زبان، امان از زبان آدمی!    نوشتۀ : حسن گل هاشم

زهر کشنده یا که...

 

خدا را شکر که برای درک این مقاله زیاد مشکل نخواهیم داشت از آنجایی که غریب به بیشتر ما ایرانی ها با این مقوله آشنا هستیم و چه بسا که دل خونی نیز از آن داریم! خوب که نگاه میکنیم بیشترین و مهلک ترین ضربه ها را در زندگی بابت نحوۀ گفتار فلان شخص و زبان و نحوۀ گفتگوی فلان شخص خورده ایم. شاید بیش از نیم قرن از ما بگذرد، اما گاهاً زخمی که ما از زبان افراد خورده ایم را هرگز فراموش نکرده که هیچ، هنوز آن زخم ها برای ما تازه و دردآور هستند. سلیمان در کتاب خود می گوید:" سخنی که از روی نادانی گفته شود مثل شمشیر تیز قلب انسان را جریحه دار می کند." ( امثال 12 : 18 ).

بارها در کتابمقدس خصوصا در نوشتجات انبیاء اسرائیل از تندی و اهمیت زبان در نحوۀ گفتگو سخن رفته است. زبان آدمی نمایانگر شخصیت انسان بیان شده است. زبان آدمی نمایانگر درون انسان نشان داده شده است. وقتی کتابمقدس قصد می کند تا درون انسان گناه آلود را جراحی کند به زبان او اشاره می کند:" کسی عادل نیست یک هم نی...گلوی ایشان  گور گشاده است و به زبانهای خود فریب می دهند، زهر مار در زیر لب ایشان است. و دهان ایشان پر از لعنت و تلخی است." (رومیان 3 : 10  تا 14 ). همچنین وقتی میخواهد میزان اطاعت و سرسپردگی شخص را به یهوه، خدای زنده نشان دهد، مجددا به زبان اشاره می کند:" لبهای من حمد ترا جاری کند. زیرا فرایض خود را به من آموخته ای. زبان من کلام ترا بسراید زیرا که تمام اوامر تو عدل است." ( مزمور 119 : 171-172).

بنده شاهد افرادی بودم که به حرف و به گفته ایمانداران به مسیح هستند، به کلیسا می روند، کلام را می خوانند، اما هنوز پس از گذشت سالیان سال در مسیح زبانشان چنان زخمی به شنوندگان خود می زند که جای آن تا روزها و ماهها در طرف مقابل می ماند! چرا؟ چرا یک ایماندار به مسیح نیز قادر به کنترل کردن زبان زخم زننده و تلخ خود نیست؟ پاسخ ساده است. ما هنوز در نفس انسانی هستیم و هنوز در گناهان خود نمرده ایم. و هنوز از اهمیت به سزای زبان و نحوۀ بکارگیری آن کاملا پی نبرده ایم! هنوز در طبیعت کهنۀ قدیمی خود هستیم. و هنوز از همان شیوۀ طبیعت قدیمی در ارتباط با دنیای اطراف خود استفاده میکنیم. فراموش کرده ایم که هر آنچه کهنه بود درگذشت اکنون انسان تازه ای هستیم در مسیح. این مقاله تلاش دارد تا یادآور شخصیت ما در مسیح باشد. که چگونه باید از زبان خود، این یکی از مهمترین و اساسی ترین عضو بدن  برای جلال نام پسر در ستایش پدر در هدایت روح مقدس خدا استفاده کنیم. به آن دسته از عزیزان ایماندار که هنوز به زبان خود افسار نزده اند! یادآوری میکنم که فرمان خداست. فرمان عیسای خداوند است. فرمان انجیل است. من با بی ایمانان و دنیای بیرون کاری ندارم. من با خودمان کار دارم. ما مسیحیان. باید زبان خودمان را بتوانیم کنترل کنیم. تا بقول پولس رسول :" هیچ سخن بد از  دهان شما بیرون نیاید بلکه آنچه به حسب حاجت و برای بنا نیکو باشد، تا شنوندگان را فیض رساند." ( افسسیان 4 : 29 ). همین را او به کلیسای افسس می گوید:" گفتگوی شما با فیض و اصلاح شدۀ به نمک تا بدانید هر کس را چگونه جواب باید داد." ( کولسیان 4 : 5 ).

