بیدار شدن؛بیدار ماندن
بررسی فرمایش عیسای خداوند به نقل از انجیل
به قلم لوقا باب 21 آیات 34 تا 36
نوشتۀ :حسن گل هاشم
خواب لازمۀ موجودات است از
جمله انسان.خواب نظم بدن را متناسب کرده و
انرژی موجودات را به آنها برمیگرداند. گاهاً خستگی را از
بین برده و ما را تماما سرحال میکند تا بیشتر کار کنیم!با
تمام لازم بودن و حیاتی بودن خواب،همچنین در خواب جسم انسان
مانند تکۀ جسدی به گوشه ای می افتد و بی سلاح
ترین،و شکننده ترین موجود می گردد.چه پادشاهان بزرگ و پهلوانان
عظیمی که در خواب کشته نشدند!اما از آنجایی که جسم
خوابیده و روح همچنان بیدار است ،احتمال دیدن
زیباترین رویاها نیز در خواب میسر است،طوری
که خدا با شما در رویا و خواب گفتگو کند و شما را به حقایقی چند
آگاه سازد.مانند زکریا که رویای تولد یحیی را
دید و یوسف که رویای پاک بودن مریم را.یا
خوابهای یوسف که مقام و قدرت او را پیش بینی کرد؛و در
آن خواب سنگین بود که خدا از فرصت استفاده کرد و حوا را از آدم خلق
کرد(پیدایش 2 ایۀ 21 و 22).و مرد را از
تنهایی خسته کننده و بی معنای او برای همیشه
بدر آورد و زن را مونس و همدم او تعیین کرد.
قبل از هر چیز نباید
این را فراموش کنیم که کتابمقدس دو نوع بیداری را به ما تعلیم
میدهد:
الف – بیدار شدن
یعنی بیدار شدن
از غفلت و تاریکی ؛تا هدیه و فیض رایگان خدا را در عیسای
مسیح بپذیریم.عیسی رو به شهر اورشلیم کرد و
فرمود:ای کاش امروز سرچشمۀ صلح و
سلامتی را می شناختی.اما نه،این از چشمان تو پنهان است(لوقا
باب 19 آیۀ 42).این بیدار شدن از شنیدن کلام
مقدس،توبه از گناهان،و ایمان آوردن و دادن قلبهای مان به
عیسای خداوند نصیب ما می گردد.
ب- بیدار ماندن
پس از اینکه از
تاریکی بیدار شده و وارد نور ایمان به عیسای
مسیح گشتیم.اکنون باید در این نور بیدار
بمانیم و دوباره به خواب برنگردیم.
خوب که دقت کنید به یک نکتۀ ظریف در
این دو بیداری خواهید رسید. گویی در
خصوص بیدار شدن و ماندن ،خدا هیچ دخالتی درآنها ندارد.این
ما هستیم که نقش اساسی را در آنها داریم. عیسی به
شاگردانش فرمود:بیدار باشید.بدون اینکه قصد کند تا جلوی خواب آنها را بگیرد؛اما از آن درخت
نخور؛بدون اینکه خدا قصد کند تا جلوی نخوردن انسان را
بگیرد.
وقتی عیسای
مسیح پای خود را در رود اردن گذاشت تا از یحیی
تعمید بگیرد برای بیدار کردن مردمی که در خواب
بودند آمد.اما وقتی عیسای مسیح بر صلیب مصلوب شد و
روز سوم قیام کرد،برای بیدار ماندن ما بود:اگر نیامده بودم
و به ایشان تکلم نکرده گناه نمی داشتند و اما الان عذری
برای گناه خود ندارند(یوحنا باب 15 آیۀ
22).عیسی آمد و با جهان در بارۀ گناه ، توبه و ایمان تکلم
نمود.او جهان را بیدار کرد.الان دیگر بعد از مرگ و قیام او از
مرگ،هیچکس عذری برای گناه خود و در خواب ماندن خود ندارد.
به همین دلیل کتابمقدس
برای اینکه ایمانداران را از خواب رفتگی و غفلت برحذر
دارد، شیوه و هر آنچه را که نیاز دارند تا نه تنها یک شب بلکه
همواره بیدار بمانند،در اختیار آنان قرار داده است!
سلیمان می گوید:
ای کاهل تا به چند خواهی خوابید و از
خواب خود کی خواهی برخاست .اندکی خفت و اندکی خواب.و
اندکی بر هم نهادن دستها بخواب.پس فقر تو مثل راهزن بر تو خواهد آمد و
نیازمندی تو مانند مرد مسلح(امثال باب 6 آیات 9 تا 11).
