نور و تاریکی

خدا نور است و هیچ ظلمت در وی هرگز نیست. اول یوحنا 1: 5

 

نوشتۀ: ح.گ

 

اگر قصد داریم از نور صحبت کنیم، صحبت نکردن از تاریکی کاملا مبحث نور را بی معنا خواهد ساخت. ما نمیتوانیم از نور و روشنایی و صفات و مزیتهای آن سخن بگوییم و از آن لذت ببریم، اما هرگز از تاریکی و صفات و ضررهای آن سخن نگوییم مبادا ما را مکدر سازد( کاری که کلیساهایی زیادی امروزه این را پیشه کرده و مردم دنیا نیز به هیچ عنوان دوست ندارند از آن بشنوند!) زیرا  شناخت و چشیدن تاریکی، شناخت و لذت نور را بالا میبرد!

همۀ ما در تاریکی بودیم و میدانیم شبیه به چیست! میتوانیم آن را تصور کنیم. و میدانیم وقتی مدتی طولانی در تاریکی بمانیم و نوری نباشد، تمام نظم و آرامش و روال طبیعی زندگی به هم میخورد. و همۀ ما طعم آمدن ناگهانی نور در تاریکی را نیز دیده‏ایم و آرامشی که به گونه‏ایی مرموز در تمام رگهای ما جاری میشود و ما نفس راحتی میکشیم!

دوست عزیز خواننده! دردناکترین  و کشنده‏ترین پیروزی شیطان بر آدم و حوا کشیدن آنان به دنیای تاریک خود بود؛ زیرا او و فرشتگان همراه او به دلیل طغیان بر علیۀ مقام ملکوتی و مطلق خدا از نزد خدا رانده شده بودند، او و فرشته‏های او دیگر در نور جلال خدا ساکن نبودند، آنها در تاریکی ساکن بودند و شیطان فرمانروای تاریکی و ظلمت بود. اما شیطان چگونه به کشیدن آدم و حوا به دنیای خود و اسیر کردن آنان در آن میسر گشت؟ با فریب انسان و انسان با اسیر وسوسه و خواهش نفس خود شدن. ترکیب این دو، نااطاعتی از فرمان خدا را بدنبال آورد و این یعنی گناه. و وقتی انسان گناه را مرتکب شد، او دیگر قدوس نبود، دیگر شبیه به خدا نبود. کلام در پیدایش به ما میگوید:" پس خداوند خدا آدم را بیرون کرد." ( پیدایش 3: 33 و 34 ) بیرون شدن آدم، بیرون شدن او از حضور خدا بود. کلام خداوند بهشت و جایی که خدا ساکن است را همواره با بودن  نور فراوان و خیره کننده توصیف نموده است. پس دور شدن آدم و حوا دور شدن از نور خدا بود. منظور از این نور، نور جسمانی چراغ نیست! بلکه وصف پسندیده و والای شخصیت خدا بدلیل عظمت کبریایی و قدوسیت اوست که همه چیز به دلیل این عظمت نورانی و سفید و پاک است. نتیجه و ثمرۀ این سقوط و دوری از خدا بسیار گران و موحش بود. پس از سقوط آدم و دور شدن او از حضور خدا، فرزندان آدم در دوری از خدا متولد شدند، به همین دلیل کلام میگوید:" و آدم صد و سی سال بزیست پس پسری به شبیه و بصورت خود آورد." ( پیدایش 5: 3 ) یعنی چه؟ خدا انسان را شبیه به خود آفرید. ( پیدایش 1: 26 ). پاک آفرید. در نور آفرید. در قدوسیت آفرید. در صلح مطلق آفرید. در قدرتی ماورای تصور آفرید. وقتی انسان گناه کرد و قدوسیت خدا را لکه دار ساخت، هر چند آن قدرت مافوق داده شده به او از جانب خدا از او گرفته نشد اما از حضور خدا رانده شد، دور شد؛ از اینرو وقتی فرزندانی را آورد، فرزندان او در دوری از خدا متولد شدند، پس دیگر شبیه به خدا نبودند. پس اگر آدم و حوا به قلمروی ظلمت و تاریکی و سایۀ مرگ که شیطان در آن فرمانروایی داشت پا گذاشتند، فرزندان آنها نیز در همان قلمرو به دنیا آمدند و زیستند. و این شامل تک تک ما نیز میشود.( مگر اینکه کسی ادعا کند که از نسل آدم بدنیا نیامده است!!) سپس فرزندان آدم چون دیگر شبیه به خدا خلق نگشتند، شبیه به آدم خلق شدند و تمام آنها تا به همین امروز میراث بر پدر خود شدند. یعنی میراث بر تاریکی. کمااینکه همۀ ما روزی میراث بر آن بودیم؛ زیرا متعلق به پدر جسمانی خود بودیم و نه هنوز متعلق به پدر آسمانی خود و از آن پدر جسمانی هر آنچه به ما به ارث رسید، ظلمت بود و رنج بود و درد بود و افسوس و آه.

