بارانِ تعلیمِ خدا

 

نوشتۀ : حسن گل هاشم

 

          خیلی ها اهمیت تعلیم را به ما گفته اند. اما تعلیمی که دیگران به ما گفته اند با تعلیمی که در این مقاله شما با آن روبرو خواهید شد تماما متفاوت است. بنده در این مقاله اساس تعلیم اساسی مسیحی، انگیزه و اهمیت آن را بر طبق کتابمقدس مسیحی خود برای شما بررسی میکنم. با هم به آیات و نقل قول های زنده و ثبت شده از طرف خدای زنده نگاه کرده و با هم به اهمیت این واژه و عمق آن در بطن کار خدای زنده بر روی زمین در قلب انسان گناهکار نگاه می اندازیم. تا شما خود اگر امروز عیسای مسیح را به قلب خود پذیرفته اید بدانید و آگاه باشید که چه وظیفۀ خطیری بر شانه ها دارید. اما اگر هنوز عیسای خداوند را به قلب خود نپذیرفته و او را خداوند و نجات دهندۀ خود ندانسته اید، با خواندن این مقاله، قلب شما آماده شود که او را تماما پذیرفته و این شراب تازۀ آسمانی را نوشیده تا سراپا مست از تازگی آن شود، سپس دریابید که چه وظیفۀ خطیری در انتظار شماست!

 وقتی وارد این مقاله می شوید، امید بنده این است که از باران تعلیم خدا که در تمام پهنای کتابمقدس جاری است، خیس و پر آب شوید و این باران تمام مرغزارهای وجود شما را از سخاوت و طراوت و خروشانی خود پر برکت سازد.  همانطور که بندۀ خدمتگزار خدا موسی در سرود خود می سراید:" ای آسمان گوش بگیر تا بگویم و زمین سخنان دهانم را بشنود. تعلیم من مثل باران خواهد بارید و کلام من مثل شبنم خواهد ریخت. مثل قطره های باران بر سبزۀ تازه و مثل بارش ها بر نباتات." ( کتاب تثنیه 32 : 1-2).

 

در این مقاله شما می خوانید:

 

1- تعلیم و اهمیت آن از دید خدا

2- تعلیم عیسای مسیح و یک فرمان

3- تعلیم اساسی در بارۀ انجیل عیسای مسیح، استواری و ثابت بودن آن

4- 20 نکته در بارۀ تعلیم که هر کس باید بداند

 

***

 

1- تعلیم و اهمیت آن از دید خدا

 

خدای سرمدی انسان را به شباهت خود آفرید( پیدایش 1: 26 ). این شباهت به خدا طیف عظیمی را شامل می گردد، از جمله دریافت دانش الهی خدا. قدرت خدا. فرمانروایی خدا بر هستی. خدای زنده و عادل تمام این خصایل را در ذات و طینت انسان نهاد. تا انسان در کنار او در همزیستی با همسر خود تکثیر شده با فرزندانشان در حضور او در پاکی و قدوسیت در شباهتی که به او داشتند تا به ابد زندگی کنند. آنگاه که خدا دو درخت " شناخت نیک و بد " و " درخت حیات " را در وسط باغ کاشت. در حقیقت از آنجایی که انسان شبیه به خدا بود، به هیچکدام آن دو درخت نیاز نداشت، در غیر اینصورت انسان ناکامل می بود و این ناکامل بودن انسان نمی توانست شبیه به خدا بودن باشد. اما از آنجایی که انسان شبیه به خدا خلق شده بود، در طینت انسان میل به انتخاب بود. مانند خدا. همانطور که کلام می گوید، او به هر که بخواهد می دهد و از هر که بخواهد می گیرد. یعنی میل الهی او. انسان دارای این میل بود چون شبیه خدا بود. پس انسان با میل خودش دست به نااطاعتی از فرمان خدا زد، چیزی را خواست که نیاز به آن نداشت، چرا که تمام آن را داشت.

قصد بنده نوشتن در بارۀ آن دو درخت و ماهیت آن نیست. قصد بنده دیدن ریشۀ جایی که انسان در حضور روحانی خدا بودن را بدلیل گناهی که مرتکب شد از دست داد. جسم او که ابدی بود، فانی شد، مرگ به دلیل گناه انسان بر انسان ریخت. ذات انسان به گناه آلوده شد. از شباهت به خدا بودن در آمد. و روز به روز در نتایج گناه خود در تاریکی و گمراهی زیست. درست در این زمان، یعنی جایی که انسان بدلیل گناه مرتکب شده، روحانیت خود را از دست داده، ناپاک شده و از درک معنا و سخنان روح خدا قاصر و ناتوان شد، و به جایی رسید که مخلوقات خدای سرمدی را دید اما خدا را ندید. پولس می نویسد:
 " زیرا هر چند خدا را شناختند ( شناخته بودند زیرا از او بودند) ولی او را چون خدا تمجید و شکر نکردند( یعنی درک خود را از قدوسیت و بزرگی خدا از دست دادند) بلکه در خیالات خود باطل گردیده( یعنی در پوچی و نهیلیسیم زندگی کرده ) دل بی فهم ایشان تاریک گشت( یعنی نور الهی دانش و کلام خدا از آنها برداشته شد). ادعای حکمت میکردند( یعنی گمان می بردند که می دانند و دانش کافی دارند) و احمق گردیدند( یعنی دانش انسانی آنها احمقانه بود پس آنها در رکود و رخوت ماندند) و جلال خدای غیر فانی را به شبیه انسان فانی و طیور و بهایم و حشرات تبدیل نمودند( یعنی در کور دلی خود و از دست دادن دانش الهی به قهقرای سقوط روحانی عدول کردند)".( رومیان 1 : 21- 23).