در همین عبارت میتوان سطرها نوشت. " گفتگوی شما با فیض و اصلاح شدۀ به نمک..."؛ یعنی چه اصلاح شدۀ به نمک؟ اگر یادتان باشد جایی عیسای مسیح می فرماید:" شما نمک جهان هستید ولی هر گاه نمک مزۀ خود را از دست بدهد چگونه میتوان آن را بار دیگر نمکین ساخت؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنکه بیرون ریخته پایمال مردم شود." ( متی 5 : 13 ). عیسی به ما می گوید ما نمک جهان هستیم. پولس به ما می گوید گفتۀ ما باید اصلاح شده به نمک باشد. یعنی چه؟ وقتی عیسای مسیح فرمود که ما نمک جهان هستیم، منظور او این بود که شما می توانید در ایمان به من و مرا در قلب خودتان داشتن به جهان معنا و مزه بدهید! چون در این دنیا هیچ مزه ای نیست! تاریکی هست. کرختی هست. ناامیدی و بیمزگی زیستن هست. شما نمک هستید، در بین مردم بروید و مزۀ زندگی آنان باشید. نه بازیچۀ آنان بلکه مزۀ آنان. با چه؟ پولس می گوید البته با سخنان و گفتگوی خود، و یعقوب می گوید البته با عمل شما که از ایمان شما نشات می گیرد. یوحنا می گوید از محبت کردن به دیگران. پطرس می گوید عیسای مسیح را نمونه خود قرار دادن. نمک دو کار می کند: اول به خوراک ما مزه می دهد. دوم از خرابی و فساد ممانعت میکند. پس نمک هم مزه دهنده است هم محافظت کننده. مسیح می گوید شما نمک جهان هستید. پولس می گوید اکنون که شما نمک جهان هستید، از آن نمک بودن خودتان در مسیح بهره گرفته و هر وقت با کسی سخن می گویی، سخنانی بگو که اصلاح شده به نمک باشد. یعنی هم مزه و دلنشین باشد و هم از فساد و بد دهنی و  زخم و نیش مبرا و ضدعفونی شده باشد! اصلاح شدۀ نمک. یعنی اصلاح شده از نمک.

 

آناتومی زبان!

عیسای خداوند در همان ابتدای خدمت خود بر روی زمین به اهمیت زبان و آنچه که از آن بیرون می آید اشاره کرده و بدون هیچ کوتاهی و قصوری به عقوبت آن تاکید نمود.

 در انجیل متی می خوانیم که : ( از انجیل ترجمۀ شریف ): " شنیده اید که در قدیم به مردم گفته شد:" قتل نکن و هر کس مرتکب قتل شود محکوم خواهد شد." اما من به شما می گویم. هر کس به برادر خود عصبانی شود محکوم خواهد شد و هر که برادر خود را ابله بخواند به دادگاه برده خواهد شد و اگر او را " احمق " بخواند مستوجب آتش جهنم خواهد بود." ( متی 5 : 21 – 22 ). شما می دانید منظور عیسای مسیح چیست! من می دانم که شما فهمیده اید که عیسای مسیح قصد دارد بگوید، قتل و کشتن در فکر شما لانه می کند، در قلب شما جای میگیرد و از زبان شما بیرون می آید و توسط اعضای دیگر بدن به سرانجام و مقصود می رسد. عیسای مسیح می فرماید؛ نه تنها کشتن محکومیت دارد، حتی عصبانی شدن ، آن عصبانی شدنی که به خشم و آن خشمی که شما را به گناه و آن گناهی که به زبانی توهین کننده و فحاش و سخنان رکیک زننده میکشاند، همچنین محکومیت را با خود دارد. سپس او می فرماید؛ نه تنها عصبانی شدن محکومیت دارد، بلکه اگر در عصبانیت برادر خود را ابله یا نادان بخواند باید به دادگاه بروید. عیسای مسیح دیوار و کنترل زبان شما را اکنون بالا و بالاتر می برد: می فرماید : هر کس برادر خودش را احمق بخواند ، مستوجب آتش جهنم است. بیان خطاب کردن " احمق " ، ابتدا باید در مغز و فکر شما قرار بگیرد، ممکن است آن را تصور کنید، هر چند گناه است و بابت آن تنبیه خواهی شد؛ اما مادامی که آن را هنوز به زبان در نیاوردی و آن را به شخص مقابلت نگفتی، مستوجب آتش جهنم نیستی. به محض اینکه شما این عبارت زشت و سرکوب کننده را به زبان آوردی و آن را بیان کردی و به گوش شخص مقابل خودت رساندی و او آن را شنید، تو مستوجب آتش جهنم خواهی شد!

