چهار هشدار اساسی در کتابمقدس که هر ایمانداری باید از آن آگاه باشد!

نگاهی نزدیک به خطرات پیرامون ما

 

نوشتۀ: ح.گ

 

امروزه در خیابانها و شاهراههای ما پر از تابلوهای هشدار دهنده است. این تابلوها راه را برای رانندگان و عابرین آن امن میسازند. این تابلوها هر کدام با خود هشدار و تذکر خاصی را بنا به محیط و مکان خاص خود به همراه دارند. تابلوهای مراکز کوهستانی مانند تابلوهای هشدار دهندۀ کنار ساحل نیست و تابلوهای کویری مانند تابلوهای هشدار دهندۀ جاده های شهری نیست. اما به رغم تعدد این تابلوها در جاهای بسیار حساس و مهم، ما سالیانه اخبار تصادفات و مرگ و میرهای متعددی را از سراسر دنیا به دلیل عدم رعایت این تابلوها توسط رانندگان یا عابرین آن میخوانیم. چه بسا خود ما نیز قربانی یکی از آنها باشیم؛ حال به هر مقدار و به هر میزان. خسارت عدم رعایت این تابلوها گاها جبران ناپذیر هستند.

کتابمقدس مسیحی ما از دید بسیاری کتاب شرح حال و داستان است! از دید گروه دیگری در حد افراط آن کتاب آسمانی، اما چه کتاب آسمانی وقتی آن را قبول ندارند و آن را و مضمون آن را رد میکنند!! اما کتابمقدس مسیحی برای ما ایمانداران کلام زندۀ خداست. زیرا بقول پطرس رسول " مردمان به روح القدس مجذوب شده از جانب خدا سخن گفتند."( دوم پطرس 1: 21) امروز در دستان ما همان کلام زنده‏ایی باقی مانده است که عیسای خداوند بر طبق آن: الوهیت، خدمت، ماموریت، مرگ و قیام و بازگشت خود را ثابت نمود. بر طبق همین کتابمقدس شخص ایماندار با اجرای آن طبق گفتۀ پولس:" تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت " می یابد. کتابمقدس مسیحی ما براستی مجموعه‏ایی از حقایق زنده است که تمام حقایق متعدد آن ما را به یک حقیقت زنده رهنمون میسازد: حقیقت عیسای مسیح؛ تسلیم شدن به قدرت مطلق خدا و ارادۀ آسمانی او و نهایتا به زانو در آمدن و پرستش عظمت کبریایی او.

در این مجموعۀ گستردۀ آسمانی کتابمقدس در خلال ایات متعدد و فراز و نشیبهای آن، آنانی که خود را متعلق به عیسای خداوند میدانند و در روح مقدس خدا زنده شده و تعمید گرفته و امروز در خانوادۀ خدا بسر میبرند، در میان این ایات نه تنها برکات و وعده ها و ثمرات روحانی زیستن با مسیح را دریافت میکنند، چشمان ریزبین آنها هشدارهایی چند را نیز در می یابد. اگر رشد گمراهی فرزندان خدا، رشد فرقه های کاذب مذهبی، کلیساهای گمراه امروز برای همۀ ما چشمگیر و خیره کننده است، خسارت وارد آمده بر بدنۀ کلیسای خداوند جبران ناپذیر است، بی شک مرگ و نابودی فرزندان خدا به دلیل گمراهی آنها و عدم توجه و دقت آن به این تابلوهای هشدار دهندۀ نهفته شده در کتابمقدس است. اگر هر ایماندار مسیحی در کنار دریافت برکات روحانی از کتابمقدس و زیستن و عمل کردن بر مبنای آن به هشدارهای آن نیز دقت کرده و جان و روح خود را از آن بر حذر بدارد بی شک کمتر کسی به راه قائن میرود یا اسیر گمراهی بلعام میگردد یا اینکه با قورح هم رای میشود( یهودا 11) بنده در میان تمام هشدارها و اخطارهای متعدد در لابلای کتابمقدس به چهار هشدار اساسی پی برده ام که تقریبا تمامی هشدارهای دیگر را در پهنای کتابمقدس تحت الشعاع خود قرار میدهد. دقت کردن به این تابلوهای هشدار دهنده و مراقبت و بیداری و رعایت کردن آنان بدون هیچ شک و تردید همۀ ما را به سلامت و سرافرازی به درهای مرواریدین بهشت میرساند، جایی که عیسای خداوند در انتظار ماست تا آن را بر ما باز کرده و به تالارهای آن ما را راه دهد. باشد تا من و تو با هوشیاری و آگاه بودن از این هشدارهای زنده و گویا در کتابمقدس بتوانیم از این زمره باشیم. آمین

 

چهار هشدار اساسی:

 

