یک کلام و یک طوفان دو ایماندار و دو خانه

نگاهی به فرمایش عیسای خداوند در متی 6: 24- 27 و لوقا 6: 46-49

 

نوشتۀ: ح.گ

 

برای اینکه بدون هیچ طفره‏ایی سر لُپ مطلب برویم، باید بگوییم که در اینجا روی سخن عیسای مسیح با ایمانداران است، نه با مردم عادی و غیرایماندار. اینجا خداوند ما در ادامۀ موعظۀ خود بر بالای کوه،( متی 5: 1)  به جایی میرسد که قصد دارد تا خط ممتد و مشخصی بین دو نوع ایماندار بکشد. دقیقا قبل از بیان این ماجرا هم در انجیل به روایت متی و هم لوقا میخوانیم که عیسی می فرماید زمانی میرسد که بسیاری به نزد او آمده و میگویند: خداوندا!خداوندا! آیا ما به نام تو چه معجزات بزرگی  انجام نداده ایم؟ و شاید به قول زبان امروزی بتوانیم بگوییم، به نام تو چقدر به کلیسا نرفتیم، به سفرهای بشارتی، هدایا، سرودهایی که ساختیم، موعظه هایی که کردیم، چقدر پر حرارت از روح القدس صحبت نکردیم، از تعمید در روح، چقدر به افتخار زبانها نبالیدیم، بیماران را شفا ندادیم، حتی مردگان را زنده نکردیم؟ اما عیسای از زبان خودش رو به این ایمانداران میفرماید که :" هرگز شما را نشناختم ای بدکاران از من دور شوید." ( متی 7: 23) چرا؟ چرا باید عیسای مسیح با چنین ایمانداران به ظاهر بسیار فعال و آتشین و به اصطلاح  پر از هدایای روحانی طوری برخورد کند که نه تنها بگوید: که از او دور شوند بلکه بفرماید: هرگز آنها را نمی شناخته است؟ در روایت لوقا همین فرمایش را اینگونه میخوانیم که:" و چون است که مرا خداوندا خداوندا میگویید و آنچه میگویم به عمل نمیاورید؟"( لوقا 6: 46) سپس در هر دو روایت هم متی و هم لوقا، گویی عیسای مسیح برای تفهیم شاگردان خود از این موضوع به مثال دو خانه اشاره میکند.

عیسای مسیح بارها برای روشن شدن ماهیت و درون آدمی و شناخت دقیق آن بارها در مثالهای خود از دو انسان متفاوت با دو شخصیت و دو طبیعت متفاوت استفاده کرده اند: مثال دو پسر( متی 21: 28- 30) ، مثال دو غلام( متی 24: 45- 50) مثال دو برادر( لوقا 15: 11- 31) مرد ثروتمند و مرد فقیر( لوقا 16: 19- 30) دو گروه از دختران دانا و نادان( متی 25: 1- 2) و مثالهای متعدد دیگر. عیسای خداوند با مقایسه چهره به چهرۀ دو انسان کاملا متفاوت گویی تماما پرده از ریا و تظاهر برداشته و همه چیز را برای ما عیان میسازد. نهایتا این است که هر کدام ما بالاجبار در یکی از این دو گروه تقسیم بندی خواهیم شد و هیچکس نمیتواند از آن فرار کند!

 اکنون اجازه بدهید تا این ماجرا را به نقل هر دو انجیل بخوانیم:( از ترجمۀ انجیل قدیم)

متی 7: 24-27

" پس هر که این سخنان مرا بشنود و آنها را بجا آرد او را به مردی دانا تشبیه میکنم که خانۀ خود را بر سنگ بنا کرد و باران باریده سیلابها روان گردید و بادها وزیده بدان خانه زورآور شد و خراب نگردید زیرا که بر سنگ بنا شده بود. و هر که سخنان مرا شنیده به آنها عمل نکرد به مردی نادان ماند که خانۀ خود را بر ریگ بنا نهاد و باران باریده و سیلابها جاری شد و بادها وزیده بدان خانه زورآورد و خراب گردید و خرابی آن عظیم بود."

