دعا کردن و اساس و چگونگی آن

اصول دعای یک مسیحی چه باید باشد؟ و پاسخ آن از جانب خدا چگونه است؟

نوشتۀ: ح.گ

 

 

تقریبا صد و چهل و هشت بار از عبارت دعا در مناسبتهای مختلف در کتابمقدس سخن گفته شده است از این تعداد تقریبا شصت و سه بار آن در کتابمقدس عهد جدید است!این خود گویای اهمیت این موضوع در زندگی هر مسیحی است.

درک اینکه عیسای خداوند وقتی بر روی زمین بود، بارها در فرصتهای متعدد در خلوت، در حضور شاگردان و یا در بین مردم دعا میکرد باید خود به اهمیت اساسی این موضوع ما را واقف سازد. عیسای خداوند روزهایی که در جسم انسانی خود بود بارها از جماعت دور شد و در خلوت با پدر آسمانی خود در دعا نشست( متی 14: 23 و مرقس 6: 46 و لوقا 6: 12 ) دست بر کودکان گذاشت و در ملاء عام برای آنان دعا کرد( متی 19: 15 ) با تعداد اندکی از شاگردان خود به دعا نشست( لوقا 9: 28) در بین مردم برای شکرگزاری از پدر آسمانی خود چه در زمان برکت دادن نان، چه در زمان انجام معجزۀ عظیم الهی دعا کرد( لوقا 9: 15 و یوحنا 11: 42 ) به شاگردان خویش اهمیت دائما دعا کردن و تنبلی نکردن و اصرار و پافشاری در آن را تعلیم داد.( متی 7: 7-8 و لوقا 18: 1 ) قبل از اینکه بر بالای صلیب برای گناهان بشر مصلوب گردد، برای شاگردان خویش بلندترین دعایی که از او برای ما ثبت شده است را انجام داد( یوحنا 17 ) و برای مقابله کردن بر وسوسه های درون خودش و تسلیم شدن به ارادۀ پدر و آماده شدن برای عبور از درۀ مرگ ساعتها در خلوت شب دعا کرد.( متی 26: 36- 42 ) اما دعا چیست؟

در آغاز نامۀ عبرانیان نویسندۀ این نامه میگوید که خدا در زمان قدیم به اقسام متعدد توسط انبیای خود با ما سخن گفت. چگونه؟ توسط کلامی که به انبیای خود داد و آنها با قوم خود از خواستۀ خدا بواسطۀ آن کلام  سخن گفتند. سپس در مزمور هفدهم آیۀ ششم میخوانیم که:" ای خدا ترا خوانده ام زیرا که مرا اجابت خواهی نمود. گوش خود را به من فراگیر و سخن مرا بشنو." این دو آیه با ما از یک حقیقت ناب روحانی سخن میگویند و این آن است که: خدا با ما توسط کلامش گفتگو میکند و ما با دعا کردن با خدا گفتگو میکنیم. و این راه مخابره از زمین به آسمان تنها راه بقا و پایداری در زیستن پیروزمند مسیحی در دنیایی که حکمران آن شیطان است در مایی که هنوز در جسم طغیان گر هستیم و در بین آدمیان و ابناء بشر در این عمر کوتاه زمینی ما میباشد. از این راه فریادها و ناله های خود را به آسمان میفرستیم و از همین راه امداد و یاری خداوند  میرسد. از این راه ما نیازها و خواسته های خود را به نزد اسمان میفرستیم و از همین راه برکات سرشار الهی روز و شب بر ما میریزد. این راه همان راهیست که فرشتگان از آن بالا و پایین میروند. این همان نردبان یعقوب است( پیدایش 28: 12-16 ) و ما بعنوان ایمانداران مسیحی باید همواره این راه را باز بگذاریم و هرگز از این راه گمراه نشویم و هرگز این راه را سهل نگیریم و هرگز در این راه سستی نکنیم.

مسیحیان متعددی در خصوص دعا و شیوۀ دعا و دیگر اساس دعا و چگونگی آن نوشته اند، و حقیقتا میتوان کتابهای ارزنده ایی در این خصوص پیدا کرد که به دانش روحانی ما در بارۀ دعا کردن و نحوۀ آن خواهد افزود. شاید یکی از آموزنده ترین و پرمغزترین تعلیم در خصوص دعا و نحوۀ دعا و اساس و مضمون آن برای یک مسیحی همان دعای عیسای خداوند که در بین ما به " دعای ربانی " معروف است باشد؛ که عیسای خداوند آن را به شاگردان خویش تعلیم داد. 