 

اوج سقوط آدم و فرزندان او به تاریکی و ثمرات این سقوط در تاریکی را زمانی درک خواهیم کرد که ایات کتابمقدس را خوانده و آنها در کنار هم میگذاریم. هر جا در کتابمقدس از تاریکی سخن رفته است، شیطان با تمام کراهت و زشتی و توطئه و ناپاکی و شرارت و پلیدی او منظور بوده است که به دنبال آن  تنبیه و داوری خدا بر ساکنین و مشتاقان و دوستداران تاریکی را با خود دارد. داود نبی در مزمور خود میگوید:" آنانی که در تاریکی و سایۀ موت نشسته بودند که در مذلت و آهن بسته شده بودند. زیرا به کلام خدا مخالفت نمودند و به نصیحت حضرت اعلی اهانت کردند و او دل ایشان را به مشقت ذلیل ساخت. بلغزیدند و مدد کننده نبود." ( مزمور 107: 11- 12 ) داود تاریکی و سایۀ مرگ را در کنار هم میگذارد. سپس ادامه داده و میگوید آنانی که در تاریکی و در سایۀ مرگ نشسته اند آنها در مذلت و تنگی و سختی هستند و این مذلت و سختی را به آهن تشبیه کرده است.در پایین تر میگوید، این افراد، دلهایشان به مشقت و درد بدلیل گناه مرتکب شده به خدای قدوس، ذلیل و خوار شده و نااستوار و متزلزل و شکننده خواهند بود، طوری که یاری کننده ایی برای آنان نخواهد بود. عمق مفهوم و درک این تاریکی را بارها در سخنان نجات دهندۀ خود میخوانیم. عیسای خداوند بارها تنبیه روز داوری بی ایمانان را اینگونه بیان نموده است که:" در ظلمت خارجی اندازید جائیکه گریه و فشار دندان باشد." ( متی 22: 13 و متی 8: 12 و متی 25: 30 ) خوب دقت کنید: ظلمت خارجی:  خارجی؛ یعنی خارج از بهشت؛ جایی که خدا نیست. بیرون. دور دست. و در آنجا گریه هست. یعنی ماتم هست. زاری و مویه هست. فشار دندان یعنی رنج و عذاب هست. تمام اینها در ظلمت یا تاریکی خارجی، جایی که خدا نیست، وجود دارد، خوشابحال آنانی که این را درک میکنند! وقتی در باغ جتسیمانی سربازان برای بازداشت کردن عیسای مسیح دست بسوی او دراز کردند، او فرمود:" لیکن این ساعت شماست و قدرت ظلمت." ( لوقا 22: 53) در تاریکی بود که عیسای مسیح را گرفتند، در تاریکی او را شش بار محاکمه کردند و هنگامی که او جان خود را تسلیم مینمود، از آنجایی که خود او فرموده بود که: " من نور عالم هستم." ( یوحنا 8: 12 ) وقتی او خاموش شد، کلام میگوید:" و از ساعت ششم تا ساعت نهم  تاریکی تمام زمین را  فرو گرفت." ( متی 27: 45 )