لوقا 6: 47- 49

" هر که نزد من آید و سخنان مرا شنود و آنها را بجا آورد شما را نشان میدهم که به چه کس شباهت دارد. مثل شخصی است که خانه میساخت و زمین را کنده گود نمود و بنیادش را بر سنگ نهاد پس چون سیلاب آمده سیل بر آن خانه زور آورد نتوانست آن را جنبش دهد زیرا که بر سنگ بنا شده بود. لیکن هر که شنید و عمل نیاورد مانند شخصی است که خانه‏ایی بر روی زمین بی بنیاد بنا کرد که چون سیل بر آن صدمه زد فورا افتاد و خرابی آن خانه عظیم بود."

 

همینطور که این آیات را با هم میخوانیم میبینیم که عیسای خداوند دو ایماندار را در کنار همدیگر قرار داده است. دو ایماندار که در یک نگاه کلی در یک موقعیت مشابه به هم قرار دارند اما دو نتیجۀ متفاوت از زیستن آنان بدست میاید.ابتدا بیایید با هم در یک نمای کلی به موارد اشتراک این دو ایماندار در یک نظر نگاه کنیم:

1- هر دو به نزد مسیح آمده و سخنان او را شنیدند.

2- هر دو خانه ایی بنایی کردند.

3- هر دو در خطر طوفان و باران و سیلاب و باد قرار گرفتند.

خوب دقت کنید! عیسای مسیح میفرماید: دو ایماندار وجود دارند؛ هر دو به نزد من میایند. هر دو به من ایمان میاورند. هر دو تعلیم مرا میشنوند. و هر دو در مصیبت و درد و رنج قرار میگیرند، اما تنها یکی از آنها در این مصیبتها و پریشانی ها پایدار میایستد و دیگری نابود میگردد. عیسی با این تعلیم به چند حقیقت زنده و استوار اشاره دارد. مصیبتها هستند. طوفانها هستند. و آن بر هر کسی وارد میگردد، ایماندار یا غیر ایماندار. سوال این نیست که چرا مصیبتها هستند، سوال این است که چه کسی در این مصیبتها استوار و پایدار تا به آخر میماند؟

برای پاسخ به این سوال لطفا دقت کنید به فعل " بجا آوردن،" یا عمل کردن.هر دو به نزد عیسی آمدند. هر دو به تعلیم او گوش دادند. هر دو ایماندار بودند. هر دو در مصیبت و پریشانی قرار گرفتند اما تنها یکی از آنها پس از گوش کردن به تعلیم عیسی آن را در زندگی خود اجرا نمود، دیگری فقط شنید! اجرا کردن با عمل کردن به تعلیم عیسی گویای انجام کارهای خوب برای مقبول خدا قرار گرفتن نیست. کلام این را نمیگوید. بدلیل اعمال ما نیست که مقبول خدا قرار میگیریم، اما به دلیل اعمالمان نشان میدهیم ایمانداران حقیقی هستیم؛ و چون حقیقی هستیم، خداوند از ما خشنود است.  پولس میگوید ایمان از شنیدن بدست میاید( رومیان 10: 17) اما یعقوب و یوحنا این را ادامه داده و هر دو تاکید به عمل کردن بر طبق ایمان میکنند. " لکن کنندگان کلام باشید نه فقط شنوندگان."( یعقوب 1: 22) و همچنین میگوید: ایمان بدون عمل مانند بدن بدون روح است( یعقوب 2: 26) یوحنا میگوید:" ای فرزندان محبت را به جا آریم نه در کلام و زبان بلکه در عمل و راستی." ( اول یوحنا 4: 18). وقتی عیسای مسیح ماجرای سامری نیکو را به فقیه یهودی بیان فرمود و در آخر از او پرسید که فکر میکند چه کسی همسایۀ آن مرد سامری است و او پاسخ داد آنکس که به او محبت کرد عیسی نفرمود: آفرین! پاسخ تو درست بود یا احسنت به این پاسخ. و همین! نه! بلکه بلافاصله فرمود:" برو و تو نیز همچنان کن." ( لوقا 10: 30- 37) در ضمن مسیح خداوند نفرمود مادر و برادران او کسانی هستند که کلام خدا را میشنوند، بلکه کسانی که کلام او را میشنوند و آن را بجا میاورند.( لوقا 8: 21) و در ضمن قبل از صعودش به آسمان به دست راست پدر آسمانی خود و ما؛ به شاگردانش فرمان نداد که بروید فقط به دیگران از کلام من بگویید تا آن را بشنوند بلکه به دیگران کلام مرا بگویید و به آنها بگویید تا آن را انجام دهند( متی 28: 20)