 

اساس و چهارچوب دعا

قبل از اینکه به دعای خداوند بپردازیم باید به چند نکتۀ اساسی در خصوص این دعا اشاره کنیم. اولا این دعای عیسای مسیح به خدا نبود، زیرا عیسی هرگز به خدا " قرضدار " نبود تا از خدا برای بخشیدن آن دعا کند. لوقا میگوید:" و گناهان ما را ببخش " عیسی هیچ گناهی نکرد که نزد خدا برای بخشش آن دعا کند. دوما این دعا، دعایی نبود که عیسی از شاگردان بخواهد تا عین آن را مدام تکرار کنند، زیرا خود او بر خلاف این امر بود.( متی 6: 7 ) بلکه در پاسخ درخواست شاگردان از تعلیم دادن نحوۀ دعا، عیسی این دعا را به آنان تعلیم میدهد( لوقا 11: 1 ) سوما این دعا یک الگو و نمونه کامل و بی نقص برای هر دعای یک مسیحی است و من و شما نمونه کامل دیگری برای دعا جز دعای بیان شده توسط عیسای خداوند نداریم.

اکنون اجازه بدهید تا لوقا باب یازده ایۀ اول و متی باب شش ایات پنج تا سیزده را با هم ادغام کنیم. سپس قبل از اینکه به خود دعای ربانی نگاه کنیم، به آیات پنجم تا هشتم از انجیل متی باب شش نگاه کنیم. با دقت بر این آیات قبل از اینکه به دعای ربانی بپردازیم، به شیوه و نحوۀ آماده شدن برای دعا برخواهیم خورد. عیسی قبل از اینکه نحوۀ دعا کردن را به شاگردان تعلیم دهد، به آنها تعلیم میدهد که چگونه خود را برای دعا کردن نزد خدا آماده سازند. آنچه که این چند آیه به ما میگوید این است که دعا کردن عبادت و ستایش کردن خداوند است. اما عبادت کردن فقط دعا کردن نیست. عیسای مسیح در ایات 5 تا 8 به ما میگوید که دعای ما باید:

1-   باید به دور از ریا و تظاهر باشد.

2-   باید در آزادی و نظم باشد.

3-   باید با آگاهی از توانایی خدا باشد.

4-   باید با دانش از خدایی باشد که نهان و آشکار ما را میداند.

سپس عیسای مسیح به شاگردان تعلیم میدهد که این دعا چگونه باید باشد. او به آنها میفرماید:" پس شما اینطور دعا کنید:

" ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. ملکوت تو بیاید، ارادۀ تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز کرده شود. نان کفاف ما را امروز به ما بده. و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را میبخشیم. و ما را در آزمایش میاور بلکه از شریر ما را رهایی ده زیرا ملکوت و قوت و جلال تا ابد از آن تست. آمین."( متی 6: 9- 13 )

در این شیوۀ دعا ما چند نکتۀ اساسی میبینیم. این دعا به ما تعلیم میدهد که دعای من و شما باید همواره با چهار اصل همراه باشد:

1-   همواره با ستایش و پرستش خدا آغاز شود.

2-   همواره با مناجات ادامه پیدا کند.

3-   همواره با درخواست مشخص همراه باشد.

4-   همواره با شکرگزاری و حمد خاتمه پیدا کند.

 

آنچه خداوند ما عیسای مسیح در این دعای نمونه و الگو به ما تعلیم میدهد از این قرار است که:

1-   الف- عیسی ابتدا دعا را با حمد و ستایش خدا آغاز میکند. ما باید ابتدا باید با ایمان و از ته دل تمام عظمت و قدوسیت خدا را پرستش نماییم. جلال و عظمت او را بیاد بیاوریم. کار بزرگ او را. محبت او را. و وقتی این کار را میکنیم، خود را از خدا پایین تر دانسته و فروتن ساخته و مقام او را ورای تمام باور خودمان و باورهای دیگر موجود قرار میدهیم و به او تمرکز میکنیم. آغاز دعای حنا مادر سموئیل یک نمونه بارز است. " مثل یهوه خدایی نیست زیرا غیر از تو کسی نیست." ( اول سموئیل 2: 1-11) و یا آغاز دعای مریم:" جان من خداوند را تمجید میکند." ( لوقا 1: 46- 55) یا داود :" خداوند را که سزاوار کل حمد است خواهم خواند. پس از دشمنانم رهایی خواهم یافت." ( مزمور 18: 3)