 کلام مقدس برای درک جدیت عظمت این تاریکی به ما تعلیم داده است که تاریکی و ظلمت شیطان دارای کارها و ثمرات تاریکی میباشد( رومیان 13: 12 و افسسیان 5: 11 ) دارای فرمانروایان متعددی میباشد( افسسیان 6: 12 ) دارای نیرو و قدرت میباشد( کولسیان 1: 13 ) دارای زنجیرهای متعددی میباشد( دوم پطرس 2: 4 ) دارای نابینایی و کوری میباشد( دوم پطرس 2: 17 ). پس تاریکی تسلط و فرمانروایی شیطان است. حکومت شیطان در تاریکی برقرار میگردد. سپاهیان او سپاهیان تاریکی هستند. و اسلحه های آنها اسلحه های مخرب تاریکی. دقیقا به همین دلیل کتابمقدس این را بارها و بارها در آیات خود تکرار کرده است و به آن تاکید نموده است.  در همان مزمور بالا از داود میخوانیم که:" آنانی که در تاریکی و سایۀ موت نشسته بودند ...ایشان را از تاریکی و سایۀ موت بیرون آورد و بندهای ایشان را بگسست. " ( مزمور 107: 14 ) دقت کنید به بکار بردن دو کلمه در کنار هم: تاریکی و سایۀ موت. این تجانس را در اشعیاء نبی وقتی مژدۀ آمدن عیسای مسیح را 700 سال قبل از تولد او، به مردم دنیا میدهد میخوانیم:" قومی که در تاریکی سالک بودند نور عظیمی خواهند دید و بر ساکنانِ زمینِ سایۀ موت نور ساطع خواهد شد." ( اشعیاء 9: 2) در دعای زکریا پدر یحیی تعمید دهنده زمانی که آمدن نجات دهنده را نبوت میکند، میخوانیم:" تا ساکنانِ در ظلمت و ظّلِ موت را نور دهد." ( لوقا 1: 79 ) در فرمایش مسیح خداوند، به پولس میخوانیم:" تا چشمان ایشان را باز کنی تا از ظلمت بسوی نور و از قدرت شیطان بجانب خدا برگردند تا آمرزش گناهان و میراثی در میان مقدسین بوسیلۀ ایمانی که بر من است بیابند." ( اعمال 26: 18- 19 ) خوب دقت میکنید؟ هر جا تاریکی حاکم است، مرگ حاکم است. شکست و فنا حاکم است. عیسای مسیح به پولس رسول میفرماید: تا چشمان ایشان را باز کنی، یعنی چشمان ایشان بسته است. تا از ظلمت، یعنی در تاریکی هستند و از قدرت شیطان، یعنی در تاریکی و در تاریکی ماندن قدرت و حکومت شیطان بر ماست و در این قدرت و حکومت شیطان، آمرزش گناهان نیست، هم میراث با مقدسین در عرش آسمانی شدن نیست، در جلال خدا شریک بودن نیست و نهایتا حیات ابدی داشتن نیست. لطفا دقت کنید به آیات بالا: هر جا تاریکی آمده است، سایۀ مرگ نیز با آن آمده است. پس زیستن در تاریکی، زیستن در مرگ است. و این باید ما را یکبار دیگر به این حقیقت زنده و گویای کتابمقدس رهنمون ساخته و قلب ما را بلرزند که، چون:" همه گناه کرده‏‏اند و از جلال خدا قاصر میباشند." ( رومیان 3: 23 ) آیا میتوانیم اینگونه بگوییم که پس: همه در تاریکی هستند و از نور خدا دور میباشند. همه. دقت کنید! بسیاری از دوستان و مردم عادی وقتی گفتگوی ما به اینجا میرسد ما را بی ادب و خشن و مذهبی میدانند ؟! اما این عزیزان تماما فراموش کردند، آغاز آنجایی که ما امروز اینجا هستیم! ما آن محکوم شده گانی هستیم که حکم بر ما اجرا شده است و باید در آن بسر ببریم، مگر اینکه عظمت این ویرانی و نابودی ابدی را پی برده و برای استیناف حکم خود نزد قاضی رفته و  فیض و بخشش او را طلب  کنیم.