عیسای مسیح در
طول سه سال خدمت خودش بارها و بارها از شاگردانش خواست که:بیدار باشید.هر چه او بیشتر به
پایان ماموریتش نزدیکتر می شد بیشتر بر این
عبارت تاکید میکرد.اتفاقا بیشتر جاهایی که
راویان انجیل این عبارت را از عیسای خداوند نقل
کرده اند در آن هفتۀ آخری بود که به اورشلیم وارد شد.
به استناد چهار انجیل ،عیسای خداوند در چهار مورد
این عبارت بیدار باشید و
بیدار ماندن را در سخنان و
تعالیم خود استفاده کرده است:
1- برای بازگشت مجدد خود برای داوری بر جهان:
بیدار
بمانید زیرا نمیدانید در چه روزی مولای شما
می آید(متی 24 ایۀ 42)
2- برای نیافتادن در وسوسه و گناه:
بیدار
باشید و دعا کنید تا دچار وسوسه نشوید،روح مایل است جسم
ناتوان(متی 25 آیۀ 41).
3- برای خدمت کردن و مفید بودن:
خوشابحال خادمانی که وقتی اربابشان می
آید آنان را چشم به راه ببیند(لوقا 12 ایۀ 37).
4- برای هم رنگ دنیا نشدن:
پس خود را حفظ کنید مبادا دلهای شما از پُر خوری
و مستی و اندیشه های دنیوی سنگین گردد و آن
روز ناگهان بر شما آید(لوقا باب 21 آیۀ 34).
پولس رسول در
نامۀ اول خود به کلیسای تسالونیکی باب 5 به فصاحت و
در هدایت روح مقدس خدا تمام این چهار مورد را در هشت سطر به آن اشاره
کرده است.شما با قرائت این 8 خط میتوانید به اهمیت به سزای
بیدار ماندن در ایمان خود به عیسای مسیح پی
ببرید.او می نویسد:
اما
ای برادران در خصوص وقتها و زمانها احتیاج ندارید که به شما
بنویسم زیرا خود شما به تحقیقی آگاهید که روز
خداوند چون دزد در شب می آید.زیرا هنگامی که می
گویند سلامتی و امان است آنگاه هلاکت ایشان را ناگهان فرو خواهد
گرفت چون درد زه زن حامله را و هرگز رستگار نخواهند شد.لیکن شما ای
برادران در ظلمت نیستید تا آن روز چون دزد بر شما آید.
زیرا جمیع شما پسران نور و پسران روز هستید از شب و ظلمت
نیستیم.بنابر این مثل دیگران به خواب نرویم و
بیدار و هشیار باشیم.زیرا خوابیده گان در شب
میخوابند و مستان در شب مست می شوند.لیکن ما که از روز
هستیم هشیار بوده جوشن ایمان و محبت و خُودِ امید نجات را
بپوشیم(اول تسالونیکی باب 5 ایات 1 تا 8).همچنین
در نامۀ خود به ایمانداران
قرنتس می گوید:بیدار باشید در
ایمان استوار باشید و مردان باشید و زورآور
شوید.جمیع کارهای شما با محبت باشد(اول قرنتیان
باب 16 آیۀ 13-14).
سه بار عیسای
مسیح از شاگردانش خواست تا با او بیدار باشند و دعا کنند.آنها در خواب
بودند که عیسای مسیح بر روی زانوهای خود چنان دعا
نمود و چنان اندوه و غم بر او مستولی گشت که دانه های عرق مانند قطره
های خون بر سنگ می چکید.آنها آن شب از تنها فرصتی که میتوانستند شریک
غم خدا شوند، به دلیل در خواب بودن شان غافل شدند.و این غفلت،
به فرار و تنها گذاشتن استادشان،و سه بار انکار کردن او ،منجر گشت.
هر چند خدا در بیدار شدن و ماندن ما بدلیل
اینکه ما خود را سزاوار و
شایستۀ پاداش الهی نماییم،دخالتی نمی
کند،اما در تمام طول کتابمقدس،او توسط روح مقدس خود ایمانداران را
تعلیم میدهد که چگونه و چسان میتوانند بیدار بمانند.