عیسای مسیح در مثال دو خانه میفرماید که: ملاک ایماندار بودن ما، فقط  نزد او امدن و خود را مسیحی دانستن نیست، فقط شنیدن کلام خدا نیست، یعنی فقط خواندن انجیل، فقط گرفتن مدارک الهی، همچنین گویا انجام معجزات به نام او، حتی دیوها را بیرون کردن، به زبانها سخن گفتن، هدیۀ نبوت یا شفا داشتن؛ هیچکدام از اینها ملاک ایماندار بودن به او نخواهد بود مگر عمل کردن به تعلیم آسمانی او در زندگی خودمان. چرا عیسی از فریسیان متنفر بود و آنها را قبرهای سفید شده، کاسه هایی که بیرون آنها تمیز و درون آنها آلوده است خواند؟ زیرا آنها شریعت و تعلیم آسمانی را بسیار خوب و دقیق میدانستند اما به آن عمل نمیکردند. از امروز تا فردا در بارۀ این صحبت کنیم که " خدا محبت است." اما اگر این محبت را در خود و دیگران اجرا نکنیم ما ریاکارانی بیش نیستیم. تمام جزییات فروتنی و ساده بودن روحانی را بدانیم، اما اگر آن را در خود عمل نکنیم، ریاکارانی بیش نیستیم. در حقیقت اگر منِ مسیحی با تعالیم مسیح جز این برخورد کنم، چه فرقی با دیگران دارم؟ دیگران هم تعالیم ارزنده ایی در خصوص زندگی والای انسانی دارند و چه بسا بسیار قانع کننده تر! فرق من مسیحی با دنیا در داشتن مسیح نیست. در این نیست که من مسیحی هستم و دیگران نیستند. من به کلیسا میروم و دیگران نه.  من کتابمقدس را دارم و دیگران ندارند. فرق اساسی من با دیگران زمانی خودش را بروز میدهد که من آغاز به انجام و عمل کردن به تعالیم مسیح خداوند میکنم. زیرا نه در شنیدن کلام بلکه در عمل کردن به کلام است که تغییر و تبدیل شکل میگیرد. روح القدس خداوند برای اینکه ما را پاک و مقدس بسازد فقط کلام را به ما تعلیم نمیدهد و به ما نمیگوید روز و شب باید کلام را بخوانیم و ایات را حفظ کنیم و منظم به کلیسا برویم، دقت کنید همۀ اینها عالیست و نباید از آن غفلت کرد، اما زمانی روح القدس ما را تبدیل میکند که ما مطیع کلام باشیم و تسلیم ارادۀ الهی و آنچه را که روح خداوند بواسطۀ کلام به ما تعلیم میدهد را در زندگی خود اجرا کنیم و به آن عمل کنیم. ایمان داشتن به مسیح و ایمان داشتن به محمد یا بودا در یک نگاه کلی تفاوت آنچنانی از هم ندارد، اما وقتی به تعالیم هر کدام از اینها عمل میکنید تفاوت عمیق و فاحش و غیرقابل قیاس آنها را در قلب و جان و زندگی و روح خود درخواهید یافت!

