بر
مبنای روایت رستاخیز مسیح از مرگ.
(
نقل شده از انجیل یوحنا فصل 20 ایات 14 و 15 و انجیل لوقا
فصل 24 ایات 1-12 )
"
در روز اول هفته ( یکشنبه ) صبح خیلی زود بر سر قبر آمدند و
حنوطی را که تهیه کرده بودند با خود آوردند.آنها دیدند که
سنگ از در مقبره به کنار غلطانیده
شده و وقتی به داخل رفتند از جسد عیسی اثری نبود."
" سّر باغبان "
باغبان
به ما بگو
کجاست
او؟
کجاست آن تن کوبیده بر صلیب؟
به
ما نشانش بده!
کجاست
آن رهاننده از گناه مهیب؟
کجاست
آن آخرین امید؟
ماییم!
پیچیده
در بوی کافور و سِدر دلشورگی
ماییم!
پوشیده
در سیاه عزای آن عیسای ناصری
او
را به ما نشانش بده!
در این صبح سرد باغ
آکنده
از سوز درد و آه داغ
بر
ما چیزی نمانده که چنگ
زنیم
بیهوده
گفته ایم که پادشاه ماست
یاوه سروده ایم که مسیحای ماست
باید
که یادمان مان به ننگ زنیم
باغبان
به ما بگو ،کجاست؟
آورده
ایم تا او را کفن کنیم
رویا
و امید نیک زدست ما برفت
ای
کاش! خود را با او دفن کنیم
بی
او گزافه است ،محبت نمودنِ خصمانِ خود
بیهوده
است،قبا دهیم به غارتگرانِ خود
بی
او ،صبرِ فروتنان ،احمقانه است
بی
او ، پوچ است ،ساده شدن چون کودکان
افسانه
است
رخساره
دادن به سیلی زننده گان جاهلانه است
آه!کجاست
او ای باغبان؟
بگذار
تا دفن کنیم فیض بیکران او
بگذار
تا وداع زنیم مهر بی نشان او
و
باغبان میانه گرفت و گفت:
-"
میدانید به جستجوی که اید؟
میدانید در پی چه اید؟
گوش کنید ای سخت دلان و ناباوران!
زنده را می جویید از
مردگان؟!
از مردگان زنده گشته،زندگی دهد
قیام کرده ات ترا این خبر دهد!
نیش گناه مرگ است ، او بهر تو مرگ شد
تو در گناه مرده بودی،او تاوان قبر شد
لیک مرگ نبود پایان فیض
بیکران پدر
سیاهی
قبر نبود مهر بی پایان پسر
او که ترا بیشمار محبت نمود
و پسر که تماما پدر را اطاعت نمود
ترا جاودانه ساختند
تولدش ،زندگی و مرگ و قیام او را
برای تو ترانه ساختند
بخوان
تو این ترانه را
زنده
شو!
قیامتش
برای تست،تازه شو!
رقصانه
شو!
او
ترا مهرش بداد افسانه شو!
مرگ
ما در مرگ او ،معنا دهد
جان او بر جان ما ماواء دهد!
نفس
کهنه بر صلیبش مرده است
چشمۀ
آب حیات و تازگی جوشیده است
نوش
کن!با او شو در مرگ و قیام
گوش
کن! سّر الهی داده ام در این پیام "
سراینده
: حسن گل هاشم
بهار
87
مارس
2008-03-17