زمانی که انسان در این سقوط و تاریکی آغاز به زیستن کرد ،خدا بدلیل فیض بیکران و محبت فراوان و رایگان خود قصد نمود تا انسان را از خزائن دانش خود بیاموزاند...و اینگونه شد که تعلیم پا بر روی زمین گذاشت و تنفس آغاز کرد!

 در حقیقت انسان در ابتدا به تعلیم نیاز نداشت؛ اما زمانی که گناه وارد انسان شد، تمامی دانش الهی و هر آنچه که از شباهت به خدا داشتن نصیب او شده بود را از دست داد، اکنون خدا از سر محبت و فیض خود در پی این بود تا انسان را در تعالیم خود و سخنان روح خود زنده نگه بدارد تا آمدن عیسای مسیح او قادر باشد بواسطۀ فیض و ایمان انسان آنها را وارد حیات جاودان سازد.

خدای زنده و پر فیض تعلیم گرفتن را اساس درک اسرار الهی خود دانست. و این اهمیت در تمام پهنای کتابمقدس بارها و بارها گوشزد شده و تاکید گشته است.

ناتوانی انسان و فراموش کردن تمامی تعلیم خدا و سخن گفتن از او را زمانی مشاهده می کنیم که موسی به خدا گفت:" ای خداوند من مردی فصیح نیستم نه در سابق و نه از وقتی که به بندۀ خود سخن گفتی بلکه بطی الکلام و کُند زبان." ( خروج 4 : 10) . انسان شبیه به خدا اینگونه نبود. اما گناه این قدرت و توانایی سخن گفتن از خدا را از او گرفته بود. پس خدا به موسی فرمود:" الان برو و من با زبانت خواهم بود و هر چه باید بگویی ترا خواهم آموخت." ( خروج 4 : 12). این اولین باری بود که خدا به انسان فرمود " من ترا میاموزانم " یا بقولنا تعلیم می دهم.

و خدا انسان را تعلیم داد... فرامین خود را توسط بندۀ خود موسی به انسان داد تا انسان این فرامین را شنیده، تعمق کرده،تامل کرده، نگه داشته، حفظ کرده، عمل کرده و بر مبنای آن سعادتمند و به دور از لعنت و سیاهی گناه زندگی کند؛ تعلیم عهد عتیق برای این نبود که انسان با فراگرفتن آن دارای حیات ابدی گردد ، بلکه خدا فرصت داد تا انسان با گوش کردن به آن ایمان بیاورد، با عمل کردن به آن نیک محسوب شود تا حیات ابدی را بدست آورد. بیاد داشته باشید تعلیم عهد عتیق برای پاک شدن گناهان نبود، گناه از بین نمی رفت چون هنوز عیسی بر صلیب نمرده بود، اما تا آمدن عیسی ، خدا این فرصت را به انسان گناهکار داد تا با تعلیم گرفتن و اطاعت کردن از قوانین بتواند در نیکی زیسته و مقبول خدا گردد. یعنی تنها بواسطۀ فیض خدا، از راه ایمان.

یک نکتۀ ظریف که باید قبل از گرم شدن ! خدمت شما عرض کنم این است که، تمام یهودی ها و طیف زیادی از مسیحیان معتقد هستند تمامی وعده های خدا به قوم اسرائیل در عهد عتیق متعلق به این قوم بوده و هر آنچه خدا در کتب عهد عتیق به قوم اسرائیل وعده داده است شامل حال انسان دیگر نمی گردد. بنده تماما با این نتیجه گیری موافق نیستم بلکه تنها از یک دیدگاه:  خدا تنها قوم اسرائیل را برگزید و به او وعده داد که او را هرگز ترک نمیکند. و او را پسر خود و نخست زادۀ خود خواند( خروج 4: 22)؛ خدا هیچ قوم و ملت دیگری را پسر خود و نخست زادۀ خود نخواند. خدا فرمود از نسل ابراهیم، یعقوب و اسحاق نجات دهندۀ متولد می شود، خدا از نسل هیچ انسان دیگری وعدۀ آمدن نجات دهنده را نداد. اسرائیل قوم برگزیدۀ خدا است، هیچ قوم دیگری برگزیدۀ خدا نیست( اگر این را قبول ندارید، دیگر این مشکل شماست! کتابمقدس این را می گوید و سعی هم نمیکند تا آن را ثابت کند ، چون سک امر ثابت شده است!). جدای این موارد، تمامی هر آنچه خدا به قوم اسرائیل وعده داد، پس از آمدن عیسای مسیح به تمام آنهایی که به او ایمان آوردند متعلق می گردد. یعنی همانطور که خود خداوند فرمود:" و به شما می گویم که بسا از مشرق و مغرب آمده در ملکوت آسمان با ابراهیم و اسحق و یعقوب خواهند نشست."( متی 8: 11). پس هر آنچه در پیش رو از وعده های خدا می خوانید مال شماست، اگر مسیح را در قلب خود داری؛ پس به آن بچسب و از آن خود را جدا نکن!