سلیمان می گوید:" جواب نرم خشم را بر میگرداند اما سخن تلخ غیض را به هیجان می آورد... زبان ملایم درخت حیات است و کجی آن شکستگی روح است." ( امثال 15 : 1 و 4 ).

شما هر چه سخنان نافع و سود آورنده را به زبان آورید، دل شما از منفعت و بارآوری پُر و پُرتر می گردد. هر چه شما با زبان خود شادی را ببار آورید، شادی را در دل خودتان افزون کرده اید. رابطه ای مستقیم بین زبان شما و دل شما و عکس آن وجود دارد!

سلیمان می گوید:" دل آدمی از میوۀ دهانش پُر می شود و از محصول لبهایش سیر می گردد. موت و حیات در قدرت زبان است و آنانی که آن را دوست می دارند میوه اش را خواهند خورد." ( امثال 18 : 20 – 21 ).

گوش کنید به سلیمان؛ می گوید هم موت و هم حیات در زبان آدمی است. هم میتوانید کسی را زنده کنید و هم می توانید کسی را با آن بکشید! اما سلیمان در این مثال به شخصی که این سخنان زنده کننده و کشنده را از زبان شما می شنود، حرفی نمی زند؛ بلکه روی سخن او به من و شماست! می گوید اگر با زبان خودت کسی را زنده کنی، میوه های زندگی و حیات و شادی و طراوت در درون تو پُر خواهند شد. حال اگر با زبانت کسی را بکشی، میوه های مرگ و نکبت و فلاکت و بدبختی در درون تو پُر خواهند شد. انتخاب کن!

 اگر قلب شما مال مسیح شده است باید زبان شما نیز مال مسیح شده باشد و برعکس. نمی توانیم با زبان مسیح را پرستش کنیم و در قلب از شخص کناری خودمان نفرت داشته باشیم و سخنان زشت به او بگوییم. نمی توانیم سخنان زشت به شخص کناری بگوییم اما بگوییم داریم خدا را قلبا پرستش میکنیم. یعقوب چه زیبا در رسالۀ خود در این خصوص می نویسد:" خدا و پدر را با آن متبارک می خوانیم و به همان مردمان را که به صورت خدا آفریده شده اند را لعن می گوییم. از یک دهان برکت و لعنت بیرون می آید. ای برادران( همه ) شایسته نیست که چنین شود. آیا چشمه از یک شکاف آب شیرین و شور جاری می سازد. یا می شود ای برادران من ( همه ) که درخت انجیر زیتون یا درخت مو انجیر بار آورد و چشمۀ شور نمیتواند آب شیرین را موجود سازد." ( یعقوب 3 : 9 – 12 ).

ما مسیحیانی که ادعای زیستن در روح و مسیح می کنیم زبانمان از کسانی که حتی خدا را نمی شناسند میتواند کشنده تر باشد! چون ما می دانیم و باز می کنیم؛ حداقل آنها نمی دانند و می کنند! ما میدانیم و شنیده ایم که عواقب زبان کشنده و زخم زننده چیست و می دانیم خداوند عیسای مسیح هرگز از آن خشنود نیست که هیچ، بلکه تنبیهی شایسته در انتظار ماست؛ و ما بجای اینکه این زبان را ترک کنیم و هرگز از آن برای آزار دادن و کشتن روحانی کسی استفاده نکنیم ، راهی روحانی پیدا میکنیم تا بدور آن بچرخیم و خودمان را با چند آیه و چند نتیجه گیری غلط توجیح می کنیم و سپس همان زبان را بکار می بریم! ما تشنگی روح پاک نشده و هنوز در گناه خود را با متقاعد کردن طینت گناه آلود خودمان ارضاء میکنیم.