چرا اینقدر من به این تاکید میکنم که همه در تاریکی و سایۀ موت هستیم و تحت تسلط و قدرت و فرمانروایی شیطان؟ زیرا با درک و هضم و ایمان نداشتن به آن، عظمت و ابهت ملکوتی بخشش خدا در پاسخ دادن به درخواست ما برای رهایی از این تاریکی جاودانی را هرگز درک نخواهیم کرد. این را نه تنها به آنانی که در تاریکی هستند میگویم، بلکه آنانی که به نور خدا دلهایشان در مسیح عیسی منور گشته و امروز در خانوادۀ الهی قرار دارند. با درک نکردن ابهت و موحش بودن دنیای تاریکی که در آن بودیم و هستیم، قدر و ارزش نور الهی را در زندگی خود درک نمیکنیم، و چون درک نمیکنیم، در نور زندگی نمیکنیم و چون در نور زندگی نمیکنیم، ذره ذره از نور فاصله گرفته و نهایتا یکبار دیگر به تاریکی برمیگردیم، یا اینکه در گرگ و میش روحانی زندگی میکنیم! نه رشد میکنیم و نه در تاریکی هستیم! یعنی همان نه گرم و نه سرد، که خداوند میفرماید آن را از دهان خود قی میکند.

دوست عزیز خواننده! به رغم زیستن در دنیای تاریکی و زیستن در سایۀ موت، خدای مهربان ما، خالق و آفرینندۀ ما، بدلیل فیض و رحمت خویش ما را هرگز ترک ننمود و به دنبال ما آمد. از زمان بیرون کردن آدم و حوا از باغ عدن تا سفر ابرام از حران تا کنعان، از دوران سرگردانی قوم اسرائیل در بیابان تا ورود آنها به سرزمین وعده، از آن زمان تا زمان انتخاب داوران، از زمان داوران تا منصوب شدن پادشاهان از پادشاهان تا آمدن عیسای مسیح بر طبق پیشگویی های انبیا و کتب مقدس؛ خدای مهربان فقط به دلیل فیض عظیم خود ما را ترک ننمود؛ این به این معنا نیست که ما در حضور خدا بودیم و در نور او ساکن؛ این به این معناست که خدای مهربان بارها به دلیل فیض و محبت آسمانی خود، با فرستادن روح مقدس خود بر انسانهایی برگزیده، از طریق کلام زنده و مقدس خود با آنان گفتگو کرد و به قوت کلام زندۀ خود ما انسانهای ساکن در تاریکی و سایۀ مرگ را دعوت به بازگشت به نور و زیستن در نور نمود. خدا از این فیض خود دلیلی جز این نداشت تا یکبار دیگر ما را به نزد خود بازگردانده و ما همان سکونت اولیه را در حضور خدا در نور مطلق او داشته باشیم. در نور او ساکن شده، زندگی کنیم و یکبار دیگر فرزندان نور خوانده شویم. خدای مهربان چگونه باید به چنین امری موفق میشد؟ نیروهای ظلمت و فرمانروایان تاریکی از زمان سقوط آدم بر فرزندان او تسلط داشتند. قدمت سایۀ مرگ این ظلمت بر فرزندان آدم، تا به زمان بیرون کردن آدم و حوا از باغ عدن میکشد؛ چگونه خدا به پیروزی در این امر بر سپاهیان و لشکریان تاریکی که بر دست ساخت او بر روی زمین بر جسم و جان و روح او تسلط و فرمانروایی داشت و دارد موفق میگردد؟