بنابر این خدا انسان را تعلیم داد و بر آن تاکید کرد...به انسان فرمود تعالیم مرا بشنو آنها را حفظ کن، آنها را بجا آور تا من ترا از بیماری هایت شفا دهم!( خروج 15: 26 ). به انسان فرمود تعالیم مرا بشنو آنها را نگه دار تا تو را از ممالک مقدس خود و از امت مقدس خود سازم( خروج 19 : 5). فرمود فرامین مرا بشنو ،آنها را نگه دار تا در امنیت ساکن شوی( لاویان 25: 18). با تعلیم فرایض من زندگی کن، آنها را نگه دار تا از برکات آسمانی پر شوی( لاویان 26: 3-4). به جایی رسید که خدا از انسان انتظار داشت که دیگر او در حماقت و نادانی بر آمده از طینت گناه زندگی نکند بلکه در حکمت و تعلیمی که او داده تا انسان بتواند شایستۀ او گردد:" ترا حکمت خواهم آموخت و به راهی که باید رفت ارشاد خواهم نمود و ترا به چشم خود که بر تست نصیحت خواهم فرمود. مثل اسب و قاطر بی فهم مباشید که آنها را برای بستن به دهنه و لگام زینت می دهند و الا نزدیک تو نخواهند آمد."( مزمور 32 : 8-9).

نه تنها این را تاکید نمود همچین به او یاد آور شد که کلام تعلیم او هرگز از بین نمی رود بلکه همواره زنده و پویا در جان انسان رخنه کرده و رشد میکند:":" و چنانکه باران و برف از آسمان می بارد و به آنجا بر نمی گردد بلکه زمین را سیراب کرده آن را بارور و برومند می سازد و برزگر را تخم و خورنده را نان می بخشد. همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود، نزد من بی ثمر نخواهد برگشت بلکه آنچه را که خواستم به جا خواهد آورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهد گردید." ( اشعیاء نبی 55 : 10- 11).

در حقیقت گویی حیات انسان به کلام خدا بود نه به تلاش انسان برای زیستن جسمانی:" تا ترا بیاموزاند که انسان نه به نان زیست میکند بلکه به هر کلمه ایی که از دهان خداوند صادر شود انسان زنده می شود."( تثنیه 8 : 3 و متی 4: 4). شاید شما بگویید اینجا از کلام خدا صحبت میکند نه تعلیم؛ اما مگر تعلیم ما چیست؟ نه اینکه کلام خدا. پس کلام خدا همواره با تعلیم خدا متوازن و هماهنگ است.

اکنون شما پی به اهمیت کلام و تعلیم خدا پی برده اید و نقش بسیار مهم آن در حیات انسان. زمانی که این اهمیت به انسان گوشزد شد، و انسان دانست که کلام خدا و تعلیم یافتن از کلام خدا تنها راه زیستن و استوار بودن با خدا است، پس خدا این مسئولیت و این وظیفۀ خطیر تعلیم دادن کلام را به انسان محول نمود؛ و از او خواست تا دیگران را از کلام او تعلیم دهد:

- " و این سخنانی که من امروز ترا امر می فرمایم بر دل تو باشد و آنها را به پسرانت به دقت تعلیم نما و حین نشستنت در خانه و رفتنت به راه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما." ( تثنیه 6: 6- 7 ).

- " و آنها را به پسران خود تعلیم دهید و حین نشستنت در خانۀ خود و رفتنت به راه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نمایید." ( تثنیه 11: 19).

-" و پدران ما را امر فرمود که آنها را به فرزندان خود تعلیم دهند تا نسل آینده آنها را بدانند و فرزندانی که می بایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را به فرزندان خود بیان نمایند و ایشان به خدا توکل نمایند و اعمال خدا را فراموش نکنند بلکه احکام او را نگه دارند." ( مزمور 78 : 5- 7).

این تعلیم دادن ادامه داشت تا زمانی که خود خدا جسم گرفت و بر روی زمین آمد و با خود تمامی تعالیم خود را آورد و او روز و شب، در کوچه و خیابان،  شهر و روستا، معبد و بازار، دریا و کوهستان ،  خانه و  جاده ، آغاز به تعلیم دادن نمود. اما این تعلیم با تعلیم قبل تفاوتی فاحش داشت. اینبار تعلیم خدا آخرین و مکمل تمامی تعالیم عهد عتیق بود. زیرا تعلیم دوم، پس از برقرار شدن و اجرا شدن تمامی تعالیم عهد عتیق و پیشگویی های تعلیم اول بود. تعلیم دوم، بیان آخرین فرصت برای ایمان و آخرین رخصت برای ورود ابدی به حیات جاودان ، پس از پاک شدن از گناهان با ایمان به عیسای مسیح بود. تعلیم اول، مقدمه ای بر تعلیم دوم بود. و تعلیم دوم ، تعلیم آخر و آخرین فرصت. چرا؟  زیرا تمامی تعالیم آسمانی در عیسای خداوند ، او که اسرار الهی را با خود در بین ما آورد و آنها را به مثالها و با زیستن در بین ما عیان نمود، تکمیل و به پایان رسانید، و هر آنچه آدمی نیاز داشت تا پس از پاک شدن ابدی از گناهان، برای خدا پاک زندگی کرده و با آن خدا را خشنود کند توسط خود خدا، ابتدا با تعلیم دادن او، آنگاه در زمان معین با مرگ و قیام خود که درستی و الهی بودن تعالیمش را ثابت مینمود؛ تکمیل و " تمام شد.".