وقتی پولس رسول در رسالۀ رومیان نوشت: " این را می دانیم که آن آدمی که در پیش بودیم با مسیح بر روی صلیب او کشته شد، تا نفس گناهکار نابود گردد و دیگر بردگان گناه نباشیم. " ( رومیان 6 : 6 ).  منظورش یک افسانه و داستان نبود! منظورش مرگ در طبیعت گناه آلود ما بود. مسیح برای گناهان ما مرد تا ما را پاک و رستگار سازد، اما مسیح برای طبیعت گناه آلود ما نمرد. برای بدن ما که اکنون باید تقدیم او کنیم. برای نفس ما که اکنون باید آن را کنترل کنیم. اگر این درست نیست، پس آن صلیبی را که مسیح به ما فرمود که باید هر روزه با خودمان برداریم و او را دنبال کنیم چه بود؟ تنها شهادت و سختی در راه انجیل نبود، آن صلیب نه تنها آن بود بلکه کشته شدن در نفس و زیستن در پاکی نیز بود. و این زیستن در پاکی چنان دردناک و دشوار است که مسیح آن را به صلیبی تشبیه نمود. در همان رسالۀ رومیان باب 6 کمی جلوتر پولس ادامه میدهد:" دیگر نباید گناه بر بدنهای فانی شما حاکم باشد و شما را مطیع هوسهای خود سازد. هیچیک از اعضای بدن خود را در اختیار گناه قرار ندهید تا برای مقاصد شریرانه بکار رود." ( رومیان 6 : 13 ) . وقتی پولس نوشت " هیچ یک از اعضای بدن خود را " منظورش فقط دست و پا و چشم و آلت جنسی نبوده است، بلکه زبان هم بود، و گوش و دماغ و مو و پوست و...تمام این اعضای بدن ممکن است در زیر تسلط نفس ما که اکنون باید بر صلیب مسیح مصلوب شده و با او در تازگی زندگی کنیم هر آن ما را به شرارت بکشانند. و در خصوص این مقاله من در بارۀ زبان سخن می گویم. زبان ما نباید در اختیار گناه قرار گیرد. می پرسید چه گناهی؟ یعقوب می نویسد:" همچنان زبان نیز عضوی کوچک است و سخنان کبرآمیز می گوید. اینک آتش کمی چه جنگل عظیمی را می سوزاند و زبان آتشی است. آن عالم ناراستی در میان اعضای ما زبان است که تمام بدن را می آلاید و دایرۀ کائنات را می سوزاند و از جهنم سوخته می شود. زیرا که هر طبیعتی از وحوش و طیور و حشرات و حیوانات بحری از طبیعت انسان رام می شود و رام شده است. لکن زبان را کسی از مردمان نمیتواند رام کند ، شرارتی سرکش و پر از زهر قاتل است." ( یعقوب 3 : 5 – 8 ).

خیلی ها  نحوۀ زبان تند و زنندۀ آنان به اطرافیان خود را دلیل بی عدالتی ها، فشار، ستم و ظلم هایی که دیده اند بهانه می آورند . چه بهانۀ پوچ و بت پرستانه ای! بیاید یکبار دیگر خوب به ایوب نگاه کنیم. به آنچه که بر سر او آمد. نه تنها از طرف شیطان بلکه از طرف زنش. اما آیا خوب نگاه کرده ایم به این عبارت زیبا و عمیق یا اینکه درون گناه آلود ما چشمان ما را به دیدن حقیقت الهی کور کرده است. کلام می گوید:" ... در این همه ایوب به لبهای خود گناه نکرد." ( ایوب 2 آیۀ 10). در کدام همه؟ در همۀ بدبختی ایی که بر سر او آمد. در همۀ اخبار مرگ و میر فرزندانش. در همۀ اخبار از دست دادن اموالش. در همۀ طعنه ها و حقارت زنش. در همۀ این ها... " در این همه ایوب به لبهای خود گناه نکرد." یعنی زبانش را کنترل کرد. یعنی حرف زشت نزد. یعنی به زبان خود افسار زده بود. و چه افسار محکمی! اینها داستانهای بلند دور کرسی در شب زمستانی نیست! یا افسانه! اینها نوشته شده است تا برای ما درس عبرتی باشد. ما مسیحیان باید شرمنده باشیم اگر هنوز زبان خود را نمی توانیم کنترل کنیم. ایوب حتی پس از فشار از طرف دوستان طعنه زننده و پرهیزکار او!! گفت:" یقینا لبهایم به بی انصافی تکلم نخواهد کرد و زبانم به فریب تنطق نخواهد نمود." ( ایوب 27 : 1- 4 ).

