یهودای
اسخریوطی
برآورد کرده اند در تاریخ بشری، خیانت
یهودا اسخریوطی در بالاترین رتبۀ خود قرار دارد،
مقام دوم را خیانت بروتوس به قیصر روم به
خود اختصاص میدهد. یهودا پسر شمعونِ
اسخریوطی بود.( یوحنا 6: 61) اسخریوطی تشکیل شده است از" اس " و " خریوط
یا قریوت " یعنی "
مردی اهل قریوت "( یوشع 15: 25
و ارمیا 48: 24 و عاموس 2: 2 ) در هر سه انجیل متی و مرقس و
لوقا هر وقت نام یهودای اسخریوطی بعنوان یکی
از شاگردان انتخاب شدۀ مسیح خداوند آمده لقب دیگری هم به خود
گرفته است :" آنکه او را تسلیم نمود." در انجیل لوقا
نکتۀ ظریفی از انتخاب شاگردان میخوانیم که در
متی و مرقس قید نشده است. شب قبل از انتخاب شاگردان عیسی
به بالای کوه رفته و تمام شب را تا صبح دعا کرد( لوقا 6: 12) صبح روز بعد از
میان تعداد انبوهی که به دنبال او آمده بودند، فقط دوازده نفر را
بعنوان شاگردان نزدیک خود انتخاب نمود، یکی از آنها
اسخریوطی بود! عیسای مسیح میدانست کسی
هرگز تن به ننگ خیانت به او نخواهد داد، مگر کسی که دل و وجودش متعلق به شیطان باشد( یوحنا 6: 70) اما در
همین فصل آیۀ 71 یوحنای رسول فعل جالبی در
بارۀ یهودا بکار میبرد:" زیرا او که میبایست
تسلیم کنندۀ وی بشود." خیانت یهودا
هزار سال قبل توسط داود نبی پیشگویی شده بود:" و
آن دوست خالص من که بر او اعتماد میداشتم که نان مرا میخورد
پاشنۀ خود را بر من بلند کرد." ( مزمور 41: 9) و زکریا مزد
سی نقرۀ خیانت را تقریبا چهارصد سال پیش دیده
بود( زکریا 11: 12-13 ) عیسای خداوند قلب خائن یهودا
اسخریوطی را دید و او را برای آن روز معین
برگزید تا یکی از شاگردان او باشد؛ و او را به مدت سه سال با خود همراه کرد . سه سال
یهودا اسخریوطی در تمام راههای مسیح با او بود.
مسیح او را چون دیگران شاگردان برای بشارت انجیل فرستاد(
متی 10: 5) او به مدت سه سال شگفتی ها و معجزات عظیمی از
عیسای مسیح دید. تعالیم او را گوش داد.
بیماران را دید که شفا پیدا میکنند. کوران و کران و لالان را دید که میبینند و میشنوند و
گویا میشوند. او جماعت هزاره را دید که به دنبال مسیح
میروند. او انبوه مسافران را دید که از اقلیمهای
دوردست برای دیدن این جوان ناصری میایند. او
تغییر را شاهد بود. او تحول را در اسرائیل شاهد بود. اما
گویی قلبش هرگز عوض نشد و همان خائنی
که بود باقی ماند. اما با
اینحال میدانیم که او حساب دار گروه دوازده نفره بود، و پول ها
را او حساب و کتاب میکرد. چرا او؟ به او اعتماد کرده بودند؟ حسابدار خوبی
بود؟ در کارش دقیق بود؟ چون دقیقا قیمت عطر مریم را
برآورد کرد و از هدر رفتن آن ناراضی بود( یوحنا 12: 4-6) هر چند یوحنا میگوید که او
از همان اول دزد بود و از پول گروه دزدی میکرد، اما در نظر داشته
باشیم که او سه سال با عیسای مسیح و شاگردان بود و سه سال
در این سمت به اصطلاح خدمت میکرد. چرا هنوز همان سمت را تا روز آخر
داشت؟ شاید به این دلیل که عیسی اجازه نمیداد
کسی به او چیزی بگوید، زیرا میدانست تنها
یهودا اسخریوطی قادر است روح خودش را به سکه ایی
چند به شیطان بفروشد و طرح الهی را پیاده کند. به مدت سه سال
دست یهودای اسخریوطی با عیسی وارد یک
کاسه شد؛ و اما عیسای مسیح به او قوت داد تا بر ارواح
پلید قوت یابد و هر بیماری و رنجی را شفا دهد(
متی 10: 1) ، و فراتر از این درست
در شبی که او را تسلیم به مرگ میکرد، پاهایش را شست؛ و
دقت کن به رودرویی عیسای خداوند با او در باغ جتسیمانی: یهودا به او
میگوید:" سلام ای استاد."( متی 26: 50)
یعنی " صلح بر تو باد!" " صلح بر تو باد ای
استاد!" سپس او را میبوسد: این چه صلحی بود؟ در این
سلام و در این صلح خیانت بود، در این بوسه، مرگ بود، بوی
مشمئز کنندۀ دلی کثیف و پلید بود. آنقدر این بوسه،
بوسه ایی دردناک و اندوه بار برای عیسای خداوند بود
که با دلی شکسته از یهودا میپرسد:" ای یهودا آیا به بوسه پسر انسان را
تسلیم میکنی؟"( لوقا 22: 48) اما با تمام این احوال استقبال
عیسای خداوند از خائن خود چقدر زیبا و آسمانی است:" ای رفیق!"
