مرقس

خادم مسیح

 

از کتاب: یک صلیب و  دوازده نفر

نوشتۀ: ح.گ

 

با گرته برداری از کتاب شهیدان نوشتۀ : جان فاکس

 

از این جوان مسیحی اطلاعات ارزنده ایی برای ما باقی مانده است: نام او یوحنا، اما به مرقس معروف بود( اعمال 12: 12)از این جوان پرشور مسیحی انجیلی به روایت خود او داریم. بسیاری معتقد هستند این جوان انجیل را بر طبق آنچه خود او از عیسای خداوند بخاطر میاورد و بر طبق هدایت پطرس نوشته است. پطرس در رسالۀ اول خود او را " پسر من " خطاب میکند( اول پطرس 4: 13 ) آغاز چگونگی ایمان آوردن او به عیسای مسیح به اتفاق نظر خیلی از مفسران مسیحی برمیگردد به دوران جوانی این شخص. میگویند وقتی سربازان عیسای خداوند را در باغ جتسیمانی بازداشت میکردند، همۀ شاگردان او فرار کردند؛ در میان شاگردان مسیح جوانی بوده که با چادری بر بدن برهنۀ خود به دنبال مسیح میرفت که ناگهان جوانان دیگر به او حمله کرده و او چادر خود را انداخته و برهنه از دست آنان میگریزد. ( مرقس 14: 50-52) از آنجایی که این روایت با این دقت فقط در انجیل مرقس ثبت شده است، همه بر این توافق هستند که این جوان خود مرقس بوده است. در ضمن میدانیم که مادر او مریم، یکی از شاگردان عیسای مسیح بوده و منزل آنها در اورشلیم مکان گردهمایی شاگردان عیسای مسیح بوده است و پس از صعود مسیح به آسمان همین منزل آغازگر اولین کلیسا در اورشلیم میگردد( اعمال12: 12- 14) در ضمن میدانیم که برنابا معروف به " تشویق کننده "( اعمال 4: 36-37 ) پسرعموی مرقس بوده است.( کولسیان 4: 10) بدلیل شور روحانی در مرقس دلیلی گشت تا او در اولین سفر بشارتی با پولس و برنابا همراه گردد، اما وقتی پولس و برنابا سوار کشتی شده تا عزم پرجۀ پمفیلیه کردند، ناگهان مرقس از آنها جدا شده و به اورشلیم برمیگردد( اعمال 13: 5 و 13 ) هیچکس نمیداند دلیل این حرکت مرقس چه بوده است، اما هر چه بود، پولس را بسیار خشمگین کرده و وقتی در سفر دوم برنابا پسرعموی مرقس قصد کرد او را با خود ببرند، پولس با آمدن او مخالفت کرد، اختلاف بر سر مرقس به جایی رسید که این دو مبشر بزرگ تاریخ مسیحیت از هم جدا شدند و هر کدام به مسیری متفاوت به خدمت خود ادامه دادند.( اعمال 15: 34- 40) خدا را شکر این پایان رابطۀ این عزیزان ایماندار نبود!( اول قرنتیان 9: 6 ) بعدها در رسالۀ پولس به کولسیان میخوانیم که مرقس همچنان در خدمت نزدیک با پولس است( کولسیان 4: 10) و در نامۀ دوم خود به تیموتائوس او را " مفید " برای خدمت خود خطاب میکند( دوم تیموتی 4: 11) و حتی با پولس هم زندان میگردد( فلیمون 23)

" خدمت وسیعی از این ایماندار در شهر آلکساندر در مصر دیده اند. تاثیر بسزای او در رشد و تقویت اولین کلیسای مسیح در این شهر بدون تلاش و همت مرقس غیرممکن بوده است. هر چند خبر نجات مسیح مورد استقبال فراوانی در این شهر قرار گرفت اما دشمنان زیادی را نیز در این شهر بر علیۀ او برانگیخت که پیام مسیح را بر ضد خدایان دروغین خود میدیدند. نهایتا تاریکی نتوانست نور را بپذیرد و قصد به نابودی آن کرد: پس شورشیان این شهر ریختند و مرقس را بازداشت کردند. میگویند مرقس را با طناب بستند، همچنین میگویند از قلاب هم استفاده کردند و با آن ساعتها بدن بسته شدۀ مرقس را بر روی سنگفرشهای خیابان آلکساندر کشاندند؛ طوری که بدن او  پاره پاره شد و به طور فجیعی زخمی گشت، سپس یک شب او را در زندان انداختند اما روز بعد دوباره او را بیرون آورده و به همان شیوه با او برخوردند کردند و آنها آنقدر این شکنجۀ وحشیانه را تکرار کردند که نهایتا مرقس شهید گشت. سپس شورشیان تصمیم به سوزاندن بدن مرقس کردند اما گویی به دلیل طوفان این کار آنها تعویق افتاد و باعث شد تا شاگردان او به نحوی بدن او را که چیزی از آن باقی نمانده بود را گرفته و او را به خاک بسپارند."*1 و او که عیسای مسیح، را خداوند و نجات دهندۀ خود میدید که چون خادمی بر روی زمین آمد تا خدمت کند نه خدمت شود( مرقس 10: 45 ) چون خود او با جان و دل خادم وار او را خدمت نمود.

 

*1- گرته برداری از کتاب شهیدان نوشتۀ : جان فاکس