 

راه حل چیست؟

        یعقوب در رسالۀ خود عمق فاجعۀ زبان را بیان کرده است. و می گوید زبان وحشی و آتشین انسان گناهکار را نمیتوان رام کرد. آیا انسان حقیقتا قادر به رام کردن زبان خودش نیست؟ یعقوب کاملا درست گفته است. اگر در مسیح نیستید و به او ایمان ندارید، رام کردن این زبان محال است! زیرا هنوز نمرده اید! آیا شخص مُرده میتواند حرف بزند؟ میتواند حرف زشت بزند؟ او مُرده است. تنها زمانی ما میتوانیم زبان خود را رام کنیم و دیگر هرگز از آن برای آزار و توهین و لعن و کلمات زشت و پلید استفاده نکنیم که ما روزانه با مسیح بر صلیب او بمیریم. اما قبل از اینکه مسیح بر صلیب بمیرد او صلیب خودش را در کوچه های اورشلیم برد. بر خودش حمل کرد. پس اگر ما می خواهیم بر صلیب بمیریم باید، صلیب ضعف و خفت و طبیعت کهنه و زخم زننده،  را بر شانه هایمان بگذاریم، در کوچه های آثار پلید و سیاهی  و مضرات آن قدم بزنیم. با زخم دیدگان هم زخم شویم. با دل ریشان دل ریش شویم. با سرکوفت شده گان سرکوفت شویم. با خوار شدگان خوار شویم؛ روزانه؛ هر روز ؛ سپس در مسیر بردن این صلیب در میان مردم اطراف خودمان با تحمل سنگینی این صلیب بر شانه هایمان، و دیدن تن مصلوب خداوندمان بر بالای صلیب در هر پیچ و در هر خم ، بسوی جلجتای محبت ، رستگاری، تواضع ، فروتنی، بخشش و فیض پیش برویم. بر فراز آن صلیب دستها و پاهای نفس و شرارت و طبیعت کهنۀ خود را، تمام اعضای بدن خود را با میخ های انجیل، میخکوب کنیم. در نفس و در گناه خود بمیریم ؛ سپس به حیاتی تازه مانند او قیام کنیم... تنها و تنها در آن زمان است که من و شما قادر خواهیم بود زبان خودمان را رام و مطیع خود کنیم و آن را به اطاعت از فرمان خدا برای آزار ندادن و نرنجاندن انسانی استفاده کنیم.

خودتان را گول نزنید! راه روحانی و توجیح روحانی برای توهین و زخم زدن و افترا به هیچکس را در دور زدن آیات و چرخیدن به دور آیات پیدا نکنید! این حیلۀ شیطان است که شما را بر آن دارد تا زبان خودتان را آلودۀ کراهت و توهین و آتش کنید. تمام این تند زبانی شما نباید بر علیۀ انسان باشد بلکه باید بر علیۀ همین شیطانی باشد که در درون شما زیرکانه شما را به آلوده شدن در لباس روحانیت، تشویق و ترغیب میکند. گوش کن نصیحت داود را  که می گوید:" گفتم راههای خود را حفظ خواهم کرد تا به زبانم خطا نورزم. دهان خودم را به لجام نگاه خواهم داشت مادامی که شریر پیش من است." ( مزمور 39 ایۀ 1 ).

 

پنج  راه حل برای رام کردن زبان وحشی!