2-   ب- عیسی پس از حمد و ستایش خدا  از ملکوت خدا که وعدۀ آمدن آن را قبل از آفرینش به انسان داد سخن میگوید، به ارادۀ پدر آسمانی خود که باید اجرا شود و اجرا میشود اشاره میکند. در راز و نیاز ما با خدا در دعا باید همواره تمام کارهای عظیم خدا و وعده هایی را که به ما داده است را به زبان آورده و آنها را به خداوند بگوییم. با بیاد آوردن  وعده های خداوند به او جلال بیشتری به خود او میدهیم زیرا اعتراف میکنیم که به وعدۀ او وابسته و دل بسته ایم. ما متکی به وعدۀ تو هستیم ای خداوند." ای خداوند احسانات و رحمتهای خود را به یاد آور چونکه آنها از ازل بوده است. ای خداوند برحمت خود و بخاطر نیکویی خویش مرا یاد کن."( مزمور 25: 6-7 ) داود در این آیه احسان، رحمت، نیکی خدا را به یاد خدا میاورد. " کلام خود را به بندۀ خویش بیاد آور که مرا به آن امیدوار گردانیدی." ( مزمور 119: 49 ) اینجا مزمور نویس به تمام آن وعده هایی که خدا در کلام خویش ما را به آن امیدوار کرده اشاره دارد.

3-   پ- وقتی نزد خدا به دعا زانو میزنیم باید از خواسته خود آگاه باشیم و آن را با نظم و هدف خاص به حضور او بیاوریم. عیسی از نان کفاف روزانۀ ما  سخن گفته است. از بخشیدن شدن گناهان یا بدهی ها سخن میگوید. و از درنیامدن به وسوسه ها. تمام این خواسته ها بسیار روشن و بدون هیچ ابهام و تردید میباشند. باید بدانیم که چه میخواهیم و آن را دقیقا نزد خدا بیاوریم. یعقوب از یهوه خواست تا او را از دست عیسو رهایی دهد.( پیدایش 32: 24- 28 ) موسی از خدا خواست تا افرادی به او بدهد تا با او در هدایت قوم یاری کنند.( اعداد 11: 11- 29). خواستۀ شما هر چه هست، هر چند کوچک و ناچیز، همان را به خدا بگو. به همان سادگی خودش. و هر چند بزرگ و وخیم، مجددا جزئیات آن را به خدا بگو و از آن کوتاهی نکن.  نگو خدا میداند پس چرا باید به جزئیات بگویم! خدا میداند، اما میخواهد جزئیات آن را از دهان تو بشنود، تا وقتی که تمام آن دعا با تمام آن جزئیات آن برآورده شده، او جلال کامل را از آن خود کند و تو قدرت خدایت را بیشتر و بیشتر واقف گردی.

4-   ت- و در آخر دعای ما باید با شکرگزاری و سپاس از خدا خاتمه پیدا کند. به چند طریق میتوان آن را انجام داد: در خاتمه میتوان انجام تمام خواسته های خود را قبلا دید و آن را قبلا برآورده شده تصاحب کرد، و با این روح تماما خدا را برای برآورده شدن آنها حمد و ستایش کرد. یا به یاد تمام آن کارهای عظیمی که همین خدا قبلا برای ما انجام داده و دعاهایی که قبلا برای ما برآورده کرده افتاد و او را حمد و ستایش نمود. باید در این حمد و ستایشِ خداوند قوت و مالکیت و توانایی خدا بطور واضح و روشن از زبان ما بیرون بیاید." ای خداوند ترا در میان امتها حمد خواهم گفت ترا در میان قومها تسبیح خواهم خواند زیرا رحمت تو تا آسمانها عظیم است و راستی تو تا افلاک." ( مزمور 57: 9-10) " و اما من دائما امیدوار خواهم بود و بر همۀ تسبیح تو خواهم افزود. زبانم عدالت ترا بیان خواهد کرد و نجاتت را تمامی روز زیرا که حد شمارۀ آن را نمیدانم. تو کارهای عظیم کرده ایی خدایا مانند تو کیست؟"( مزمور 71: 14-15 و 19)

 

دعا و چگونگی پاسخ آن از جانب خدا

 

