدا با انسان متفاوت است. او در هر جنبش و پدیده ای خود را ظاهر ساخته تا با انسان گفتگو نموده و او را به نزد خود برگرداند. تا بتواند بر انسان اراده و طرح الهی خود را بشکافد. دقیقا به همین دلیل بود که وقتی در بالا شاگردان از عیسی در بارۀ آن کور مادر زاد و دلیل آن پرسیدند عیسای خداوند پاسخ داد: بلکه تا اعمال خدا در وی ظاهر شود.(یوحنا باب 9 ایۀ 3). اعمال خدا چیست؟ شخصیت و ذات الهی خدا در نقشه هایی که برای فردانفرد ما بر روی هستی دارد. در قدیم با نشان دادن ضعف و ناتوانی انسان برای پاک شدن و پاک ماندن از گناه با قوانین شریعت ؛امروز اعمال خدا در  باز کردن در قلب ما برای پذیرفتن عیسای مسیح بعنوان نجات دهنده و پاک کنندۀ همۀ گناهان ما در مرگ و قیام او . پس اگر بیماری ها و دردهای ما باعث این گردد که ما عیسای مسیح را بشناسیم ،به او ایمان بیاوریم؛سپس دیدن عظمت خدا در قلب خود بواسطۀ داشتن مسیح در جان خود اعمال خدا در ما ظاهر گردد،آیا خدا اجازه نمی دهد تا شما  بیماری خود را در صبر و بردباری متحمل شده و نام او را جلال دهید؟به دلیل اطاعت و انجام و پذیرفتن ارادۀ الهی خدا بود که عیسای مسیح آن جام زهر مرگ را نوشید.(یوحنا 18 ایۀ 11).و به همین دلیلِ اطاعت مسیح از رنجها و دردها بود که باعث شد تا او به کمال رسیده و ما را از سرچشمۀ ابدی نجات متلذذ گرداند(عبرانیان 5 آیۀ 8 و 9). پولس رسول همه چیز(شامل بیماری ها و مرض ها) را برای بنای ما می داند(دوم قرنتیان باب 12 ایۀ 19). او ضعف ها،اهانت ها،سختی ها،آزار ها و دشواری ها را با آغوش باز پذیرفت تا نشان دهد که در زمان ضعف و بیماری  فیض و قدرت مسیح در او  قوی است.(دوم قرنتیان 12 ایۀ 10). زیرا او می دانست که زحمت و درد بردباری را ایجاد می کند و او در آنها شاد است،زیرا آنها امید را بدلیل تایید خدا برای تحمل دردها و زحمت ها در جان او ایجاد میکنند(رومیان 5 آیۀ 3 و 4). آیا این درد ها و محنت ها و عذاب را پولس رسول برای خودش ایجاد کرده بود؟آیا به دنبال دردسر می گشت؟! عیسی پاسخ می دهد: اگر با چوب تر چنین کنند با چوب خشک چه خواهند کرد؟(لوقا 23 ایۀ 31). پس می توان گفت همانطور که عیسای مسیح به همۀ ما می فرماید خوش به حال کسانی که در راه نیکی جفا می بینند...خوشحال باشید اگر بخاطر من به شما اهانت میکنند و جفا می رسانند(متی 5 ایات 10 و 11). این جفا چیست؟ بدن سوخته شدۀ یوحنای رسول  در روغن آیا قبل از اینکه بمیرد شفا داده شد؟ یا اینکه تمام این نمونه دارهای ایمان ننگ و خواری بخاطر مسیح را ثروتی عظیم تر از گنج های این دنیا دانستند،زیرا آنها به پاداش عالم آینده چشم دوخته بودند.(عبرانیان 11 ایۀ 26).

چه زیبا مزمور نویس میسراید: آنانی که با اشک ها میکارند با ترنم درو خواهند نمود.آنکه با گریه بیرون می رود و تخم برای زراعت می برد هر آینه با ترنم خواهد برگشت و بافه های خویش را خواهد آورد.(مزمور 126 ایۀ 5 و 6).