 

         در مسیح ما قادر به همه چیز هستیم. نه اینکه ما باشیم، بلکه مسیح در ما. اگر به این باور رسیده باشیم، دوست من ، ما قادر خواهیم بود در مسیح بر زبان زخم زنندۀ خود پیروز شویم. من طبق ایات زندۀ کتابمقدس برای مسیحیان پنج راه حل را پیشنهاد میکنم. تفکر و تعمق بر این پنج راه حل شما را قادر به مهار و کنترل کردن زبان خود ، همانطور که داود می گوید می سازد.

1-  دیگران را حقیر نکردن.. سلیمان می نویسد: " کوچک کردن دیگران کار احمقانه ایست. کسی که داناست ساکت می ماند." ( امثال 11 : 12 ).

2-  کمتر حرف زدن و بیشتر گوش دادن " پُر حرفی موجب گناه می شود اما شخص عاقل بیشتر سکوت می کند." ( امثال 10 : 9 ). در جای دیگر او می گوید:" هر که دهان و زبان خود  را نگاه دارد، جان خود را از تنگی ها محافظت می نماید." ( امثال 21 : 23 )

3-  به سخنان پلید دیگران گوش ندادن. سلیمان می نویسد:" آدم شریر به سخنان شریرانه گوش میکند و آدم دروغگو به حرف دروغ." ( امثال 17 : 4 ).

4-  تحمل و صبر داشتن. سلیمان می گوید:" با تحمل داور را به رای خود توان آورد و زبان ملایم استخوان را میشکند." ( امثال 25 : 15 ).

5-  دائما حمد و ستایش خدا را کردن. مزمور نویس می گوید:" زبانم نیز تمامی روز عدالت ترا ذکر خواهد کرد." ( مزمور 71 : 24 ). در جای دیگر می گوید:" و زبانم عدالت ترا بیان خواهد کرد و تسبیح ترا تمامی روز." ( مزمور 35 آیۀ 28 ). در جای دیگر می گوید:" به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبیح بلند بر زبان من بود." ( مزمور 66 آیۀ 17).

 

خوانندۀ عزیز!

اگر امروز مسیح را در قلب خودت داری، این مقاله قصد داشت تا دوباره شما را در پیمان مسیح  جلاء داده و برق اندازد! تا به یاد آوریم که، کی در مسیح هستیم و چه در مسیح.

اما اگر هنوز مسیح را در قلب خودت نداری، امروز روزیست که او را به قلب خودت دعوت کنی. ایمان آوردن به مسیح و پذیرفتن او از راه آیین و مراسم دینی نیست. بلکه راهی ست بین قلب و زبان شما! به قلب خودت ایمان بیاور که گناه کاری و در طبیعت گناه هستی و نمی توانی و نتوانستی خدا را خشنود کنی،حتی با تمام کارهای خوبی که کرده ای! و ایمان داری که مسیح برای گناهان تو بر صلیب مرد، دفن شد و روز سوم قیام کرد. کافیست اعتراف کنی و در قلب خودت به این ایمان داشته باشی و به زبان اینگونه دعا کنی که :" خداوندا من گناهکارم. ایمان دارم مسیح برای گناهان من مرد. دفن شد و روز سوم قیام کرد. امروز زنده است و روزی بر می گردد برای داوری بر جهان. اکنون از او دعوت میکنم تا به قلب من بیاید و مرا از آن خودش کند. آمین "  دوست من با این دعای ساده، امروز تو وارد خانوادۀ الهی شدی و در این خانواده ، خدای زنده پدر آسمانی تو و مسیح برادر بزرگ توست. با او زندگی کن و با قوت گرفتن از روح خدا و کلام زنده طبیعت کهنه و اعضای کهنۀ بدن کهنۀ خود را ، از جمله زبان خودت را ، تقدیم مسیح کن تا او آن را برای تو پاک و مفید سازد تا اگر سخنی می گویی نفع و فیض برساند نه ضرر و آسیب. گوش کن این نصیحت بزرگان خود را و آن را گوشوارۀ گوش خود کن:" کیست آن شخص که آرزومند حیات است، و طول ایام را دوست می دارد تا نیکویی را به ببیند، زبانترا از بدی نگاه دار و لبهایت را از سخنان کفر آمیز." ( مزمور 34 ایۀ 12 ). آمین