این مبحث خود تماما گفتگویی مجزاست و وقت بسیاری برای بررسی آن لازم دارد. اما بجا دیدم مختصر اشاره ایی به آن داشته باشم. خیلی ها دردمندانه و گاها با کمال ناامیدی و دلسردی میپرسند چرا دعاهای آنها جواب داده نمیشود. یک اصل را یک ایماندار هرگز نباید فراموش کند، چه دعا انجام شود و چه نشود، چه دعا پاسخ داده شود و چه پاسخ داده نشود. از دعا کردن نباید دست کشید! کلام خداوند بارها و بارها از ما خواسته که از دعا کردن بازنایستیم. خدا دل ما را میداند و خواستۀ ما را نیز قبل از اینکه دهان ما به درخواست آن باز شود. عیسی میفرماید:" اما پدر آسمانی شما میداند که بدین همه چیز احتیاج دارید." ( متی 6: 32) از اینرو عیسی خداوند از شاگردانش خواست که همیشه دعا کنند و هرگز تنبلی نکنند( لوقا 18: 1 ) پولس میگوید:" همیشه دعا کنید."( اول تسالونیکی 5: 17 ) و در افسسیان میگوید:" و با دعا و التماس تمام در هر وقت در روح دعا کنید." ( افسسیان 6: 18 ) داود میگوید او شام و صبح و ظهر نزد خدا دعا میکند ( مزمور 55: 17 ) خدا سوپر مارکت ما نیست که هر وقت نیاز به خرید داریم آنجا برویم! باید در هر شرایطی از دعا کردن بازنایستاد. سموئیل به قوم اسرائیل گفت:" و اما من حاشا از من که به خداوند گناه ورزیده ترک دعا کردن برای شما نمایم."( اول سموئیل 12: 23 )

کلام خداوند به وضوح و به دفعات متعدد به ما گفته است که خدا به چند دلیل دعای ما را پاسخ نمیدهد:

1-  در اشعیاء 1: 15 میخوانیم که:" هنگامی که دستهای خود را دراز میکنید چشمان خود را از شما خواهم پوشانید و چون دعای بسیار میکنید اجابت نخواهم نمود زیرا که دستهای شما پر از خون است." در حزقیال 39: 23-24 میخوانیم:" زیرا چونکه به من خیانت ورزیدند من روی خود را از ایشان پوشانیدم."

پس وجود گناه انجام شده در ما، اما اعتراف نشده نزد خدا و به زبان آورده نشده یکی از عوامل بزرگ پاسخ داده نشدن به دعای ما میباشد. اما این یک اصل کلی در عدم پاسخ دادن به دعا و درخواست ما نیست.

 

2-  دعای ما گاها پاسخ داده نمیشود زیرا زمان پاسخ آن فرا نرسیده است! فکر میکنید ابراهیم چقدر نزد خدا دعا کرده بود تا صاحب فرزندی شود؟ در چه سنی خدا به او فرزند داد؟ فکر میکنید یعقوب چقدر دعا کرده بود تا روی یوسف را یکبار دیگر ببیند؟ چقدر طول کشید؟ فکر میکنید یوسف چقدر دعا کرد تا آن ساقی دربار نام و شرایط او را به بیاد فرعون بیاورد؟ چقدر طول کشید؟ رهایی قوم اسرائیل و ناله و آه آنها چند سال طول کشید تا پاسخ داده شود؟ داود چقدر دعا کرد تا از دست شائول رهایی پیدا کند؟ چقدر طول کشید؟ حنا چقدر دعا کرد تا صاحب فرزندی شود؟ ایوب چقدر دعا کرد تا از دردها و بیماری و بدبختی خود خلاص شود؟ شمعون پیر چند سال دعا کرد بود تا چشمانش به دیدن نجات دهنده باز شود؟ تمام این افراد به پاسخ دعای خود دست یافتند اما در زمانی که خدا تعیین کرده بود نه آنچه آنها میخواستند. این یک اصل غیرقابل تغییر است.

 

3- روی دیگر این عدم پاسخ ندادن دعا این است که خدا هرگز به خواستۀ ما پاسخ نمیدهد زیرا طرحی بزرگتر از خواستۀ ما برای ما در نظر دارد. به دعای خداوند ما در باغ جتسمیانی دقت کنید. آیا جام مرگ از عیسی دور شد. ساعتها دعا کرد، قطرات عرق او چون خون چکید، اما جام از او گرفته نشد و او باید آن را مینوشید. برای اینکه خدا تمام قدرتهای آسمان و زمین را به مسیح تسلیم نماید و نامی به او دهد که تنها نام بر روی زمین و آسمان باشد که رستگاری را به ارمغان بیاورد، و او را پادشاه پادشاهان سازد، عیسی باید از تالار مرگ رد میشد. پس دعای ما گاها پاسخ داده نمیشود زیرا خدا طرحی بزرگتر برای ما دارد. پس پاسخ ندادن به دعای ما عین پاسخ دادن به دعای ماست.