وقتی خوب به فرمایش عیسای خداوند
در لوقا باب 21 آیات 34 تا 36 نگاه میکنیم که می
فرماید:پس خود را حفظ کنید مبادا دل های شما را از پُرخوری
و مستی و اندیشه های دنیوی سنگین گردد و آن
روز ناگهان بر شما آید.زیرا که مثل دامی بر جمیع
سَکَنۀ تمام زمین خواهد آمد.پس در هر وقت دعا کرده بیدار
باشید تا شایستۀ آن شوید که از جمیع این
چیزهایی که بوقوع خواهد پیوست نجات یابید و
در حضور پسر انسان بایستید.
عیسای مسیح طیف گسترده ای را
برای هشدار،از خواب برخاستن و بیدار ماندن ما در نظر دارد:
برای اینکه بیدار بمانیم:
1-
ایمان خود را به او حفظ کنیم.
2-
از لذت های نفسانی
دنیا دل های ما پُر نشود.
3-
همیشه دعا کنیم.
پولس رسول نیز همین را در نامۀ اول خود
به تسالونیکی هشدار داده است:
1- ماندن
در نور تعالیم عیسای مسیح و مشارکت با روح القدس .
2- فریب
دنیا و لذت ها آن را نخوردن.
3-
حفظ ایمان خود به
عیسای مسیح با دریافت محبتی که باعث نجات ما و
دریافت حیات جاودان گردیده است.
عیسای مسیح پرقدرت ترین سلاح
برای بیدار ماندن روحانی ما را : دعا کردن نامیده
است. پطرس شاگرد خود عیسای مسیح می نویسد:لکن
انتهای همه چیز نزدیک است پس خرد اندیش و برای دعا
هوشیار باش(اول پطرس باب 4 آیۀ 7). پولس این رمز
بیداری را در نامۀ خود به کلیسای موفق افسس
عمیقا یادآوری کرده است: و با دعا و التماس تمام
در هر وقت در روح دعا کنید و برای همین به اصرار و التماس تمام
به جهت همۀ مقدسین بیدار باشید(افسسیان باب 6
ایۀ 18).در نامه به کولسیان می نویسد:در دعا مواظب
باشید و در آن با شکرگزاری بیدار باشید(کولسیان
باب 4 آیۀ 2). و نهایتا پولس رسول در آخرین نامۀ
خود به شاگرد عزیز خود تیموتائوس مینویسد:لیکن تو
در همه چیز هوشیار بوده و متحمل زحمات باش و عمل مبشّر را بجا آور و
خدمت خود را به کمال رسان(دوم تیموتی باب 4 آیۀ
5).
یک یادآوری خطیر
بیدار
شدن،بیدار ماندن نیست؛بیدار ماندن ،بیدار شدن نه!بیدار
ماندن باید از بیدار شدن آغاز شود.و بیدار شدن تنها توسط
عیسای مسیح میسر است و بیدار ماندن نیز تنها
با عیسای مسیح ماندن .زکریا پدر
یحیی تعمید دهندۀ در بارۀ مسیح موعود
می گوید:تا ساکنان در ظلمت و ظّلِ مُوت را نور دهد و
پایهای ما را به طریق سلامتی هدایت نماید(لوقا باب 1
آیۀ 79).چه کسانی
ساکنین ظلمت و در سایۀ مرگ هستند؟کسانی که در خواب هستند و
میخواهند در آن بمانند.چه کسانی میخواهند که پاهای آنها
به سلامتی هدایت شود؟آنهایی که میخواهند بیدار بمانند.اما چه
کسی هر دوی این را در دعای زکریا انجام داده
است؟عیسای مسیح.او هم ما را از تاریکی و مرگ بیرون آورده و هم پاهای ما را به سوی
سلامتی و صلح هدایت فرموده است.نکتۀ ظریف دیگر
این است که:بیدار ماندن از بیدار شدن آغاز می شود.صرف به
این دلیل اینکه شما بیدار شده اید،در خواب
نخواهید رفت،تفکری کودکانه است!و صرف به این دلیل
اینکه در دین و مذهب پدری خودتان کارهای خوب انجام
می دهید و گمان شما این است که بیدار و هوشیار هستید و به
بیداری عیسای مسیح و ایمان به او نیاز
ندارید نیز تفکری کودکانه است!