 

2- تعلیم عیسای مسیح و یک فرمان

 

در تمام طول خدمت عیسای مسیح بر روی زمین، اگر خوب دقت کرده باشید به این نکته پی خواهید برد که عیسای مسیح در هر فرصتی که بدست می آورد، مردم را تعلیم می داد. میخوانیم که: " و عیسی در تمام جلیل میگشت و در کنایس ایشان تعلیم داده و به بشارت ملکوت موعظه همی نمود."( متی 4: 23) و ایات فراوان دیگر در انجیل که گواهی از این حقیقت می دهد که عیسی در تمام طول سه سال خود هرگز از تعلیم دادن مردم کوتاهی نکرد. لطفا به این آیات مراجعه کنید: ( انجیل متی  5 : 2 و 9: 35 و 11: 1 و 12: 46 و 13: 3 و 54 و 21 : 23.  انجیل مرقس 6: 6 و 34 و 9: 31 و 11: 18 و 12: 35  انجیل لوقا 4: 23 و 5: 17 و 6: 6 و 13: 10 و 22 و 19: 47 و 20: 1 و 21: 37 و 23 : 5  انجیل یوحنا 6: 59 و 7: 28 ).

بنده میتوانم با قدرت بیان کنم که تمام مدت سه سال خدمت مسیح به تعلیم دادن مردم گذشت. زمانی که در شب آخر در باغ جتسیمانی سربازان  برای دستگیر کردن او آمده بودند رو به آنها فرمود:" هر روز با شما در هیکل نشسته تعلیم می دادم " ( متی 25: 55).

از آنجایی که قصد بنده بیان و بررسی هستۀ مرکزی و خود تعلیم دادن مردم است، به اینکه مردم از تعالیم آسمانی عیسای مسیح در حیرت و آه بودند؛ و اینکه تعالیم او مورد مخالفت رهبران دینی یهود قرار می گرفت  بر نخواهم آمد. اما بیاد داشته باشیم آنچه عیسای مسیح تعلیم می داد تماما از آسمان و فرا گرفته از پدر بود( یوحنا 7: 16). او آنها را با خود به زمین آورد تا دیگر هیچکس از نادیده بودن خدا و ندانستن تعلیم او عذری نداشته باشد؛ و چون تعالیم او از آسمان بود، هضم آن برای انسان گناهکار زمینی دشوار و غیر قابل فهم می نمود. تا جایی که شاگردان خود او بدلیل دشوار بودن تعالیمش او را ترک کردند( یوحنا 6: 60). اما به آنانی که با او ماندند و بر آن شدند تا از او پیروی کنند، یک فرمان به فرمان قبلی خود اضافه نمود. فرمان اول را زمانی داد که در بین آنان بود و هنوز مصلوب نشده بود:" این است حکم من که یکدیگر را محبت نمائید همچنانکه شما را محبت نمودم." ( یوحنا 15: 12)؛ پس از قیام پرشکوه خود از مرگ و تنها زمان اندکی قبل از صعود خود به نزد پدر و بازگشت به مکانی که از آن آمده بود، فرمان دیگری به آنها داد:" پس رفته همۀ امتها را شاگرد سازید و ایشان را به اسم اَب و ابن و روح القدس تعمید دهید و ایشان را تعلیم دهید که همۀ اموری را که به شما حکم کرده ام حفظ کنند." ( متی 28: 19-20). خودش به مدت سه سال مردم را از اسرار الهی تعلیم داد. شاگردان خود را با تفسیر مثل ها و شکافتن آیات تعلیم داد، اکنون که ماموریت او بر زمین تمام می شد و روح مقدس خدا باید می آمد تا این ماموریت را تا به پایان ادامه میداد، از شاگردانش خواست تا مردم را تعلیم دهند. از چه؟ از آنچه که او به آنها تعلیم داده بود. از مژدۀ نجات و صلح خدا بر روی زمین برای انسان گناهکار( مرقس 16: 15). چگونه تعلیم دهند؟ با اطاعت کردن از تعالیم او( یوحنا 14: 23). چطوری تعلیم دهند؟ با کمال دلیری و شجاعت ، زیرا انجیل مسیح انجیل قدرت خداست.( اعمال 28: 30- 31 و رومیان 1: 16). کجا تعلیم دهند؟ مانند استاد خود، در همه جا و در هر مکان. چون می روند...( متی 10: 7)...و شاگردان این فرمان را پس از دریافت کردن روح مقدس خدا همانطور که قبل از آن انجام میداند اینبار با قدرتی عظیم دنبال کرده و فرمان استاد و نجات دهندۀ خود را کاملا اجرا نمودند. شاهدین زنده می نویسند:" و هر روزه در هیکل و خانه ها از تعلیم و مژده دادن که عیسی مسیح است دست نکشیدند." ( اعمال رسولان 5: 42). اتکا و پی گیری شاگردان مسیح در تعلیم دادن مردم باعث آزار و شکنجۀ آنان شد، اما آنان خوشحال از شکنجه ها و شلاق ها باز به تعلیم خود ادامه دادند!( اعمال 2: 42 و 4: 2 و 18  و 5: 21 و 25  و 28 و 42 و 6: 4 ).