1-  " اما از انبیای کذبه احتراز کنید که به لباس میشها نزد شما میایند ولی در باطن گرگان درنده میباشند." ( متی 7: 15 )  عیسای خداوند در اینجا روی سخن خود را مستقیم با شاگردان خود دارند. یعنی ما. او نه تنها در این هشدار به ما از انبیا دروغین ادیان دیگر که بعد از او خواهند آمد از جمله در راس آن دین اسلام با پیامبر آن بنام محمد فرزند عبدالله؛ یعنی دقیقا همان پیامبری که عیسای خداوند در مکاشفۀ خود به یوحنای رسول در کتاب مکاشفه به ما نشان داده است؛ بلکه او به خود مسیحیان و آنانی که از دل کلیسا بیرون آمده و خود را نبی و رسول میدانند نیز هشدار داده است. عمق این هشدار زمانی بر ما تاثیر میگذارد که درک کنیم این پیامبران و انبیاء دروغین در ابتدا با شمشیر و ترس و وحشت به میان ما وارد نمیشوند بلکه با چهره ایی بسیار روحانی و آسمانی( به زندگی اولیه محمد در مکه قبل از فرارش به مدینه دقت کنید. و به انبیاء دروغین مسیحی که در بین ما با ایات و معجزات و چهره ایی آسمانی وارد شدند). در ضمن این هشدار فقط برای یک دوره نبوده است. بلکه همین امروز و تا به روز آخر. باید هر روز مراقب چنین انبیاء دروغین که با لباس میش ها در بین ما ظاهر میشوند باشیم. تشخیص این انبیا دروغین به نظر ساده میرسد اما نیست. چرا؟ زیرا این انبیا دروغین در نام مخالفت با مسیح ظاهر نمیشوند. آنها ادعا میکنند مسیح را قبول دارند. کتابمقدس را قبول دارند. شناخت گندم و تلخه ها از همدیگر بسیار سخت و دشوار است. برای همین است که باید تا زمان محصول و درو صبر کرد. شناخت انبیا دروغین به همین اندازه سخت و دشوار است. خسارتی که بلعام بن بعور آن پیامبر دروغین به اردوگاه اسرائیل زد بی شک غیرقابل جبران بود و آن اسرائیلیانی که با او رفتند و از هشدارهای خداوند سرباز زدند بدون شک کشته شدند( اعداد 25: 1-5)

 

2-  " بیدار باشید و دعا کنید تا در معرض آزمایش نیفتید روح راغب است لیکن جسم ناتوان."( متی 26: 41 ) عیسای خداوند این هشدار را زمانی به ایمانداران خود میدهد که خود او به طور مستقیم در معرض آن قرار داشت، از دل آن بیرون آمده بود از اینرو از عمق و جدیت آن کاملا باخبر بود. او باخبر بود که روزی فرا میرسد که در جادۀ ایمان، ما ایمانداران بدلیل ناتوان بودن در جسم و تن دادن به خواهش آن از تسلیم شدن به ارادۀ پدر و تسلیم خواستۀ او شدن سر باز خواهیم زد. درست در حساس‏ترین مرحلۀ زندگی روحانی خود، درست در جایی که باید از آتش رد شویم، از دریای سرخ عبور کنیم از رود اردن زندگی خود، درست در همانجا اسیر ناتوانی جسم شده و چه بسا هرگز از آتش زنده بیرون نخواهیم آمد و در میان خشم طوفان زندگی نابود میگردیم. عیسی ما را از این هشدار داده است." بیدار باشید." این بیدار بودن در ابعاد گسترده ایی در کتابمقدس بارها تکرار شده است. بیدار باشید و دعا کنید. بیدار باشید و خدمت کنید. بیدار باشید و منتظر باشید. بیدار باشید و آگاه باشید. عیسای مسیح دعای خواب آلود ما را نمیخواهد. دعای ساعتهای بیداری کشیدن ما را طالب است. تنها چنین دعایی که بر خواب و تنبلی جسم غلبه میکند، بر خواهش جسم، بر خواستۀ نفس، چنین دعایی قادر است شخص ایماندار را در سخت ترین ازمایش روحانی زنده نگه دارد. وحشت و فرار تمام شاگردان مسیح و تنها گذاشتن استاد خود به دلیل همین خواب آنان بود. چرا باید پطرس با خنجر خود گوش سرباز معبد را میبرید، مگر استادش سه بار در بارۀ مرگ و قیام خود با او سخن نگفته بود، پس چرا پطرس هنوز درک نکرده بود و سعی داشت ابتدا با منع کردن استادش سپس با خنجرش خود جلوی طرح الهی را بگیرد؟ زیرا پطرس بیدار نبود، در تمام این سه سال به همراه شاگردان در درک این ماموریت مسیح در خواب بود، به همین دلیل درست در زمانی که ازمایش بزرگ فرا رسید آنها با خفت و خواری از ازمایش بیرون آمدند. آزمایش ایمانداران در زمان بیداری آنان هرگز روی نمیدهد، بلکه درست زمانی که خواب بر ما غلبه میکند. گرگ هرگز زمانی که چوپان با بیداری گله را مراقب است به گله حمله نمیکند. یا زمانی که گوسفندی از گله جدا میشود یا زمانی که چوپان به خواب رفته است یا در شب زمانی که گله به خواب رفته است. آزمایش روحانی ما درست در زمانی بر ما وارد میشود که ما آمادۀ آن نیستیم. درست زمانی که خیال ما از تمام آزمایشات راحت و خود را امن میدانیم. درست در این زمان است که شیطان بر ما حمله میکند، دقیقا به همین دلیل خداوند از ما میخواهد درست در همین زمان بیدار بمانیم و دعا کنیم تا در ازمایش روی داده شکست نخوریم.

