آندریاس برادر شمعون معروف به پطرس

 

 " او کسی بود که برادر بزرگ خود را برای آشنایی با عیسای مسیح  آورد.او جستجوگری ریزبین بود.هر چند نام او به ندرت در انجیل آورده شده است اما به همان تعدادی که نام او برده شده می بینیم که او کاملا از آنچه که در اطراف او می گذشته آگاهی داشته است.او می دانست که چه کسی پنج نان و دو ماهی دارد ،پس آن را به مسیح گفت ،و او هزاران نفر را با آن سیر کرد.( یوحنا 6 : 4-13 ) وقتی یونانیان کنجکاو بودند که با مسیح ملاقات داشته باشند آنها از فیلیپس خواستند اما او آندریاس را جست تا این قرار را مهیا نماید.( یوحنا 12 : 20-26 ) و برای آخرین بار نام او در نامۀ اعمال در میان رهبران کلیسا که باید نفر دوازدهم را در غیاب یهودای اسخریوطی انتخاب می کردند می بینیم.( اعمال 1: 13 ) سفر بشارتی آندریاس ،او را تا به جنوب روسیه (scythia ) برد.همچنین مدت زمانی با یوحنا در افسس بسر برد و نهایتا به شهری در patras شبه جزیره ای در یونان خاتمه یافت.در این شهر بود که او با تک تک افراد ملاقات می کرد و از عیسای مسیح با آنان سخن می گفت.در میان آنانی که به مسیح ایمان آوردند زنی بود بنام maximilla  ،همسر یکی از افسران بالا رتبۀ روم.او که از ایمان آوردن همسرش به مسیح بسیار خشمگین بود ،آندریاس را به مرگ بر صلیب تهدید نمود.و آندریاس به او می گوید:" اگر من از مرگ بر صلیب هراسی در دل داشتم هرگز نمی بایست عظمت و شکوه عیسای مسیح را بشارت می دادم." پس او را بازداشت کردند.پس از شکنجه های فراوان قاضی از او خواست که جانش را با توبه برهاند و او با همان شور و حرارت اولیه از قاضی میخواهد تا  روحی که در او بود را نرهاند. بی فایده از برگرداندن او از ایمانش به مسیح نهایتا در حوالی سالهای 70 بعد از میلاد او را بر صلیبی X مانند مصلوب کردند.این صلیب هنوز بنام خود او بنام " صلیب آندریاس " شهرت  دارد. نوشتجات در خصوص آن روز می نویسند که وقتی آندریاس به آن صلیب نزدیک می شد ،گفت:" آه ای صلیب محبوب!چقدر منتظر تو بودم.شوق این را داشتم که بر تو افراشته شوم.به نزد تو با وجدانی آرام ،شوقی فراوان،میلی راسخ آمده ام که تا من شاگرد آن کس که بر صلیب گشت نیز چون او مصلوب گردم.هر چه من به تو نزدیک می گردم به خدایم نزدیکتر ؛و هر چه از تو دورتر ،از خدایم دورترم." میگویند آندریاس به مدت سه روز بر آن صلیب ماند.در مدت این سه روز او به مردمی که به دور او جمع می شدند تعلیم می داد که :" از خداوندم مسیح سپاسگزار و قدردان هستم که به من اجازه داده تا یکچنین بدن جلال یافته ای را داشته باشم .در آن مژدۀ نجاتی که ما به شما داده ایم که بر اساس کتابمقدس و حقیقت آن است استوار بمانید و در آن زندگی نمایید و آن را به دیگران بسپارید تا لیاقت آن را داشته باشید تا در جلال خدا شریک گشته و در ملکوت او ساکن گردید." ( گرته برداری از کتاب Foxe  صفحات 16-18 )