 

3- تعلیم اساسی در بارۀ انجیل عیسای مسیح ، استواری و ثابت بودن آن

 

شاید فکر کنید که خب! همه چیز آفتابی و بر وفق مراد عیسای مسیح و تعالیم او بود، از جمله شاگردان او و تعالیمی که می دادند! خیر! منظور بنده مخالفان و دشمنان انجیل و تعالیم مسیح نیست، بلکه منظور بنده تعالیمی بود که در تمام طول خدمت مسیح بر روی زمین ، خبر خوش و اصالت آن را تهدید کرد ، شاگردانش را، و تا به همین امروز تعالیم انجیل مسیح و اصالت فیض خدا را در آن  تهدید کرده و در معرض آلودگی قرار میدهد.

به همراه تعالیم مسیح، بودند افرادی که تعالیمی دیگر را با تعالیم او و شاگردان او ادغام کرده و سعی بر آلوده کردن آن داشتند. این افراد با تعالیم نادرست خود عصاره و اساس پیام انجیل را آلوده می کردند. در زمان حیات مسیح تعلیم مراسم و آیین یهود بود که سعی داشت تا وارد پیام انجیل مسیح شود( متی 15: 1- 8) عیسای مسیح شاگردان خود را از آن برحذر داشت( متی 16 : 6)، چرا؟ زیرا احتمال اینکه شاگردان بعدها این تعالیم نادرست را به پیام انجیل بیافزایند زیاد بود. کمااینکه می بینیم سالها بعد این تعالیم نادرست وارد کلیسا شد، و اساس پیام انجیل عیسای مسیح را خدشه دار ساخت. یک بار تعلیم در بارۀ ختنه بود که قصد داشت تا وارد تعالیم شاگردان شود( اعمال 15 : 1). یکبار تعلیم در بارۀ برخورد با غیر یهودیان بود که انجیل مسیح را تهدید کرد( غلاطیان 2: 13- 14). یکبار در بارۀ نوع غذاها و خوراکی ها بود که سعی داشت تا انجیل فیض مسیح را آلوده کند( کولسیان 2: 16 -17 و 21- 22). و بار دیگر شجره نامه ها و اصل و نسب ایمانداران( اول تیموتائوس 1: 3- 4). ورای این تعالیم نادرست که توسط شیطان و نیروهای تاریکی قصد آلوده کردن انجیل فیض مسیح را داشتند، بودند تعالیمی بسیار مخرب که بنای آن نابودی تمام مسیحیت و صلیب مسیح بود. اجازه بدهید تا تعدادی از این تعالیم نادرست را بر حسب کتابمقدس و سندیت تاریخی یادآوری نماییم:

1-             کسانی که تعلیم می دادند که  عیسای مسیح هرگز جسم نگرفت( اول یوحنا 4 : 2-3 ).

2-             کسانی که تعلیم می دادند که قیامت مرده گان وجود ندارد ، بنابر این مسیح از مرگ قیام نکرد(  اول قرنتیان 15: 12- 18).

3-             کسانی که تعلیم می دادند باید در گناه زیست تا فیض خدا افزون شود( رومیان 6: 1- 2 و 15 و مکاشفه 2: 14- 15).

4-             کسانی که بعدا در کلیسای اولیه تعلیم می دادند که مسیح تماما الوهیت داشت ، پس او بر صلیب نمرد، بلکه زنده به آسمان صعود کرد( این گروه را " ناستیک " مینامیدند، بعدها این باور وارد قرآن شد).

به رغم تمامی آزار و شکنجه های ایمانداران، به رغم تمامی تعالیم آلوده و گمراه کننده که کلیسای مسیح را تهدید می کرد، امروز با توجه به پیام کتابمقدس و آنچه برای عبرت و تعلیم ما از آن باقی مانده می بینیم که ایمانداران اولیه برای حفظ اصالت و خالص ماندن پیام انجیل فیض عیسای خداوند و تعالیم او به قیمت خون خود مبارزه کرده اند.