برای اینکه خدا قادر باشد تا انسان را به سمت نور خود بازگرداند، به انسانی که در تاریکی ساکن بود و هیچ جایی را نمیدید، ابتدا باید نوری را به او میداد. به دلیل قدرت و تسلط شیطان بر تاریکی و سلطنت او بر ساکنان آن، در حقیقت این نور میبایست ، ساکنین تاریکی را از قلمرو شیطان به بیرون آورده، چه بسا با آنها به نبرد در آید، و وقتی خود را به انسان رسانید و انسان این نور را پذیرفت و آن را به دستان خود گرفت و در دل تاریکی به سوی خالق و آفرینندۀ خود حرکت نمود، قادر باشد به رغم تاریکی غلیظ اطراف، به رغم طوفانها و بادهای جهنمی، به رغم هجوم و شبیخون گرگان و عقربها و مارها و لاشخوران جهنمی، از دل این شب تا به صبح پیروزی با این انسان سفر کرده و او را به منزل برساند. پس این نور میبایست، خاموش نشدنی باشد. این نور باید جاودانی باشد، این نور باید قوت دهنده باشد، این نور باید راهنمایی دانا به راه باشد.  چه کسی چنین قوت و توانمندی داشت؟ چه کسی به غیر از خود خدا ممکن بود بتواند بر نیروهای شیطانی و جهنمی تاریکی که به دلیل مرگ و ترس از مرگ بر ساکنین زمین تسلط و حکومت داشتند پیروز گردد؟ نه نور مذهب، نه نور دین و شریعت، نه نور انسان فهیم و دانا که زودگذر و فانی است برای این رهایی انسان فرورفته و نشسته در سایۀ ذلت و مرگ کافی و بسنده بود، حتی نور پرقدرت و سوزان انبیاء انسانی و عابدان و زاهدان روحانی به رهایی انسان از قید زنجیرهای آهنی اسارت تاریکی میسر نبود؛ اگر نوری میبایست انسان را از قلمرو شیطان و تمامی اذناب او به سلامتی رهایی و نجات میداد و او را به نزد خدا بازمیگرداند و او را یکبار دیگر در نور خود ساکن میساخت، باید نور خود خدا میبود. باید خود خدا میبود. کلام خداوند در این خصوص میفرماید:

 

1-     خداوند نور و نجات من است. مزمور 27: 1

2-    زیرا که نزد تو چشمۀ حیات است و در نور تو نور را خواهیم دید. مزمور 36: 9

3-    یهوه خدائیست که ما را روشن ساخته است. مزمور 118: 27

4-    زیرا یهوه برای تو نور جاودانی خواهد بود. اشعیاء 60: 20

5-    ای دشمن بر من شادی منما زیرا اگر چه بیفتم خواهم برخاست و اگر چه در تاریکی بنشینم خداوند نور من خواهد بود. میکاه 7: 8

 

وقتی تولد و ورود عیسای مسیح را به روی زمین میخوانیم در همان آغاز با این کلام روبرو میشویم:" قومی که در ظلمت ساکن بودند نوری عظیم دیدند و بر نشینندگان دیار موت و سایۀ آن نوری تابید." ( اشعیاء 9: 1-2 و متی 4: 17 ) در جایی عیسای خداوند میفرماید:" من نور عالم هستم کسی که مرا متابعت کند در ظلمت سالک نشود بلکه نور حیات را یابد." ( یوحنا 8: 12 ) عیسای مسیح این ماموریت خود را برای رهایی انسان در تاریکی و سایۀ موت با نور جاودانی و پایدار خود آغاز نمود و با همین نور بر روی زمین کامل نمود. هر چند تلاش عیسای مسیح برای رهایی انسان نشسته در سایۀ مرگ به قیمت رنج و درد و توهین و شلاقها و نهایتا مرگ خود او بر صلیب بود؛ اما بودند و هستند کسانی که هنوز از پذیرفتن این نور سر باز میزنند. سه گروه هستند: گروه اول نور را تماما رد کرده و آن را نمیپذیرند و در زیستن در تاریکی ادامه میدهند. گروه دوم نور را میبنند اما امروز را به فردا و فردا را به پس فردا موکول میکنند تا بیشتر در بارۀ این نور تحقیق کنند، درست در حالی که هنوز در تاریکی قدم میزنند و گروه سوم که نور را دریافت کرده اند اما هنوز اعمال آنان پر از تاریکی میباشد. و محصول نور را بار نمیاورند. اما دوستان عزیز! دیدیم که ما از همان آغاز در تاریکی متولد شدیم، به دور از خدا؛ در تاریکی زیستیم و پدران ما در تاریکی مردند و ما نیز میراث‏برندگان پدران خود هستیم؛ پس حقیقت تلخ و تکان دهنده این است که پذیرفتن نور پذیرفتن حیات است. نپذیرفتن نور و نزیستن در نور به هر دلیل و هر شرایطی، پذیرفتن تاریکی و زیستن در زیر محکومیت آدم است و این محکومیت مرگ است. خود خداوند و نجات دهنده در خصوص این افراد میفرماید:" زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان آرد بر او حکم نشود اما هر که به او ایمان نیاورد الان بر او حکم شده است. به جهت آنکه به اسم پسر یگانۀ خدا ایمان نیاورده است. و حکم این است که نور در جهان آمد و مردم ظلمت را بیشتر از نور دوست داشتند از آنجا که اعمال ایشان بد است. زیرا هر که عمل بد میکند روشنی را دشمن دارد و پیش روشنی نمیاید تا آنکه اعمال او هویدا گردد که در خدا کرده شده است." ( یوحنا 3: 19-20 )