 

6- جمع بندی

       بدلیل عدم اطاعت انسان از خدا،گناه وارد ذات انسان و هستی شد. این گناه باعث مرگ  جسمانی انسان گردید.یعنی بیماری و مرض و نهایتا مُردن. خدای عادل اجازه داد تا انسان ثمرۀ نااطاعتی خود را درو کند. خدای قادر و توانا بر تمام هستی نظارت دارد.او مختار است که مجروح کند و شفا دهد.اما خدا به آنانی که به او ایمان آوردند خود را بعنوان :یهوه رافاه شناساند.یعنی خدای شفا دهنده. و به آنان فرمود که با ایمان به این نام مرض ها و بیماری های شما شفا می یابد.(فیض خدا برای انسان گناهکار). کلام می گوید:همه گناه کرده اند و از جلال خدا قاصرند.(رومیان 3 ایۀ 23).دور بودن از جلال خدا ،دور بودن از حضور خداست.دور بودن از حضور خدا ،درد و عذاب را به همراه دارد.و  بیماری ها و مرض ها یکی از این دردهاست. همه بیمار میشوند نه به این دلیل که گناه کارند،بیمار می شوند چون گناهکار بدنیا می آیند. اما همۀ بیماری ها دلیل گناهکار بودن انسان نیست.دیدیم خدا مسیح  را که  کاملا بیگناه بود برای ما گناه کرد،یعنی درد و مرض و بیماری تا  بعد از پیروزی او از مرگ،هر کس با ایمان آوردن به او عادل شمرده و رستگار گردد.

همانطور که در ابتدا خدا انسان را بدلیل گناهش تنبیه ساخت،امروز نیز ما را بدلیل گناهانمان تنبیه میکند.بیماری میتواند یکی از آن تنبیه های خدا برای گناهان ما باشد.اما همۀ بیماری ها تنبیه خدا برای گناه ما نیست. خدا برای اینکه  روح و ذات ما را تبدیل  کرده و ما را به شباهت پسر یگانۀ خود در آورد  همچنین ما را تنبیه میکند.

تنها  محبت و همبستگی کلیسای اولیه و قدرت معجزات آنها باعث گسترش کلیسای اولیه  نگشت.متحمل شدن رنج ها و سختی های تمام ایمانداران اولیه  به رغم دردها و بیماری ها و تمامی شکنجه هایی که در خویشتن داری و فروتنی متحمل گشتند و نمونۀ استاد خود را دنبال کردن،طلایه دار و چاووش صلحی بود که قلبهای منجمد دنیای بت پرست آن روز را تسخیر نمود. کلیسای سال 2100 مسیح به چنین نمونه ای نیاز دارد،نه به کسانی که شفا دادن را نشانۀ پری از روح القدس می دانند. آنها هرگز طعم میخ های آهنی مسیح را در کف دست خود حس نخواهند کرد،زیرا قبل از آنکه  میخ ها  بر دستهایشان فرو بیاید از خدا می خواهند که آنها را شفا دهد!

ایماندار عزیز!دوست من!برادر و خواهر من!

عیسای مسیح در بالای صلیب من و تو را یکبار ،برای همیشه شفا داده است.  از آن زخم ها و از این شفا برای رشد عمیق روحانی خود استفاده کن. او محبت خود را در آن شفا به تو ثابت کرده است.از حکمت الهی استفاده کن و مراقب سلامتی خودت باش.در بیماری ها صبور باش؛ شفای بیماری خودت را از خدا بطلب؛ارادۀ الهی خدا را برای زندگی خودت و وجود آن بیماری بطلب؛در پی آن باش که از این فرصت استفاده کنی ،مانند تمامی فرصت های دیگر در زندگی مسیحی خود، تا نام عظیم عیسای مسیح،خدای زنده و روح القدس را جلال دهی؛پس در دردها پایدار، و در ضعف هایت از قوت او نیرو بگیر. او از ناتوانی ما بخوبی خبر دارد.من و تو در مسیح که ما را تقویت میکند قادر به انجام هر کاری هستیم.(فیلیپیان 4 ایۀ 13).