در نامۀ پولس رسول به کلیسای آن روز، در رساله های یوحنا، در نامه های پطرس ،در نامۀ یهودا به ایمانداران، در گوشه و کنار آثار نوشته شده و ثبت مانده این مبارزه را شاهد هستیم که ایمانداران با فیض و فروتنی تعلیم درست مسیح را  به گوش گرفته، از آن اطاعت کرده، به آن عمل نموده، بر مبنای آن زندگی کرده و آنها را در روزهای زندگی خود به دیگران تعلیم داده اند. و نه تنها تعلیم داده و معلمان را پرورش دادند، بلکه بر علیۀ تمامی پیام ها و تعالیم غلط و نادرست دیگر با صبر و خویشتنداری ایستادند. نه با کشتن مخالفین خود! نه با ترور و اختناق بلکه با تعلیم و تعلیم و تعلیم دادن درست پیام انجیل به مردم. برای این شاگردان و ایمانداران اولیه که عیسای مسیح را به چشمان خود دیده بودند و یا پولس رسول که عیسای خداوند بر او ظاهر شد، هیچ شک و تردیدی باقی نمانده بود که عیسای ناصری همان مسیح موعود بود که توسط روح القدس در رحم دختری باکره نقش بست،به روی زمین آمد، بیگناه زیست و چون زمان معین فرا رسید بر بالای صلیب مُرد، دفن شد اما روز سوم قیام کرد. پولس در رسالۀ خود به اول قرنتیان این را تعلیم میدهد تا برای کسی شک و شبه ای نماند( اول قرنتیان 15 : 1- 4). و به شاگرد خود تیموتائوس نیز همین را تکرار میکند:" سّر دینداری عظیم است که خدا در جسم ظاهر شد و در روح تصدیق کرده شد و به فرشتگان مشهود گردید و به امتها موعظه کرده و در دنیا ایمان آورده و به جلال بالا برده شد."( اول تیموتی 3: 16).

منظور بنده این نیست که این تمام تعلیم مسیح است، بلکه قصد بنده این است تا عرض کنم این اساس و سنگ زاویۀ تعلیم عیسای مسیح بوده، هست و باقی میماند. بدون ذره ای تغییر در آن. تا به ابد. مابقی تعالیم بر حول محور این تعلیم می چرخد و در حرکت است. و بنده می توانم بر طبق کتابمقدس اساس و عصارۀ این پیام انجیل را اینگونه بر طبق نوشتۀ پولس رسول پایه ریزی نمایم که بدنۀ کلیسای مسیح بر آن ساخته شده طوری که دروازه های جهنم نیز قادر به خراب کردن آن نیست. شالوده ای که می بایست تمامی تعلیم  ثابت کلیسای مسیح بر آن استوار گشته و بر طبق آن دیگر تعالیم نادرست را تشخیص دهد:

" ما را نیز که در خطایا مُرده بودیم با مسیح زنده گردانید زیرا که محض نجات یافته اید و با او برخیزانید و در جایهای آسمانی در مسیح عیسی نشانید. تا در عالم های آینده دولت بینهایت فیض خود را به لطفی که بر ما در مسیح عیسی دارد ظاهر سازد. زیرا که محض فیض نجات یافته اید بوسیلۀ ایمان و این از شما نیست بلکه بخشش خداست و نه از اعمال تا هیچکس فخر نکند. زیرا که صنعت او هستیم آفریده شده در مسیح عیسی برای کارهای نیکو که خدا قبل مهیا نمود تا در آنها سلوک نمائیم."( افسسیان 2: 5-10). اگر کلیسایی برخلاف این تعلیم، به اعضای خود تعلیم می دهد، کلیسای مسیح نیست.

عیسای خداوند زمانی که بین شاگردان خود بود، آنها را از تعلیم نادرست فریسیان و صدوقیان برحذر داشت، و به شاگردان فرمود، بعد از او انبیاء دروغین خواهند آمد؛ قدر مسلم این است که این انبیاء دروغین با پیام و تعالیم دروغین می آیند. بر ایماندار به مسیح است که هوشیار بوده، ابتدا بر تعالیم خودش سپس بر تعالیم دیگران.( اول تیموتائوس 4: 15). پولس نیز که تمامی عمر خود برای خدمت تعلیم انجیل فیض مسیح سپری کرده بود در آخرین گفته های خودش می نویسد:" زیرا من میدانم که بعد از رحلت من گرگان درنده به میان شما در خواهند آمد که بر گله ترحم نخواهند نمود و از میان خود شما مردمانی خواهند برخاست که سخنان کج خواهند گفت تا شاگردان را در عقب خود بکشند."( اعمال 20: 29-30).

پولس رسول در دو نامۀ خود به کشیش جوان کلیسای افسس، تیموتائوس که او را فرزند روحانی خود در مسیح خطاب میکند، تقریبا 33 بار کلمۀ تعلیم را بکار برده است. پولس به این کشیش جوان در پنج بُعد کلی عبارت تعلیم را تاکید میکند:

1-  تعلیم بگیر. ( رسالۀ اول به تیموتائوس 4: 12)

2-  تعلیم بده.  ( اول تیموتائوس 4: 10 و اول تیموتائوس 6: 2 و دوم تیموتائوس 2: 2 )

3-  مراقب تعلیم باش. ( اول تیموتائوس 1: 3 و 4: 1 و 15 و دوم تیموتائوس 4: 3 )

4-  در تعلیم درست استوار باش.( اول تیموتائوس 4: 6 و دوم تیموتائوس 1: 8 و 3: 10 و 14 و 4: 2 و 5 )

5-  از تعلیم نادرست دوری کن.( اول تیموتی 4: 7 و 6: 3 – 5 و 20 و دوم تیموتائوس 2: 16 و 23 )

 

امروز بر من و تو ایماندار مسیح است که این موارد قید شده را عمیقا رعایت کرده و آنها را دنبال نماییم.