و اما وقتی
شب خیانت صبح شد و او اوج خیانت خودش را دید، این تنها
متی شاگرد مسیح در انجیل به قلم خود اوست که قید
میکند:" و چون صبح شد...در آن هنگام چون یهودای تسلیم
کنندۀ او دید که بر او فتوی دادند پشیمان شده سی پارۀ نقره را بر روسای کهنه و مشایخ رد
کرد. گفت گناه کردم که خون بیگناهی را تسلیم نمودم." (
متی 27: 3-4) اما آنقدر آن سی نقره خیانت ننگین و
پلید بودند که حتی قاتلان و طراحان کشتن مسیح حاضر نبودند به آن
دست بزنند! بعدها پطرس در بارۀ سرانجام یهودا چنین اضافه
میکند که او از پول خیانت خود زمینی خرید و در آن
زمین بود که خود را گویی حلق آویز کرده از طناب دار
سرنگون شده و به شیوۀ زشتی به هلاکت میرسد. مردم اورشلیم
آن زمین را زمین خون نامیدند و هرگز کسی بر آن زمین
بنایی نساخت زیرا لعنت شده بود( اعمال 1: 16- 20) پس
یهودا پسر شمعون اهل اسخریوط، در اوج فشار
سنگین وجدان خیانت بار، طنابی را به گردن انداخت و در خلوت و
سکوت مرگبار ،جهنم را تنها راه نجات از شرم خود دید! همۀ ما از یهودا متنفر هستیم،
اما با نگاهی نزدیک بین او و شاگردان مسیح تفاوت
آنچنانی بین خیانت یهودا، و بی وفایی و
بی ایمانی و خودخواهی، و غرور و نااطاعتی شاگردان
مسیح نمیبینیم! فرق
اساسی بین شاگردان مسیح پس از شبی که او را ترک کرده و
تنها گذاشتند و پطرس، عزیز عیسی که سه بار او را با لعنت کردن
خودش انکار کرد و یهودای اسخریوطی که به او با بوسه
ایی خیانت کرد، قلب توبه کار آن یازده نفر و قلب سخت و
توبه ناپذیر یهودا بود. من شخصا در طناب دار یهودا اوج محبت و
فیض و بخشش بیکران عیسای خداوند را میبینم که
خائن خود با هر لحظه بیاد آوردن آن، مرگ خودش را آرزو میکرد تا
اینکه نهایتا تن به آن داد. اما در آخر دوست دارم از شما این را
بپرسم : خدای ما، پدر آسمانی ما که داود زانی و قاتل را
آمرزید ، مسیح که خائن دیگر خود همان شمعون ماهیگیر
،همانی که پطرس بود یعنی صخره، را با سه بار انکار سیاه و
دردناک بخشید و به او فرصت خدمت داد ، آیا او نمیتوانست
یهودای خائن را اگر با اشک ندامت زانو میزد و توبه میکرد
ببخشد؟ او قاتلان خود را بر بالای صلیب بخشید،
یهودای اسخریویطی هم
یکی از آنها بود؟ من پاسخ این سوال را به شما وامیگذارم.