شخصی که در خواب
روحانی است هرگز نمیتواند دیگران را فریب بدهد و
ادعای بیدار بودن کند!زیرا طبق گفتۀ پولس بیدار شدن
با خود نور ( عیسای مسیح)را به زندگی شخص می آورد؛و
نور با خود روشنایی را.و اعمال نور کاملا معلوم است.کما اینکه اعمال
تاریکی و خواب روحانی کاملا هویدا. کلام مقدس می
گوید:شرارت،بدی،طمع، بد خواهی ، حسادت،آدم
کشی،نزاع،فریبکاری و سو نیت؛گستاخی،تکبر ،
لافزنی، بی وفایی،بی عاطفگی،و بی
رحمی تمام اینها اعمال هم در خواب بودن است و هم در خواب
ماندن(نامۀ رومیان باب 1 ایات 29 تا 31).زیرا خدا بدلیل
گناهان و قلب ریاکار آنها:آنها را تسلیم افکار فاسدشان نمود تا اعمال
زشت و ناشایست بجا آورند(رومیان باب 1 ایۀ 28).
اما اعمال نور و بیداری و بیدار ماندن
نیز کاملا معلوم است:محبت،خوشی، آرامش،بردباری،
مهربانی، خیرخواهی ، وفاداری،فروتنی و خویشتن
داری( غلاطیان باب 5 ایۀ 22).
اما چگونه میتوان این بیداری را
حفظ نمود؟در بالا دیدیم که چقدر دعا اهمیت بسزایی
در بیدار ماندن ما دارد.همچنین دیدن ایمان به
عیسای خداوند و وفاداری به او نیز.و همشکل دنیا نشدن.تمام این اعمال از
یک رمز الهی برای بیداری روحانی ما سخن
می گوید.
فیض خدا و بیداری
اگر این استنتاج
الهی را از تولد و مرگ مسیح درک کرده باشیم که او فیض
مطلق خدا برای دنیای گناه آلود بود.بنا براین تنها آن
زمان است که هم بیدار شدن خود را فیض خدا می دانیم و هم بیدار
ماندن خود را فیض خدا می دانیم.زیرا خدای
جایی فرموده که گناهکاران را در خواب سنگین فرو خواهد برد تا
آنها را مجازات نماید(ارمیا
باب 51 آیۀ 39).و خدا
قادر است تا دل ها را فربه ساخته،گوشها را سنگین،چشمان را کور،تا
نبینند و نفهمند(اشعیاء نبی باب 6 ایۀ 9 و
10).چرا؟زیرا آنها در گناه و تاریکی و خواب مرگ فرو رفته اند و
پشت به خدا کرده اند و بت های دست ساخت خدا را پرستیده اند نه خود خدا
را.پس بیدار شدن ما فیض الهی خدا در مسیح به
ماست.بیدار ماندن ما نیز فیض الهی خدا در مسیح به
ماست.
بنابر این من
نمی توانم ادعا کنم که مسیح را یا الله یا بودا یا
کنفسیوس یا بهاءالله را قبول دارم.به کلیسا می روم.هللویاه
می گویم.شفا می دهم.به زبانها حرف می زنم.یا
اینکه نماز میخوانم.روزه میگیرم. رو به مکه یا
اورشلیم یا مجسمۀ بودا دعا میکنم.به فقرا غذا می
دهم.پس من بیدار شده ام.پس اگر همین اعمال را انجام دهم میتوانم
بیدار هم بمانم.
سوال بنده از
این افراد این است:اگر این اعمال نشانۀ
بیداری و بیدار ماندن شخص است.چرا در طول مدت خدمت
عیسای مسیح کسانی به نزد او آمدند که تمام این
اعمال را انجام می دادند(مانند نیقودیموس یا جوان
دولتمند)اما باز گویی هنوز در تاریکی و خواب بودند؟؟و چرا
کسانی دور مسیح بودند که معجزات بزرگ او را،چهرۀ
خدایی او را دیدند،اما در حساس ترین لحظۀ عمر
زمینی مسیح،از او فرار کرده و او را انکار نمودند و با
این عمل در خواب بودن خود را ثابت کردند؟؟و سوال دیگر بنده از
این افراد این است که:اگر بیدار شدن و بیدار ماندن با
اعمال ما میسر است،
اگر این بیدار شدن و ماندن تنها با کار انسان
میسر بود،پس چرا عیسای خداوند بارها و بارها از شاگردانش خواست
که بیدار باشند.اتفاقا او به شاگردان می فرماید:اما آنچه به شما
می گویم به همه می گویم بیدار باشید(مرقس باب 13
آیۀ 37).