آن سنگی که در بیت لحم گذاشته شد و در جلجتا باعث تکمیل تمامی طرح الهی برای هستی گشت، سنگ هستی من و تست. اگر بر آن سنگ بیافتیم و قصد داشته باشیم تا با او مجادله و مخاصمه کنیم از بین خواهیم رفت، اما اگر آن سنگ بر ما بیافتد و ما را نرم کند ، ما حیات را بدست آورده ایم.

 

4- 20 نکته در بارۀ تعلیم که هر کس باید بداند

 

اگر سوال میکنید که چگونه میتوانم تعلیم گرفتن را آغاز کنم؟ بسیار ساده است، اگر هنوز به مسیح ایمان نیاورده ای تعلیم گرفتن شما از انجیل بیمورد است! زیرا انجیل مسیح کتاب آسمانی مانند کتب ادیان دیگر نیست که خدا فرستاده و باید آن را خواند و گوش کرد و مراقب بود تا با دست شسته به آن دست زد و اگر نه به جهنم می رویم! انجیل مسیح، از تولد خدای نادیده و به چشم نیامده سخن میگوید که از ازل بود، جسم گرفت و به زمین آمد، در بین مردم زیست، مردم او را لمس کردند. و در زمان معین برای کفارۀ گناهان بشر بر بالای صلیب جریمۀ گناهان که مرگ بود را با مرگ خود تماما پرداخت کرد. مُرد. دفن شد. و روز سوم قیام کرد و بر مرگ پیروز شد. این انجیل مسیح است. عیسای مسیح خدای زنده است. اگر شما به مسیح ایمان ندارید و انجیل را می خوانید تا تعلیم بگیرید، ما آن را غیر مفید نمی دانیم، اما آن را رابطۀ شما با مسیح نمی دانیم. زیرا تمام انجیل، مسیح است. عیسای مسیح و الوهیت و خدا بودن مسیح را از آن حذف کنید، شما یک داستان خسته کننده و مسخره را در دست دارید!!

پس باید ابتدا قلب خود را مسیح بسپارید. به او ایمان آورید. چگونه؟ این دعا را در قلب خود با ایمان تکرار کنید:" خدایا من گناهکارم. و اعتراف میکنم که نتوانستم و نمیتوانم از لعنت و سیاهی گناهان درونم با تلاشهای مذهبی و انسانی رهایی پیدا کنم. من ایمان دارم که عیسای مسیح برای گناهان من بر بالای صلیب مرد و آن لعنت و سیاهی را برای همیشه از من برداشت. دفن شد و روز سوم قیام کرد و امروز زنده است و روزی بر میگردد تا بر دنیا داوری کند. اکنون از او دعوت میکنم تا به قلب من بیایید و مرا از آن خود کند و من او را از آن خود سازم." دوست من! با این دعای ساده شما امروز متعلق به مسیح هستید. شما روح القدس را با این دعا و پذیرفتن مسیح دریافت کرده اید و اکنون آماده هستید تا از مسیح تعلیم بگیرید. اما در این راه باید هوشیار باشید و مطالبی را بدانید که به شما یاری کند. بنده با توجه به نوشتجات انجیل و نامه های رسولان مسیح و شیرازۀ کتابمقدس به بیست نتیجه گیری رسیده ام، مواردی که به گمان این حقیر هر نوایمان باید از آن بداند و به آن عمل کند. این بیست مورد از قرار زیر است:

1-             کتابمقدس مسیحی را تهیه کنید و از انجیل مسیح شروع به مطالعه نمایید.( به ترجمه های این انجیل دقت کنید: ترجمه های موجود در کلیسای ایران از قبیل: انجیل ترجمۀ قدیم. انجیل  ترجمۀ تفسیری.  انجیل ترجمۀ شریف و جدیدترین ترجمه انجیل ترجمۀ عصر جدید است. به ترجمه ها و اناجیل متفرقه و دروغین مانند انجیل برنابا که در زیر نظر مذهبیون و شیوخ مسلمان عرب تهیه شده بها ندهید. اگر به کتاب انجیل با آن چهار ترجمه دسترسی ندارید ، شما با رجوع کردن به www.farsibible.com قادر به دسترسی پیدا کردن به کل کتابمقدس از طرق وب سایت هستید)

2-             قبل از هر قرائت قلبا از روح مقدس خدا بخواهید که شما را هدایت نماید و شما را در درک آیات کمک کند.

3-             پیشنهاد بنده است که از انجیل متی شروع کرده تا اینکه هر چهار انجیل را به پایان برسانید. تمرکز خودتان را بر فرمایشات مسیح، رفتار او و برخورد او با مردم بگذارید.

4-             هر روز به مدت زمانی معلوم و ثابت مطالعۀ انجیل مسیح  را ادامه دهید. مثلا  پانزده دقیقه یا هر زمانی که در اختیار دارید. اما هر روز. با دعا مطالعۀ خود را دنبال کنید.

5-             اگر سوال دارید. آنها را بر روی دفتر مخصوص خود یادداشت کنید. با ذکر فصل و آیه و نام کتاب. اما اجازه ندهید سوالات شما، شما را از ادامه دادن قرائت انجیل بازدارند به مطالعۀ خود ادامه دهید.

6-             بر تعالیم مسیح و فرمایشات او در طول روز در حین کار و رانندگی و آشپزی و ...! تعمق و تفکر کنید. از خدا بطلبید تا در درک آنها به شما کمک کند. به مطالعه ادامه دهید.