 

3-  " پس آنکه گمان برد قایمست باخبر باشد که نیفتد."( اول قرنتیان 10: 12)

بعد از اینکه مراقب نبی دروغین بودیم و بعد از اینکه در ایمان خود هوشیار و بیدار ماندیم و هرگز از دعا کردن غافل نگشتیم، باید به هشدار بعدی در کتابمقدس دقت کنیم و جدا از آن برحذر باشیم. برای کلیسای مسیح هیچ چیز کشنده تر و خطرناک تر از این نیست که ایمانداران خود را مبرا از شکست و افتادن در وسوسه بدانند. برای کلیسای مسیح هیچ خطری مهلک تر از این نیست که ایمانداران هر کس از ایمان خود از قوت خود از قدرت خود آنقدر اطمینان داشته باشند که هرگز به عمق شکست پذیری خود و فروافتادن خود دقت نکرده که هیچ، تازه انگشت تاسف خود را بر این و آن ایماندار تکان داده و آنها را به دلیل ضعیف بودن آنها توبیخ و هشدار میدهند! شیطان چه زمانی توانست بر حوا غلبه کند؟ آیا دانش او را از خدا به زیر سوال برد؟ ایا استعداد او را به زیر سوال برد؟خیر. شیطان زمانی بر حوا غلبه کرد که حوا کاملا مطمئن بود که از نقشۀ خدا در بارۀ خوردن میوه های درختان آگاه است اتفاقا او آنقدر از دانش خود اطمینان داشت و هرگز فکر نمیکرد ممکن است خطا کند که به فرمان خدا در خصوص نخوردن از میوه های درختان فرمان دیگری را اضافه کرد!کجا خدا به آنها گفته بود آنها نباید درخت را لمس کنند؟حوا این عبارت را زمانی به فرمان خدا اضافه کرد که کاملا از دانش خود اطمینان داشت و حتی یک اپسیلون فکر نمیکرد خطا کرده باشد! عیسای خداوند بسیار قاطع و روشن به همۀ ما فرموده است که :" زیرا که لابد است از وقوع لغزشها."( متی 18: 7) اگر خداوند ما قطعی بودن وقوع لغزشها را هشدار داده است، ما کی هستیم که تصور میکنیم تماما از ایمان خود مطمئن هستیم و ما هرگز لغزش نخواهیم خورد؟!ما کی هستیم که نه تنها به این مهم دقت نمیکنیم، بلکه انگشت خود را بر این ایماندار و آن ایماندار دراز کرده و آنها را به دلیل ضعف و لغزشهایشان محاکمه و داوری میکنیم؟اگر هر ایمانداری از عمق گناه کار و اندرون فاسد و اتش نهفته در عمق دل انسانی خود به شهوات و نفس آگاه میبود و میدانست که چقدر گناه اولیۀ آدم به او نزدیک است و از آن آگاه میبود، هرگز به دیگران خیره نمیگشت تا ایراد و معایب آنان را جستجو کند، بلکه به عمق دل خود خیره میشد و هر زمان باخبر و آگاه میبود که خودش سقوط نکند. اگر داود آن گناه فاحش را مرتکب شد، به این دلیل بود که از نزدیک بودن دل خود با خدا آگاه بود. او از مزمورهای خود، از پیروزیهای خود، از برکات خدا در زندگی خود، از حضور دست پرتوان خدا با او، کاملا آگاه بود. داود درست زمانی تن به آن گناه داد و سقوط کرد که از ایمان خود به یهوه مطمئن بود. او مطمئن بود که هرگز سقوط نخواهد کرد! اگر داود از اوج شکست پذیری خود آگاه میبود، هرگز خود را در موقعیتی قرار نمیداد که سقوط کند! تمام شاگردان مسیح ادعا کردند حاضرند برای او بمیرند، آنها حتی تصور فرار را هم در سر خود نداشتند، اما وقتی خطر آمد، آنها گریختند و استاد خود را ترک کردند. شکست آنها به دلیل بزدلی آنها نبود، شکست آنها به دلیل آگاه نبودن از بزدلی آنها بود!