 عیسای مسیح در مثال دو خانه فرق عظیم دو ایماندار را در عمل کردن به سخنان و تعالیم خود دانست. و این را طوری دانست که گویی شخص خانۀ ایمان خود را بر صخره بنا میکند. اما این صخره چیست؟ خود عیسای مسیح؛ خداوند و نجات دهندۀ ما. عیسای مسیح و زیستن بر تعالیم آسمانی او بنیاد ایمان را طوری که گویی بر صخره ایی بنا شده است مستحکم میسازد. دقیقا همین را یکبار دیگر عیسی به پطرس پس از اعتراف آسمانی پطرس در بارۀ الوهیت عیسای مسیح تکرار فرمود که بر این صخره کلیسای خود را بنا میکند که قدرتهای جهنم قادر به ویران کردن آن نیست. وقتی خانۀ ایمان خود را بر اساس عمل کردن به تعالیم عیسای مسیح بنا میکنیم، عیسای مسیح که او را خداوند میدانیم، او که صخرۀ نجات ماست( مزمور 89: 26) او که صخرۀ پناهگاه ماست( مزمور 94: 22 ) او که صخرۀ قوت ماست( مزمور 62: 7 ) و او که صخرۀ فروتن کنندۀ ماست( متی 21: 44)؛ بنا شدن بر چنین شخصیتی هرگز نابودی و ویرانی ندارد. کسی که هستی برای او خلق شد و با پدر در پیش از زمان بود، و او سیمای نادیدۀ پدر و تمامی پری الهی در او جایگزین شد و او خود خدا بود؛ زمانی که با این شناخت از عیسای مسیح و ایمان آوردن به این خداوندی او، تعالیم او را عمل میکنیم ، خانۀ ایمان ما بر صخره بنا شده است. که نه تنها طوفان و سیلاب و باران شدید نمیتواند آن را ویران کند بلکه قدرتهای جهنم بر آن غالب نخواهد آمد.

من قصد ندارم تا عمل کردن به تعالیم عیسای خداوند را برای شما بنویسم. تمام کتابمقدس این کار را برای ما کرده است! من قصد دارم فقط یکبار دیگر به این مهم برای خودم و شما اشاره کنم، که هر چه از عیسی بدانیم، هر چقدر بگوییم عیسی را دوست داریم، هر چقدر با نام او اشک در چشمهای ما جمع شود، هر چقدر نامش را با قوت و حرارت بشارت دهیم، اگر تعلیم او را در خصوص: تسلیم ارادۀ پدر شدن، جلال دادن نام پدر، محبت کردن، فروتنی، سادگی، گذشت، بخشش، عدم نفرت، دلسوزی، ایثار، دوری از ناپاکی، و بشارت انجیل او را در زندگی ایمان خود اجرا نکنیم، دروغگویان و ریاکارانی بیش نیستیم، و هرگز نباید توقع داشتیم که اولا، چون طوفان فرا رسید و مصیبت آمد، و رنج و پریشانی بر ما ریخت، اساس ایمان ما فرو نریزد و ما نیز مانند دیگران نگردیم و اسیر زنجیرهای دنیا نشویم، دوما در روز آخر، عیسای خداوند در مراوریدین را بروی ما باز کند و ما را در حضور خود بپذیرد و بگوید:" بیایید ای برکت یافتگان  از پدر من و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده شده است به میراث گیرید." ( متی 25: 34)

 

پس ای ایماندار!

میخواهیم در زندگی کوتاه مدت زمینی شاد باشیم، پیروزمند، و به رغم طوفانها و مصیبتها و رنجها در نام مسیح استوار بایستیم و ایمانمان نلغزد؟ باید همین امروز پس از شنیدن کلام خداوند، قوت روح مقدس را برای اجرای آن در زندگی مسیح خود بطلبیم. بطلبیم؛ با شور و حرارتی قلبی؛ و از روح مقدس بطلبیم که هرگز ما را فقط شنوندگان کلام نسازد که گوشهای ما را پر سازد، بدن روحانی ما را فربه سازد، اما هرگز به آن عمل نکنیم و در این فربه گی روحانی آنقدر باقی بمانیم، چون طوفان فرا رسید نتوانیم تکان بخوریم و به پیش برویم و خرابی بر ما بریزد، یعنی آن خرابی عظیم!