در جایی دیگر عیسای خداوند گویی یکبار دیگر به ساکنین در ظلمت و تاریکی و نشسته گان در زیر سایۀ موت تاکید میکند:" من نوری در جهان آمدم تا هر که به من ایمان آورد در ظلمت نماند." ( یوحنا 12: 46 ) به تمام آنانی که این نور را پذیرفتند و به آن ایمان آوردند و با آن زیستند خداوند عنوان " پسران نور " یا فرزندان نور را داده است.: " مادامی که نور با شماست به نور ایمان آورید تا پسران نور گردید." ( یوحنا 12: 36 ) پولس رسول میگوید:" زیرا جمیع شما فرزندان نور و فرزندان روز هستید از شب و ظلمت نیستیم." ( اول تسالونیکی 5: 5 )

 اما این چگونه در دنیای تاریکی که تحت فرمان و زیر سلطۀ فرمانروای تاریکی قرار دارد، عمل میکند؟چگونه ممکن است این قدرت کهن و تسلط و اسارت کهن در زنجیرهای آهنین گناه و سایۀ مرگ از کسی که به نور عالم، عیسای مسیح ایمان میاورد برداشته شود و او را آزاد و رها سازد؟ پاسخ آسمانی و وعدۀ داده شده به فرزندان نور در خصوص این سوال این است که: با تبدیل شدن به نور. تمامی آنانی که نور را میپذیرند و در نور ساکن گشته و در آن روزانه قدم میزنند، به خود نور تابان مبدل میگردند. عیسی میفرماید:" من نور عالم هستم کسی که مرا متابعت کند در ظلمت ساکن نشود." یعنی چه؟ یعنی با متابعت کردن از عیسی، اجرا کردن تعالیم او، زیستن در کلام و روح، خوردن از تن و خون او، قدم زدن با او در راه جلجتا، قیام کردن با او به حیات تازه، اگر شخص ایمان آورنده به " نور عالم "،عیسای مسیح در این راه گام بردارد، هرگز یکبار دیگر در ظلمت و تاریکی ساکن نگردد. هرگز! زیرا عظمت و ابهت این نور عالم و این نور حیات فرستاده شده از جانب خدای پرفیض ما یهوه، آنقدر گسترده و شگفت‏انگیز است که، تمام آنانی که این را نور را پذیرفته و قلبهای تشنه و در تاریکی نشستۀ خود را از آن منور دیدند و میبینند، خود به نورهای تابان مبدل میگردند. عیسای مسیح خداوند به شاگردان خویش میفرماید:" شما نور عالمید." ( متی 5: 14) دقت کنید! او میگوید " من نور عالم هستم." اکنون به شاگردان خود میفرماید:" شما نور عالمید." اجازه بدهید اشتباه نکنیم و از این فرمان به افراط نرویم! عیسای مسیح نمیفرماید، من نور عالم هستم، شما به ایمان آوردید، سپس شما نور عالم خواهید شد. خیر! یک نور عالم بیشتر نیست و آن خود عیسای مسیح است و بس. زیرا بسیاری با زهد و تقوای خود سعی دارند تا مسیح باشند، یک مسیح بیشتر نبود و نخواهد بود، ما شبیه به او خواهیم شد اما نه خود او. همانطور که عیسای مسیح نور خود را خدای پدر گرفت ما نیز نور خود را از عیسای مسیح میگیریم و دیگران از ما. آری عیسای مسیح نور عظیم و شگفت انگیز خود را از خود خدا گرفت. زیرا او در آغاز با خدا بود. او خود خدا بود. پولس رسول میگوید:" زیرا خدایی که گفت تا نور از ظلمت بدرخشد همانست که در دلهای ما درخشید تا نور معرفت