 

4-" هوشیار و بیدار باشید زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غران گردش میکند و کسی را میطلبد تا ببلعد." ( اول پطرس 5: 8 ) بسیاری از ایمانداران ادعا میکنند که وقتی عیسای خداوند در بالای صلیب برای گناهان ما مرد، شیطان نیز مرد، زیرا قوت شیطان در مرگ بود، عیسی با مرگ خود بر شیطان غلبه کرد پس شیطان نابود شد. شما چنین مطلبی را در هیچ کجای عهد جدید نمیخوانید. اگر بود پطرس این شیر را " غران " تصور نمیکرد! اما آنچه را که بارها و بارها میخوانید این است که پس از مرگ عیسای خداوند بر بالای صلیب و پرداختن بهای کامل گناه انسان و دفن شدن و رستاخیز پیروزمند او، قدرت و توان شیطان بر ایمانداران از بین رفت، نیش شیطان کشیده شد. زیرا نیش شیطان در مرگ بود و مسیح عیسی با رستاخیز خود امید زندگی تازه و جدید را پس از مرگ به همۀ ما داد. در حقیقت مرگ از بین رفت و حیات تازه آغاز شد. اما این حقیقت به معنای این نیست که شیطان نابود شد. شیطان تا روز آخر حضور دارد تا زمانی که به دریاچۀ آتش فرو انداخته شود و برای ابد نابود گردد( مکاشفه 20: 10)  تا آن زمان شیطان در دنیا حضور داشته و همچنان در حال گمراه کردن ابتدا فرزندان خدا( هدف اصلی او) و سپس گمراه کردن مردم دنیا برای ایمان نیاوردن به مسیح( هدف دوم او)میباشد. آگاه بودن از این هشدار برای ما ایمانداران بسیار حائز اهمیت است که بدانیم در هر مرحله ایی از زندگی مسیحی ما، شیطان زنده و حاضر است، در هر مرحله ایی در هر اقدامی در هر خدمتی، او آشکارا در بین ما در گردش است. حضور دارد. خوب دقت کنید به هشدار پطرس: " کسی را میطلبد " یعنی در جستجوی شخص خاصی است. در پی ایماندار خاصی است. درست در حالی که نگاه خود را بر همه دارد، در عین واحد به دنبال شخص خاصی است تا او را شکار خود کند. چه شخصی؟  وقتی شیر یا پلنگ قصد دارد تا به گله ایی حمله کند. ابتدا تمام گله را زیر نظر خود میگیرد. او ساعتها در کمینگاه خود بر تمام گله خیره میشود، اما در عین واحد نگاه خود را بر ضعیف ترین، بیمارترین، دورافتاده ترین، شکاری دارد که در میان صدها شکار دیگر برجسته میگردد. سپس از کمینگاه خود بیرون آمده و به گونه ایی مستقیم و سرراست به همان یک شکار یورش میبرند. شیطان شبانه روز فرزندان خدا را زیر نظر دارد. در همه جا. در هر مکانی. در هر زمانی. او در حال " گردش " است. او هرگز از ما غفلت نمیکند. تمام نگاه خود را بر ما دارد. درست زمانی که ما از گله دور شدیم، از کنار چوپان دور رفتیم، در ازمایشات و وسوسه ها لغزیدیم اما نایستادیم، از قوت روح خدا قوت نگرفتیم و بر پاهای خود نایستادیم و بر روی زمین ماندیم، شکست را پذیرفتیم و پیروزی را دور و دست نیافتنی دیدیم، درست در همین زمان شیطان بر ما یورش برده و ما را شکار خود میسازد. " هوشیار و بیدار باشید." آنانی که هوشیار و بیدار هستند هرگز اسیر دندانهای این شیر غران نمیگردند.

 

خداوندا! به حضور مقدس تو زانو میزنیم و از تو هدایت و راهنمایی در این زندگی مسیحی خود میطلبیم. چشمان ما را باز کن تا حقیقت ترا دیده و ان را تماما درک کنیم. خداوندا روح خود را در ما سرشار بساز تا در حضور روح مقدس تو و با یاری گرفتن از قوت و قدرت کلام زندۀ تو از این هشدارهای جدی و سرنوشت ساز همواره آگاه باشیم و مبادا از آن بگذریم و به نابودی کشیده شویم. خداوندا بر ما رحم نما و چشمانی بینا به ما عطا نما. تا آنها را دیده و از آنها هرگز، هرگز غفلت و کوتاهی نکنیم. آمین