 

4-  من این را با تمام وجودم میدانم که اگر خدا به دعایی از جانب ما پاسخ ندهد، چیز دیگری را برای ما مهیا میسازد که ما نخواسته ایم یا بهتر است بگویم خواستن و درخواست  آن را فراموش کرده بودیم، و آن برای ما بسیار مهم و حیاتی بوده است، و خدا آن را به جای آن خواستۀ دیگر به ما میدهد و در دراز مدت، برآوردن نشدن آن خواستۀ ما و دریافت آنچه ما نخواسته ایم اما خدا به ما میدهد، عین پاسخ دعای ما میگردد.

 

5-   و اساسی ترین دلیل برای پاسخ ندادن به دعا در مدت زمانی که ما میطلبیم، تماما در روند تبدیل کردن ماست. در روند تبدیل کردن و مصفی کردن ما از غبارها و زنگارهای دنیا و جسم و نفس است که خدا اجازه میدهد تا در دعا بمانیم. تا در درخواست و التماس بمانیم. تمام مدت زمانی که دستهایمان بسوی آسمان دراز است و چشمانمان یاری و امداد را از آسمان انتظار میکشد و قلب و جان ما در بیقراری میسوزد و صبر و طاقت بر ما تنگ میشود و ناامیدی بر ما هجوم میاورد و دلسردی حلقۀ درِ روح ما را میزند و شکست در گوش ما پچپچه میکند، خدا در حال شکل دادن و تبدیل کردن ماست. عین سوختن در کورۀ آتش، خواستۀ خداست؛ زیرا هر چند میسوزیم، اما نابود نمیگردیم؛ هر چند میشکنیم اما از بین نمیرویم؛ هر چند به زمین میافتیم اما برمیخیزیم. تمام مدت زمان درخواست دعا تا برآوردن شدن آن، مدت زمان تبدیل شدن ذره ذرۀ باطن زمینی ما به باطن آسمانی ماست. ما میدانیم که به شباهت مسیح در آمدن، همواره با درد همراه است. مسیحی بودن همواره با رنج همراه است، و یکی از آن دردها و رنجها، منتظر ماندن در پاسخگویی به دعا و خواستۀ ماست. اما عزیز! این درد و رنج عین رهایی و عین جلال ماست. چنگ زدن به ردایی آنکه تمام برکات آسمان را در اختیار دارد و آن را رها نکردن، عین خود محبت آتشین ما به اوست. عین خود یهوه خدای خود را با تمام دل و جان و فکر دوست داشتن است.

 

دوست عزیز! ای ایماندار!

خدا دعا کردن را به ما داد تا ما بتوانیم با او گفتگو نماییم. خداوند روح خود را به ما داده است تا در این گفتگو کردن یاور ما باشد. دعا کردن برای یک مسیحی هرگز نباید کلیشه ایی و خشک باشد. بیایید با دعاهای تکراری و خسته کنندۀ خودمان گوش خدا را درد نیاوریم! بیایید با دعاهای گیج و نامعلوم خودمان دور خودمان نچرخیم! بیاید با دعای سرد و بی روح خود فضای عبادت خود را یخ زده نکنیم! اگر با شخص بزرگی بر روی زمین در زمان گفتگو کردن تمام اصول آداب و معاشرت را رعایت میکنیم، در گفتگو با خدای خود، خالق ما، مالک ما، صاحب زندگی و مرگ، حیات و عذاب، آسمان و زمین، چقدر بیشتر باید همه چیز را مراعات کنیم؟ خدا دل ما را در دعا میخواهد و او از دل ما باخبر است، ما هیچ نیازی ندارد تا تلاش کنیم تا دل خود را به خدا بفهمانیم، اما نیاز داریم که از ته دل با خدا گفتگو کنیم. در روح و در قوتی که روح خدا به ما داده است و یاری و مددی که روح مقدس خدا به ما میدهد و در ناله هایی که روح مقدس خدا به ما یاری میکند دائما به تخت رحمت خدا نزدیک شده و از درخواست و نیاز خود با او سخن بگوییم. آنگاه در صبر و فروتنی اما با سماجت و پشتکار دعا و خواستۀ خود را تکرار کنیم تا پاسخ آن را دریابیم. پاسخ هر چه باشد، به همراه خود آرامش الهی را میاورد. ایماندار به مسیح در خواسته و دعای خود هرگز دلشوره و اضطراب ندارد، زیرا او میداند خدایش کیست و میداند که از چه کسی چه چیزی میخواهد. پس او میایستد و لغزش نمیخورد و در همه حال و در هر شرایطی و در هر پاسخی در آرامش خدایش قرار میگیرد.آمین