7-             از عیسای مسیح سوال کنید. از او بپرسید و بطلبید تا به شما جواب داده شود. اما به مطالعۀ خود ادامه دهید.

8-             پس از درک ایات در تمام وجود خودتان زمان آن فرا می رسد که به آن تعالیم عمل کنید.

9-             شما برای تعلیم و درک و عمل کردن به تعالیم مسیح، نیاز نیست وارد دانشگاه مسیحی شوید! بنده آنها را نفی نمیکنم، اما لازم و ملزوم نمیدانم.

10-       ما با سخنان مسیح پاک شده ایم( یوحنا 15: 3 و 4) از روح القدس که معلم ماست مسح شده ایم( اول یوحنا 2: 27 ). این دو ترکیب با استمرار و پی گیری و تعمق شما در تعلیم گرفتن شما از کتابمقدس برای شما کفایت میکند تا در دانشگاه الهی روح القدس و کتابمقدس با مدرک بهشتی فارغ التحصیل شوید!

11-       تعلیم گرفتن وظیفۀ هر ایماندار مسیحی است و هر کس باید تعلیم بگیرد، اما هر کسی تعلیم دهنده نیست. این هدایت و مسح روح القدس را می طلبد و دعوت و هدیۀ خدا در آن شخص.

12-       تعلیم گرفتن را امتیاز و فخر خود بر دیگر ایمانداران ندانید، برای انجیل در فروتنی و روحیۀ خادم بودن خدمت کنید. و از تعالیم خود بهره گرفته تا دیگران را در مسیح تعلیم داده و آنها را با مسیح آشنا سازید.

13-       تمام باورهای نتیجه گرفتۀ شما از انجیل و تعالیم و دیگر باورهایی که از دیگران می شنوید( چه مسیحی و چه غیر مسیحی) باید بر طبق چهارچوب تعالیم مسیح باشد و اصول کتابمقدس را نفی ، نقض و یا تضعیف نکند.

14-       مراقب معلمین و تعالیم غلط و نادرستی که نه تنها از فرد غیر مسیحی بلکه از فرقه های گمراه مسیحی برخاسته است باشید. بیاد داشته باشید، شما مسئول گوش و چشم و زبان خود هستید نه همسایۀ شما! شما که در مسیح زنده شده اید و روح مقدس را دارید، موظف هستید که از تعلیم نادرست دوری کرده و در صبر و حلم و محبت و فروتنی دیگران را از آن بازدارید.

15-       بیاد داشته باشید این خداوند است که مُرده ها را زنده میکند نه شما! چه مُرده گان در روح و افکار فاسد و چه مُرده گان در جسم. کار شما تعلیم گرفتن و در تعلیم درست کتابمقدس استوار ماندن است و بشارت این تعلیم به دیگران. مابقی کار را به خدا بسپارید و فیض او. بگذارید فیض خدا خود جراحی خود را با هدایت روح مقدس خود بر گوش ها و روان افراد اطراف شما انجام دهد.

16-       خسته نشوید. چه از تعلیم گرفتن. چه از تعلیم دادن. چه از کسانی که تعالیم شما را از یک گوش گرفته و از گوش دیگر بیرون میکنند! و چه از کسانی که بر سر شما غُر می زنند و شما را تضعیف میکنند! اگر تعالیم شما از انجیل مسیح است، تعالیم شما از خداست. آنها به شما حساب پس نمی دهند بلکه به خدا. در ثانی اگر به تعالیم مسیح گوش کرده و از آن اطاعت کردند به تعالیم شما نیز گوش کرده و از آن اطاعت میکنند. اما این مسیح را از ادامه دادن به تعالیم خود باز نداشت، پس چرا باید شما را باز دارد؟

17-       اگر برادر ایماندار دیگری در بین راه به شما اضافه شد تا با هم این خدمت را ادامه دهید. خدا را شکر کنید. اما  مراقب تعلیم این برادر باش تا مطمئن شوی بام هر دوی شما یک آسمان دارد نه دو تا!

18-       انجیل، انجیل ، انجیل فیض عیسای مسیح را تعلیم بده نه باورها و اندیشه های فرقه ای و شخصی را!

19-       هرگز از ساده دلی نو ایمانان و ناباوری و تفکرات ابتدایی و خام بودن آنان سوءاستفاده نکن و بر آنها ریاست و سروری نکن! بیاد داشته باش که شبان اعظم کیست؟ و خادم حقیقی کی؟

20-       نگران نباش که چه چیزی را باید تعلیم بدهید. کتابمقدس حاوی تمامی حکمت و اسرار الهی است و عیسای مسیح صاحب آن، به عیسای مسیح وصل باش و وصل بمان، او در روح مقدس به تو یاد خواهد داد که چیزی را باید تعلیم بدهی.

 

خداوند صلح و راستی با شما باد و از خزائن حکمت الهی خود چنان که بر سلیمان ریخت بر شما بریزد. بیاد داشته باشید اینجا شخصی به مراتب بزرگتر از سلیمان ایستاده است؛ عیسای مسیح. او تمامی آن حکمت الهی است به او وصل بمان و از او تغذیه کن و در او میوه بیاور. آمین