جلال خداوند در چهرۀ عیسی مسیح از ما بدرخشد." ( دوم قرنتیان 4: 6 ) پطرس رسول مسیح به ما میگوید:" تا فضائل او را که شما را از ظلمت به نور عجیب خود خوانده است اعلام نمایید." ( اول پطرس 2: 9 ) آنچه عیسای مسیح میفرماید، منظور این است که از تابش و انعکاس عظیم نور عالم بر ما به نور عالم و به انعکاس دهندۀ نور او به اطراف مبدل میگردیم . ما نور عالم نیستیم اگر مسیح بر ما نتابد. خود او میفرماید:" همچنانکه شاخه از خود نمیتواند میوه آورد اگر در تاک نماند همچنین شما نیز اگر در من نمانید." ( یوحنا 15: 4) ما یک چراغی هستیم که بزودی روغن ما تمام میشود. باید روغن ما روغن آسمانی باشد تا تمام شب غلیظ این ظلمت و این تاریکی مرگ را تا صبح روشن دیدار به رغم طوفانها و کشتی شکستگی‏ها و نبردها، چراغ ما بسوزد و نور دهد. اگر این روغن از آسمان بر ما ریخته نشود و این نور از آسمان  بر ما نتابد، بدون هیچ شک و تردید بزودی به تاریکی ظلمت مطلق برخواهیم گشت، و چه غلظتی خواهد بود! اشتباه نکنید. منظور من این نیست که شبانه روز دست به آسمان بلند کنیم و دعا کنیم، مانند فرقه های مسیحی، تا این بر ما میسر شود، ما روح خدا را در خود داریم، ما خدای زنده، عیسای مسیح و روح القدس را در یک واحد در درون خود داریم و آنها در ما ساکن هستند و به ما آن روغن لازم و نور لازم را در هر زمان که مشتاقانه و دلسوزانه طالب باشیم خواهد داد، خوشابحال آنانی که این تشنگی را به گونۀ روزانه دارند. 

اکنون که به این باور دست یافتیم که ما در مسیح، مادامی که با مسیح و از مسیح زندگی میکنیم، نور عالم هستیم و متعلق به تاریکی و ظلمت نیستیم، پس باید رفتار و اعمال ما نیز مانند ساکنین نور یا فرزندان نور باشد. بیاد دارید؟ زیرا این نور، نور ما نیست. نور مسیح است. ما نور او را منعکس میکنیم. پس باید او را منعکس کنیم. شخصیت و ماهیت او را. هر چند این نور در ابتدا بر ما تابیده شد تا ما را از ظلمت غلیظ گناه و مرگ بیرون آورده و حیات نور و ابدیت را به ما دهد، اما همچنین این نور به ما داده نشده است که آن را از آنِ خود سازیم و آن را در خانه یا محل کار در گنجه یا گوشۀ خلوت دعاهایمان به دور از مردم به دور از دیگر ساکنین در تاریکی نگه داشته و آن را محفوظ نگه داریم. این نور به ما داده شده که ابتدا ما را از تاریکی بیرون آورد، سپس نور ما بر دیگران بتابد تا دیگران را از تاریکی بیرون آورد. خود عیسای مسیح در فرمایش خود میگوید:" شما نور عالمید شهری که بر کوهی بنا شود نتوان پنهان کرد. و چراغ را نمی افروزند تا آن را زیر پیمانه نهند بلکه تا چراغدان گذارند آنگاه به همۀ کسانی که در خانه باشند روشنایی میبخشد. همچنین بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده پدر شما را که در آسمان است تمجید نمایند." ( متی 5: 14- 16 )

عزیزان من در مسیح!

 ما فرزندان نور هستیم. این نور از خود ما نیست که تمام شود، کم شود، خاموش شود، این نور، نور خداوند حیات و ازلیت است. خداوند فیض و خداوند محبت. تکلیف اول هر مسیحی زیستن در این نور است. تکلیف دوم هر مسیحی نور بودن است. اما گفتن اینکه نور عالم هستیم و نوری نباشیم ، ریا و دروغ است. یوحنای رسول در رسالۀ خود مینویسد:" اگر گوییم که با وی شراکت داریم در حالیکه در ظلمت سلوک مینماییم دروغ میگوییم و براستی عمل نمیکنیم." ( اول یوحنا 1: 6) بودن نور عالم و ادعا و باور آن، مستلزم، نور عالم بودن و عمل کردن به آن است. عیسای خداوند میگوید شما یک شهر چراغانی را که بالای تپه قرار دارد را نمیتوانید پنهان کنید. یعنی چه؟ یعنی اگر کلیسای خداوند که من و تو اعضای آن کلیسا هستیم، در نور مسیح بدرخشد و اعمال نور را اجرا کند چنان خواهد درخشید که تمامی نیروهای اهریمنی جهنم و ظلمت و تاریکی با تمام سپاهیان خونخوار و موحش آن قادر به پیروزی بر آن نیست، نه قادر بر پیروزی بر اعضای آن به گونۀ انفرادی و نه قادر به پیروزی بر تمام کلیسا در مجموع.

 " شما نور عالمید." این یک شعار نیست. یا یک جملۀ زیبای روحانی. این یک عمل است. یک شیوۀ زیستن است. یک گونۀ منفرد زیستن. گونه‏ایی که خدا در ما میتابد و ما در خود و به بیرون میتابیم.

 

عزیزان من!

ما از تاریکی ابدی و ظلمت غلیظ مرگ به نور جاودانی و ازلی خوانده شده‏ایم. ما از تاریکی به بیرون فراخوانده شده ایم، به نور. پس نباید با ظلمت و تاریکی در شراکت و هم یوغ  باشیم( دوم قرنتیان 6: 14 ) نباید در اعمال و رفتار تاریکی و ظلمت شریک شویم بلکه باید آنها را تقبیح و سرزنش و از آن دوری کنیم( افسسیان 5: 11) ما از تاریکی ابدی و ظلمت غلیظ مرگ به نور جاودانی و ازلی خوانده شده ایم. پس باید مانند فرزندان نور رفتار کنیم و میوۀ نور را بار آوریم که نیکویی و عدالت و راستی میباشد.( افسسیان 5: 9 ) پس بقول پولس رسول بیاییم تا با هم اعمال تاریکی را از خود بیرون کرده و اسلحۀ نور را بپوشیم( رومیان 13: 12 ). اگر چنین نکنیم، و اگر یکبار به نور الهی منور گشته ایم و اما هنوز در تاریکی قدم بزنیم یا ثمرۀ نور را بار نیاوریم، یا نور عیسای مسیح را بر خود بر دیگران نتابانیم. اگر خداوند نور و حیات که مُرد و دفن شد و قیام فرمود و به دست راست حضرت اعلی در قوت و قدرت نشست، بر قلب ما تابید و ما لذت فرحناک و شورانگیز نور را چشیدیم و هنوز در نور ساکن نیستم و هنوز در دنیای تاریک قدم میزنیم و هنوز نور عظیم او را منعکس نمیکنیم؛ حاشا اگر داماد برگردد و چراغ ما خالی از روغن باشد و دیگر نوری نداشته باشد؛ بی شک بیرون در ظلمت غلیظ جایی که تاریکی مطلق و فشار دندان بر دندان است به دور انداخته میشویم.